5-5-پیشنهادات……………………………………………………………………………………………………………………………….88
5-5-1- پیشنهادات کاربردی…………………………………………………………………………………………………………….88
5-5-2-پیشنهادات پژوهشی…………………………………………………………………………………………………………….89
منابع
منابع فارسی……………………………………………………………………………………………………………………………………91
منابع غیر فارسی………………………………………………………………………………………………………………………………94
پیوست
چکیده انگلیسی ………………………………………………………………………………………………………………………………98
چکیده :
مدیریت امروز جامعه ما در همه بخشها باید در جستجوی تدابیر و راهحل هائی باشد که تحقق هدفها رابه بهترین وجه ممکن سازد و مدیریت بر مبنای هدف یکی از طرقی است که این مهم را عملی میسازد. هدف از این مطالعه بررسی موانع و راهبردهای اجرای مدیریت مبتنی بر هدف جهت بهبود عملکرد کارکنان در مرکز بهداشت شهرستان بندرعباس بود. روش پژوهش حاضرازنوع مطالعه کیفی وبه روش دلفی انجام پذیرفت.جامعه اماری شامل مدیران، مسئولین واحدها،کارشناسان ستادی،مسئولین مراکز بهداشتی ودرمانی شهری بودند.برای انتخاب نمونه از روش نمونه گیری طبقه ای وتصادفی استفاده گردیدونمونه 30 نفری برای پژوهش انتخاب گردید.برای جمع آوری داده هااز پرسشنامه محقق ساخته که در گام اول بدون ساختار در گام دوم نیمه ساختار ودر مرحله نهایی ساختارمند بوداستفاده شدونتایج نشان دادکه برقرار بودن رابطه به جای ضابطه به عنوان اولویت اول و عدم پایش به موقع و مناسب عملکرد کارکنان و ایجاد تفاوت بین کارکنان فعال وغیرفعال به عنوان اولویت دهم موانع اجرای مدیریت مبتنی بر هدف شناسایی گردیدو بکارگیری مدیران مجرب و متعهد در اولویت اول و وجود کارکنان علمی و توانمند در اولویت دهم راهبردهای اجرای مدیریت مبتنی بر هدف قرار گرفت.همچنین یافته ها نشان دادند که مهمترین چالشها موانع انسانی است که با یافته های دمینگ (1940)وویل راجر(2006)،دافن فورمن (2007)وحامد هاشمی، سعیده پور امین زاد(1390)همخوانی داشت.
کلمات کلیدی: مدیریت مبتنی بر هدف، عملکرد کارکنان
کلیات تحقیق
1-1- مقدمه
مشورت و شور، نظرجوئی و رایزنی در فرهنگ غنی اسلامی و تاریخ کهن ایرانی جایگاهی بس والا و رفیع دارد وبه مدد بکارگیری این شیوه درمدیریت وتصمیمگیری است که میتوان به طریق صواب در انجام امور دست یافت واز میان راههای مختلف راه اصلح را برگزید.با یاری جستن از شورومشورت است که مخاطرات تصمیمگیری کاهش یافته،ضمانت اجرایی تصمیمات متخذه بیشتر شده، دامنه بصیرت وآگاهی مشورت کننده گستردهتر گردیده و روحیه کاری تقویت میگردد. یکی از وظایف مدیریت پرورش نیروی کار موفق است؛ نیروی کاری که زاینده، خلاق و متعهد به اهداف سازمان باشد. بیشتر مدیران بر این باورند که هدایت کردن نیروی کاری به سمت عملکرد عالی بسیار دشوار است و برای این مساله راهحل ساده و قابل تعمیمی وجود ندارد. پرورش نیروی کاری موفق، به حل تضاد بنیادینی بستگی دارد که به طور مکرر میان آنچه برای کارآمد شدن کار و آنچه برای مولدتر کردن کارکنان مورد نیاز است، رخ میدهد. در واقع هر چه انعطاف در یک شغل از جنبه یادگیری، گرفتن بازخورد، ارتباط بین کارکنان، مشارکت کارکنان در برنامهریزیها در راستای اهداف و همچنین اصل خود کنترلی کارکنان بیشتر باشد، رضایت بیشتری حاصل می شود. بنابراین، مقتضیات کار زاینده با نیازهای افرادی که کار را انجام میدهند، در جهت به حداکثر رساندن زایندگی، باید متوازن شود تا موجب بارور کردن نیروی کاری در سازمان گردد.
