3-4. روش تحقیق 77
3-5. متغیرهای تحقیق 77
3-5-1. متغیر مستقل: 77
3-5-2. متغیر وابسته: 77
3-5-3. متغیرهای زمینه ای: 78
3-6. محدودیت های تحقیق : 78
3-6-1. محدودیت های تحت کنترل : 78
3-6-2. محدودیت های خارج از کنترل 78
3-6. شیوه و ابزارگردآوری داده ها: 78
3-7. برنامه تمرینی : 80
3-8. روش آماری : 80
فصل چهارم: تجزیه و تحلیل داده های تحقیق 81
4-1. مقدمه 82
4-2. یافته های تحقیق 82
4-3 یافته های توصیفی 82
4-4. یافته های استنباطی 82
نمودار mean plot شماره4-4: برای هورمون استرسی کورتیزول (mg/dl)بر حسب دو گروه 90
نمودار میله ای شماره 4-8: خطای شاخص التهابی اینتر لوکین 6 (IL-6 )در گروه کنترل 101
برای چهار مرحله خونگیری 101
فصل پنجم: جمعبندی یافتهها و بحث و نتیجهگیری 110
5-1. مقدمه 111
5-2. خلاصه پژوهش 111
5-3. بحث و نتیجه گیری 112
نتیجه گیری: 117
5-5. پیشنهادات پژوهشی 118
منابع 119
پیوست ها 138
چکیده انگلیسی 141
مقدمه :
عملکرد دستگاه های مختلف بدن از جمله دستگاه ایمنی1 از طریق روش های تمرینی مختلف دستخوش تغییرات می شود. فرض بر این است که تمرین با شدت و مدت متوسط موجب بهبود عملکرد ایمنی و تمرین شدید و طولانی موجب سرکوب آن میشود (62،231)متغیرهایی همانند شدت، مدت و نوع تمرین، شرایط محیطی و نیز مصرف انواع مکمل ها در افراد سالم و ورزشکار دررده های سنی مختلف در مردان و زنان در زمره ی پژوهش های ایمنولوژی ورزشی قرار دارد(1). سایتو کاین ها پلی پپتیدهایی هستند که در ارتباط متقابل با دستگاه ایمنی هستند و توسط انواع متفاوتی از سلول های ایمنی و غیر ایمنی تولید می شوند11)،(218. به چند دسته عوامل رشدی[1] (CSFs) اینترفرون ها[2] (IFN2) سایتوتوکسین ها[3] و اینترلوکین ها [4](ILs) تقسیم میشوند(6). سایتوکاینها را به دو دسته ی پیش التهابی و ضدالتهابی تقسیم کرده اند. سایتوکاین های پیش التهابی مانند IL-1،TNF-α،IL-6،IL-17،IL-18،IL-22،IL-23 و سایتوکاین های ضدالتهابی مانند IL-4،IL-10، IL-1R،IL-13می باشند(80). شواهدی متناقض مبنی بر تحریک تولید نشانگرهای التهابی در طول و پس از انجام ورزش وجود دارد،منابع احتمالی شامل عضلات اسکلتی، سلولهای تک هسته ای حرکتی، و یا دیگر بافت های بدن است(308). سایتوکاین التهابی IL-6 به طور مستقیم در عضله اسکلتی در پی حرکت ورزشی شدید تولید شده است(44,251). عضله اسکلتی تحت تأثیر یک حرکت ورزشی در نتیجه
این مطلب را هم اگر خواستید بخوانید :
سیتوکینز موضعی به همراه IL-6، TNF-α، IL-1β قرار می گیرد. این پاسخ التهاب موضعی در نتیجه یک واکنش منظم توسط افزایش تولید IL-6 از کبد و آغاز پاسخ مرحله حاد توسط محرک تولید CRP صورت می گیرد(46,219). مطالعات درمانگاهی پیشنهاد میکنند که برخی از فاکتورهای رژیم غذایی همانند کربوهیدرات ها، پزوتئین ها واسیدهای چربی اشباع نشده n-3، ویتامین های آنتی اکسیدان، فیبرهای رژیم غذایی،L آرژنین و منیزیم ممکن است نقش مهمی را در تعدیل التهاب بازی کنند. رابطه مشاهده شده بین مصرف مکرر آجیل و کاهش خطر مرگ و میر ناشی از بیماریهای قلبی عروقی و دیابت نوع 2 نشان میدهد که آجیل های غنی از مواد غذایی تعدیل کننده هستند. در حقیقت مصرف مکرر روغن زیتون و آجیل با غلظتهای کمتری از برخی از نشانههای التهابی محیطی در مطالعات متقاطع – بخش بخش مرتبط بوده است. همچنین مصرف آن کاهشهایی را درCRP و IL-6 و نشانههای اندوتلیال در آزمایشهای درمانگاهی اخیر نشان داده شده است. (153)
1-2. بیان مسئله :
ورزش می تواند هم اثرات مثبت و منفی بر روی سیستم ایمنی داشته باشد. تمرین ملایم منظم به نظر می رسد انتشار عفونت را کاهش می دهد در حالیکه تمرین بلند مدت شدید علت های یک فرونشانی آنی از تعداد زیادی از پارامترهای ایمنی با توجه به شدت و مدت ورزش باشد. (13) معتقدند که ورزش علل الخصوص ورزش شدید و مزمن القاء یا آسیب عضله منتج شده در آزاد کردن ماده های گوناگون مانند پروتئین های درون سلولی، سایتوکاین ها و کموکنیس ها، بطور نهایی نتایجی در پاسخ التهابی را تحریک می کند266)،91) فعالیت فیزیکی ممکن است باعث تغییراتی خاصی مانند روانی پاسخ های مرحله حاد، فعالیت و بسیج لکوسیت ها، رهایش میانجی های التهاب (سایتوکاین ها) آسیب بافتی، نفوذ سلولی،تولید رادیکالهای آزاد،کامل کردن فعالیت،لختگی و آبشارهای فیبرینوتیکی را شامل میشوند(253). درجریان التهاب، میانجیهای مختلفی توسط سلولهای سیستم ایمنی غیراختصاصی و اختصاصی ترشح میشود که باعث تشدید پاسخ ایمنی میگردد(20). برخی از سایتوکاین ها،بویژه سایتوکاین های پیش التهابی مانند TNFو IL-6هنگام فعالیت ورزشی آزاد می شوند(272,274). IL-6 اصولا اثرات ضد التهابی دارد که تزریق آن به انسان باعث تب می شود. که با سایتوکاین های پیش التهابی مشاهده شده است،که بنظر می رسد باعث رهائی پروتئین های مرحله ی حاد از سلول های کبدی می شودIL-6 بطور مستقیم بیان α-TNF را صادر میکند(21). محققان بیان کرده اند که با انجام فعالیت IL-6 تولید TNF-αرا مهار میکند (268) در انسان تزریق rhIL-6،گیرنده محلول TNF-α،CRP را افزایش می دهد(325) تحقیقات نشان داده اند که سطوح TNF-α بطور معنی داری بعد از ورزش شدید در افراد سالم افزایش یافته است((229,251 تزریق rhIL-6 باعث افزایش IL-6 پلاسمایی می شود و در انسان باعث جلوگیری از افزایش TNF-αپلاسمایی ناشی از ایندوتوکسین میشود(325)و تمرینات باعث نابودی TNF-αمی شود. همچنین ازطریق مسیرهای مستقلIL-6،شاهدافزایش ملایم TNF-αبعدازتمرینات درموشها هستیم(163). اتینسبرگ و همکاران[5] دریافتند 180 دقیقه تمرین باز کردن دو پا موجب افزایش معنادارIL-6 در طول تمرین می شود اما TNF-α افزایش معناداری نمی یابد. (323)جفری و همکاران[6] اثر 3 ماه تمرین قدرتی بر میزانTNF-α به عنوان یک سایتوکاین کاتابولیکی و سطوح پروتئینی مردان مسن دریافتند این 3 ماه موجب کاهش TNF–αmRNA می شود(144). محققان افزایش معنی داری را پس از تمرینات قدرتی و استقامتی در TNF-α مشاهده کردند(138). سایتوکاین التهابی IL-6 به طور مستقیم در عضله اسکلتی در پی حرکت ورزشی شدید تولید شده است(46,251). عضله اسکلتی تحت تأثیر یک حرکت ورزشی در نتیجه سیتوکینز موضعی به همراه IL-6، TNF-α، IL-1β قرار می گیرد. این پاسخ التهاب موضعی در نتیجه یک واکنش منظم توسط افزایش تولید IL-6 از کبد و آغاز پاسخ مرحله حاد توسط محرک تولید CRP صورت میگیرد(46,219). محققان بیان کرده اند IL-6 پس از ورزش های استقامتی افزایش یافته است(248). یافته ها در دو تحقیق طولی نشان داده است که تمرینات منظم باعث کاهش سطحCPR می شود(84,208). از طرفی افزایش معنی داری را پس از تمرینات استقامتی در CRP مشاهده کردند(187). آنها پیشنهاد می کنند که تمرین برون گرا باعث پاسخ آسیب مرحله حاد شده و تفاوت معنادار بین گروهی برای IL-6 وCRP بوجود می آورد (279). داده ها افزایش معنی داری را پس از اجرای پروتکل بروس بر روی سطوح پلاسماییCRP نشان داده اند(338). از طرفی مکملهای غذایی محصولاتی هستند که برای تکمیل رژیم غذایی تولید میشوند که میتواند شامل انواع: ویتامینها،مواد معدنی،اسیدهای آمینه انواع گیاه میشوند،متابولیت،عصاره و یا ترکیبی از هریک از مواد مذکور باشد که میتواند به شکل مایع، ژل،پودر،کپسول باشد. مواد کمک غذایی نیروزا و مکملها را میتوان به شیوه های مختلف طبقه بندی کرده:
1-افزایش به کارگیری انرژی در عضله(مکمل کراتین)
2-افزایش فرایندهای سوخت و سازی آزادسازی انرژی در عضلات(مکمل ال-کارنیتین)
3-افزایش اکسیژن رسانی به عضلات(مکمل آهن)
4-افزایش بکارگیری اکسیژن در عضلات(مکمل کوآنزیم- یوبی کینون یا یوبی کویئنون)
5-کاهش تولید تجمع مواد متابولیت بوجود آورنده خستگی در عضلات (مکمل بیکربنات سدیم)
6-بهبود کنترل عصبی انقباضات عضلانی( مکمل کولین)
به هنگام و پس از فعالیتهای بدنی سطوح سرمی و پلاسمایی و بزاقی هورمون کورتیزول افزایش می یابد(191). ورزش شدید باعث افزایش محتوای کورتیزول سرم و بزاق ورزشکاران می شود، که این افزایش برای مدت طولانی تری پس از توقف نیز باقی می ماند (231،280،296 ). بسیاری از تحقیقات به اهمیت کورتیزول به عنوان هورمونی که تنظیم کننده پاسخ ایمنی[7]و مسئول تغییرات دستگاه ایمنی پس از فعالیت بدنی است اشاره داشته اند(96،165،199،296،280،(241. اغلب مطالعات انجام گرفته اثر کوتاه مدت تمرینات بر عملکرد ایمنی را مورد بررسی قرار داده اند. یافته های پژوهش های موجود نشان دهنده طبیعت دوگانه ی پاسخ ایمنی نسبت به ورزش است. می توان علت این موضوع را با گستردگی انواع فعالیت های ورزشی از نظر شدت، مدت، درگیر بودن سایر عوامل فیزیولوژیک مانند نقش هورمون ها و نیز عوامل روانشناختی و تاثیر عوامل محیطی مرتبط دانست5)، (2. در بسیاری از تحقیقات و رژیم های غذائی روغن زیتون به عنوان فاکتور اصلی قرار گرفته است. یکی از برتری این روغن در بالا بودن محتویات اسید اولئیک و پایین بودن اسید لینولنیک است (8). تعیین کرده اند که روغن زیتون با محتویات فنولیک بالا اثرات حمایتی در مقابل التهاب را نشان داده است(203). در اکثر تحقیقات روغن زیتون تنها به عنوان ماده ای برای رژیم های غذائی و یا دارونما در کنار دیگر مکمل ها مانند روغن ماهی مورد استفاده قرار گرفته است. در برخی از تحقیقات بیشتر خواص داروئی روغن زیتون برای کاهش دادن فاکتورهای خطر قلبی و عروقی مورد استفاده قرار گرفته است. این تحقیق بر روی دانشجویان رشته تربیت بدنی انجام گرفته است که در طول چند سال بطور متوسط 3 روز در هفته تمرینات ورزشی خود را اعم از ایروبیک، هندبال، بسکتبال و. . . را انجام می دهند و بصورت داوطلب ما را یاری کرده اند.
1-3. اهمیت و ضرورت انجام تحقیق :
بررسی پاسخ سایتوکاین ها و هورمون کورتیزول در هنگام ورزش های وامانده ساز نسبت به ورزش های بلند مدت کمتر مورد توجه قرار گرفته است، احتمالا دلیل این کم توجهی، ملاحظات تکنیکی مربوط به اندازه گیری سایتوکاین ها،مانند غلظت بسیار کم این مواد در افراد سالم و حذف سریع آن از خون و سایر قسمت های بدن می باشد. از طرفی بررسی پاسخ سایتوکاین ها به مکمل روغن زیتون به عنوان مکمل اصلی نسبت به دیگر مکمل ها و روغن ها مانند روغن ماهی در هیچ تحقیقی صورت نگرفته است، با توجه به اینکه یکی از برتری این روغن در بالا بودن محتویات اسید اولئیک و پایین بودن اسید لینولنیک است (8)، روغن زیتون با محتویات فنولیک بالا اثرات حمایتی در مقابل التهاب را نشان داده است(203) چندین فنولیک مرکب همانند ترکیبات ضد التهابی شناخته شده اند ؛ هرچند ترکیبات فنولیک بکار برده شده در روغن زیتون اثرات ضد التهابی متفاوتی را در کشت میکروبی خون انسان نشان داده است(211). روغن زیتون غنی از منابع MUFA و دارا بودن همه ترکیبات چربی دوست از میوه زیتون بخصوص ترکیبات فنولیک با اجزاء ضد التهابی و آنتی اکسیدانی قوی می باشد(93,278). نتایج پژوهش حاضر می تواند در آگاهی از رابطه بین آسیب های عضلانی وافزایش هورمون کورتیزول و مکمل روغن زیتون موثر باشد.
1-4. اهداف تحقیق :
1-4-1. هدف کلی :
تاثیر مکمل روغن زیتون بر پاسخ های التهابی و کورتیزول به دنبال یک جلسه فعالیت هوازی فزاینده در دختران فعال
1-4-2. اهداف جزئی :
1-بررسی اثر مکمل روغن زیتون بر مقادیر اینترلوکین–6 بعد از یک جلسه ورزش فزاینده در دختران فعال
2-بررسی اثر مکمل روغن زیتون بر مقادیر عامل نکروز توموری – آلفا بعد از یک جلسه ورزش فزاینده در دختران فعال
3-بررسی اثر مکمل روغن زیتون بر مقادیر پروتئین واکنشگر–C بعد از یک جلسه ورزش فزاینده در دختران فعال
4-بررسی اثر مکمل روغن زیتون بر مقادیر هورمون استرسی کورتیزول بعد از یک جلسه ورزش فزاینده در دختران فعال
5- بررسی تغییرات بین متغیرهای پژوهشی در دو گروه مکمل و کنترل
1-5. فرضیه های تحقیق
فرضیه های تحقیق عبارتند از :
1- مکمل روغن زیتون بر شاخص التهابی اینترلوکین–6 دختران فعال بعد از یک جلسه ورزش فزاینده تاثیر دارد.
2- مکمل روغن زیتون بر شاخص التهابی عامل نکروز توموری – آلفا دختران فعال بعد از یک جلسه ورزش فزاینده تاثیر دارد.
