بیشک بالاترین و والاترین عنصری که در موجودیت هر جامعه دخالت اساسی دارد، فرهنگ آن جامعه است؛ بدین ترتیب، فرهنگ هر جامعه هویت و موجودیت آن جامعه را تشکیل میدهد و با انحراف فرهنگ، هر چند جامعه در بعدهای اقتصادی، سیاسی، صنعتی و نظامی قدرتمند و قوی باشد، ولی پوچ و پوک و میانتهی است (امام خمینی، 1365: ج 15 ص 243) بنابراین، فرهنگ در حقیقت همه چیز یک جامعه است، هیچ بنیاد اجتماعى و اقتصادى بدون اتکاء به یک فرهنگ شکل نمىگیرد.
اساساً جایگاه فرهنگ درکشور ایران دارای فرازو نشیبهایی بوده است؛ به طوریکه مواجههی جامعه ایرانی با فرهنگ و نگرش غربی و مدرن، طبعاً درفرهنگ، آداب و رسوم و شیوههای زندگی جامعهی ایرانی تأثیراتی داشته که نهایتاً به تغییروتحول درسبک زندگی ایرانی و اسلامی منجر شده است؛ بدین ترتیب، چه بسا بتوان گفت که برهمین اساس، یک زندگی شبه مدرن را که بارقههایی ازسنت نیز درآن وجود دارد، برای جامعه ایرانی رقم زده است.
البته این مواجهه دردوران صفویه آغاز گردیده و اگرچه شروع آن درحوزهی جغرافیا و مکانی بوده است؛ ولیکن به تدریج با شروع جنگهای ایران و روس و حضور کشوهای استعماری انگلیس چگونگی تأثیرات فرهنگ غرب و مدرنیته درکشور ایران اشکال جدیدی به خود گرفت؛ به گونهای که درزمان پهلوی با فعالیتهای روشنفکرانی که درکشورهای غربی فارغ التحصیل شده بودند، تشدید یافت.
البته درکشورایران ازدیرباز همواره مسئلهی تماس، برخورد، پذیرش، طرد، مقابله و یا همزیستی میان فرهنگی سنتی-اسلامی ایرانی و ورود فرهنگ غربی مطرح بوده است که بالطبع بعد ازپیروزی انقلاب اسلامی ایران و رویکرد دینی حکومت اسلامی ایران فعالیتهای و تهاجمات فرهنگی دشمنان را تشدید کرده و تهاجم فرهنگی دشمنان انقلاب اسلامی ایران همواره درجریان بوده و هست که مقام معظم رهبری مکرراً مسئولین نظام و دست اندرکاران فرهنگی جامعه را نسبت به مقابله با این رویکرد دشمنان توصیه نموده است و یکی ازدغدغههای فکری ایشان نیز معرفی سبک زندگی اسلامی است که لازمهی شکلگیری آن را تقلید نکردن از غرب دانستهاند و این امرخطیر را یکی ازوظایف مهم و خاصهی حوزههای علمیه دانسته و البته مساعدتهای نخبگان علمی را نیز دراین کار مؤثر میدانند، که درراستای ترویج این سبک زندگی براساس آموزههای دینی و اسلامی، مؤلفههای این زندگی را درقالب شعارهای سال مطرح نموده و درطول سال نیز درسخنرانیها و خطبههای نمازهای جمعه و فطر به آن میپرداختند؛ تا بدین سبب، مردم و مسئولین نظام، با اهتمام به هریک ازشعارها درزندگی خود، شیوه و سبک زندگی خود را اصلاح نمایند؛ به طوری که وقتی شعارهای سال را مرور میکنیم، به طور مشخص، تمرکزاین شعارها را درچگونگی مصرف میتوان درک نمود، زیرا ایشان چهار سال متوالی یعنی ازسال 1374 تا 1377 را صرفاً به خودداری مردم و مسئولین ازاسراف و ریخت و پاش درمصرف توصیه نموده و تأکید برصرفهجویی و قناعت داشتهاند، بدین ترتیب، درصدد اصلاح مصرف و سبک زندگی مردم برآمده و درسال 1388 مشخصاً راهبرد اصلاح الگوی مصرف را بیان میکنند.
بنابراین، معرفی سبک زندگی دینی و اسلامی یکی ازدغدغههای رهبرانقلاب اسلامی است که ما را برآن داشته است، دراین پژوهش ضمن بررسی سبک زندگی ازمنظر جامعه شناسان، شاخصهای آن را برشمرده و با بهرهگیری ازاین شاخصها، سبک زندگی دینی و اسلامی را درآثار مکتوب و شفاهی مقام معظم رهبری شناسایی نموده و گفتمان سبک زندگی اسلامی را درمنظر ایشان معرفی نماییم.
ازاین رو، دراین پژوهش با بهره گرفتن ازروش تحلیل گفتمان لاکلا و موفه که ازقابلیتهای خوبی برای بررسی این موضوع برخوردار است، نگارنده کلیهی آثار مکتوب وشفاهی 23 سالهی رهبرانقلاب اسلامی را ازسال 1368 تا سال 1391 (به عنوان جامعهی آماری) به صورت چشمی مطالعه نموده و گفتمان سبک زندگی دینی و اسلامی را ازمنظر مقام معظم رهبری مورد مداقه قرارداده است که ازیافتههای این پژوهش میتوان به شناسایی این گفتمان، دالهای اصلی، برتر و فرعی آن اشاره نمود که بعد ازآن نیز، چگونگی مفصل بندی این دالها نیز ترسیم شده است که شامل یک دال مرکزی و چهاردال برتر و شش دال فرعی میباشد؛ البته بعد ازمعرفی کردن گفتمان سبک زندگی اسلامی ازمنظر مقام معظم رهبری، این گفتمان را با گفتمان سبک زندگی ازمنظر جامعه شناسان مقایسه نموده و وجوه تمایز آن بیان شده است که مهمترین تفاوت آن درمفهوم مصرف میباشد که درگفتمان جامعه شناسان مصرف اولاً: نوعاً مادی بوده و ثانیاً: مهمترین عامل ایجاد و تفاوت سبک زندگی انسانها به شمار میرود؛ ولیکن مصرف درگفتمان رهبرانقلاب اسلامی، اولاً مادی نبوده و ثانیاًٌ: تنها عامل نیست، بلکه صرفاً یکی ازعوامل ایجاد سبک زندگی اسلامی میباشد؛ البته این دوگفتمان دارای وجوه تمایزبیشتری میباشند که درفصل پنجم این پژوهش به پارهای ازآن پرداخته شده است.
فصل نخست
کلیات تحقیق
طرح مسئله، اهداف، ضرورت و اهمیت، سؤالات تحقیق…
طرح مسئله:
درتحلیلهای جامعه شناسی امروز، فعالیتهای مصرفی، منشاء مدرن ساختار هویتی بهشمار میروند که این نکته محصول تغییر آهنگ زندگی و فراغت بشر امروزاست.
مفهوم بسیط و گویای سبک زندگی، ابزار توان مندی جهت تحلیل الگوهای مصرف و تعیین مرزهای تشابه و تمایز درمیان گروه های مختلف اجتماعی است و امروزه ادبیات جامعه شناسانه به طور فزایندهای براهمیت چگونگی و نوع مصرف، درشکل بخشیدن به موقعیت و روابط اجتماعی تأکید میورزند (خادمیان، 1388: 9) بدین لحاظ، سبک زندگی جایگاه رفیعی می یابد؛ به گونهای که ازیک منظر به عنوان الگویی ازکنش اجتماعی و تمییزدهنده افراد (ذکائی، 1386: 23) و بیانگر طبقه اجتماعی مدنظر است و ازمنظردیگر، به عنوان راه و روش زندگی و معرف ایستارها و ارزشهای یک فرد یا یک گروه میباشد (آزاد ارمکی، 1386: 1) بنابراین، سبک زندگی را میتوان به مجموعهای از رفتارها تعبیر کرد که فرد آنها را به کار میگیرد تا نه فقط نیازهای جاری او را برآورد، بلکه روا یت خاصی را که وی برای هویت شخصی خود برگزیده است در برابر دیگران مجسم سازد (گیدنز، 1378: 120).