3- مکمل روغن زیتون بر شاخص التهابی پروتئین واکنشگر C دختران فعال بعد از یک جلسه ورزش فزاینده تاثیر دارد.
4- مکمل روغن بر هورمون استرسی کورتیزول دختران فعال بعد از یک جلسه ورزش فزاینده تاثیر دارد.
5- تغییرات بین متغیرهای پژوهشی در دو گروه مکمل و کنترل تفاوت وجود دارد.
1-6. واژه شناسی و اصطلاحات تحقیق
1-6-1. ایمنی :
سیستم ایمنی مهم ترین سیستم فیزیولوژیکی می باشد که پاسخ ها و مقاومت بدن به عوامل خارجی خطرناک، عوامل آندوژنی و پاتوژنی را میانجیگری می کند.
1-6-2. سایتوکاین ها :
واژه ای کلی برای مولکولهای پیامبر بین سلولی محلول میباشد که شامل اینترلوکینها، اینترفرون ها، سایتوتوکسین ها و عوامل رشدی میباشد پلی پپتیدهایی هستند که در ارتباط بین سلولی لنفوئیدی و غیر لنفوئیدی دخالت می کنند، که در درجه اول عوامل تنظیم کننده ی رشد هستند ولی در اعمال ایمنی نیز نقش مهمی دارند(13).
1-6-3. اینترلوکین [8]:
به مولکول هایی گفته می شود که ارتباط متقابل لکوسیت ها را فراهم می کنند و بر مبنای زمان کشف نامگذاری شده اند. از آن جائیکه این تعریف محدودیت چندانی ندارد به مجموعه بسیاری ناهمگونی از پروتئین ها را تشکیل می دهند که اشتراک آنها عمدتا در نام آن هاست. در پژوهش حاضر سایتوکاین TNF–α، اینترلوکین– 6 و پروتئین واکنشگر C مورد مطالعه قرار گرفته اند.
1-6-4. اینترلوکین -6 (IL-6)[9]:
یک پروتئین گلیکوزیله با وزن مولکولی 22 تا 27 کیلو دالتون است که از 212 اسید آمینه با یک توالی 28 اسید آمینه ای ساخته شده به منبع سلولی و تغییرات پس از قند دار شدن وابسته می باشد (117).
1-6-5. عامل نکروز تومور آافا(TNF–α)[10] :
نوعی سایتوکاین پیش التهابی و کاتابولیکی است که توسط ماکروفاژها و سلول های کشنده ی CD8 و سلول های TCD8 ساخته شده و یکی از مهم ترین واسطه های دفاع میزبان بر علیه عفونت های ویروسی و باکتریایی به حساب می آیند(13).
1-6-6. پروتئین واکنشگر[11] (CRP)C :
پروتئین واکنش دهنده C بیشترین پروتئین فاز حاد است که در پاسخ به جراحات متعددی مثل جراحی، آسیب بافتی،التهاب و ورزش از کبدآزاد میشود. در افراد سالم غلظت CRPسرم کمتر از 1mg/mlاست که می تواند تا 1000برابر درعرض 24 ساعت پس از التهاب یا آسیب بافت افزایش یابد. وزنمولکولیآن 118000تا144000 دالتون استومحتویمقدارقابلتوجهیکربوهیدرات بوده و ضریب رسوب آن 65/6 ثانیه میباشد. این پروتئین از5 پلی پپتید مشابه که به صورت غیرکوالانسی بهم متصلند تشکیل شدهاست. غلظت سرمی طبیعی آن حدود ng/ml100در زمان تولد، ng/ml170درکودکان وng/ml 470 تا 1340در بزرگسالان میباشد. CRPبا نیمه عمر 19 ساعت شاخص بسیار پایدار فرایند التهابی میباشد(37).
1-6-7. کورتیزول :
مهم ترین گلوکورتکوئید انسانی که از جنس استروئید بوده و در بخش قشر غده ی فوق کلیه ساخته میشود (12). که از لایه های فاسیکلولاتا و رتیکولاریس ترشح میشود. گلوکورتیکوئیدها استروئیدهایی با 21 اتم کربن هستند و کورتیزول گلوکورتیکوئید اصلی در انسان است. این هورمون نقش های متفاوت را در بدن ایفا می کند از جمله آن تاثیر روی پاسخ های ایمنی می باشد(179،12).
1-6-8. ورزش فزاینده :
برای ورزش فزاینده از آزمون الستاد برای ایجاد حداکثر واماندگی استفاده شده است (41).
1-6-9. دختران فعال :
منظور از دختران فعال در پژوهش حاضر، دانشجویان رشته تربیت بدنی و علوم ورزشی دانشگاه آزاد اسلامی و پیام نور واحد مهاباد در دو گروه کنترل با میانگین سنی 7. 5±7. 23 سال، قد50. 6±. 50167 سانتی متر، توده بدنی87. 5 ±50. 55 کیلوگرم، VO2max 2. 3±2. 39 میلی لیتر بر کیلوگرم بر دقیقه و گروه مکمل میانگین سنی 4. 3±5. 24 سال، قد50. 4±. 50169 سانتی متر، توده بدنی50. 4 ±50. 57 کیلوگرم، VO2max 1. 2±2. 40 میلی لیتر بر کیلوگرم بر دقیقه می باشد.
فصل دوم:
مبانی نظری و پیشینه تحقیق
این فصل شامل :
مبانی نظری تحقیق مدلها و نظریههای مربوط به موضوع
و فشردهای از تحقیقات انجام شده در داخل و خارج از کشور میباشد.
2-1. مقدمه:
سیستم ایمنی به عنوان ابزاری جهت شناسایی سلول های خودی از مواد بیگانه،حفظ هموستاز بدن تکامل پیدا کرده است. برای بروز پاسخ ایمنی در مقابل هر ماده بیگانه،به همکاری پیچیده ی بین سلولی،بافتی و مولکول های واسطه ای بدن نیاز است (13)،یکی از مهمترین عوامل در ایجاد پاسخ ایمنی،عوامل محلول در خون و مایعات بدن می باشند. مهمترین این عوامل عبارتند از :گلوتامین،ایموگلوبین ها و سایتو کاین ها هستند که به چند روش زیر عمل می کنند:
– فعال کردن سلول های ایمنی
– تنظیم پاسخ ایمنی
– به عنوان پیامد شیمیایی بین سلول های ایمنی مختلف عمل می کنند.
-بطور مستقیم در کشتن عوامل بیگانه و خنثی کردن آنها دخالت می کنند.
– به عنوان میانجی نقل و انتقال لکوسیت ها در بدن عمل می کنند.
– مواد مورد نیاز و تغذیه سلول های ایمنی را فراهم می کنند(11,13,235).
2-2. مبانی نظری :
2-2-1. دستگاه ایمنی:
اصطلاح ایمیون از ریشه واژه یونانی ایمیونیس[12] (آزاد از هر گونه مالیات و فشار) مشتق شده که معادل فارسی آن ایمن (به معنای مطمئن، سالم و بدون ترس) می باشد و از ریشه آهن مشتق شده است. لذا، ایمنولوژی عبارت است از علمی که در آن فعالیت های دستگاه ایمنی و امنیتی بخش بدن مورد بررسی قرار می گیرد(10).
دستگاه ایمنی بعنوان وسیله ای برای حفظ و نگهداری هموستاز بدن توسعه یافته است که توانایی تشخیص و دفاع در برابر عوامل تهدیدکننده ی بدن را وارد، پاسخ ایمنی نسبت به هر عاملی نیازمند وجود ارتباط و هماهنگی پیچیده بین بافت ها، سلول ها و تمام دستگاه های فیزیولوژیک دیگر مانند دستگاه های عصبی، ترشحی، ادراری – تناسلی، عضلانی – اسکلتی و مولکول های پیامبر بدن است. سطوح خارجی بدن منطقه ی وسیعی برای سکونت میکروارگانیزم های بیماری زا فراهم می کند، که دفاع میزبان شامل سدهای بیوشیمیایی، فیزیکی و ایمونولوژیکی می باشد و دستگاه ایمنی ترشحی، عامل اصلی مقاومت میزبان در برابر ساکن شدن میکروارگانیزم های بیماری زا در سطوح خارجی مانند چشم، بینی، مجاری تنفسی فوقانی و تحتانی، مجاری گوارشی و. . . میباشد(35،181،195،209). دستگاه ایمنی از اندامک های مرکزی و محیطی، بافت ها، اجزای سلولی و درشت مولکول های محلول تشکیل یافته است که به دو بخش ایمنی ذاتی و اکتسابی تقسیم می شود. (108)دستگاه ایمنی ذاتی به دو نوع ایمنی داخلی و خارجی تقسیم میشود. دستگاه ایمنی خارجی شامل پوست، موکوس مخاطی و مواد ضدمیکروبی گوناگون ترشح شده بر روی پوست و غشای مخاطی هستند. دستگاه ایمنی داخلی شامل سلول های بیگانه خوار در گردش خون اساسا نوتروفیل ها و مونوسیت ها – و مواد ضدمیکروبی موجود در خون و لنف (پروتئین های مرحله حاد ) می باشد. دستگاه ایمنی اکتسابی ویژگی های اختصاصی تر و ماهر تر و نیز حافظه ی ایمونولوژیکی است که در پاسخ به عوامل بیماری زا و توسط سلول های ایمنی اختصاصی به نام لنفوسیت ها بوجود می آید. لنفوسیت های B، Tو کشنده های طبیعی[13] (NK ) مهم ترین سلول های اثرگذار در دستگاه ایمنی اکتسابی هستند.
2-2-2. سایتوکاین ها :
سایتو کاین : سایتوکاین ها مولکول های سیگنالی هستند که هماهنگ با سیگنال های موضعی و دستگاهی عمل می کنند که در مولکول ها ذخیره نمی شوند در عوض در پاسخ به محرک های التهابی ساخته می شوند. (102)در واقع گروهی از پروتیئن ها هستند که در پاسخ به فشار بوسیله ی سلول ها و بافت های زیادی تولید میشوند(14). این عوامل علی رغم تفاوت های ساختاری،در کل گلیکو پروتئین های تنظیمی با وزن ملوکولی کمتر از 80 کیلو دالتون هستند. مطالعه ردیف های اسید آمینه نشان داده که باقیمانده سیستئین هستند(6,308). سایتو کاینها پلی پپتیدهایی هستند که در ارتباط متقابل با دستگاه ایمنی هستند و توسط انواع متفاوتی از سلول های ایمنی و غیر ایمنی تولید میشوند11)،(218. به چند دسته عوامل رشدی[14] (CSFs) اینتر فرون ها[15] (IFN2) سایتوتوکسین ها[16] و اینترلوکین ها (ILs) تقسیم میشوند. ازآنجا که سایتو کاینها در تنظیم پاسخ ایمنی مهم هستند،تولید بیش از حد یا کمتر از حد آنها ممکن است درپاتولوژی بیماریهایی که سیستم ایمنی را بطور مستقیم یا غیر مستقیم در گیراست دخالت داشته باشند. (6)پاسخ سایتو کاین ها به ظاهر پیچیده بوده و به متغیر های ورزشی،پیشینه ی تمرین،محل اندازه گیری (بافت، خون و ادرار) ورزش اندازه گیری بستگی دارد(309). درحالیکه مکانیزم های آن در طول ورزش تا کنون نامشخص مانده و بنظر میرسد که تنها پس از ورزش های طولانی و یا ورزش هایی که باعث آسیب های عضلات اسکلتی میشوند آزاد میگردند(13).
2-2-3. ویژگی های سایتو کاین ها :
همانند هورمون های پلی پپتیدی برای تاثیر عمل خود به گیرنده ی اختصاصی سلول هدف متصل می شوند. اگر سلول هدف همان سلول مولد آنها باشد بصورت اتوکرین عمل می کنند. چنان که سایتوکاین ها به گیرنده ی سلول های مجاور بسیار نزدیک سلول مبدا اتصال یابند،بصورت پاراکرین[17]عمل می کنند، و اگر در بدن پخش شده و بر سلول هایی در فواصل دور از سلول مولد اتصال یابند بصورت اندوکرین عمل می کنند (6،11،269)بطور کلی رهایش سایتوکاینها خیلی کم ویک فرایند خود محدود شونده است،سایتوکاین ها پیش ساخته نیستند و در سلول ذخیره نمی شوند،بلکه سنتز آنها توسط ژن های جدید رونویسی می شوند(11). سایتوکاینها توسط سلول های گوناگون ساخته می شوند،تاثیرشان را نیز بر سلول های مختلف می گذارند،ممکن است بصورت آبشاری تولید شوند،یعنی سنتز اولین سایتوکاین منجر به تولید دومین و سومین سایتوکاین شود. اکثر آنها دارای اعمال بیولوژیک هستند. همچنین اثر تحریکی و بازدارنده ی سایتوکاین ها بر یکدیگر از پدیده های جالب و شگفت انگیز در پدیده ی ایمنی و التهاب است. آنها با اتصال به گیرنده ی سلول تاثیرات مختلفی بر رفتار آن می گذارند. مثلا باعث تقسیم یا تمایز سلول و تولید پذیرنده های جدید یا دیگر فرآورده های پروتئینی می شوند،یا ممکن است از این اثرات جلوگیری کنند. یعنی مانع تقسیم تمایز یا سنتز پروتئین جدید شوند(13،11،272). سایتو کاین ها در مرحله موثر پاسخ ذاتی و ایمنی اختصاصی تولید می شوند و مهمترین عمل آنها تنظیم پاسخ ایمنی و فرایند التهاب است. در ایمنی ذاتی سلول های تک هسته ای تولید کننده ی آنها بوده و در ایمنی اختصاصی آنتی ژن ها سلول های T را تحریک کرده و باعث تولید آنها می شوند.
در این بین دو دسته ی مهم از سایتوکاین ها،لنفوکاین ها ومونوکاین ها هستند که لنفوکاین ها توسط سلول های لنفاوی (سلولهای BوT) و مونوکاین ها بوسیله مونوسیت/ ماکروفاژها ساخته می شوند(6). میتوان سایتوکاینها را به گروه های متعددی تقسیم کرد که هریک دارای عملکردی متفاوت از دیگری می باشد. مولکول های هرگروه ضرورتا دارای ساختمان یا عملکرد مشابهی نیستند که عمده ترین ها:اینترفرون ها (IFNs) سایتوتوکسین ها،عوامل رشدی (CSFs) واینترلوکینها (ILs) میباشند(6,11). میتوان سایتوکاین ها را به دو دسته ی پیش التهابی و ضدالتهابی تقسیم کرد. سایتوکاین های پیش التهابی مانند IL-1،TNF-α،IL-6،IL-17،IL-18،IL-22،IL-23 و سایتوکاین های ضدالتهابی مانند IL-4،IL-10، IL-1R،IL-13می باشند(80). علت التهاب سایتوکاین ها با التهاب شدید به دلیل پاسخ موضعی آنها به عفونت یا آسیب بافتی میباشد،زیرا که هجوم و نفوذ لنفوسیت ها،نوتروفیل ها،مونوسیت ها وسلول های دیگر را به بافت تسهیل می کنند و در پاکسازی آنتی ژن و التیام و خوب شدن بافت شرکت دارند(272).
2-2-4. سایتو کاین ها و ورزش :
برخی از سایتوکاین ها،بویژه سایتوکاین های پیش التهابی مانند TNFو IL-6و IL-1 هنگام فعالیت ورزشی آزاد می شوند(272،274 ). این موضوع به دلیل نقش سایتوکاین ها در التهاب و آسیب ایجاد شده در عضلات اسکلتی می باشد که در برخی از فعالیت های بدنی ایجاد می شود. اما در این بین برخی از سایتوکاین ها مانند IL-1 در پروتئولیز عضلات وترمیم بافتی بدنبال جراحت یا التهاب ناشی از ورزش دخالت دارند. گذشته از این سایتوکاین های پیش التهابی به واسطه های پاسخ مرحله حاد هستند که در برخی از فعالیت های طولانی ایجاد میشوند. از طرف دیگر TNF-α، IL-6 در پاسخ به مقادیر بالای هورمون های استرس – مانند کاکتولامین ها و کورتیکوستروئیدها که در هنگام تنفسهای جسمانی مانند ورزش به شدت افزایش پیدا میکنند – آزاد می شوند. آثار فیزیولوژیکی بسیاری از سایتوکاین ها بوجود می آورند که باعث تغییراتی از جمله افزایش درجه حرارت بدن و افزایش فعالیت سلول کشنده ی NK و آزاد شدن پروتئین های مرحله ی حاد(اثر IL-1,IL-6,TNF-α)، فعال کردن ماکروژها (اثر IL-6،TNF-α) آزاد شدن پروستگلاندین ها (اثرα-TNF) وافزایش تولید آنتی بادی (اثر IL-6) میشوند(13). در فعالیت های ورزشی غلظت پلاسمایی اینترلوکین 6 بیش از سایتو کاین های دیگر افزایش می یابد به عنوان مثال به دنبال دو ماراتن غلظت پلاسمایی IL-6تا 100 برابر افزایش یافت46)،(330. بر اساس عقیده ای رایج که افزایش IL-6 در اثر ورزش به دنبال واکنش ایمنی است فرض شده که سلول های ایمنی مسئول این افزایش هستند(226). در برخی پژوهش ها عضله ی در حال فعالیت IL-6را تولید می کند(86،268). سایتوکاین ها بر اساس گیرنده ی خود عمل می کنند لذا عمل سایتوکاین ها وابسته به نوع سلول های هدف می باشد. IL-1β , TNF – α سایتوکاین ها هشدار دهنده هستند که توسط ماکروفاژهای ساکن بافت ترشح شده و بوسیله آسیب یا عفونت تحریک می شود که از نشانه های این دو نوع سایتوکاین سریع عمل کردن آنها می باشد. ورزش شدید موجب افزایش سایتوکاین ها می شود که با ایجاد آسیب دیدگی درعضله موجب ترشح سایتوکاین ها می شود. این در حالی است که 60 دقیقه دوچرخه سواری با vo2max60 % افزایشی در IL-6 , TNF-α پلاسما ندارد. اما ورزش های خیلی شدید مانند دوهای اینتروال یا ماراتن IL-6 را افزایش می دهند، اما TNF-α پلاسما بطور مشابه تحت تاثیر قرار نمی دهد.
2-2-5. اینترلوکین 6 (IL-6) :
اینترولوکین 6 در سال 1987 از سلول های فیبروپلاستی تحریک شده بدست آمد و بعلت خاصیت ضد ویروسی ضعیفی که داشت آنرا اینترفرون بتادو (IFN-β2) و بعدها (IL-6) نامگذاری کردند(6). IL-6 یک گلیکوزیله با وزن مولوکولی 22 تا 27 کیلو دالتون است که از 2/2 اسید آمینه با یک توالی 28 اسید آمینه ای ساخته شده و به منبع سلولی و تغییرات پس از قنددار شدن وابسته است(117). IL-6در هر دو طبقه ی سایتوکاین های پیش التهابی و ضد التهابی طبقه بندی شده است. با این حال طبق دیدگاه اخیرIL-6 اصولا اثرات ضد التهابی دارد که تزریق آن به انسان باعث تب می شود. که با سایتوکاین های پیش التهابی مشاهده شده است،که بنظر می رسد باعث رهائی پروتئین های مرحله ی حاد از سلول های کبدی می شودIL-6 بطور مستقیم بیان α-TNF و IL-1را صادر کرده و بیشتر محرک IL-1ra می باشد که فعالیت ضد التهابی دارد(287). منبع اصلی تولید IL-6 درخارج بدن مونوسیت/ماکروفاژهای تحریک شد،فیبروبلاست و سلول های آندوتلیال عروقی می باشند(21). سلول های شناخته شده دیگر برای بیان وتولید این پروتئین IL-6که اتینوسیت ها،استئوپلاست ها و سلول های BوT نوتروفیل ها،ماست سل ها، سلول های عضلات صاف و سلول های عضلات اسکلتی هستند(6,337)، در این بین IL-1 وIL-2و IFN،TNF ویروس ها و مواد که نفوذ کلسیم را افزایش می دهند،تولید IL-6 را بر می انگیزند،اما IL-4،IL-13 از تظاهر IL-6جلوگیری می کنند البته به نظر می رسد که IL-6اساسا توسط هر بافت آسیب دیده به عنوان یک علامت خطر سیستمتیک تولید می شود که برای اندازه گیری آن و پذیرنده های آن در پژوهش های مختلف از روش های الایزا و فلو سایتومتری استفاده شده است(6,236).
2-2-5-1. اولین میوکاین[18]: IL-6 :
IL-6اغلب به عنوان یک سایتوکاین پیش التهابی طبقه بندی شده است، اگرچه داده ها نیز تعیین کرده اند که IL-6 و پروتئین های مرحله حاد تنظیم کننده IL-6 ضدالتهابی هستند و فرونشاننده ایمنی و ممکن است بطور منفی تنظیم کننده پاسخ های مرحله حاد باشد(343).
مدارک زیادی دیابت نوع 2 و بیماریهای قلبی عروقی را به یک حالتی مزمن درجه پایین پیوند داده اند زیرا مشاهد شده که سطوح پلاسمایی IL-6 اغلب در بیمارانی با بیماری متابولیکی ارتقاء یافته بود. بهرحال، این
مغز تشکیل میدهند. به راحتی می توان امواج مختلف مغزی یا فعالیت الکتریکی کرتکس را به وسیله صوتهایی با فرکانسهای مختلف از جمله فرکانسهای آلفا، بتا، دلتا و تتا تحریک کرد و حالاتی مانند خواب عمیق، هیپنوتیزم، آرامش، ریلکس عالی، رفع استرس و دلواپسی، کاهش درک زمان و فشار کار، بازدهی بالا، مدیتیشن، افزایش حافظه، بهبود و افزایش توجه و تمرکز، خلاقیت، افزایش تواناییهای ذهنی و جسمی، هوشیاری، آموزش عالی، تفکر مثبت و پردازش اطلاعات در سطح عالی را با توجه به هر هدفی که میخواهید، از طریق انتخاب پخش موج مربوطه و گوشدادن به مدت دلخواه به آن ایجاد نمود (7). به نظر میرسد اگر خصوصیات ریتمی موسیقی به جای پیروی از الگوی مهارتهای فیزیکی از الگوی فعالیت الکتریکی مغز یا همان امواج مغزی پیروی کنند باعث ایجاد تغییرات بارزتری در امواج مغزی میشوند که فعالیتهای فیزیکی را خلق میکنند.
1-2- بیان مسئله
اجرا یا عملکرد ورزشی ورزشکار امری بسیار پیچیده است که عوامل فیزیولوژیک و روانشناختی (جسمانی و روانی) چندی از جمله وضعیت تغذیه، عملکرد دستگاه عصبی مرکزی، قدرت و مهارت، شرایط محیطی و تولید انرژی آن را تحت تأثیر قرار می دهند (54). عوامل فیزیولوژیک به تنظیم انرژی در گروههای عضلانی خاص و عوامل روانشناختی به خوشایندبودن فعالیتبدنی، تمایل و انگیزه انجام آن مربوط میباشند. بنابراین عوامل فیزیولوژیک تا حد زیادی بر اجرای جسمانی و مغزی، ظرفیت متابولیک تولید انرژی از مواد غذایی، قدرت و استقامت عضلانی مؤثرند (26). از طرف دیگر چگونگی پردازش اطلاعات در مغز و ارسال سیگنالهای عصبی از دستگاه عصبی مرکزی به عضلات که خوشایندبودن، تمایل و انگیزه اجرای جسمانی، زمان عکسالعمل، هماهنگی حرکتی و ثبات آن را تحت تأثیر قرار میدهد، کنترل عصبی اجرای جسمانی را تحت تأثیر قرار میدهد. لذا استرس یا فشار ناشی از فعالیتبدنی و ورزش، ممکن است اجرای مغزی و جسمانی را تضعیف کند و در نتیجه قدرت و استقامت عضلانی، تمرکز حواس یا قدرت مغزی، درک، توجه، هوشیاری، حالات خلقی و غیره را تحت تأثیر قرار داده موجب کاهش اجرای ورزشی شود (11). بطور کلی چنین میتوان اظهار کرد که پاسخ فرد نسبت به استرس یا فشار ناشی از فعالیتبدنی یا ورزشی به درک شرایط موجود نظیر میزان احساس فشارکار یا شدت فعالیتبدنی و خستگی و میزان آمادگی جسمانی ورزشکار بستگی دارد (54). دستگاههای عصبی، غدد درونریز و ایمنی تقریباً بطور منحصر بهفردی پاسخ فرد به فشارکار یا شدت فعالیتبدنی را مدیریت می کنند. دستگاه عصبی باید توانایی برقراری ارتباط با قسمتهای مختلف خود، پردازش اطلاعات و ارسال فرامین مناسب به سراسر بدن بخصوص عضلات در حال کار را بوسیله یک سیستم نروترانسمیتری دقیق، پیچیده و پرکار داشته باشد. دستگاه عضلانی نیز بایستی قادر به انجام فرامین صادره از طرف مغز باشد. مربیان و ورزشکاران به وجود این رابطه تنگاتنگ کاری بین دستگاه عصبی-عضلانی آگاهند و به دنبال استفاده از راهبردهای عملی و اثربخش برای تقویت این رابطه کاری در جهت بهبود اجرای ورزشی و یا تسریع ریکاوری می باشند که گاهاً به دوپینگ ورزشی منتهی میشود. با بهتر شدن روشهای شناسایی و کشف موارد دوپینگ و امکان محروم شدن از رقابتهای ورزشی، مربیان و ورزشکاران در پی استفاده از راههای قانونی و مجاز برای افزایش توده، قدرت، انرژی و استقامت عضلانی، عملکرد مغزی، تسریع در ریکاوری و بهبود حالات خلقی و بطور کلی توسعه اجرای ورزشی میباشند. لذا به منظور تأثیر مستقیم بر ظرفیت و عملکرد فیزیولوژیک دستگاههای خاصی از بدن و یا کاهش فشارهای روانشناختی به استفاده از کمکهای ارگوژینک روی آوردهاند. این کمکها به صورت فیزیکی یا مکانیکی، شیمیائی یا فارماکولوژیک، تغذیهای و روانشناختی ارائه میشوند که ممکن است موجب افزایش عملکرد دستگاه عصبی مرکزی، افزایش مقدار ذخیره یک ماده بازدارنده، افزایش اتکا به ذخایر سوختی خاصی از طریق مهیا کردن یک منبع سوختی مکمل، کاهش تولید محصولات متابولیکی که واکنشهای انرژیزا را مهار می کنند، افزایش جریان خون و اکسیژنرسانی و کاهش زمان برگشت به حالت اولیهی یا تسریع در ریکاروی گردند (4). بنابراین کمکهای ارگوژنیک روشهای مختلفی هستند که توسط آنها میتوان به طور مستقیم ظرفیت فیزیولوژیکی برخی دستگاههای خاص را در بدن از جمله دستگاه عصبی-عضلانی تحت تأثیر قرار داد و یا با رفع فشارهای روانشناختی که موجب افت ورزشی ورزشکار میشوند اجرای ورزشی ورزشکار را بهبود بخشید و یا در بازگشت به حالت اولیهی آن تسریع به وجود آورد (37). در طبقه بندی و یا مقولههای مختلف کمکهای ارگوژنیک مواردی مختلفی مطرح شده که پخش موسیقی نیز یکی از آنها میباشد (4). مربیان و ورزشکاران متناسب با رشته ورزشی، میزان آمادگی جسمانی و شرایط فصلی مسابقه از کمکهای ارگوژنیک یک یا چند مورد فیزیکی، فیزیولوژیکی و یا سایکالوژیک استفاده مینمایند. اگر طی دوره تمرینی سازگاریهای تمرینی و تغذیهای دلخواه در بدن ورزشکار بوجود نیامده باشند به احتمال قوی عملکرد دستگاه عصبی و عضلانی با بروز خستگی در این دو دستگاه، تضعیف شده و به عملکرد ورزشی ورزشکار لطمه وارد میشود. کاهش ظرفیت فیزیولوژیکی برخی دستگاههای خاص در بدن از جمله دستگاه عصبی-عضلانی و یا فشارهای روانشناختی باعث بروز زودرس خستگی و موجب افت ورزشی ورزشکار میشوند (11). همهی ما کم و بیش با این موضوع برخورد داشتهایم که گاهی یک ورزشکار به علت بروز خستگی زودرس، عملاً کارآیی خود را از دست داده و اغلب نیز چنین وضعیتی باعث شده نتواند نتیجه ورزشی مطلوبی را کسب کند. لذا طرحریزی راهبردهای مقابلهای برای به تأخیر انداختن خستگی ناشی از کاهش ظرفیت فیزیولوژیکی و یا فشارهای روانشناختی از نظر فیزیولوژیک و علم تمرین شایستهی توجه است تا مربیان ورزشی بتوانند با بهره گرفتن از اطلاعات بدست آمده در این زمینه، میزان درک فشارکار و بروز خستگی زودرس در بازیکنان خود را مهار کرده یا آن را به تأخیر اندازند و با بهبود عملکرد فیزیولوژیکی دستگاههای بدن از جمله دستگاه عصبی-عضلانی بازیکنان خود از وجود آنها تا انتهای یک رقابت ورزشی استفاده نموده و به نتیجهی دلخواه خود نایل شوند. گزارش شده است که موسیقی ممکن است موجب بهبود اجرا و تمرینات ورزشی شود. در طول تمرینات منظم مانند دویدن، موسیقی میتواند تمرکز ورزشکار را محدود و در نتیجه توجه شخص را نسبت به احساس خستگی منحرف کند. این تکنیکی است که بسیاری از دوندگان ماراتن و ورزشکاران ورزشهای سهگانه به آن به عنوان مسئلهای مهم و منحصر به فرد مینگرند. موسیقی میزان برانگیختگی شخص را تغییر میدهد و بنابراین به عنوان شکلی از تحریک که اهمیت زیادی در مسابقات دارد، مورد استفاده قرار میگیرد. همچنین موسیقی به عنوان مسکنی برای فرو نشاندن اضطراب و افزایش اعتماد به نفس وزرشکاران بکار گرفته میشود و درک زمان و فشارکار را تحت تأثیر قرار میدهد (47). به دلیل وجود تشابهاتی بین ریتم موسیقی و الگوی حرکات بدن انسان، گوش دادن به موسیقی در مورد ناتوانی فیزیکی و اجرای ورزشی مفید واقع میگردد. بنابراین تطابق موسیقی با ورزش، همواره افزایش بازده شرکتکنندگان در تمرینات ورزشی را به دنبال داشته است. در ارتباط با این نکته، در صورتی که خصوصیات ریتمی موسیقی از الگوی مهارتهای فیزیکی پیروی نماید، قادر است اکتساب و اجرای مهارتهای حرکتی را افزایش داده و محیط آموزشی بهتری را ایجاد نماید (48). برای اثبات این مورد شواهدی از ورزشهای ژیمناستیک و شنا ارائه شده است (38). به همین دلیل در طبقه بندی انواع موسیقی به موسیقی کاربردی اشاره شده و برخی محققین در زمینه ویژگیهای این گونه موسیقی و استفاده از آن در امر ورزش، درمان و توانبخشی تحقیقاتی را انجام
دادهاند که میتوان به تحقیق پریست[2] و چو[3] در این رابطه اشاره نمود. مغز نیز همانند امواج صوتی، ارتعاشات مخصوص به خود را داشته و از آنها جهت ارتباط با قسمتهای دیگر بافت عصبی و بخشهای مختلف بدن استفاده میکند (20). این ارتعاشات مغزی همان فعالیت الکتریکی مغز یا امواج مغزی هستند که خصوصیات ریتمی موسیقی می تواند بجای تبعیت از الگوی مهارتهای فیزیکی یعنی آنچه در مورد موسیقی کاربردی مطرح است، از آنها پیروی نماید. در موسیقی امواج مغزی، خصوصیات ریتمی موسیقی از ارتعاشات مغزی یا همان فعالیت الکتریکی مغز که امواج مغزی نامیده میشوند تبعیت می کند. تا کنون در امر ورزش، درمان و توانبخشی همانند موسیقی کاربردی، موسیقی امواج مغزی مورد پژوهش قرار نگرفته است. لذا لازم است که در این زمینه نیز تحقیقاتی صورت گیرد تا میزان تأثیرگذاری موسیقی امواج مغزی در مقایسه با موسیقی کاربردی مورد ارزیابی قرار گیرد. همچنین در بارهی پاسخهای فیزیکی و فیزیولوژیکی به موسیقی کاربردی، بیشتر میزان درک فشارکار، ضربان قلب، قدرت گرفتن با دست و سرعت را مورد ارزیابی قرار دادهاند در صورتی که میتوان تحقیقاتی در بارهی تأثیر موسیقی کاربردی و امواج مغزی بر میزان لاکتات خون، حداکثر اکسیژن مصرفی، تهویهی دقیقهای، فشار خون و غیره را مورد بررسی قرار داد.