در دهه اخیر، سازه های اجتماعی که در بستر هویت معنا پیدا میکنند مثل طبقه (نظام تولید ) از بین رفته است (اباذری، 5:1381 ) و جهت گیری جامعه شناسی معاصر به سمت پذیرش اهمیت رو به افز ایش حوزه مصرف و فعالیتهای سبک زندگی در شکل دادن به هویت شخصی و جمعی است (رحمت آبادی، 1385: 238) بدین ترتیب، سبک زندگی در حوزه جامعه شناسی فرهنگ مطرح می شود؛ بنابراین، سبک زندگی جوامع مختلف متناسب با فرهنگ غالب آن شناخته میشود و بالطبع درجامعه ایران _به ویژه بعد ازوقوع انقلاب اسلامی_ که برپایه فرهنگ دین مدارانه استواراست، سبک زندگی مردم، صبغه دینی
این مطلب را هم اگر خواستید بخوانید :
داشته و درواقع بیانگر هویت دینی آنان میباشد.
اگرچه، دین مداربودن جامعه ایرانی، تأثیرات مثبت وقوع انقلاب اسلامی و تشکیل حکومت اسلامی ایران، درشیوه و سبک زندگی مردم ایران تغییرات بنیادینی گذاشته است؛ ولیکن نباید تأثیرات و نقش ابزاروتکنولوژی دهههای اخیر ازجمله اینترنت، ماهواره را درتغییرات سبک زندگی نادیده گرفت؛ امروزه نقش فرایندهای فرهنگی فراملی و جهانی شدن فرایندهای تولید و مصرف کالاهای فرهنگی درسبک زندگی مردم تأثیرات زیادی گذاشته است؛ به ویژه اینکه اینها به عنوان دستاویزی جهت تهاجم فرهنگی کشورهای غربی برعلیه برخی کشورهای دنیا بوده است؛ تا آن جا که حتی دولتها نیز درجهان معاصر به آن توجه ویژهای کردهاند؛ «به گونهای که هژمونی فرهنگی را مطرح ساخته و با کنترل و هدایت فرهنگ، به مقاصد خود دست یازیدهاند» (هانتینگتون، 1388: 13) که مقام معظم رهبری سالها پیش خطر آن را تحت عنوان تهاجم فرهنگی به مسئولین و مردم گوشزد کرده بودند.
به هرحال، با توجه به تجربهی جدید دینی بودن انقلاب اسلامی، بالطبع هم خوانی و مطابقت سبک زندگی مردم با سبک زندگی دینی ازدغدغه های مسئولین عالی رتبه و مشخصاً مقام معظم رهبری است؛ بدین سبب، ایشان به عنوان رهبری انقلاب اسلامی، درصدد معرفی و بازیابی سبک زندگی دینی مردم می باشد و علاوه بررهنمودهای خاص به کلیهی مسئولین، درآغازین ساعات هرسال، درراستای معرفی مؤلفه های سبک زندگی دینی، شاخصههایی را _تحت عنوان شعارهای سال_ به منظور شناخت مسئولین، مردم و به ویژه نسل جوان، درجهت نهادینه نمودن درکلیه شئونات زندگیشان معرفی مینمایند.
بدین ترتیب، اساسیترین سؤال این تحقیق، شناسایی مؤلفهها و ویژگیهای سبک زندگی دینی دراندیشه مقام معظم رهبری می باشد که به اقشار مختلف جامعه _به ویژه قشرجوان_ کمک میکند درراستای هرچه بیشتر دینی نمودن زندگیشان، درجهت هویت یابی فردی و اجتماعی خود نیز گام بردارند؛ زیرا دردهه های اخیر در میان عوامل مؤثر بر شکل گیری فرهنگهای جوانان نقش فرایندهای فرهنگیِ فراملی پررنگ تر شده است و جهانی شدن فرایندهای تولید و مصرف کالاهای فرهنگی نقشی تعیینکننده در این زمینه داشتها ند (شالچی، 1386: 94)
اهداف تحقیق:
الف) هدف اصلی تحقیق:
ب ) اهداف فرعی تحقیق:
ضرورت و اهمیت موضوع:
امروزه همگان به نقش و جایگاه مهم فرهنگ درزندگی روزمره جوامع انسانی واقف بوده و اذعان داشتهاند؛ به طوری که نظریهپردازان فرهنگی، نه تنها تأثیرات آن را درلایه لایه های زندگی بشر برشمرده اند، بلکه نقش آن را درسایرحوزه ها ازجمله: سیاست و اقتصاد نیز مؤثر دانسته اند؛ زیرا فرهنگ رکن اصلی پیشرفت است؛ به گونهای که درتمامی شئونات زندگی بشر تأثیر گذاشته و شیوه و سبک های زندگی مختلفی را به ارمغان آورده است؛ ازاین رو، فرهنگ به قول هرسکوتیس: بنایی است که مبین تمامی باورها، رفتارها، دانش ها، ارزشها و مقاصدی است که شیوه و سبک زندگی هر ملت را مشخص می کند (ورجاوند،1382: 25) بنابراین، سبک زندگی که همگام با فرهنگ هرجامعه است، ازاهمیت خاصی برخوردارشده است که به تعبیری بیانگر جایگاه طبقاتی افراد درجامعه و ازسویی نیز معرف هویت فردی و اجتماعی مردم می باشد.
ازطرفی، مواجهه تمدن ایرانی-اسلامی با فرهنگ و تمدن غرب –که امروزه تحت عنوان سلطه فرهنگی برتمام جهان سیطره یافته است- سبب تغییر و تحولاتی دربخشی ازاقشار جامعه ایرانی –به ویژه جوانان- شده است؛ به طوری که دربرخی موارد، درهویت و ارزش های آنان بحران به وجود آورده است و البته نباید نقش دوران پهلوی و تجدد آمرانه شان که باعث تشکیک و تشتت بسیاری درنگرش ها، آداب و رسوم، سنن اجتماعی و باورها _حتی باورهای دینی_ بوده را نادیده گرفت؛ ازاین رو، اصلاح و تقویت سبک زندگی مردم دین دار جامعه ایرانی، یکی ازضروریاتی است که مقام معظم رهبری به عنوان رهبر این نهضت و حکومت، دغدغه های فراوانی دارند و به فراخور فرصتهای اجتماعی، درصدد معرفی شاخصه ها و ویژگی های سبک زندگی دینی و اسلامی برآمده و مؤلفه های این سبک زندگی دینی را معرفی نموده اند که برخی ازآن ها عبارتنداز: پرهیز ازاسراف و تبذیر، دوری ازتجملات و زیاده خواهی، اصلاح الگوی مصرف، اهمیت قایل شدن به هویت های جمعی ازجمله خانواده، تحول درنظام آموزش و پرورش، اقبال جمعی به دانش و علم آموزی و….
بنابراین، هرجامعهای متناسب با فرهنگ غالب و متداول خود، سبک های زندگی مختلفی را پیش رو دارد و جامعه ایرانی که یک جامعه دینی است که ضمن خواهان حفظ ارزش های اسلامی، قصد آن دارد که سبک های زندگی خود را نیز با فرهنگ دین اسلام متناسب و تنظیم نماید؛ ازاین رو، ضرورت دارد، مؤلفه های این گونه سبک زندگی را دراندیشه رهبر و مرجع دینی خود شناسایی نماید تا با رعایت آن، فردایی بهتر ازامروز _ به عنوان یک نگرش و تفکر اسلامی که ائمه اطهار نیز برآن تأکید داشته اند_ گام بردارد؛ بدین ترتیب، شناسایی و معرفی مؤلفههای سبک زندگی دینی درتقابل با سایرسنخ های سبک های زندگی ازمنظر عالیترین مقام دراین حکومت اسلامی _که رهبری آن است_ مسئله ای است که پرداختن به آن ضروری و امری حیاتی می باشد.