1-3- ضرورت و اهمیت پژوهش
نتایج تحقیقاتی که در رابطه با موسیقیدرمانی و توانبخشی انجام شدهاست نشان دادهاند که از موسیقی میتوان به عنوان عامل افزایشدهنده تواناییهای فیزیکی، محرک روانشناختی، تسهیلکننده تغییرات مثبت حالات خلقی و کاهشدهندهی درک فشار کار توسط فرد حین فعالیتبدنی و ورزش استفاده نمود. همچنین در بارهی پاسخهای فیزیکی و فیزیولوژیکی به موسیقی، در زمینه تأثیر موسیقی بر فعالیتهایبدنی و ادراکی، درک زمان، حافظه، رفتارهای حرکتی و غیرحرکتی، سلامتی عمومی، سلامتی روان، احساس درد، اجراهای حرکتی و ورزشی هوازی و بیهوازی و ورزشهای رقابتی و قهرمانی مطالعاتی انجام شده است. مطالعاتی که در رابطه با دو مورد آخر یعنی اجراهای حرکتی و ورزشی هوازی و بیهوازی و ورزشهای رقابتی و قهرمانی انجام شده اند، بیشتر میزان درک فشار کار، ضربان قلب، قدرت گرفتن با دست و سرعت را مورد ارزیابی قرار دادهاند در صورتی که میتوان تحقیقاتی در بارهی تأثیر موسیقی بر میزان لاکتات خون، حداکثر اکسیژن مصرفی، تهویهی دقیقهای، فشار خون و غیره را مورد بررسی قرار داد. خصوصیات ریتمی موسیقی که در این مطالعات مورد استفاده قرار گرفته است از الگوی مهارتهای فیزیکی پیروی می نموده است در صورتی که میتوان از موسیقی استفاده کرد که خصوصیات ریتمی آن به
این مطلب را هم اگر خواستید بخوانید :
جای پیروی از الگوی مهارتهای فیزیکی از الگوی فعالیت الکتریکی مغز یا همان امواج مغزی پیروی کند. در زمینه ورزش قهرمانی نیز مربیان و ورزشکاران به منظور تأثیر مستقیم بر ظرفیت و عملکرد فیزیولوژیک دستگاههای خاصی از بدن و یا کاهش فشارهای روانشناختی به استفاده از کمکهای ارگوژنیک روی آوردهاند. این کمکها به صورت فیزیکی یا مکانیکی، شیمیائی یا فارماکولوژیک، تغذیهای و روانشناختی ارائه میشوند و ممکن است موجب افزایش عملکرد دستگاههای خاصی از بدن از جمله دستگاه عصبی مرکزی و به تبع آن دستگاه عضلانی شوند (4). گوش دادن به موسیقی بر اساس الگوی مهارتهای فیزیکی می تواند شاخصهای فیزیکی، فیزیولوژیکی و سایکولوژیکی را تحت تأثیر قرار دهد و در نتیجه موجب بهبود عملکرد دستگاه عصبی-عضلانی، تأخیر در بروز خستگی و تسریع در ریکاوری شود (39). حال این سؤال مطرح است که اگر خصوصیات ریتمی موسیقی به جای پیروی از الگوی مهارتهای فیزیکی از الگوی فعالیت الکتریکی مغز یا همان امواج مغزی پیروی کند آیا تغییرات فیزیکی، فیزیولوژیکی و سایکولوژیکی بارزتر و در دامنه وسیعتری ایجاد خواهد شد؟ آیا این تغییرات بارزتر و وسیعتر موجب بهبود بیشتر اجرای ورزشی و تسریع در ریکاوری خواهند شد؟ تا با طرحریزی راهبردهای خاص موسیقیائی به توان موجب بهبود عملکرد دستگاه عصبی-عضلانی، تأخیر در بروز خستگی و تسریع در ریکاوری شد و ورزشکاران بتوانند با بهره گرفتن از نتایج بدست آمده موجبات بهبود اجرای ورزشی خود و تسریع در ریکاوری را بوجود آورده با بکارگیری راهبردهای قانونی و سالم طی مسابقات ورزشی، زمان حضور در رختکنها و در فواصل بین رقابتهای ورزشی از حداکثر ظرفیتها و تواناییهای فیزیکی، فیزیولوژیکی و روانشناختی خود در رقابتهای ورزشی استفاده کنند و به نتایج ورزشی مطلوب نائل شوند. دستگاه عصبی باید توانایی برقراری ارتباط با قسمتهای مختلف خود، پردازش اطلاعات و ارسال فرامین مناسب به سراسر بدن بخصوص عضلات اسکلتی در حال کار را بوسیلهی امواج مغزی و یک سیستم نروترانسمیتری دقیق، پیچیده و پرکار داشته باشد. دستگاه عضلانی نیز بایستی قادر به انجام فرامین صادره از طرف مغز باشد. مربیان و ورزشکاران به وجود این رابطه تنگاتنگ کاری بین دستگاه عصبی-عضلانی آگاهند و به دنبال استفاده از راهبردهای عملی و اثربخش برای نتایج تحقیقاتی که در رابطه با موسیقیدرمانی و توانبخشی انجام شدهاست نشان دادهاند که از موسیقی میتوان به عنوان عامل افزایشدهندهی تواناییهای فیزیکی، محرک روانشناختی، تسهیلکننده تغییرات مثبت حالات خلقی و کاهشدهندهی درک فشار کار توسط فرد حین فعالیتبدنی و ورزش استفاده نمود. همچنین در بارهی پاسخهای فیزیکی و فیزیولوژیکی به موسیقی، در زمینه تأثیر موسیقی بر فعالیتهای بدنی و ادراکی، درک زمان، حافظه، رفتارهای حرکتی و غیرحرکتی، سلامتی عمومی، سلامتی روان، احساس درد، اجراهای حرکتی و ورزشی هوازی و بیهوازی و ورزشهای رقابتی و قهرمانی مطالعاتی انجام شده است. مطالعاتی که در رابطه با دو مورد آخر یعنی اجراهای حرکتی و ورزشی هوازی و بیهوازی و ورزشهای رقابتی و قهرمانی انجام شده اند، بیشتر میزان درک فشار کار، ضربان قلب، قدرت گرفتن با دست و سرعت را مورد ارزیابی قرار دادهاند در صورتی که میتوان تحقیقاتی در باره تأثیر موسیقی بر میزان لاکتات خون، حداکثر اکسیژن مصرفی، تهویهی دقیقهای، فشار خون و غیره را مورد بررسی قرار داد. خصوصیات ریتمی موسیقی که در این مطالعات مورد استفاده قرار گرفته است از الگوی مهارتهای فیزیکی پیروی می نموده است در صورتی که میتوان از موسیقی استفاده کرد که خصوصیات ریتمی آن به جای پیروی از الگوی مهارتهای فیزیکی از الگوی فعالیت الکتریکی مغز یا همان امواج مغزی پیروی کند. در زمینه ورزش قهرمانی نیز مربیان و ورزشکاران به منظور تأثیر مستقیم بر ظرفیت و عملکرد فیزیولوژیک دستگاههای خاصی از بدن و یا کاهش فشارهای روانشناختی به استفادهی از کمکهای ارگوژنیک روی آوردهاند. این کمکها به صورت فیزیکی یا مکانیکی، شیمیائی یا فارماکولوژیک، تغذیهای و روانشناختی ارائه میشوند و ممکن است موجب افزایش عملکرد دستگاههای خاصی از بدن از جمله دستگاه عصبی مرکزی و به تبع آن دستگاه عضلانی شوند (4). گوشدادن به موسیقی بر اساس الگوی مهارتهای فیزیکی می تواند شاخصهای فیزیکی، فیزیولوژیکی و سایکولوژیکی را تحت تأثیر قرار دهد و در نتیجه موجب بهبود عملکرد دستگاه عصبی-عضلانی، تأخیر در بروز خستگی و تسریع در ریکاوری شود (18). حال این سؤال مطرح است که اگر خصوصیات ریتمی موسیقی به جای پیروی از الگوی مهارتهای فیزیکی از الگوی فعالیت الکتریکی مغز یا همان امواج مغزی پیروی کند آیا تغییرات فیزیکی، فیزیولوژیکی و سایکولوژیکی بارزتر و در دامنه وسیعتری ایجاد خواهد شد؟ آیا این تغییرات بارزتر و وسیعتر موجب بهبود بیشتر اجرای ورزشی و تسریع در ریکاوری خواهند شد؟ تا با طرحریزی راهبردهای خاص موسیقیائی به توان موجب بهبود عملکرد دستگاه عصبی-عضلانی، تأخیر در بروز خستگی و تسریع در ریکاوری شد و ورزشکاران بتوانند با بهره گرفتن از نتایج بدست آمده موجبات بهبود اجرای ورزشی خود و تسریع در ریکاوری را بوجود آورده با بکارگیری راهبردهای قانونی و سالم طی مسابقات ورزشی، زمان حضور در رختکنها و در فواصل بین رقابتهای ورزشی از حداکثر ظرفیتها و تواناییهای فیزیکی، فیزیولوژیکی و روانشناختی خود در رقابتهای ورزشی استفاده کنند و به نتایج ورزشی مطلوب نائل شوند. دستگاه عصبی باید توانایی برقراری ارتباط با قسمتهای مختلف خود، پردازش اطلاعات و ارسال فرامین مناسب به سراسر بدن بخصوص عضلات اسکلتی در حال کار را بوسیلهی امواج مغزی و یک سیستم نروترانسمیتری دقیق، پیچیده و پرکار داشته باشد. دستگاه عضلانی نیز بایستی قادر به انجام فرامین صادره از طرف مغز باشد. مربیان و ورزشکاران به وجود این رابطه تنگاتنگ کاری بین دستگاه عصبی-عضلانی آگاهند و به دنبال استفاده از راهبردهای عملی و اثربخش برای تقویت این رابطه کاری در جهت بهبود اجرای ورزشی و یا تسریع ریکاوری می باشند که گاهاً به دوپینگ ورزشی منتهی میشود. به نظر میرسد این روش قانونی و سالم جایگزین مناسبی جهت رفع عوارض دوپینگ ورزشی و کسب نتایج مطلوب باشد. از نتایج این تحقیق در زمینه بهبود و درمان بیماریهای روحی-روانی نظیر افسردگی که فعالیتبدنی برای بهبود آنها مفید است نیز میتوان استفاده نمود. نتایج احتمالی این پژوهش برای مربیان و ورزشکاران فرصتی به وجود میآورد تا بجای استفاده از روشهای ارگوژنیک غیرمجاز که اغلب اوقات عوارض جبران ناپذیری برای ورزشکار درپی دارد از یک برنامهی کمکهای ارگوژنیک مجاز، ساده، کمهزینه و در دسترس استفاده کنند.
1-4-اهداف پژوهش
1-4-1- هدف کلی
هدف کلی از اجرای این پژوهش بررسی تأثیر گوشدادن به موسیقی مهیج، آرامشبخش، ترکیبی و تحریککننده امواج مغزی حین فعالیتبدنی بیشینه بر بهبود اجرای ورزشی در دانشجویان دختر تربیتبدنی بود.
1-4-2- اهداف اختصاصی
1-5- فرضیه های پژوهش
1-5-1- فرض کلی
مؤثر مىتوان در تولید علم مورد تأکید مقام معظم رهبرى گامى بلند برداشت تا شاهد ارتقاى جایگاه واقعى کشورمان در عرصه علمى و بینالمللى و تولید علم به جاى ترویج آن بود. (عاملی1383)
بررسی سیاست ها و برنامه های توسعه کشورهای صنعتی گویای این واقعیت است که این کشورها به اهمیت و جایگاه علم و فناوری واقف بوده و این دو را محور توسعه اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی خود تلقی کردهاند. بدون شک کشور ما نیز باید برای تحقق اهداف سند چشم انداز 1404 توسعه علمی را محور توسعه قرار دهد؛ زیرا دانش بنیان توسعه همه جانبهای است که رکن و اساس آن دانایی است.
هدف این پژوهش، شناسایى فرصتها و چالشهای پیش روى تولید دانش مدیریت در راستاى توجه دادن سیاستگذاران، مسئولان، برنامهریزان و رؤساى دانشگاهها به این مهم و برنامهریزى براى مدیریت مؤثر آن مىباشد.
ضرورت ارتقای علمی جوامع اسلامی در جهان کنونی، امری غیرقابل انکار است. ایجاد زمینههای تبادل علمی با سایر جوامع به منظور بهره برداری بجا از دستآوردهای آنها و نیز ترویج آرا و اندیشههای علمی خویش در محافل علمی جهان، یکی از گزینههای ضرورت بخشی به تولید اندیشه است. رکود علمی حاکم بر جوامع اسلامی که پس از دوران شکوفایی تمدن اسلامی اتفاق افتاد، زمینه را برای پیشرفت و استفاده جوامع غربی از پتانسیلهای علمی مسلمین فراهم آورد، به گونهای که بلافاصله پس ازا ین رکود، شاهد بالا گرفتن پیشرفتهای علمی در غرب بودیم از این روی بیجا نیست اگر بگوییم رکود مسلمین در حوزههای علمی، یکی از علل عمده تسلط جوامع غربی بر آنها بود. (همتی،1386)
بدیهی است نجات از این وضعیت به گونهای که ملل اسلامی بتوانند در پیشرفت جهان علم و اندیشه، دخیل بوده و نقش بسزا داشته باشند و بلکه بسان دوران شکوفایی تمدن اسلامی، دیگران را سفرهنشین علم خویش کنند، در گرو بها دادن به علم و اندیشه در حوزههای مختلف آن و در یک کلام تحقق یک نهضت و خیزش عمومی در راستای تولید علم است.
تحقق تحول علمی و ایجاد علم برای جوامع اسلامی خصوصاً جامعه دینی ایران از جهاتی به شرح ذیل ضرورت دارد: (عاملی،1383)
1- جهانی شدن اسلام که هدف عالیه حضرت رسول ـ صلّی الله علیه و آله ـ و ائمه هدی ـ علیهم السلام ـ است، متوقف بر اموری است. یکی از مهمترین آنها، آن است که جوامع اسلامی بتوانند در حوزههای مختلف علمی از غرب سبقت گرفته و در علوم مختلف، صاحب رأی و نظر نوین گردند. بدیهی است یکی از نتایج عمده این توسعه علمی در سطح بینالمللی، جهانی شدن اسلام است. زمانی مسلمین میتوانند در محافل علمی جهان خود را نشان دهند و توجه جهان غرب را به خود جلب کنند که از یک نشاط علمی به روز و کارآمد برخوردار باشند و نیازمندی جهان غرب به علم و فکر مسلمین احساس گردد. آنجاست که اسلام میتواند به عنوان دین جامع و پیشرو در تمام شؤونات بشری، خود را جاودانه به دنیا معرفی کند و شاهد قدرت واقعی خود در جذب انسانها به سوی خود، باشد در غیر اینصورت در بر پاشنه سابق (یعنی دوران رکود تمدن اسلامی) خواهد چرخید. (عاملی1383)
2- فرهنگ مدرن غرب بر بنیادهای اومانیستی و سکولاری مبتنی بوده و به دنبال ساختن تمدنی با همان صبغه و نگاه خاص خویش است. بدیهی است جهانی سازی این فرهنگ و تمدن که الآن غرب در پی آن است، و لازمهاش ورود به جامعه دینی ما نیز هست، چه بسا هویت دینی و فرهنگی ما را تحت الشعاع قرار داده و باعث جذب نخبگان به سوی این فرهنگ شود. قهراً نتیجه چنین بحران هویتی که متوجه جامعه ما میشود از دو حال خارج نیست یا موجب استحاله نخبگان در این فرهنگ وارداتی است و یا گرفتار آمدن آنها در دام تردید و انزوا نسبت به فرهنگ دینی و ملی خود است. از این رهگذر است که ارتقاء کیفی علم و اندیشه و غنی سازی فرهنگ و تمدن اسلامی جهت صیانت مسلمین از انفعالپذیری نسبت به فرهنگ و تمدن غرب، در قالب نهضت تولید علم که منتهی به احیاء تمدن فراگیر اسلامی باشد، امری ضروری خواهد بود. بدیهی است هرگاه یک خیزش عمومی در راستای توسعه علمی و فرهنگی به وقوع بپیوندد و در سایه آن اندیشمندان و نخبگان به جای پرداختن به شرح و بسط مطالب وارداتی و تقلید از آنها به تولید علم و نظریه جدید بیندیشند و از ساحت گزارهها به ساحت نظریهپردازی و تولید گزاره پیش بروند، شاهد انقلابی عظیم در حوزههای مختلف علمی خواهیم بود.
(رفیع پور1381)
در سند چشمانداز هر کشوری نقش برجستهای به حوزه علوم انسانی در ارتقای زندگی ملی آن کشور داده شده است. بیتردید ارتقای تولیدات این حوزه از دانش می تواند مسیر پیشرفت عالمانه کشور را به سمت اهداف عالی آن هموار سازد اما خلق این نوع دانش در کشور ایران دچار نوعی کندی است اگرچه دیرینگی این حوزه به قدمت حضور آدمی بر روی کره خاکی است. تمدن افزون بر 2500 ساله ایران نیز تجلی پیشینه این حوزه از دانش بشری است اما با وجود این در مقایسه با علوم تجربی و طبیعی تولیدات حوزه علوم انسانی و اجتماعی چشمگیر نیست. (دانایی فرد1388)
مدیریت به عنوان شاخهای از علوم انسانی در توسعه جوامع بویژه کشورهای در حال توسعه نقش کلیدی و موثر دارد. جوامع در حال توسعه و از جمله ایران به منظور بهره گیری موثر از امکانات و منابع خود به انتقال تئوریها و دانش مدیریت کشورهای غربی و دیگر جوامع پیشرفته اقدام می نمودند بعد از گذشت
زمان متوجه شدند که این روش نه تنها به بهبود وضع کشورشان کمکی نکرده است بلکه مشکلی بر مشکلات قبلی اضافه شده است. به عبارت دیگر کشورهای در حال توسعه و از جمله کشور ما میوههای تمدن جدید را به وفور و سیلآسا وارد کردهاند، از محصولات تکنولوژیکی گرفته تا نهادهای سیاسی و اقتصادی اما چون قالبهای حقوقی، اخلاقی، فلسفی مناسب این محصولات که باید حول آنها وجود داشته باشد همراه آن انتقال نیافته و چون جایگاه و اقلیم یا محیط زیست مناسبی نتوانسته اند در این جوامع پیدا کنند لذا نقششان بیشتر تخریبی بوده است تا سازندگی و جهتگیری و چارچوب ذهنی این تئوریها قطعا جوابگوی مسائل مدیریت کشورها نبوده است هرچند ممکن است برخی از فنون و تکنیکهای موجود مدیریت در اداره سازمانها کاربرد داشته باشد و ضوابط منظمی را برای بهرهوری موثر در اختیار بگذارد اما حتی اقتباس و اتخاذ تعدیل شده این فنون زمانی موثر خواهد بود که در چارچوب تئوری بومی مدیریت که بر پایه ویژگیهای جامعه تنظیم و تدوین شده باشد، به کارگرفته شوند. (ایران زاده 1381)
تحولات سریع و شگرف در تمامی ابعاد زندگی فردی، اجتماعی و حرفهای، مدیران امروز را با چالشها و فرصتهای متعددی روبرو ساخته است مواجهه خردمندانه با این چالشها و بهره برداری از فرصتها جز با یک نگاه تیزبین، موشکافانه و عالمانه ممکن نیست. زیرا پا به عصری نهادهایم که نظریه و نظریهپردازی و به ویژه دانش حاصل از آن اهمیت ویژهای در حل مسائل بشری یافته و کلید کامیابی فرد، سازمان و ملتها گشته است لذا آموزش و نظامهای آموزشی و تولید کننده دانش اهمیتی بیش از پیش یافته و مدیریت آنها از عوامل تایین کننده کیفیت آموزش به طور اخص وکامیابی ملتها در دستابی به توسعه به طور اعم میباشد بدیهی است مدیرانی در این عرصه موفقترند که از دانش بیشتر و متناسب با جامعه خود برخوردار باشند. (حیدری 1389)
تعیین دقیق و درست چالشهای تولید دانش در کشور ما ضرورتى اکید دارد. چرا که هرگونه تحرکى در عرصه تولید دانش پیشاپیش مستلزم شناخت درست چالشهای آن است.
با توجه به اینکه در کشور ما میزان تولید دانش در حوزه مدیریت در مقایسه با حوزه علوم تجربی و طبیعی بسیار کند است و این در حالی است که در سالهای اخیر به علت استقبال بخشهای مختلف جامعه تقاضا برای تحصیل در این عرصه افزایش یافته و شماری از دانشگاه ها به گسترش دوره تحصیلات تکمیلی (ارشد، دکتری) در حوزه مدیریت روی آورده اند براین اساس پژوهش حاضر در صدد است ، ضمن تاکید برضرورت مشارکت و فعال شدن نهضت تولید دانش
این مطلب را هم اگر خواستید بخوانید :
پایان نامه درمورد هوش سازمانی؛اهمیت هوش سازمانی
مدیریت در کشور که شرط حیاتی برای حفظ و تقویت موجودیت، هویت و استقلال و اقتدار کشور است، تحلیلی بر فرصتها و چالشهای موجود درفرایند تولید و توسعه دانش مدیریت در نظام آموزش عالی کشور داشته باشد.
بررسی روند توسعه کشورهای پیشرفته نشان دهنده آن است که این کشورها به اهمیت و جایگاه تولید علم کاملاً واقف بوده اند و برای تحقق آن به برنامه ریزیهای استراتژیک متوسل شده اند. بدون تردید کشور ما نیز باید برای تحقق اهداف سند چشمانداز، تولید علم را در محور برنامه های توسعه خود قرار دهد. در حقیقت، علم محوری و دانایی مداری بعنوان ستاره راهنمای حرکت دستگاه های اجرایی کشور محسوب میشوند و البته اتخاذ این رویکرد با توجه به مجموعه تحولات بین المللی کاملاً منطقی به نظر میرسد؛ چرا که برخورداری از روشها، نظریهها و اندیشه های جدید، کلید حل مشکلات و زمینهساز تبدیل تهدیدها به فرصتها میباشد. از آنجایی که بسیاری از کشورهای در حال توسعه نیز به این مهم توجه کردهاند ضرورت توجه به علم و خطمشیهای رسیدن به آن در کشورمان به شدت احساس میشود. ایران کشوری عظیم و در منطقهای حساس و ژئوپلیتیک واقع شده و از اینرو از داخل و خارج با چالشهایی مواجه است که از جمله پیامدهای آن مطرح شدن مسئله ضرورت توانمندی برای ایران اسلامی میباشد. از آنجا که حرکت لازمه رشد و حیات بوده و بحث از لزوم قدرتمند شدن جدیدی به نظر میرسد، شاید پرداختن به تولید علم ضرورت توانمندی باشد. رشته مدیریت از جمله رشتههای علوم انسانی است که بخاطر اهمیت آن در مسایل مدیریتی و رهبری سازمانها و جوامع از اهمیت ویژهای برخوردار است و توجه صاحبنظران و دانشمندان زیادی را به خود جلب کرده است. در این میان تولید دانش در ایران همواره با موانعی روبرو بوده است که رشته مدیریت از این حیث مستثنی نبوده است. اهمیت رشته مدیریت در امر زمامداری و نیز در امر مدیریت سازمانها و لزوم بازنگری در مبانی مدیریت غربی و همخوانی با ایدههای اسلامی موجب گردیده است تا تولید دانش در رشته مدیریت از اهمیت ویژهای برخوردار شده و شناسایی فرصتها و موانع تولید دانش مدیریت ضرورت یابد. امروزه ضرورت پالایش رشتههای علوم انسانی و اجتماعی بویژه مدیریت در ایران از طریق تولید دانش از مسائل اساسی محسوب می شود و نظام آموزش عالی کشور که متصدی تولید دانش است بایستی اهمیت خود را بر تولید دانش در این زمینه قرار دهد. (جاوید 1389) تحقیقات زیادی در زمینه تولید دانش انجام شده است لیکن تحقیق جامعی که به بررسی چالشها و فرصتهای تولید دانش در رشته مدیریت و با بهره گرفتن از روش دلفی و اجماع نظر خبرگان صورت گیرد در میان تحقیقات مشاهده نشد و لذا این مورد می تواند وجه تمایز این تحقیق با تحقیقات دیگر در این موضوع باشد.
پرسش 1: فرصت ها و چالشهای تولید دانش در حوزه مدیریت در کشور ایران کدامند؟
پرسش 2: تولید دانش مدیریت درنظام آموزش عالی ایران چگونه است؟
پرسش 3: موانع ذاتی و عرضی تولید دانش در کشور ما چیست؟
501 اهداف پژوهش
1-5-1 هدف کلی: شناخت و تبیین فرصتها و چالشهای موجود در زمینه تولید دانش مدیریت در نظام آموزش عالی ایران.
1-5-2 هدفهای فرعی:
6.1 تعریف مفاهیم و اصطلاحات
دانش
بکمن (1998) دانش را اینگونه تعریف می کند. 1- اطلاعات قابل کاربرد برای حل مشکل 2- اطلاعات سازماندهی وتحلیل شده برای قابل فهم ساختن اطلاعات. 3- دانش از حقایق، اعتقادات، چشماندازها، مفاهیم، قضاوتها، انتظارات، روشها و دانش تجربی تشکیل شده است.. (حیدری،1389)
از نظر رابطه منطقی میتوان گفت که دانش معادل (Knowledge) در فلسفه و شناختشناسی حوزه زبان انگلیسی مجموعه جامعتر و کلّیتری نسبت به علم فقط معادل (Science) بوده و علم میتواند به نحوی زیر مجموعه دانش به عنوان تمامی آگاهیهای انسانی تلقی شود.
در حوزه زبان فارسی، دانش[1] یا علم[2] باز هم دربرگیرنده تمامی گونهها و حوزههای شناخت و آگاهی در عامترین معنای خویش است.(همتی،1386)
مدیریت
استونر مدیریت را فرایند برنامه ریزی، سازماندهی، هدایت و کنترل کوششهای اعضای سازمان و استفاده از تمام منابع سازمان برای دستیابی به اهداف معین سازمانی تعریف کرده است. (قرائی مقدم 1382)
در این پژوهش منظور از مدیریت، مدیریت دانش میباشد به عبارت دیگر خلق دانش و بکار بستن اصول مدیریت دانش نظیر سرمایه گذاری بالا یرای دانش، استفاده از مدیران دانش، و استفاده از راه حلهای چندگانه و……
فرصت
به شرایط و موقعیتهایی اطلاق میگردد که می تواند به پیشرفت توسعه منجر گردد. به عبارت دیگر فرصت به موقعیتهایی اطلاق میشود که اولا قابل کنترل باشند ثانیا این موقعیتها پیامدهای مثبتی برای فرد به همراه داشته باشند. (علی احمدی،1382)
در این تحقیق منظور از فرصت: وجود نیروی جوان و مستعد در حوزه مدیریت، حمایت رهبر معظم انقلاب از تولید دانش بومی، پذیرش زیاد دانشگاهی در رشته مدیریت، سرمایه گذاری دولت در بخش تولید علم، سیاستهای دولتی وزارت علوم محرک تولید دانش، ارزشهای دینی اسلامی در ایران.
تهدید
تهدید به هر موقعیت غیرقابل کنترل با پیآمدهای منفی اطلاق میشود. به عبارت دیگر تهدید به موقعیتهای برونی و محیطی اطلاق میشود که می تواند به عنوان مانعی در برابر پیشرفت و توسعه قرار گیرند. (علی احمدی1382)
در این تحقیق منظور از تهدید موانع بیرونی است که بر فرایند تولید دانش تاثیر می گذارد نظیر تحریمهای بین المللی و محدودیت در دسترسی به منابع مختلف،عدم همخوانی تئوریهای غربی با جهانبینی اسلامی.
گفتار دوم : بررسی آسیب های وارده جرم قوادی بر بزه دیده، مجرم و جامعه 86
الف) آسیب های وارده بر بزه دیده 86
ب) آسیب های وارد بر مجرم و جامعه 89
نتیجه گیری 92
پیشنهادات 94
فهرست منابع 96
چکیده لاتین 101
مقدمه
با گسترش فناوریهای اطلاعاتی و ارتباطی و دسترسی عموم افراد جامعه به شبکه اینترنت، فضای جدیدی فرا روی متخلفین جوامع قرار گرفته است. فضایی که در آن محدودیتهایی همچون مرزهای جغرافیایی، ملیت، بعد مسافت، زمان و… فاقد معنا و مفهوم است. در موقعیت جدید جرایم رایانهای از رشد و توسعه چشمگیری برخوردار بوده است. با گسترش این جرایم، جرایم رایانهای مرتبط با امور غیر اخلاقی نیز افزایش یافته و تاثیر منفی بر نظام اجتماعی و پایهای از جمله خانواده ها و سازمانها داشته و بیشتر کودکان و نوجوانان را مورد هجوم قرار داده است و شرایط لازم را برای ارتکاب برخی جرایم در جهت اشاعه این مفاسد آماده ساخته است. در این میان خانواده ها برای آموزش صحیح استفاده از اینترنت بسیار مؤثرند، امروزه خانواده ها فقط به خرید رایانه اکتفا می کنند ومعتقدند که فرزندان، خود استفاده از آن را یاد می گیرند در صورتی که باید ابتدا فرهنگ استفاده و تذکرهای لازم را به اضافه آموزش مناسب به فرزندان خود بدهند و سپس وسیله را مهیا کنند.جرایم علیه اخلاق وعفت عمومی عبارتست از هر نوع عمل ،رفتار وگفتاری که بر خلاف عفت وپاکدامنی جامعه باشد.این جرایم متنوع ومتعددند: برخی از آنها از جمله جرایم حدی می باشند ،مثل زنا ،لواط وبعضی تعزیری هستند.مثل روابط نامشروع مادون حدوعرضه وخرید وفروش صور قبیحه وقوع برخی از این جرایم (اعم از حدی وتعزیری)با ظهوراینترنت از محیط فیزیکی به محیط مجازی انتقال یافته است؛ ولی در برخی از آنها رایانه و اینترنت نمی تواند به عنوان واسطه ارتکاب جرم شود، مثل زنا ولواط، چرا که در وقوع چنین جرایمی حضور فیزیکی افراط شرط است. مهمترین و شایعترین این جرایم عبارتند از: انتشار محتوای مجرمانه، قوادی، هرزه نگاری و روابط نامشروع .ازجمله مسایلی که موجب سوء استفاده از فضای مجازی می شود ارتکاب جرایمی تحت عنوان جرایم علیه عفت و اخلاق عمومی است که برخورد صحیح و منطقی قانونگذار با این مسائل را می طلبد .از این رو هدف از این تحقیق، بررسی جرایم رایانه ای منافی عفت از دیدگاه فقهی و حقوقی می باشد.