سؤالهای اصلی تحقیق:
هسته ای خانواده نقش خود را به عنوان جایگاه اصلی جامعه پذیری جنسیتی فرزندان حفظ کرده است .
آنچه اهمیت دارد که در بیشتر فرهنگ ها خانواده تحت تاثیرفرهنگ پدرسالاری نتوانسته عاری از تبعیض جنسیتی باشد که این به نوبه ی خود در تقویت جامعه ی پدر سالار و نابرابر نقش داشته است .به عنوان مثال جلوگیری از تحصیل دختران باعث می شود از شناخت حقوق انسانی خود و حضور در اجتماع باز بمانند.
یکی از اهداف فمینیست ها اثبات این مسئله بوده است که تفاوت های بین دوجنس (زن و مرد ذاتی نیست ، فمینیست های لیبرال تفاوت بین دو جنس را نتیجه ی نحوه ی جامعه پذیری و شرطی سازی نقش های جنسیتی می دانند و معتقدند که با پسرها و دخترها تقریبا از لحظه ی تولد با شیوه های متفاوتی رفتار می شود که احتمالا زنان را از پرورش تمامی استعدادهایشان به عنوان انسان باز می دارد . (ابوت و والاس ، 1380 ، 228)
زمانی که شخصی به عنوان زن یا مرد مقوله بندی می شود ، از جنسیت برای سازماندهی و تفسیر اطلاعات اضافی درباره ی آن شخص و شکل دادن به انتظارات رفتاری او ، استفاده می شود ، این مسئله هنگام تولد و یا حتی زودتر از آن آغاز می شود . پزشکان و والدین اغلب سعی می کنند مقوله ی یک جنس را به کودک نسبت دهند و اندام ها ی جنسی را متناسب آن بسازند. (سفیری ، ایمانیان ، 1388:88)
به گفته ی فمینیست ها در خانواده دو ساختار درهم تنیده برای انقیا د زنان دست اندرکار است :
1) جایگاه زن در مقام همسر و مادر ؛
2) روندهای تربیتی خانواده که منش های زنانه و مردانه را در فرزندان نهادینه می کند و آنان همین منش ها را به فرزندان خود منتقل می کنند و به این تربیت سلطه ی مرد و فرودستی زن را تداوم می بخشند . (ابوت و والاس ،1390 : 114)
بنابر دیدگاه فردگرایی ، جامعه پذیری والدینی ، منبع اولیه اکثر تفاوت های جنسیتی در ویژگی ها و خلق و خوی شخصیتی می باشد . برای جلب حمایت از این دیدگاه ، پژوهشگران مطالعاتی را به منظور بررسی زمینه هایی که والدین به طور متفاوتی با فرزندان دختر و پسر خود رفتار می کنند طراحی کردند . در صورت اثبات رفتار متفاوت والدین با فرزندان دختر و پسر خردسالشان ، مشکل تر از آن است که بنظر رسد . (سفیری ، ایمانیان ، 1388 : 89)
به نظر می رسد که والدین ( به ویژه پدر ها ) به طرز متفاوتی با کودکان دختر وپسر خود تعامل دارند ؛ اما این تفاوت ها در رفتار والدین ، منحصر به محدوده های خاصی مثل انتخاب اسباب بازی و شیوه ی تنبیه می باشد . کودکان فعالانه درگیر فرایند جامعه پذیری می شوند و کاربرد کلیشه های جنسیتی را در مورد خود و دیگران یاد می گیرند . (سفیری و ایمانیان ، 1388 : 118)
فرض بر آن است که کلیشه های جنسیتی منعکس کننده باورهای تعیین شده ی فرهنگی درباره جنسیت است . ممکن است تصور شود که به موازات تغییر نظرگاه های اجتماعی درباره ی زن و مرد ، کلیشه ها نیز تغییر خواهد کرد نتایج شگفت انگیز است ، تحقیقات گویای آن است که کلیشه های جنسیتی ، با توجه به انقلاب های فرهنگی که از آغاز دهه ی 1960 و آغاز دومین نهضت زنان رخ داده است به آن سرعتی که ما فکر می کرده ایم تغییر پیدا نکرده است . ( گولومبوک ، فی وش ، 1377 :43)
با توجه به تغییرات فرهنگی ، اجتماعی و اقتصادی موجود ، هر نسلی در مقایسه با نسل پیشین ، به تساوی حقوق جنس ها بیشتر متعهد می شود و درصدد ایجاد محیط و فرصت برابر برای بروز تمامی استعدادهای انسانی زنان و مردان در حوزه های متفاوت اجتماعی بر می آید.
این تحقیق به شناخت تعصبات جنسیتی در خانواده و میزان تحول نگرش های والدین با توجه به میزان تحصیلات ، رده سنی ، مذهب …..می پردازد .
بیان مسئله
با وجود دگرگونی در ساختار خانواده ونقش های خانوادگی ، بدون تردید خانواده همچنان یکی از ارکان و نهادهای اصلی جامعه به شمار می رود . درونی کردن ارزش ها و هنجارهای جنسیتی از خانواده سرچشمه می گیرد . والدین ممکن است با رفتارهای تبعیض آمیز جنسیتی ، نابرابری در خانواده را تداوم بخشند
این مطلب را هم اگر خواستید بخوانید :
۱۱ استراتژی «پایهای» برای موفقیت در فروش – بخش دوم
که اگر در سطح اجتماعی و فرهنگ جامعه قابل پذیرش باشد و صورتی همگانی به خود بگیرد باعث کاهش اعتماد به نفس یک جنس (زنان ) در مقابل جنس دیگر (مردان ) و قبول تبعیض و نابرابری در جنس ستم دیده می شود . اما چنانکه والدین تبعیض های جنسیتی را کنار گذاشته و کلیشه های جنسیتی را کمرنگ تر نمایند در جامعه پذیری فرزندان دختر و پسر دید یکسانی داشته باشند ، زنان می توانند جایگاه خانوادگی و اجتماعی بهتری به دست آورند و استعدادهایشان را به بهترین نحو شکوفا نمایند که این به نوبه ی خود در توسعه ی هر چه بیشتر جامعه انسانی عمل خواهد نمود.