الف) بیان مساله :
از آنجا که حفظ ارزش های موجود در جامعه ،موجب ثبات و ماندگاری در فرهنگ و اخلاق آن جامعه محسوب می شود، وجدان عمومی همواره ارتکاب اعمالی که این ارزش ها را کم رنگ یا محو نماید مورد سرزنش و نکوهش قرار می دهد. دولت ها به شیوه های مختلف از جمله جرم انگاری در این زمینه و قرار دادن ضمانت اجرا و برخورد با مهاجمین نسبت به این ارزش ها ،در حفظ و صیانت آن می کوشند[1] و باتوجه به آنکه این دسته جرایم با اعتقادات،آداب ورسوم،باورهاو مذهب جوامع ارتباط دارند،بیش از پیش وجدان عمومی را جریحه دار می سازند.در تمامی جوامع بشری به افرادی که رفتارهای خلاف اخلاق و عفت دارند یا از این راه کسب درآمد می کنند به دیده حقارت می نگرند. این امر نشان دهنده آن است که عقلا این رفتارها را مذمت می کنند و دراین مذمت تفاوتی میان جوامع دینی و غیر دینی نبوده و برهمین اساس در غالب کشورها اعم از کشورهای متمدن و پیشرفته که مسائل اخلاقی و جنسی را برای خود بحران محسوب نمی کنند و یا کـشورهایی که به علت اعتقــادات مذهبی ،خود را مقید به اجرای فرامین الهـــی می دانند (نظیر ایران)، روش ها و شیوه های گوناگون پیش بینی شده است تا بدین وسیله از اشاعه اعمال خلاف عفت جلوگیری شود . اما این دسته جرایم در مقایسه با سایر جرایم از حیث زمان و مکان به شدت در نوسان بوده است. چنان که مشاهده می کنیم امروزه با پیشرفت علم فناوری و پیدایش رایانه و به دنبال آن فضای مجازی اینترنت،این جرایم شکل نوینی به خود گرفته است و از حالت سنتی خارج شده و تحول چشم گیری را در قلمرو حقوق کیفری ایجاد نموده اسـت و همین امر حقوق جزای کلاســیک و آیین دادرسی آن را با چالش جدی مواجه نموده اسـت و باعث شده است دولت ها در حــقوق کیفری رایانه ای همچون حقوق کیفری سنتی برای حفظ ارزش ها و فرهنگ جوامع خود به جرم انگاری در این زمینه اقدام نمایند. مجرمین جرایم رایانه ای علیه اخلاقیات همچون سایر جرایم سایبری ، با بهره گیری از خصوصیات منحصر به فرد دنیای مجازی همچون قابلیت دسترسی آسان کاربران به آن،استطاعت داشتن همگان در پرداخت بهای آن و ناشناس ماندن[2] مصرف کنندگان آن بهره جسته و از این فضا به عنوان ابزاری برای توسعه و تسهیل تهاجم خود به ارزش ها و باورهای جامعه استفاده می کنند .
قانون گذار ایران نیز با اســتعانت از فرهنگ اســلامی ـ ایرانی و با توجه به گسترش فناوری و استــفاده روزافزون از دنیــای مجازی و رایانه و به منـظور حفظ
اخلاق و عفت و جـلوگیری از اشاعه فــساد، به جرم انگاری در زمینه اعمال ضد اخلاقی و منافی عفت در فضای مجازی پرداخته و اقدام به وضع قوانین و مقرراتی در این حیطه نموده است و در این راستا مقنن مواد 14 و 15 از فصل چهارم قانون جرایم رایانه ای را به جرایم علیه اخلاق و عفت عمومی اختصاص داده است.
قانون گذار در گذشته و حال تعریفی از جرم علیه عفت و اخلاق عمومی ارائه نکرده است و تنها به ذکر مصادیق آن پرداخته است[3] که این امر در مورد جرایم رایانه ای نیز صادق است. براساس مواد قانون اخیرالذکر،مواردی همچون اشاعه فحشا ومنکرات ،تحریک و تشویق و ترغیب یا دعوت به فساد و فحشا و ارتکاب جرایم منافی عفت و انحرافات جنسی،انتشار و توزیع و معامله محتوای خلاف عفت عمومی (مبتذل و مستهجن)،تطمیع افراد به دستیابی محتویات مستهجن و مبتذل و استفاده ابزاری از افراد در تصاویر و محتوا و تحقیر و توهین به جنس زن ،آموزش ارتکاب جرم و روابط نامشروع و غیر قانونی، قوادی،هرزه نگاری، می تواند به عنوان مصادیق جرایم علیه عفت و اخلاق عمومی محسوب شود و افرادی که به این امور مبادرت می پردازند طبق قانون ،مورد مجازات و پیگیری قرار خواهند گرفت.
نکته حائز اهمیت آن است که این دسته جرایم مستقیماً با مخدوش کردن کیان خانواده در ارتباط هستند اما به نظر می رسد با توجه به مواد 14 و 15 ق.ج.ر ،تناسبی میان جرم ارتکابی و مجازات آن نمی باشد و این در صورتی است که مجازات علیه عفت و اخلاق عمومی که به شکل سنتی انجام می گیرد در قانون مجازات اسلامی ، از حدت و شدت بیشتری برخوردار بوده در حالیکه در دنیای مجازی با توجه به اینکه طیف عظیمی از افراد می توانند قربانی این دسته جرایم قرار گیرند مجازات سبک تری در نظر گرفته شده است و این امر ناهـماهنگی میان مـواد قانون مجـازات اسلامی و قانون جرایم رایانه ای را به ذهن متـبادر می سازد.
در میان جرایم علیه عفت و اخلاق عمومی ،قوادی و هرزه نگاری از اهمیت ویژه ای برخوردار هسـتند و شاید بتوان بیــان کرد سایر جرایم در این حوزه ،زیر مجموعه این دو جرم محـسوب می شوند.[4]
با عنایت به ماده 242قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 قیادت به معنای جمع و مرتبط کردن دو نفر یا بیشتر برای زنا و لواط است که براساس شرع برای آن
این مطلب را هم اگر خواستید بخوانید :
بایگانیهای فناوری - مجله تخصصی نارمک دیجیتال
مجازات حد در نظر گرفته شده است.اگرچه منظور از جمع کردن ، آوردن طرفین فحشا در یک مکان است و ظاهرا دلالت بر حضور فیزیکی نزد قواد دارد اما مرتبط کردن می تواند تنها معرفی و آشنا نمودن طرفین با یکدیگر باشد در نتیجه جرم قوادی بدون حضور قواد نیز قابل تصور است.با این مطلب، می توان بیان نمود مجرمان در فضای مجازی به آسانی می توانند به قیادت بپردازندو بدون آن که نامی از آن ها به جای بماند قادر هستند نه تنها دو نفر بلکه میلیون ها انسان را
5-3-2-2-مقایسه واحدهای صفی و ستادی از نظر نوآوری تدریجی و بنیادی 82
5-4-محدودیت ها……………………………….. 82
5-5-پیشنهادات کاربردی…………………………. 83
5-6-پیشنهادات آینده ………………………….. 83
منابع و مآخذ…………………………………. 85
پیوست ها…………………………………….. 94
پیوست 1: جداول……………………………….. 94
پیوست 2: پرسشنامه کانو………………………… 114
پیوست3: پرسشنامه عملکرد ………………………. 117
مقدمه
با تشدید روزافزون رقابت، به وجود آمدن شبکه های ارتباطی سریع و جهانیشدن، پژوهشگران زیادی به موضوع نوآوریهای تدریجی و بنیادی پرداخته اند. و در پژوهش های آنها عمدتاً به موضوع شناسایی عوامل مؤثر بر نوآوری توجه شده است. در برخی از پژوهشها یا صرفاً معیارهای کمی و یا معیارهای کیفی مدنظر قرارگرفته است. این در حالی است که در این پژوهش با توجه به مطالعات در دسترس همزمان از معیارهای کیفی و کمی استفاده شده است. نکته قابل تأمل دیگر ضریب اهمیت عوامل مؤثر بر نوآوری ها است. با مرور پژوهشهای گذشته، مشخص است که ضریب اهمیت عوامل مؤثر بر نوآوری، در بیشتر آنها، غالبا از تکنیک های تصمیم گیری چندمعیاره[1] جهت تعیین ضریب اهمیت عوامل مؤثر بر نوآوری استفاده شده است . این در حالی است که، در این پژوهش با بهـرهگیری از دو روش، کانو به فرم فازی و شبکه های عصبی، ضریب اهمیت عوامل مؤثر بر نوآوری تدریجی و بنیادی از طریق حل مدل به دست آمده است و نیازی به تعیین این ضرایب از سوی تیم تصمیم گیری نبوده است و از این طریق میزان هر یک از این عوامل و راه کار هایی برای گذار از نوآوری تدریجی به بنیادی مشخص گردیده است.
این پژوهش مشتمل بر پنج فصل میباشد. در فصل اول کلیات پژوهش بیان شده است. در فصل دوم به ادبیات پژوهش پرداخته شده است که طی آن پژوهشهای مرتبط با مبحث نوآوری تدریجی و بنیادی و عملکرد نوآورانه بررسی گردیده است. سپس در ادامه با توجه به اینـکه در این پژوهش برای دستهبندی واحدهای سازمانی از مدلهای شبکه عصبی استفاده شده است، رویکرد شبکه های مصنوعی تشریح گردیده است. در فصل سوم مدل مفهومی و رویکرد پیشنهادی پژوهش و روششناسی پژوهش به تفضیل ارائه گردیده است. فصل چهارم به دستهبندی عوامل مؤثر بر نوآوری تدریجی و بنیادی در دسته های بایدی، تک بودی، جذاب، بی تفاوتی و معکوس به کمک تکنیک کانو و تعیین میزان تدریجی و بنیادی بودن واحدهای سازمانی با کمک تکنیک شبکه های عصبی مربوط است. در فصل پنجم، نتیجه گیری پژوهش، محدودیتهای پژوهش و همچنین پیشنهادهایی کاربردی جهت حرکت از نوآوری تدریجی به سمت نوآوری بنیادی به سازمان ها و پیشنهاداتی جهت پژوهشهای آتی بیان گردیده است.
1-1- مقدمه
نوآوری و شناسایی عواملی که بر آن اثر دارد یک عنصر کلیدی برای سازمان ها است و سازمان ها در جهت به روزرسانی خدمات و محصولات خود و رفع هر چه بهتر و سریعتر نیازهای مشتریان خود از طریق دست یابی به نوآوری بنیادی، می توانند سهم خود را در بازار حفظ نمایند و به مزیت رقابتی دست یابند. در این فصل ابتدا مساله پژوهش تشریح می شود، سپس اهمیت و ارزش پژوهش به همراه کاربردهای آن تشریح می گردد. در ادامه، اهداف و سوالهای پژوهش مطرح می گردد و روش پژوهش به طور خلاصه ارائه می شود. سپس قلمرو مکانی، زمانی و موضوعی پژوهش عنوان شده و در پایان تعاریف واژههای کلیدی پژوهش بیان می گردد.
1-2- شرح و بیان مساله پژوهش
در دهههای اخیر، نوآوری[2] به یک مفهوم کلیدی تبدیل شده است. توسعه شتابدار علم و فن آوری، چرخه عمرکوتاه محصولات، رشد و بلوغ بازارها و جهانی شدن، همه و همه موجب افزایش اهمیت نوآوری برای سازمان ها شده است. بسیاری از سازمان ها در محیط خود با مشکلات زیادی از لحاظ رقابتی مواجه هستند که ناشی از سرعت بالا در تغییرات محیط به خصوص تغییرات تکنولوژی میباشد. در حقیقت نوآوری یک ضرورت برای سازمانهایی است که در محیطهای پویا و غیر قابل پیشبینی رقابت میکنند و همچنین به عنوان یک منبع حیاتی ایجاد مزیت رقابتی عمل میکند. به بیان دیگر در عصر جهانیشدن و ارتباطات، سازمانها نیازمند اخذ تصمیمات صحیح و سریع هستند تا بتوانند در عرصه تنگاتنگ رقابت، گامی جلوتر باشند.
به دلیل وجود رقابت زیاد بین جوامع، اکثر کشورها با تکیه بر نوآوری به دنبال افزایش بهرهوری و بهبود وضعیت اقتصادی خود هستند(حمیدی زاده، 1387). نوآوری به عنوان یک عامل حیاتی برای سازمان ها جهت ایجاد ارزش و حفظ مزیت رقابتی در محیطهای پیچیده و پویای امروزی قلمداد میشود (رنجیت[3]، 2004). پس باید مدیران و کارکنان از قدرت خلاقیت و نوآوری در جهت تطبیق با تغییرات سریع، خطوط تولید و شیوههای مدیریتی استفاده کنند (دامان پور[4]، 1991). در واقع هدف از نوآوری و بررسی آن دستیابی به مسیری برای مدیریت نوآوری به نحوه مطلوب و صحیح است (شاهین و صادق بیگی، 1389) تا از این طریق سازمان ها بتوانند به عملکردی نوآورانهتر و سودآوری بیشتری دست یابند چرا که نوآوری به عنوان عنصر کلیدی در عملکرد سازمان ها محسوب می شود. (شاهین و پورحمیدی[5]، 2011). دلیل اصلی اهمیت نوآوری آن است که، به سازمان ها کمک می کند تا با سرعت بیشتری توانایی خود را در تولید مخصولات جدید بالا ببرند(شاهین و زینلی[6]، 2013). بنابراین به دلیل آنکه نوآوری به برنامههای کاربردی جدید از دانش، ایدهها، روشها و مهارتها مربوط میشود که میتوانند قابلیت های منحصر به فرد و اهرمی رقابتی را در سازمان ایجاد نمایند (ام سی دورموت و اکونور[7]، 2002)، می توان کاربردهای مختلفی را برای آن متصور شد. نوآوری متناسب با کاربرد، به انواع مختلف تفکیک شده است. یکی از این تقسیمبندیها، تفکیک نوآوریهای به نوآوری بنیادی و تدریجی است (چیزا و همکاران[8]، 1996 ؛ دی وار و داتون[9]، 1986). نوآوری تدریجی از تغییرات جزئی در محصولات فعلی، با بهره گرفتن از
این مطلب را هم اگر خواستید بخوانید :
پایان نامه ارشد درمورد ویژگیهای شخصیتی
تکنولوژیهای موجود حاصل میشود، در حالی که نوآوری بنیادی نشان دهنده تغییرات اساسی در محصولات جدید است که ناشی از تغییراتی انقلابی در تکنولوژیهای مورد استفاده میباشد (دی وار و داتون، 1986, اتلی برایجس و اکوف [10]، 1984; سونگ و مونتیا وسی[11]، 1998).