توجه مجامع بین المللی و پژوهشگران علوم انسانی در چند دهه ی اخیر به زنان و مسائل آنان معطوف شده است ، تا آنجا که سازمان ملل متحد ، در محاسبه ی شاخص های توسعه ی انسانی هر کشور ، تبعیض های جنسیتی برضد زنان را نیز لحاظ کرده است . (گریفین و مک کنلی ، 1378 : 199)
هم والدین و هم محیط اجتماعی در شکل گیری انعطاف پذیری جنسیتی ، نقش دارند . برخی الگوهای خانوادگی ، احتمال بیشتری دارد که کودکان را با نگرش های انعطاف پذیرتر پرورش دهند . فرهنگ و جامعه نیز با هدف پیام های سوگیرانه درباره ی نقش های جنسیتی مساوات طلبانه را گسترش دهند . ساختار اجتماعی که میزان قدرت متمایز را برای زنان و مردان استمرار می بخشد منجر به نقش های جنسیتی و کلیشه های جنسیتی غیر قابل انعطاف می شود . (اکرم ، 1383: 115)
براساس نظریه جامعه پذیری جنسیت ، فرایند جامعه پذیری گرایش ها و هویت جنسیتی را در خانواده درونی کرده و آن را به فرزندان انتقال می دهد و باعث دائمی شدن سلطه ی مرد و مطیع بودن زن می شود چرا که معمولا از زنان تصویری آرام ، مطیع ، منفعل ، عاطفی ، و وابسته و از مزدان تصویری مستقل ، استوار ، شایسته ، توانا و مصمم ترسیم می شود و در چنین شرایطی زنان نقش جنسیتی سنتی مطیع بودن و در مقابل مردان نقش سلطه گرای مردانه را می پذیرند. (اعظم آزاده ، دهقان فرد ، 1385 : 161 )
اهداف تحقیق
اهداف پژوهش به شرح ذیل دنبال می شود :
جدول شماره 12: عوامل اقتصادی تأثیرگذار در نقش ساختاری و کارکردی معلمان در تهیه وتدوین کتب درسی آموزش وپرورش ( دستآورد مصاحبه با مدیران ). 88
جدول شماره 13: عوامل جغرافیایی وزیست محیطی تأثیرگذاردرنقش ساختاری وکارکردی معلمان درتهیه وتدوین کتب درسی آموزش وپرورش ( دستآورد مصاحبه با مدیران ). 89
جدول شماره 14: عوامل جمعیتی تأثیرگذار در نقش ساختاری و کارکردی معلمان در تهیه و تدوین کتب درسی آموزش وپرورش ( دستآورد مصاحبه با مدیران ). 90
جدول شماره 15: عوامل اجتماعی- فرهنگی تأثیرگذار در نقش ساختاری و کارکردی معلمان در تهیه و تدوین کتب درسی آموزش وپرورش ( دستآورد مصاحبه با مولفان ، برنامه ریزان و صاحب نظران ). 91
جدول شماره 16: عوامل فرهنگی – سیاسی تأثیرگذار در نقش ساختاری وکارکردی معلمان در تهیه وتدوین کتب درسی آموزش وپرورش ( دستآورد مصاحبه با مولفان ، برنامه ریزان و صاحب نظران ). 93
جدول شماره 17: عوامل اقتصادی تأثیرگذار در نقش ساختاری وکارکردی معلمان در تهیه وتدوین کتب درسی آموزش وپرورش… 94
( دستآورد مصاحبه با مولفان ، برنامه ریزان و صاحب نظران ). 94
جدول شماره 18: عوامل جغرافیایی و زیست محیطی تأثیرگذار در نقش ساختاری وکارکردی معلمان درتهیه و تدوین کتب درسی آموزش وپرورش ( دستآورد مصاحبه با مولفان ، برنامه ریزان و صاحب نظران ). 95
جدول شماره 19: عوامل جمعیتی تأثیرگذار در نقش ساختاری وکارکردی معلمان درتهیه و تدوین کتب درسی آموزش وپرورش… 96
جدول شماره 20: عوامل اجتماعی- فرهنگی تأثیرگذار در نقش ساختاری و کارکردی معلمان در تهیه وتدوین کتب درسی آموزش وپرورش (نتایج نهایی) 102
جدول شماره 21: عوامل فرهنگی- سیاسی تأثیرگذارد و نقش ساختاری وکارکردی معلمان در تهیه وتدوین کتب درسی آموزش وپرورش (نتایج نهایی) 104
جدول شماره 22: عوامل اقتصادی تأثیرگذار در نقش ساختاری وکارکردی معلمان درتهیه وتدوین کتب درسی آموزش وپرورش (نتایج نهایی) 105
جدول شماره 23: عوامل جغرافیایی وزیست محیطی تأثیرگذار در نقش ساختاری وکارکردی معلمان درتهیه وتدوین کتب درسی آموزش وپرورش (نتایج نهایی) 106
جدول شماره 24: عوامل جمعیتی تأثیرگذار در نقش ساختاری و کارکردی معلمان در تهیه وتدوین کتب درسی آموزش وپرورش (نتایج نهایی) 106
جدول شماره 25: عوامل اجتماعی – فرهنگی تأثیرگذارد و نقش ساختاری وکارکردی معلمان در تهیه وتدوین کتب درسی آموزش وپرورش (مجموع کلی نتایج) 108
جدول شماره 27: عوامل اقتصادی تأثیرگذار در نقش ساختاری وکارکردی معلمان درتهیه وتدوین کتب درسی آموزش وپرورش (مجموع کلی نتایج) 110
جدول شماره 28: عوامل جمعیتی تأثیرگذاردرنقش ساختاری و کارکردی معلمان درتهیه وتدوین کتب درسی آموزش وپرورش (مجموع کلی نتایج) 111
جدول شماره 29 :عوامل جغرافیایی و زیست محیطی تأثیرگذار در نقش ساختاری و کارکردی معلمان در تهیه و تدوین کتب درسی آموزش وپرورش (مجموع کلی نتایج) 111
جدول شماره 30: مجموع شاخص های ارزیابی شده مربوط به ارزش های اجتماعی اقتصادی فرهنگی، جغرافیایی، جمعیتی، و سیاسی به ترتیب اولویت و تعداد کدهای اختصاص یافته. 116
بدنبال پیچیده تر شدن زندگی، مسایل و مشکلات زیادی در جامعه، خصوصا درمیان نوجوانان و جوانان، پدیدار گشته است. در راستای برون رفت منطقی و ریشه ای از این وضعیت، لازم است موضوعات اساسی و مهمی که اهم مسائل جامعه، از آن نشات می گیرد، بیشتر مورد بررسی و توجه قرارگیرد. در عصر ارتباطات، بواسطه ی تکنولوژی های پیشرفته و وسایل ارتباط جمعی مدرن، بدون تمایل ما، جوانان و نوجوانان هر لحظه از تغییرات سریع و همه جانبه ی جهانی، آگاه می شوند. تفاوت بسیار زیاد آنچه از این طریق به آنها منتقل میشود، با مطالبی که در کتاب های درسی می خوانند، به شدت، وضعیت جامعه پذیری و آموزش مهارتهای زندگی و شغلی آنها را تحت تاثیر قرار داده و در عمل موجب بروز اعمال و رفتاری می شود که با اهداف و برنامه های کلان آموزش و پرورش، خصوصا در راستای توسعه اقتصادی- اجتماعی کشور، بسیار تفاوت دارد. بنابراین ریشه مشکل و درمان این معضل را باید در آموزش و پرورش، که رکن اصلی آن را معلم و دانشآموز، و ابزاری بنام کتاب تشکیل می دهد، جستجو کرد. یافته های این پژوهش که در مورد نقش ساختاری و کارکردی معلمان در تهیه و تدوین کتاب های درسی، صورت گرفته است، جای خالی گروه های اجتماعی ساختارمند در ایران پس از انقلاب اسلامی را نشان می دهد. عدم وجود گروه های ساختارمندی که معلمان با تنوع فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی، اقلیمی، نژادی، زبانی و.. در اقصی نقاط کشور بتوانند با عضویت فعال در آنها، به بررسی تغییرات همه جانبه و روزمره دانش آموزان متاثر از عوامل بیرونی و درونی تاثیر گذار، پرداخته و با ارزیابی و نقد و بررسی، راهکار های لازم را به دفتر برنامه ریزی و تالیف کتب درسی ارائه دهند، بیش از پیش حس می شود. نتایج این تحقیق نشان می دهد که ایجاد گروه های اجتماعی ساختارمند و پویای معلمان، که نقش تعیین کننده و اساسی ساختاری و کارکردی در توسعه اقتصادی – اجتماعی کشور دارند، باید جزو الویت های اساسی و مهم کشور باشد، ولی در ایران و در حال حاضرگروه اجتماعی معلمان از پویایی لازم برخوردار نیست. وقتی یکی از مهمترین آنها، یعنی گروه اجتماعی معلمان به شکل ساختارمند، از پویایی لازم برخوردار نباشد، به طریق اولی، گروه های اجتماعی دیگر نیز که نقش آنها در توسعه اقتصادی – اجتماعی ایران ضروری است، از پویایی لازم برخوردار نخواهند بود. نتایج حاصل از این پژوهش بیانگر آن است که، برای رسیدن به اهداف مندرج در قانون اساسی و سند تحول بنیادین
این مطلب را هم اگر خواستید بخوانید :
مورخان یونانی – سبز اندیشان امروز
آموزش و پرورش، در راستای توسعه اقتصادی – اجتماعی کشور، به نقش ساختاری و کارکردی معلمان و مولفه های ساختاری و کارکردی اثرگذار برمعلمان، در تهیه و تدوین کتابهای درسی آموزش و پرورش، یعنی دعوت به همکاری از معلمان مجرب و کارآمد در برنامه ریزی و تالیف کتاب های درسی و اعمال نظرات آنها، باید توجه اساسی و بیشتری مبذول گردد. و این مهم، محقق نخواهد شد، مگر گروه های اجتماعی معلمان، چه در درون آموزش و پرورش،و چه در بیرون آن به شکل سازمان های غیر دولتی، متناسب با هر اقلیم و فرهنگ ، نژاد ،زبان و.. به شکل ساختارمند و ضابطهمند، با حمایت جدی مدیریت کلان کشور و با عزم و اراده ملی تشکیل، و باجدیت وظایف خطیر خود را دنبال نمایند.
کلیدواژه: گروه اجتماعی، توسعه اقتصادی-اجتماعی، گروه معلمان و کتاب های درسی
در سال های اخیر توجه برخی از اندیشمندان بخصوص جامعه شناسان دلسوز ، برای نیل به توسعه همه جانبه کشور و حل مشکلات کنونی و پیشگیری از مشکلاتی که در آینده بر سر راه توسعه جامعه مان ، قرار گرفته است ، کوشیده اند تا با مطالعه و بررسی زمینه های اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی جامعه ، ضمن شناسایی ساختار کلان جامعه ، ریشه های کژکارکردی ها را مورد تامل ، و مناسبات و روابط میان آنها و تعامل و تاثیرگذاری آنها بر یکدیگر را مورد بررسی قرار دهند . توجه به ساختار و کارکرد گروه های اجتماعی و نقش آنها در توسعه اقتصادی – اجتماعی ، نگاهی نو، در این زمینه است . برخی دیگر از اندیشمندان بدون صحبت از ساختار موجود آموزش و پرورش معتقدند که باید نگاهی تازه به آن داشته و آن را نوعی سرمایه گذاری میدانند که الویت یک و یا دو را بین نیازهای جامعه دارد . همه برنامه ریزی ها در آموزش و پرورش حول محور معلم، دانش آموز و کتاب می چرخد ، درتحقیق حاضر با بهره گیری از روش اسنادی و تحلیل محتوای کیفی و مصاحبه با دست اندرکاران دفتر برنامه ریزی و تالیف کتاب های درسی ، معلمان و مدیران، کوشش به عمل آمده تا نقش ساختاری و کارکردی معلمان در تهیه و تدوین کتاب های درسی و همچنین ساختار و کارکرد گروه های اجتماعی در ایران از انقلاب اسلامی تاکنون، بررسی شود. بخش شکلی تحقیق در سه فصل، ابتدا به توجیه علمی، و سپس در فصل دوم ضمن پرداختن به مبانی و چارچوب نظری ، رویکرد محقق به عنوان چراغ راه مشخص شده است . در فصل سوم در تبیین مبانی روش شناختی موضوع تحقیق، تکنیک ها و روش های تحقیق به همراه پرسشنامه باز و شیوه جمع آوری داده ها ، شیوه استخراج و تجزیه و تحلیل آنها، ارائه گردیده است. در بخش محتوایی فصل چهارم، داده های جمع آوری شده با عنوان دستآوردهای تحقیق، به رشته تحریر درآمده و نتایج کلی حاصل از یافته های تحقیق نیز در فصل پنجم تحت عنوان جمع بندی، نتیجهگیری و راهکارها بیان شده است.
دستآوردها و یافته های برگرفته از مطالعات اکتشافی و مقدماتی
حیات اجتماعی از تعامل انسان با محیط خود شکل می گیرد. و پایداری آن، به ماهیت ساختاری و کارکردی روابط و مناسبات اجتماعی، بستگی دارد . در روابط و مناسبات اجتماعی به هنگام تعاملات انسانی با یکدیگر، تقسیم کار صورت می گیرد. و در این تقسیم کار گروه ها شکل می گیرند. از جمله گروه زنان، مردان، کارگران، کشاورزان، جوانان،… و معلمان . اینها را “گروه” می نامیم چون با هم فرق دارند. کارکرد، وظیفه و هدف دارند ،تکرار شده و تداوم دارند و از دل اینها ساختارها و نهاد ها و سازمان های اجتماعی بوجود میآیند.
در ایران بنا به دلایلی، گروه ها ساختارمند و نظام مند نیستند و ساختاری نا نوشته دارند. یکی از این گروه ها، معلمان هستند. این گروه که در زیر مجموعه های رسمی آموزش و پرورش، با عنوان گروه های آموزشی تعریف شده اند، ظاهرا در چهار چوب قوانین موجود، می توانند موجبات اصلاح و تغییرات جزیی کتاب های درسی را سبب شوند. اما آیا همه معلمان می توانند آزادانه نظر خود را در زمینه تغییرات، ابراز کنند. آیا معلمان عضو گروه های آموزشی، نماینده همه اقلیت های قومی، نژادی، دینی،و… هستند؟ آیا این گروههای سازمان نیافته، ناموزون و ناهماهنگ که همواره تحت تاثیر عوامل مختلف سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و … قرار دارند، روی روند و فرایند توسعه، اثراتی دارند؟ آیا معلمان، به عنوان گروه اجتماعی، در ایران دارای ساختار و کارکرد مشخص و پایدار هستند؟ آیا وقتی که عمده ترین فعالیت آموزشی و پرورشی از طریق معلمان صورت میگیرد، به عنوان متخصص، در تهیه و تدوین کتب درسی نقش اساسی دارند؟ تحقیق زیر در پاسخ به این سئوالات، ساماندهی شده است.
بخش اول
طرح تحقیق
مقدمه
امروزه پیشرفت صنعت و تکنولوژی در میان جوامع انسانی،قدرت و ثروت را افزایش داده است ولی امکان زندگی با آرامش و صلح و اطمینان را از انسان سلب کرده و در حقیقت کیفیت فدای کمیت شده و اعتدال و تناسب کنار رفته و مشکلات عصبی روانی و روان تنی ،جانشین آن شده است.عواقب فیزیکی و روان شناختی چنین مشکلاتی ،توانایی برای عملکرد در خانواده ،جامعه و محل کار را مختل کرده و در بسیاری از موارد باعث از هم پاشیدگی خانواده ها،سوء مصرف مواد،خودکشی،بی کاری،فقر، و انزوای اجتماعی می گردد.در حالی که بسیاری از این عواقب بحرانی با توجه مسائل مربوط به بهداشت روان و حمایت به موقع افراد،قابل پیشگیری است(هرمن[1]،2008).
بار قابل ملاحظه ی هیجانی،اجتماعی و اقتصادی اختلال افسردگی برای مبتلایان ،خانواده و اجتماع از یک سو و تخمین شیوع سالیانه 9/2 تا 6/12 در صدی این اختلال در جمعیت عمومی ،همراه با در نظر داشتن میزان خطر سراسر زندگی[2] در حدود 17 تا 19 در صد می باشد(کسلر[3] و دیگران،2004 به نقل از کنی[4] و ویلیامز[5] 2012).
سازمان بهداشت جهانی،پیش بینی نموده است تا سال 2020،استرس به عنوان دومین ایجاد کننده بار بیماری-سلامتی در کل جهان خواهد بود.بررسیها نشان می دهد که 5 علت از 10 علت مهم بار هیجانی بیماریها به اختلالات روانی مربوطند (موری[6]-لوپز2008[7]).