با توجه به مطالب بالا دستیابی به عواملی که میتوانند پیشبینی کننده این نوآوریها باشند، از اهمیت بالایی برخوردار است و این در حالی است که پژوهش ها تنها به تعدادی از این عوامل توجه نموده اند (شاهین و همکاران[12]، 2011، شاهین و همکاران 2014). و در مطالعات در دسترس، هیچ پژوهشی به صورت جامع به همه عواملی که میتواند نوآوری را تحت تأثیر قرار دهد، توجه نکرده است. به همین دلیل در پژوهش حاضر، تلاش بر آن است که تمام پژوهش های در دسترس مورد مطالعه قرار بگیرد تا عوامل اصلی و مهم در پیش بینی نوآوری مورد بررسی قرار بگیرد چرا که از این طریق به شکل جامع تری به مطالعه نوآوری پرداخته می شود. اگر همه عوامل مؤثر بر دو نوع نوآوری بنیادی و تدریجی، مورد مطالعه قرار گیرد و اولویتبندی شود، سازمانهایی که به دنبال نوآور شدن هستند، میتوانند درک کنند که برای دست یابی به هر کدام از نوآوریهای بنیادی و تدریجی باید از چه عواملی و به چه میزان استفاده کنند.
به علاوه روشهای کمی اولویت بندی درتصمیم گیری چند معیاره از قبیل: خانه کیفیت، تحلیل شبکهای، تحلیل پوششی دادهها و دیمتل تنها میتواند مؤلفههایی را که پژوهشگر در نظر میگیرد، وزندهی کند و مشخص می نماید که هر عاملی با چه وزنی برای ایجاد یا ارتقاء نوآوری مهم است. این در حالی است که استفاده از تکنیک هایی که بتواند هر عاملی را در دو گروه نوآوری بنیادی و یا تدریجی گروه بندی نماید و جایگاه دقیق واحدهای سازمانی را در دست یابی به نوآوری تدریجی و بنیادی تعیین نماید. می تواند مشخص نماید اگر یک واحد سازمانی جدید ایجاد شود از هر عامل به چه میزان استفاده نماید تا به چه میزان نوآوری تدریجی و بنیادی دست یابد، مثمر ثمر واقع شود. زیرا موجب می شود که سازمانها، به صورت کاربردی بدانند برای گذار از نوآوری تدریجی به نوآوری بنیادی استفاده از این عوامل چه مقدار باشد تا از این طریق سازمان ها بتوانند بیش از پیش نوآور شوند و عملکردی نوآورانهتر داشته باشند.
افزایش رقابت، فشار جهانیسازی و تحولات بازار، روشهای رقابت و ایجاد نوآوری را تغییر داده است. در شرایط جدید هم انتخاب عواملی که نوآوری را ایجاد می کنند و هم ارتقاء و توسعه آنها به منظور افزایش انعطاف پذیری در برابر تغییرات بازار و دست یابی به سهم بازار بالاتر ضروری است. از اینرو دست یابی به نوآوری بیشتر مستلزم انتخاب سریع و مناسب عوامل مؤثر بر نوآوری ها است.
همانطور که بیان شد، نویسندگان زیادی به بررسی اهمیت نوآوری پرداخته اند. آنها در نقش کلیدی نوآوری و عواملی مناسب ایجاد کننده آن در دستیابی به اهداف و عملکردی نوآورانه تر اتفاق نظر دارند. بنابراین تعیین نوع و میزان عوامل نوآوری، یک تصمیم استراتژیک میباشد. به همین دلیل تصمیمگیران به فرایند نوآوری سازمان ها، که به طور پیوسته در حال رشد می باشد، توجه زیادی نشان میدهند. با توجه به نقش اساسی نوآوری در تعیین ارتقاء سهم بازار و دست یابی به عملکرد نوآورانه تر، یکی از وظایف اساسـی مدیران سازمانی، تعیین عوامل ایجاد کننده نوآوری و میزان تحقق آنها در سازمان است. تاکنون روشهای تصمیم گیری بسیاری پیرامون این فرایند ارائه شده است، اما حجم بسیار بالا اطلاعات، شرایط پویای همکاری با سازمان های مشتاق به نوآور شدن و همکاری مداوم با آنها دلایلی هستند که نیاز به استفاده از سیستمهای مبتنی بر هوش مصنوعی را فریاد می کنند. علیرغم مزیت ها و فواید اشاره شده پیرامون سیستم های مبتنی بر هوش مصنوعی در حل مسائل و تصمیمگیری، تاکنون پژوهش های نسبتاً کمی پیرامون استفاده از این سیستم ها در فرایند تعیین عواملی که در هر واحد سازمانی باید به کار گرفته شوند تا از نوآوری تدریجی به بنیادی به دست یافت و عملکرد نوآورانه محقق شود، صورت گرفته است.
بنابراین با توجه به محدودیتهایی که برای مطالعات قبلی بیان شد، و همچنین پیشرفتهای قابل توجه در عرصه پردازش اطلاعات با بهره گرفتن از روشهای هوش مصنوعی و سایر روشهای غیرخطی مانند شبکههای عصبی مصنوعی [13] و شبکههای عصبی فازی[14]، که این محدودیتها تا حدودی هموار شدهاند )پارسا مقدم، شفیع خواه و شیخ الاسلام[15]، 2011). در این پژوهش از تحلیل شبکه عصبی استفاده شده است. شبکههای عصبی مصنوعی یا به زبان سادهتر شبکههای عصبی، سیستمها و روشهای محاسباتی نوینی برای یادگیری ماشینی، نمایش دانش، و در انتها اعمال دانش به دست آمده در جهت پیشبینی پاسخهای خروجی از سامانههای پیچیده هستند. ایده اصلی این گونه شبکهها – تا حدودی – الهامگرفته از شیوه کارکرد سیستم عصبی زیستی است و برای پردازش دادهها، و اطلاعات به منظور یادگیری و ایجاد دانش قرار دارد. عنصر کلیدی این ایده، ایجاد ساختارهایی جدید برای سامانه پردازش اطلاعات است. این سیستم از شمار زیادی عناصر پردازشی فوق العاده ی بهمپیوسته با نام نورون تشکیل شده که برای حل یک مسأله، با هم هماهنگ عمل میکند. با بهره گرفتن از دانش برنامهنویسی رایانه میتوان ساختاری طراحی کردکه همانند یک نرون عمل نماید. سپس با ایجاد شبکهای از این نرونهای مصنوعی به هم پیوسته، یک الگوریتم آموزشی برای شبکه ایجاد نمود و با اعمال این الگوریتم به شبکه آن را آموزش داد.
پژوهش حاضر در گامی فراتر از مطالعات پیشین، سعی در اقتباس و جمعآوری همه عوامل مؤثر بر نوآوری بنیادی و تدریجی از مجموعه ادبیات در دسترس داشته است و سپس با کمک مدل کانو و بکارگیری روش تحلیل شبکه عصبی به تعیین ضریب اهمیت این عوامل در هر دو گروه نوآوری بنیادی و تدریجی پرداخته است و جایگاه واحدهای سازمانی را در هر نوآوری مشخص نموده است. در حقیقت وجه تمایز این پژوهش، جامعیت عوامل مؤثر بر نوآوری های بنیادی و تدریجی است که با کمک مدل کانو فازی ضریب اهمیت آنها را به دست آورد به علاوه برای اولین بار از مدل کانو استفاده گردید تا یک سیتم خبره به دست آید که بتواند به عنوان ورودی در شبکه عصبی وارد شود و بعد از آن با بهره گرفتن از روش نوین شبکه عصبی بتوان به نقطهای برای گذار از نوآوری تدریجی به بنیادی دست یافت و جایگاه هر واحد سازمانی را در نوآوری مشخص نمود و در نهایت به سازمانهایی که به دنبال نوآوری هستند کمک کرد که از این مدل جهت تعیین جایگاه خود و راه های پیش بینی جایگاه واحدهای جدید در نوآوری تدریجی و بنیادی استفاده نمایند. با توجه به آنکه سازمان ها از لحاظ زمان و بودجه با محدودیت روبرو هستند، با بهره گرفتن از این روش میتوانند زمان و بودجه خود را به صورت هدفمند مورد استفاده قرار دهند. به بیان دیگر در این پژوهش تلاش بر آن بود با کمک رویکرد شبکه عصبی و در نظر گرفتن همه عوامل مؤثر بر نوآوری بنیادی و تدریجی به صورت جامع، در درجه اول عوامل در دو گروه نوآوری بنیادی و تدریجی گروهبندی شوند تا مشخص شود هر عامل برای ایجاد و ارتقاء چه نوعی از نوآوری کاربرد دارد، سپس درصدی که این عوامل میتوانند منجر به عملکرد نوآورانه شوند، تعیین شود. در واقع در این پژوهش نقطه گذار از نوآوری تدریجی به بنیادی برای هر واحد سازمانی شرکت فولاد مبارکه اصفهان مشخص گردید. این سازمان برای حضوری قدرتمند در عرصه فروش و رقابت با سایر رقبا، سعی در مدیریت فرایند های خود دارد. چرا که، فرایند این شرکت نقش عمدهای در موفقیت و یا ناکامی این شرکت خواهد داشت، همانطور که مشخص است فعالیت این شرکت وابستگی بسیار زیادی به نوآوری و عملکرد آن دارد . علاوه بر آن نتایج به آمده از این پژوهش در حیطه نوآوری کمک می کند تا پژوهشگران و سازمانها دیگر نیز بدانند چه مقداری از هریک از عوامل را به کار بگیرند تا از نوآوری تدریجی به نوآوری بنیادی دست یابند.
1-3- اهمیت و ارزش پژوهش
با توجه به اینکه اولا در برنامه پنجم توسعه بر خصوصی سازی و تسریع آن تأکید شده است، همچنین برنامه های دولت، تمرکز زیادی بر بهبود مستمر کسب و کار دارد و نیز ایجاد و استمرار این بهبود، مستلزم وجود فضایی منصفانه، امن و توام با اعتماد برای رقابت است، در آینده ای نه چندان دور با به وجود آمدن رقبای بیشتر، بی شک سازمانها در وهله اول بیش از پیش سعی در حفظ موقعیت رقابتی و در وهله دوم به دنبال گسترش قدرت رقابتی خود خواهند بود.
بنابراین سازمانها برای کاهش خطر از رده خارج شدن میبایست، نوآوریهای تدریجی یا بنیادی بیشتری ارائه کنند که از محصولات و فرایندهای تولید و بازارهای کنونی متمایزند. سازمانهایی که به دنبال چنین نوآوریهایی هستند میبایست روی تغییرات، سرمایهگذاری کنند و از طریق هدف قرار دادن بخشهای خاص بازار، فرصتهای فوق العاده ایجاد نمایند، تا به منافع نوآوری چون هزینههای پایینتر و کیفیت بالاتر دست یابند. در نتیجه استفاده از یک سیستم نظامند و توجه به تنوع نیازها از سوی تولیدکنندگان، شرط حفظ سهم بازار آنها است در واقع در محیط رقابتی شدید، سازمانها باید نوآوری را در محصولات و خدمات خود برای بقا و موفق بودن ایجاد کنند.
از سویی دیگر دانش و تکنولوژی فعلی یک سازمان اگر چه میتواند هم اکنون برای آن مزیت رقابتی ایجاد کند اما تضمین نمیکند که سازمان بتواند در مواجهه با تغییرات سریع خارجی مزیت رقابتی خود را حفظ نماید(اوریلی و توشمان[16]، 2008). شناسایی عوامل مؤثر بر نوآوری و گروه بندی آنها به وسیله تکنیکها و روشهای کار متنوع و گسترده میتواند به نوآوری بیشتر کمک کند و آن را به پیش ببرد. در سازمانهایی که تغییر و پیشرفت، از ارکان اصلی سازمان است، نوآوری از عوامل مهم برای رسیدن به اهداف آن است. شناسایی عوامل حیاتی و مهم نوآوری جهت ارائه خدمات و تولید بهتر و در نتیجه برتری رقابتی امری ضروری است که میتوان این نوآوری را جهت بخشید.
قرن حاضر مملو از نوآوریهای گوناگون در زمینه فناوریها، کالاها و خدمات جدید است اما در هیچ دورهای مانند امروز نیاز به نوآوری، این چنین ضروری نبوده است. بدون شک روز به روز بر شدت رقابت در بازارهای جهانی برای ارائه محصولات و خدمات توسط بخشهای مختلف صنعت افزوده میشود و در دهههای آتی شدیدتر نیز خواهد شد. برای آنکه بتوان در بازارهای جهانی دوام آورد و بر رقبا چیره شد باید روشهای قدیمی و سنتی را کنار گذاشت. چون تنها از طریق ارائه محصولات جدید و مشتقات آنها است که میتوان ارزش قابل توجهی برای شرکت ایجاد کرد. نوآوری و خلاقیت در سازمانهای توسعه یافته و مدرن به قدری حائز اهمیت است و از ویژگیهای این سازمانها محسوب می شود که حتی بعضا سازمان خلاق و نوآور به عنوان یکی از سازمانهای پیشرو، مطرح میشود.
در واقع میتوان گفت با توجه به سرعت تغییرات و پیچیدگیهای محیطی، سازمانها باید در جهت نوآوری گام بردارند و افراد را تشویق به نوآوری کنند، چون در غیر اینصورت با دست خود نام خود را از صحنه روزگار محو میکنند. با توجه به اهمیت نوآوری، اندازهگیری آن نیز دارای اهمیت میباشد. یکی از روش های اندازه گیری، تحلیل شبکههای عصبی است. این روش به طور گسترده ای در حوزه های مختلف مدیریت مورد استفاده قرار گرفته است و لیکن در زمینه گروه بندی عوامل و اندازه گیری آنها، تحقیقات کمی انجام پذیرفته است. مزیت این روش نسبت به سایر روشهای اولویت بندی در این است که این روش به گروه بندی عوامل میپردازد و در صورتی که پس از هر بار ارزیابی، هر واحد با میزانی مشخص در یکی از دو گروه نوآوری تدریجی و بنیادی قرار خواهدگرفت و با ایجاد یک واحد سازمانی جدید در سازمان، میتوان تصمیم گرفت از هر عامل چه میزان استفاده شود تا از نوآوری تدریجی به بنیادی در حد بهینه حرکت شود.
1-4- کاربرد نتایج پژوهش
کاربرد مدل پیشنهادی، در انتخاب دقیقتر و مناسبتر مؤلفههای نوآوری تدریجی و بنیادی است. که به کمک آن مدیران سازمان میتوانند راحت تر تصمیمگیری کنند و برای دستیابی به عملکردی با نوآوری بیشتر، تنوع بالاتر در تولید و دستیابی به سهم بالاتری از بازار گام های بهتری بردارند. یافتههای این پژوهش برای همه سازمانهای نوآور به طور عام و برای شرکت فولاد مبارکه اصفهان به طور خاص کاربرد دارد.
1-5- اهداف پژوهش
1-6- سوال های پژوهش
چقدر است؟
1-7- روش پژوهش
این پژوهش از نظر هدف، توسعه ای و کاربردی است. و از نظر روش بر اساس مسأله پژوهش، از نوع توصیفی، و تحلیل مقایسه ای است. و بر اساس زمان گردآوری داده ها از نوع مقطعی و از نظر روش گردآوری داده ها میدانی و پیمایشی است.
1-8- قلمرو پژوهش
قلمرو موضوعی:
در این پژوهش عوامل مؤثر بر نوآوری تدریجی و بنیادی و میزان عملکردی نوآورانه تر در واحدهای مختلف سازمان با بهره گرفتن از ابزار شبکه های عصبی مورد سنجش قرار گرفته است.
قلمرو مکانی:
این پژوهش در واحدهای مختلف سازمان فولاد مبارکه اصفهان صورت گرفته است.
قلمرو زمانی:
پژوهش حاضراز اوایل اردیبهشت ماه تا اواخر خرداد ماه سال 1393 انجام شده است.
1-9- تعاریف واژه های پژوهش
نوآوری[17]: نوآوری به برنامههای کاربردی جدید از دانش، ایدهها، روشها و مهارتها مربوط میشود که میتواند قابلیتهای منحصر به فرد و اهرم رقابت سازمان را ایجاد نمایند و درواقع فرایندی است که عقاید اهداف و پویشها در آن ایجاد میشوند (شاهین و صادق بیگی، 1389;21).