در فرهنگهای اولیه بیماریهای جسمی و روانی را در نتیجه قوای اسرار آمیزی مانند ارواح شیطانی و پلیدی می دانستند.در یونان و روم قدیم,300تا500سال پیش از میلاد مسیح,بقراط نظریه مزاج ها را در رابطه با اینکه چرا مردم بیمار می شوند پیشنهاد کرد. از نظر بقراط تعادل بین مزاج ها سلامت را باعث می شوند.بهداشت روان از پیشینه ای به قدمت انسان متمدن و تاریخچه ای کوتاه به لحاظ علمی برخوردار است با اینکه فلاسفه هزاران سال در خصوص سعادت داد سخن می راندند,صرفا در سال 1908بود که به تدریج کمیته بین المللی سلامت روان تاسیس شد.( برواتی1389).
از نظر سازمان بهداشت جهانی سلامت ,حالت خوب بودن کامل از نظر جسمی,روانی,و اجتماعی است.در دایره المعارف بریتانیا سلامت به توان مستمر جسمی,هیجانی,ذهنی,و اجتماعی فرد برای مقابله با محیطی که در آن به سر میبرد اطلاق می گردد.سلامت از نیازهای اساسی انسان است که در توسعه پایدار نقش حیاتی دارد.(عبدالرزاق جزایری2001).
برنامه ملی بهداشت روان جمهوری اسلامی ایران در سال 1365 توسط کمیته ای متشکل از کارشناسان و صاحب نظران بهداشتی و بهداشت روان کشور و مشاور وقت بهداشت روان منطقه ای سازمان جهانی بهداشت تهیه و تنظیم گردید.(شاه محمدی1387).
در مجموع هدف اصلی بهداشت روان پیشگیری از وقوع ناراحتی ها و حفظ سلامتی روانی به منظور ایجاد یک محیط فردی و اجتماعی سالم ,مناسب و همچنین درمان اختلالهای جزیی رفتار که از وقوع بیماری روانی شدید جلوگیری می کند(حجتی1388).
حوادث زندگی تاثیر فراوانی روی میزان استعداد ابتلا به بیماری دارند.حوادث تغییر دهنده زندگی حوادثی هستند که در طی یک تا دو سال قبل از بروز بیماری ایجاد شده اند.اکثر کسانی که حادثه استرس زای خفیف تا متوسط را تجربه می کنند،از دفاع های روانی مختصر و موثر استفاده می کنند،و به سرعت استراتژی های رویا رویی موفقی را به کار می گیرند. به طور معمول وقتی حادثه استرس زای اخیر بیش از حد شدید باشد،حتی اگر شخص مکانیسم دفاعی و رویارویی خوبی داشته باشد،احتمال بیماری در آینده نزدیک زیاد است.فشار روانی مقابله و آسیب پذیری با یکدیگر تعادل دارندفدر واقع در برخورد با فشار های روانی ،واکنش های عملی جهت دار به حمله ، عقب نشینی و تعدیل روانی تقسیم میشوند،و به این ترتیب همه آنها را می توان واکنش های طبیعی تلقی کرد,مگر آنکه به صورت افراط و تفریط در آیند(بنازون[8] و همکاران،2006) .
در سراسرزندگی افراد با نیازها و خواسته های مزمن و شدید روبرو می شوند که می تواند آنها را چه از لحاظ جسمی و چه از لحاظ روانی ، به طور منفی و به
طرق مختلف تحت فشار قرار دهد،دراینجاست که نقش متغیرهای درونی در پاسخ به رویدادهای زندگی و نتیجه آن را در ااهمیت بهزیستی ذهنی می بینند،(لارسر2010[9]).
بررسیهای متعددی نشان میدهد که اختلالات روانی عمدتا در افرادی دیده می شود که به دلیل دارا بودن ضعف شخصیتی،نسبت به جنگ یا دیگر استرسهای موقعیتی آسیب پذیر هستند(گلاس[10]،2006). نقص افراد در رویارویی با موقعیتهای نا گوار نتیجه عدم رشد کامل شخصیت تلقی می شد،و این تلقی با نگرش روانکاوانه علی الخصوص نوروز عصبی مطابقت داشت (بورنه[11]،2009).
روش های کاهش استرس و افزایش سلامت روان مبتنی بر بهوشیاری (بهوشیاری) که به عنوان یک رویکرد شناختی نوین ،برای درمان باثبات تر درد مزمن و کاهش استرس توسط جان کابات زین و همکاران(2007) پیشنهاد شد یک مداخله ی کوتاه مدت(8جلسه)و ساختار یافته است.هدف آموزش برنامه روش های کاهش استرس و افزایش سلامت روان مبتنی بر بهوشیاری تغییر محتوی افکار نیست بلکه هدف ،ایجاد یک نگرش یا رابطه ی متفاوت با افکار،احساسات و عواطف می باشد که شامل حفظ توجه کامل و لحظه به لحظه و داشتن نگرش همراه با پذیرش و به دور از قضاوت است(ولز[12]2010)
بیان مسأله
یکی از رایج ترین مشکلاتی که همه افراد را در سنین متفاوت مورد حمله قرار می دهد استرس یا فشار روانی است .تقریبا اکثر مردم تصور می کنند که می دانند استرس چیست,ولی نسبتا عده معدودی درک صحیحی آن دارند و از اثرات آن در بدن اگاه بوده و میدانند چگونه می توان آن را کنترل کرد ,و با آن کنار آمد و حتی از آن به نفع خود استفاده کرد.زندگی بدون استرس غیر ممکن است.چون استرس عاملی است که فرد را در مواجهه با مسائلی که از آنها شناختی ندارد یا اتفاقاتی که به وضوح فرد را مورد تهدید قرار میدهد ,آماده می سازد (چینی) .
این مطلب را هم اگر خواستید بخوانید :
استرس اثرات عمیقی بر سلامت انسان دارد وچگونگی برداشت افراد نسبت به استرس و پاسخی که به آن می دهند مشخص می کند که استرس چه اثراتی را بر روی وضعیت سلامتی آنها خواهد داشت .همواره گفته شده استرس یکی از مخربترین عوامل سلامتی انسانهاست ،اما امروزه مشخص شده که این ادعا تنها در نیمی ازموارد صادق است .زیرا روشی که ما برا ی پاسخ در برابر استرس بر می گزینیم از خود استرس مهمتر است. اثرات استرس ،هم می تواند مثبت باشد و هم منفی از نگاه مثبت،استرس می تواند به عنوان یک عامل محرک ،موجب ارتقاء کیفیت زندگی بشود و از نگاه منفی استرس موجب تخریب وضعیت سلامتی است. استرس این توانایی را به انسان می دهد که بتواند نسبت به خطرها و تهدید ها به خوبی پاسخ دهد.
اندکی استرس برای بقای انسان ضروری است وهمچنین عامل محرکی برای افزایش توانایی اوست عامل استرس زا می توان شامل هر گونه حادثه و شرایط جسمی ،روانی و محیطی باشد که موجب آغاز پاسخ استرس گردد .اندکی استرس برای ارتقاء زندگی به مطلوبترین سطح میتواند موجب افزایش کارآیی جسمانی و فکری بشود .(فاسم زاده 1386)
انچه موجب فشار روانی واسترس فرد است ،می تواند در دیگری بی تاثیر باشد .افراد نه تنها در تجارب خود از حوادث زندگی ، بلکه از اسیب پذیری در برابر این حوادث نیز با یکدیگر متفاوتند.استرس ناشی از یک موقعیت ویژه به ارزیابی فرد ازآن موقعیت و نیروی فرد از آن موقعیت و نیروی رویاروئی با آن بستگی دارد اما در هر صورت این امر به کاهش سلامت روانی منتج می شود(نماینده ، 1389). سلامت روان عبارتست از توانایی افراد برای دست یابی به اهدافی که برای خود در نظر گرفته است (پاتی[13]، 2010).