نوآوری بنیادی[18]: نوآوری بنیادی، به آن دسته از نوآوریهایی اطلاق میشود که نشان دهنده تغییرات اساسی در محصولات جدید است که ناشی از تغییراتی انقلابی در تکنولوژیهای مورد استفاده میباشد (ریچارد، والکرو جنس[19]، 2001;89 ).
نوآوری تدریجی[20]: شامل آن دسته از نوآوریهایی میباشد که به تغییرات جزئی در فنآوریهای موجود در طراحی، عملکرد، قیمت، کمیّت و اعمال تغییراتی برای پاسخگویی به نیازهای مشتریان وجود دارد. در واقع نوآوری تدریجی آن دسته از نوآوریهای است که بر آموزش و توسعه سازمانی تمرکز دارد (ریچارد و همکاران، 2001;58).
عملکرد نوآورانه[21]: ترکیبی از چندین دستاورد سازمانی است که نتیجهی تجدید و بهبود تلاشهای انجام شده در جنبههای مختلف نوآوریهای شامل نوآوری در فرایندها، محصولات، ساختار سازمانی و تعداد پتنتهای پژوهش و توسعه است (باتساکیس[22]، 2012. ;12).
شبکهی عصبی[23]: شبکه های عصبی مصنوعی از مکانیزم پردازش اطلاعات بیولوژیکی الهام گرفته شده اند. آنها از تعداد زیادی عناصر پردازشی موازی بهم پیوسته تشکیل شده و سعـی در ارائه کارایـی سیستمهای زیستی دارند. این شبکهها، سیستمهای پردازش اطلاعات انعطافپذیری هستند که قادرند بطور مداوم از اطلاعات ورودی به یادگیری پرداخته و خود را با محیط اطلاعاتی تطبیق دهند (جین و مارتین[24]، 10:1998).
1-10- جمع بندی
با توجه به اینکه حقیقت نوآوری یک ضرورت برای سازمانها ست و کمک می کند تا در محیطهای پویا و غیر قابل پیشبینی رقابت کنند و از سویی دیگر چون نوآوری به عنوان یک منبع حیاتی ایجاد مزیت رقابتی محسوب می شود، چرا که در عصر جهانیشدن و ارتباطات، کمک شایانی به سازمان های نیازمند جهت اخذ تصمیمات صحیح و سریع می نماید تا بتوانند در عرصه رقابت تنگاتنگ، گامی جلوتر باشند. در این فصل، پس از مطرح شدن سوال پژوهش، به بیان هر چه بیشتر اهمیت و ارزش نوآوری پرداخته شده است در ادامه اهداف و قلمرو مکانی و زمانی پژوهش نیز بیان گردیده است.
2-1- مقدمه
در دهه گذشته، سرعت تغییرات در بازار بصورت قابل ملاحظه و وسیعی افزایش یافته است. در این محیط رقابتی شدید، سازمانها برای بقا و موفق بودن، باید نوآوری را در محصولات و خدمات خود ایجاد کنند. بنابراین در سازمانهایی که تغییر و پیشرفت ارکان اصلی است، نوآوری از عوامل مهم برای رسیدن به اهداف به حساب میآید. شناسایی عوامل حیاتی و مهم نوآوری جهت ارائه خدمات و تولید بهتر و در نتیجه برتری رقابتی امری ضروری است. بنابراین به دلیل آنکه نوآوری به برنامه های کاربردی جدید از دانش، ایده ها، روشها و مهارتها مربوط میشود که می تواند قابلیتهای منحصر به فرد و اهرمی رقابتی را در سازمان ایجاد نمایند تصمیم گیری در رابطه با عوامل مؤثر بر دو نوع تدریجی و بنیادی نوآوری و میزان به کار گیری آنها در سازمان برای دست یابی به عملکرد نوآورانه تر از اهمیت بالایی برخوردار است.
در این فصل ابتدا، مفاهیم نوآوری و عملکرد نوآورانه مطرح شده است، سپس، تکنیک شبکه عصبی به منظور ارزیابی عوامل مؤثر بر نوآوری بیان شده است. و در نهایت پیشینه پژوهش در قالب پژوهشهای داخلی و خارجی ارائه گردیده است.
2-2- معرفی نوآوری
در طول 30 سال گذشته، نوآوری مورد توجه محققان و متخصصان بوده است (گاتیگنن و همکاران، 2002 ؛ دامان پور، 1987). چراکه ورود به عرصه نوآوری زمینه را برای گسترش سطح رقابت و ایجاد فرصت رشد سودمند هموار می سازد و موجب ارائه مطلوبیت بیشتر برای مصرف کننده میشود. به عبارت دیگر، نوآوری هم به عنوان یک عامل مهم برای درجه رقابت پذیری و پیشرفت سازمانها و هم به عنوان عاملی برای شناسایی عناصر کلیدی ارتقاءی نوآوری فرایندها و محصولات به حساب میآید و سازمانها برای داشتن مزیت رقابتی طولانی مدت، باید نوآوری را بی وقفه و به طور مداوم به کار گیرند تا بتوانند ارتقاء یابند. اهمیت نوآوری، پژوهشگران را برای شناسایی نیرو محرکهای مختلف نوآوری، برانگیخته است (اسلاملو، 1392).
2-2-1-نوآوری
نوآوری اشاره به کاربرد جدید دانش، ایده، روش و مهارتهایی دارد که میتواند قابلیتهای منحصر بهفرد و اهرمهای جدیدی برای رقابت سازمانی ایجاد کند(اندرسون و همکاران[25]، 2008,شاهین و عباس زاده [26]، 2013). از آنجایی که امروزه مشتریان دقت بیشتری در انتخاب خود دارند بنابراین انتظار دارند محصولات تنوع بیشتری داشته باشد و نوآوری بیشتری در آنها دیده شود(شاهین و همکاران[27]، 2013) پس در بازارهای جهانی، سازمانها باید توانایی تشخیص چالشهای نو و پیکر بندی مجدد تکنولوژیها، شایستگیها و سرمایههای دانشی خود را جهت ایجاد مزیت رقابتی پایدار داشته باشند(تیس[28]، 2000).
در تعریفی دیگر نوآوری عبارت است از، ظرفیت کلی سازمان در معرفی محصولات جدید به بازار یا گشودن بازاری جدید به همراه ترکیب راهبردی با در برداشتن رفتارها و فرایندهای نو (نورث و اسمال بون[29]، 2000). معمولاً محققان بر این باورند که مفهوم فرایند نوآوری را درک کردهاند. اما در حقیقت بسیاری از تحقیقات انجام گرفته در حوزههای مرتبط با نوآوری، تعاریف و طبقهبندیهای متفاوتی از نوآوری را ارائه دادهاند. درواقع مفهوم نوآوری توجه تعداد زیادی از محققان را به خود جلب کرده است. این مفهوم برای اولین بار توسط شومپیتر در سال 1934 ارائه شده است که با توصیف نوآوری به رسمیت شناخته شده است و به عنوان فرایند ایجاد نام تجاری جدید، محصولات، خدمات و فرایندها و تأثیر آن بر توسعه اقتصادی بوده است. از آن به بعد دانشمندان مختلفی به تشریح متفاوتی از این مفهوم، برای بقای طولانی مدت سازمانها پرداختهاند و آن را به عنوان عامل بسیار مهمی در نظر گرفتهاند. ادبیات گذشته دو نگرش به نوآوری داشته است، 1- نگرش هدف محور، که تمرکز بر روی نوآوری به خودی خود 2- نگرش موضوع محور، تمرکز بر روی موضوعاتی مانند کشور، صنعت، سازمانها و گروهها که ابداع و اجرا کننده نوآوری هستند.
از آن به بعد دانشمندان مختلفی، تشریح متفاوتی از این مفهوم برای بقای طولانی مدت سازمانها داشته اند و آن را به عنوان عامل بسیار مهمی در سازمانها در نظر گرفتهاند(خان و همکاران[30]، 2009).
مفهوم نوآوری از دهه 60 تا هزاره سوم دارای مفاهیم متفاوتی بوده است که این مفاهیم در جدول1-2 ارائه شده است.
جدول 1-2 مفهوم نوآوری از دهه 60 تا هزاره سوم (منطقی، 1384)
| دوره زمانی | مفهوم نوآوری |
| نوآوری دهه 60 | ارائه محصول جدید به بازار، تمرکز بر پژوهش و توسعه، عمدتا نوآوری بنیادی(بنیادی)، تمرکز کم بر مشتری |
| نوآوری دهه 70 | توجه به مشتری، نوآوری از روی تنوع در محصول، نوآوری تدریجی |
| نوآوری دهه 80 | بازاریابی (به دلیل رقابت بیشتر )، نوآوری در خدمات |
| نوآوری دهه 90 | پیدایش نوآوری مبتنی بر دانش، نوآوری بنیادی، نوآوری در خدمات |
| نوآوری هزاره سوم | توسعه فراگیر نوآوری مبتنی بر دانش |
همانطور که اشاره شد فرایندهای مختلف نوآوری، خروجیهای متفاوتی را بهدنبال دارد. بعضی از این نتایج در محصولات و تغییر در آنها یا در خدمات و یا در روش انجام امور توسط سازمانها میباشد. اگر سازمانی به دنبال بقا در محیط متغیر و پویا باشد، لازم است در انواع مختلف نوآوری سرمایه گذاری نماید، چرا که انواع مختلف نوآوری، به روشهای متفاوتی سازمان را تحت تاثیر قرار داده و نتایج متفاوتی را به دنبال دارد(سیگاو و همکاران[31]، 2006). پژوهشگران طبقه بندی نوآوری را به روشهای گوناگونی انجام دادهاند. با توجه به مطالعات گذشته، گونه شناسیهای متفاوتی از نوآوری ارائه شده است، که پنج نوع نوآوری را در مطالعات تجربی شناسایی کردهاند. این نوآوریها عبارتند از نوآوری تدریجی در محصول، نوآوری تدریجی در فرایند، نوآوری بنیادی در محصول، نوآوری بنیادی در فرایند و نوآوری اجرایی(هرمان و همکاران[32]، 2007). جهت تمایز بین این پنج نوع نوآوری، نیاز به بحث در مورد تفاوتهای بین نوآوری اجرایی و فنی، نوآوری تدریجی و بنیادی و نوآوری در فرایند و محصول است. در ابتدا نوآوری به نوآوری اجرایی و فنی تقسیم بندی میشود. نوآوری اجرایی به کاربرد ایدههای جدید جهت بهبود ساختار و سیستم سازمانی و نفود فرایندها به ساختار اجتماعی یک سازمان اشاره دارد(دامانپور[33]، 1987; وراواردنا[34]، 2003). در مقابل نوآوری فنی بهکارگیری تکنولوژی جدید که با محصولات و فرایندها یکپارچه هستند، تعریف میگردد(یانگهونگ و همکاران[35]، 2005). معمولا نوآوری اجرایی ناشی از نیازهای درونی سازمان، جهت هماهنگی و ساختاردهی میباشد در حالیکه عمدتا نوآوری فنی پاسخی به عوامل محیطی همچون شرایط نااطمینان بازار یا دانش فنی میباشد(گارتنر و همکاران[36]، 1984). نوآوری اجرایی از رویکرد بالا به پایین استفاده میکند، یعنی مدیران سطوح بالای سازمان خود را به فعالیتهای مرتبط متعهد میدانند در حالی که نوآوری فنی از رویکرد پایین به بالا استفاده میکند یعنی جایی که تکنسینهای سطوح پایین درگیر انجام کارها هستند(دفت[37]، 1978). نوآوری اجرایی نیازمند بهکارگیری هزینهها و دربردارنده شکستهای سازمانی است و فعالیتهای کاری پایهای را بهطور مستقیم و مشتریان را به طور غیر مستقیم تحت تأثیر قرار میدهد(ویراواردنا، 2003). با توجه به درجه و موضوع تکنولوژی، نوآوری فنی به نوآوری بنیادی و تدریجی و نوآوری فرایند و محصول تقسیم بندی میشود.
نوآوری فنی با در نظر گرفتن ویژگیهای سطح تغییر(حداقلی یا حداکثری) مشتریان و بازار هدف(مشتریان موجود یا جدید) و میزان ریسک(کم یا زیاد) میتواند به دو دسته تدریجی و بنیادی تقسیم بندی شود. نوآوری تدریجی به حداقل کردن تغییرات تکنولوژیهای موجود بر حسب طراحی، کارکرد، قیمت، کیفیت و ویژگیهای نیازهای مشتریان موجود اشاره دارد(گارسیا و کلانتون[38]، 2002; دی پروپریز[39]، 2002)، در حالیکه نوآوری بنیادی به عنوان بکارگیری تکنولوژیهای نو جهت ایجاد تقاضا، زمانی که بازارها و مشتریان شناسایی نشدهاند تعریف میگردد(جانسن و همکاران[40]، 2006). نوآوری تدریجی بر پالایش، گسترش، افزایش و بهرهبرداری از مسیرهای تکنولوژیکی، مهارتها و دانش رایج تمرکز دارد(گاتیگون و همکاران[41]، 2002)، در حالی که نوآوری بنیادی همچون ویران کننده شایستگیها( تیس و همکاران، 1997) بر کشش بازار یا استراتژیهای رانش فنی، تمرکز دارد(لی و همکاران[42]، 2008). نوآوری تدریجی در بردارنده سطح کمتری از ریسک و فواید و منافع کمتری است، در مقابل نوآوری بنیادی، نیازمند سطح بالاتری از ریسک و عدم اطمینان میباشد(کوبرگ و همکاران[43]، 2003). در مطالعهای مشخص شد که نوآوری بنیادی تنها ده درصد از نوآوریهای جدید را در بر دارد در حالیکه سهم نوآوری تدریجی حدودا 90 درصد میباشد(روزول و گاردینر[44]، 1988).
برای یک سازمان بسیار مهم است که تصمیم بگیرد در چه موضوعی یا چه محصولی باید برای ایجاد یک موقعیت جدید در بازار، نوآور شود. موضوع نوآوری هم مرتبط با محصول است و هم فرایند. نوآوری محصول به تغییرات در پایان محصولات و خدمات در حال ارائه اشاره دارد درحالیکه نوآوری فرایند، تغییرات در روش محصولات یا خدمات در حال تولید میباشد(دی پروپریز، 2002). وقتی درجه و موضوع نوآوری مورد بررسی قرار می گیرد، نوآوری محصول میتواند به نوآوری بنیادی و نوآوری تدریجی در محصول دستهبندی گردد(ریچ ستین و سالتر[45]، 2006). نوآوری رادیکال در محصول، به عنوان نوآوری مرتبط با معرفی محصولات یا خدماتی است که دربردارنده تفاوت تکنولوژیک از تکنولوژی موجود در محصولات کنونی است، درحالیکه نوآوری تدریجی در محصول، به معرفی محصولات یا خدماتی که دارای ویژگیهای جدید و یا تعدیلات و منافعی در تکنولوژیهای موجود مربوط به محصولات کنونی میباشد، اشاره دارد(والی و وازکوئز-بوستلو[46]، 2009).
نوآوری در فرایند بهعنوان تغییر در روشی است که یک سازمان در محصولات یا خدمات خود انجام میدهد(کوبرگ و همکاران، 2003). نوآوری فرایند با نتایج و ماهیت فرایندهای تولیدی، که بهرهوری و کارآمدی فعالیتهای تولیدی را ارتقاء میبخشد در ارتباط است. این نوآوری به معرفی اجزای جدیدی در مواد اولیه، ماشینآلات، فرایندها، مشخصه های کار و مکانیسمهای گردش کار کمک میکند(دامانپور، 1991). زمانیکه درجه و موضوع نوآوری مطرح میگردد، نوآوری در فرایند به دو دسته نوآوری بنیادی و تدریجی در فرایند، تقسیمبندی میشود(ریچ ستین و سالتر، 2006). نوآوری بنیادی در فرایند، به نوآوری مرتبط با کاربرد