مفهوم سلامت جسم وروان جنبه ای از مفهوم سلامت جسمی، روانی و اجتماعی است، که علی رغم تلاشهایی که از سوی پیشگامان حوزه سلامت در جهان به منظور تأمین هر چه بیشتر سلامتی انسانها به عمل آمده است هنوز معیار قاطعی در زمینه تعریف و مصداق کامل سلامتی جسم وروان در افراد وجود ندارد. توجه به سلامت فکر و جسم پس از جنگ بین الملل اول در برخی از دانشکده های اروپا به تدریج متداول شده است تا آنجا که در سال 1944، نوزده کشور در اروپا و آمریکا دارای جمعیت های طرفدار بهداشت جسمی وروانی شدند ( منصوری ،1390).
باید گفت سلامت روان عبارتست از داشتن سازگاری کافی و احساس خوب بودن از دیدگاه روان شناختی، متناسب با معیارهای قابل قبول روابط انسانی و جامعه (ساعتچی، 1385). سلامت روان علاوه بر بدن سالم، به محیط و شرایط زندگی سالم نیاز دارد. این که محیط و عوامل مختلف آن چگونه بر ساختار جسمی و روانی فرد تأثیر می گذارد و فرد با چه شیوه ای با کشمکش های محیطی مبارزه می کند، موضوعی است که رویکردهای مختلف روان شناسی هر کدام با توجه به دیدگاه اختصاصی خود پیرامون ماهیت انسان و نیروی انگیزشی او سلامت روان انسان را به شیوه خاصی تبیین کرده اند. به عنوان مثال برخی از این رویکردها، سلامت روان را فرایندی مستمر دانسته اند و برخی دیگر آن را در قالب هنجارها و پیروی از آداب و سنن اجتماعی جستجو کرده اند و گروهی دیگر به هر دو جنبه توجه نموده اند. به عنوان مثال روانپزشکی و روانشناسی بالینی در آسیب شناسی روانی بر اصل انسان بهنجار تأکید داشته اند و بهنجاری یا سلامت را معادل «فقدان علایم بیماری» می پنداشته اند اما وضعیت جاری روانشناسی جهان حاکی از توجه شایان روان شناسان به مفهوم سلامت در قالبی ورای بهنجاری و فقدان علایم بیماری است (آزاد، 1386). ودراین مسیر اموزشها و مداخلات متعددی هستند که به افزایش این قالب کمک شایانی میکنند. پژوهش های پیشین( مایر و سالووی[14]،2000،سیدنی[15]،2010، توماس و توماس[16]،2009) نشان می دهد افرادی که از مولفه بهوشیاری به استفاده می کنند کسانی هستند که احساسات خود را بخوبی می شناسند و هدایت می کنند و احساسات دیگران را نیز درک و به طرف اثر بخشی با آن برخورد می کنند در هر حیطه ای از زندگی معمولاًممتاز هستند (خواه در روابط عاطفی و صمیمانه باشد و خواه در فهم قواعدناگفته ای که در خط سازمانی به پیشرفت می انجامد ( مایر و سالووی،2000).حال اگر نظر مایر(2000) را بپذیریم، پس بی تناسب نخواهد بودکه بپذیریم کسانی که مهارتهای بهوشیاری را دریافت می کنند بیشتر و بیشتر می توانند خود را هدایت کنند و این هدایت بی تاثیر در افزایش سلامت روانی شخص و کاهش استرس وی نخواهد بود لذا با توجه به اهمیت استرس و سلامت روانی فرد در زندگی این ضرورت احساس می شود که بدنبال راه هایی برای افزایش سلامت روانی افراد باشیم . می توان گفت یکی از پیشنهاد ها آموزش مهارت هایی است که این مهم را عملی سازد و به مین منظور پژوهشگر در این راستا به پژوهش پرداخته و به دنبال یافتن پاسخ این سوال پژوهش است که آیا آموزش بهوشیاری دانشجویان بر افزایش سلامت روان و کاهش استرس انان موثر است؟
Bottom of Form
اهمیت و ضرورت تحقیق
دوران جوانی یکی از مراحل مهم و برجسته رشد و تکامل اجتماعی و روانی فرد میباشد که در این دوره نیاز به برقراری روابط سالم و تعامل هیجانی و رفتارهای بدون استرس و کاهش تعارض مورد توجه است.
مطمئناً یک جامعه خردمند میتواند به افراد سایر روشهای ممکن برای حل تعارض را آموزش دهد.اهمیت و ضرورت آموزش بهوشیاری به دانشجویان توجه به نیازهای واقعی جوانان یک جامعه میباشد. این آموزشها تواناییهای فرد را برای مقابله مفید و موثر و پرداختن به کشمکشها و موقعیتهای زندگی افزایش میدهد. مستقیمترین روش مداخله به منظور ارتقاء توانایی روانی ـ اجتماعی مداخلههایی هستند که استرس راکاهش و تواناییهای شخصی و اجتماعی آنان و سلامت روانی انان را تقویت میکند. این نوع مداخله را در رابطه با دانشجویان میتوان از طریق آموزش بهوشیاری که در محیط آموزشی یعنی دانشگاه ارائه نمود. بنابراین با توجه به نقش برجسته آموزش بهوشیاری در روابط بین فردی و سلامت روانی که در زندگی بسیار مهم میباشد نیاز به استفاده از این آموزشها پر رنگ به نظر میرسد.
اهداف تحقیق
تعیین اثر بخشی آموزش بهوشیاری در سلامت روان و استرس
تعیین اثر بخشی آموزش بهوشیاری در سلامت روان و استرس
[1]-Herman
[2].Life time risk
[3].Kessler
[4]Kenny
[5]Williams
[6]Murray
[7].Lopez
بحث و نتیجهگیری. 79
محدودیت های پژوهش… 82
پیشنهادات پژوهش… 82
پیشهادات کاربردی. 83
منابع. 85
پیوست.. 92
هدف ازانجام این پژوهش تعیین اثربخشی آموزش مهارتهای زندگی درکاهش گرایش به مصرف موادمخدر در کارگران شهرستان کرمانشاه بود.بدین منظور با بهره گرفتن از روش نمونه گیری تصادفی، 100پرسشنامه گرایش به موادمخدر بین کارگران توزیع واز میان این افراد 40نفرکه نمره بالاتر از 25 گرفته انتخاب شدند. سپس به گروه آزمایشی مهارتهای زندگی طی 8 جلسه 2 ساعته آموزش داده شد. طی این مدت گروه کنترل هیچ مداخله ای دریافت نکرد. پس ازاتمام آموزش، همان ابزار به عنوان پس آزمون برروی آزمودنی ها اجراگردید.برای تجزیه وتحلیل نتایج ازآزمون تجزیه وتحلیل کوواریانس استفاده شد. نتایج حاکی ازآن بودکه میزان گرایش به مصرف موادگروه آزمایش درمرحله پس آزمون به طورمعناداری پایین ترازگروه کنترل می باشد.
واژگان کلیدی:مهارتهای زندگی ،مصرف موادمخدر
باتوجه به افزایش روز افزون سومصرف مواد درسطح جامعه جهانی ازلحاظ تعداد مصرف کنندگان ،مقدار مصرف مواد وشدت نوع ماده مصرفی درمحیط های
کاری ومتعاقب آن صدمات ولطماتی که صاحبان مشاغل ،کارکنان ،خانواده های کارکنان ،افراد خدمات گیرنده از آن حرفه یا صنعت ،مردم ونهایتا جامعه متحمل می شوند اهمیت استفاده ازبرنامه های پیشگیری از مواد درمحیط های کاری بیش ازپیش احساس می شود.(طاهری نخست1383)
آدلر وماتیوس(1994)معتقدندانسان برخی ازرویدادهای زندگی که برسلامت وبهزیستی اوتاثیر می گذارندرامی تواند کنترل کندوبرخی رانمی تواند.رویدادهای خارج ازکنترل ایجاب می کند که فردبرای حفظ شایستگی وخود کارآمدی اش ،مهارت های مقابله ای خودراافزایش دهد.ایجادبرنامه هایی به منظور ارتقاءمهارت های اجتماعی وحل مساله ،احتمالا باعث بهبود عملکردفردمی شود.عدم آشنایی باشیوه های مقابله بابحران می تواند سبب از پادرآمدن،خشم وپرخاشگری یا افسردگی آن ها شود ویا می تواند ایشان رابه سوی رفتارهای اجتنابی مثل سیگارکشیدن ،اعتیادوانواع بزه ها سوق دهد.(کاپ[1]،2000)
درپژوهش که (مومنی 1389)درکرمانشاه انجام داده است این نتیجه حاصل شده که آموزش مهارتهای زندگی (مدیریت استرس وجرات آموزی ) درتغیرنگرش وپیشگیری ازمصرف وسومصرف مواد دربین دانش آموزان موثرمی باشد.
انسان اجتماعی به مهارت های حرفه ای برای زندگی نیازداردوآموزش مهارتهای زندگی یعنی نحوه ءدرست زیستن وگام برداشتن درزندگی .هدف اصلی برنامه آموزش مهارت های زندگی ارتقاءوبهداشت روانی وپیشگیری اولیه از آسیب اجتماعی مانند اعتیاد ،خودکشی ،بزهکاری وانواع مختلف بی بند وباری است.(عصمت پناه ،خاکشور1388)
افرادی که درجامعه عدم امنیت شغلی ،اقتصادی،اجتماعی وروانی می نمایند ویابه دلیل فقروناداری می توان برقراری روابط اجتماعی مطلوب ومناسب بااقوام وآشنایان ودیگران ندارند.آنان دیریازود خواسته یاناخواسته ممکن است اسیرموادمخدرشوند.(شیخاوندی1373)
هدف از این پژوهش مطالعه راه های پیشگیری از اعتیاد درمحیط کار (ادارات ،سازمانها،مراکز صنعتی ونظامی) است. یکی از مسائل ونگرانی های عمده
این مطلب را هم اگر خواستید بخوانید :
درمحیط کار مسئله اعتیاد کارکنان است که طبق آمار سهم زیادی درایجاد تلفات وآسیب های صنعتی دارد.ضرورت مواجهه ومداخله دراعتیاد محیط های کاری با اقدام درجهت مبارزه با اعتیاد درمیان کارکنان ،می تواند بهره وری را افزایش داده وباعث افزایش کیفیت زندگی کارکنان شود (جویباری وهمکاران1389). مصرف موادنه تنها برعملکرد کاری افرادتاثیر می گذارد ،بلکه بسیاری از غیبت های کاری ،حوادث وتصادفات ،بیماری ها ومرگ ومیرها باهمه هزینه های مربوطه نیز درنتیجه آن است.درسال های اخیر مطالعات نشان دادند که :
1-غیبت کاری مصرف کنندگان مواد درمحیط کاردو الی سه برابر سایرکارکنان است .
2-افرادوابسته به مواد درمقایسه با باسایر کارکنان سه برابر بیشتر درخواست هزینه درمان مشکلات پزشکی می کنند و5 برابربیشتر ازسایر کارکنان درخواست غرامت می کنند.
3-درمحیط های کاری بین 25تا30 درصد حوادث کاری به علت کار تحت تاثیر مصرف مواد است .
4-سومصرف مواد50درصد ازکل علل کاهش تولید کارخانجات راتشکیل می دهند.
5-معتادان کمتراز 60درصدتوان خود رابرای کار اختصاص می دهند.
6-استفاده ازبیمه وتسهیلات پزشکی درمصرف کنندگان 5برابر سایر کارکنان است .
7-مصرف کنندگان موادمسول 50تا80درصدازسرقت ها وخسارات درمحیط کارهستند.(طاهری نخست 1383)
امروزه علی رغم ایجاد تغییرات عمیق فرهنگی وتغییر درشیوه زندگی ،بسیاری ازافراد دررویارویی بامسایل زندگی فاقدتوانایی های لازم واساسی هستند وهمین امر آنان رادرمواجهه بامسایل ومشکلات زندگی آسیب پذیرکرده است .پژوهشهای بی شمارنشان داده است که بسیاری ازمشکلات بهداشتی درزمینه اعتیاد وسومصرف نشان دهنده سه عامل مرتبط با سومصرف مواد عبارتنداز :عزت نفس ضعیف،ناتوانی دربیان احساسات وفقدان مهارتهای ارتباطی.(مک دونالدو وهمکاران 1999به نقل ازخالدیان1391)
اعتیاد به مواد مخدر تهدیدی جدی برای ساختارهای فرهنگی ،بهداشتی،اجتماعی واقتصادی بوده وتعادل ،رشدوتوسعه جوامع رابرهم زده ومنابع بسیار انسانی ،اقتصادی واجتماعی رابه هدر می دهد.آمارهای منتشرشده ازسازمان های بین المللی ،بخصوص سازمان بهداشت جهانی ،کمیته جهانی کنترل موادمخدر وسازمان یونسکو حاکی ازافزایش فزاینده مصرف این مواد درسطح جهان است .همه منابع مورد بررسی بدون استثنا ابعاد مسله را فا جعه آمیز نشان می دهند .(رحیمی موقر،1375)
افرادی که درجامعه احساس عدم امنیت شغلی ،اقتصادی ،اجتماعی وروانی می نمایند ویا به دلیل فقروناداری توان برقرای روابط اجتماعی مطلوب ومناسب بااقوام وآشنایان ودیگران ندارند،آنان دیریازود خواسته یا ناخواسته ممکن است .اسیر مواد مخدر می شوند .(شیخاوندی1373)
مطالعات زیادی دلالت برآن دارند که بین عزت نفس ضعیف وسومصرف الکل ودارو رابطه وجود دارد.(سینگ1994به نقل ازعصمت پناه 1391)
این اصل ثابت شده است که همواره پیش گیری بهتروآسان ترازدرمان است .بنابراین پیشگیری بایدفراگیرباشد.پیشگیری بایدمعطوف بربهبود سلامت همه اعضای جامعه موردنظرماباشد.مبارزات پیشگیری نه تنها باید به کسانی که بیشترین آسیب پذیری رادارند بلکه بایدبه همه آن کسانی که بخشی ازمحدوده اجتماعی وهیجانی آنها نیزهستند توجه کند.(دهقانی،1372)
طبق آمارهای سازمان بهداشت جهانی انواع آسیب های روانی –اجتمایی ازجمله وابستگی های دارویی-اعتیاد)دراغلب جوامع به طور نگران کننده ای روبه افزایش می باشندکه باتوجه به اهمیت موضوع واقبال جامعه آموزشی نسبت به گسترش فرهنگ مواجهه منطقی بامشکلات ونیز تمرکزبرمداخلات پیشگیرانه ،درسالیان اخیر پژوهشهای متعددی درزمینه مهارتهای زندگی انجام گرفته است.ازطرفی دیگر مطالعات نشان می دهد که مداخله های درمانی مناسب می تواند به میزان بسیار بالایی،خطر رفتارهای پرخطر ازجمله اعتیاد پیش وپس از اقدام راکاهش دهد.(سازمان بهداشت جهانی 2006ترجمه طالبی) فراتحلیل پژوهش های انجام شده درحوزه مهارتهای زندگی درایران اثربخشی مهارتهای زندگی رانشان داده است.(کاکابرایی1391)گفته شده است که موثرترین برنامه پیشگیری ازمصرف دارو ومواد برنامه آموزش مهارت های زندگی است. با توجه به پژوهش(افشارنیا ،و همکاران 1380) می توان نتیجه گرفت که آموزش مهارتهای زندگی به عنوان یک عامل حفاظت کننده برای دانش آموزان در سالهای بعدی جهت پیشگیری از سؤمصرف مواد مخدر می باشد . (گرمن 2002)درپژوهشی اثربخشی آموزش مهارتهای زندگی برکاهش واسترس وافزایش پذیرش اجتماعی را نشان داده است.(بوتوین1997به نقل از رحمتی) درواقع آموزش مهارتهای زندگی نگرش مقابله ای به فرد می