1-2- بیان مسئله
توانایی مدیریت بر منطبق کردن و سازگار نمودن سازمان با شرایط جدید در محیط به ترتیبی که این شرایط و عوامل به نفع سازمان عمل کند به شیوه ی مدیریت و یافتن راه حل های جدید بستگی دارد .در شرایط متغیر و متحول تنها ادامه ی راه گذشته بر اساس تجارب پیشین کافی نخواهد بود و دوام و
حیات سازمان به فکر و عقیده ی تازه و خلاق نیاز خواهد داشت .در واقع قوه ی خلاقه ی موجود در یک سازمان یکی از با ارزش ترین سرمایه های آن سازمان است که توسط مدیریت سازمان بارور میشود .(عالی،1379)
سرعت تحولات و نیاز اساسی به استفاده از اندیشه های کارکنان در اثر بخش نمودن مدیریت ها و کارآمد کردن فعالیت های سازمان ها ،مهمترین ویژگی نظام اداری است و کارکنان هر سازمان به دلیل داشتن نظریات،افکار و خلاقیت ها با ارزش ترین سرمایه به حساب می آیند،به همین دلیل می توان گفت:یکی از سبک هایی که می تواند به این سرمایه ی با ارزش ،متناسب با خصوصیات و روحیات آن هویت انسانی و دور شدن از هویت ابزاری انسان ها در سازمان گام بر می دارد و به فعال سازی اندیشه ها ی آن ها برای تحقق کار آمد تر اهداف سازمان کمک می کند. ارزش واقعی اندیشه ها ،مشارکت دادن آن ها در تصمیم گیری های مربوط به امور سازمان است .(هاشمی،1383)
برای ایجاد و تشویق عملکرد مناسب در سازمان و همچنین کمک به پرورش توانایی های افراد در سازمان ها چندین متغیر سازمانی تاثیر گذارند که می توان آن ها را به سه دسته متغیر های ساختاری،انسانی و فرهنگی تقسیم بندی نمود. (زکی،1380)
در میان این متغیرها، متغیر انسانی از جمله مدیران و سبک مدیریتشان در بهبود عملکرد و پیشرفت سازمان دارای تاثیر بسزایی است. طبق یک تقسیم بندی کلی سبکهای مدیریتی به دو نوع مشارکتی و سنتی تقسیم می شوند.
سبک مدیریت مشارکتی سبکی است که در آن به زیر دستان تفویز اختیار می شود. مدیر زیردستان را به شرکت در تصمیم گیریها دعوت می کند و در اتخاذ تصمیمات نظر کارکنان را جویا میشود.در سبک مدیریت مشارکتی ارتباطات بین مدیر و کارکنان به صورت متقابل و دو طرفه است و ساختار سلسله مراتبی سازمانها در این سبک جایگاهی ندارد. از دیگر خصوصیات این سبک آن است که روابط صمیمانه و دوستانه بین مدیر و اعضا برقرار است و مدیر رابطه مدار است و نظارت و کنترل به صورت خود کنترلی توسط کارکنان صورت می گیرد، در نقطه مقابل سبک مدیریت مشارکتی، سبک مدیریت سنتی قرار دارد. سبک مدیریت سنتی سبکی است که در آن تمرکز اختیارات در دست مدیر است، مدیر به تنهایی تصمیم گیری می کند و در اتخاذ تصمیمات نظر کارکنان را جویا
این مطلب را هم اگر خواستید بخوانید :
دانلود پایان نامه روانشناسی در مورد منابع اطلاعاتی
نمی شود. در سبک مدیریت سنتی روابط بین مدیر و کارکنان به صورت یک طرفه، از بالا به پایین ، رییس -مرووسی و رسمی است و ساختار سلسله مراتبی بر روابط حاکم است.در این سبک مدیر به صورت وظیفه مدار است و بیشتر به وظایف واهداف سازمان توجه می شود تا نیازهای کارکنان و کارها طبق مقررات و دستور العملها انجام می گیرد. از دیگر خصوصیات سبک مدیریت سنتی این است که کنترل و نظارت به صورت مستقیم و توسط مدیر انجام می شود.
نظام دانشگاه علوم پزشکی در ایران به دلیل ساختار متمرکز خود باعث شده که تصمیم گیریها در سطوح بالای سازمان و کمترین مشارکت سایر افراد سازمان انجام پذیرد، و این موجب شده که مقدار خلاقیت و نوی آوری و ایده های جدید افراد که به منظور پیشرفت و بهره وری هرچه بیشتر سازمان لازم است کاهش یابدو سازمان دانشگاه علوم پزشکی هرمزگان (مرکز بهداشت شهرستان بندرعباس) چون زیر مجموعه ای از دانشگاه علوم پزشکی کل کشور است ، همان خصوصیات و معایب خاص نظام دانشگاه علوم پزشکی کل کشور را داراست.
مرکز بهداشت از جمله مراکزی است که عملکرد آن، علاوه بر تاثیراتی که بر رضایت و نارضایتی استفاده کنندگان از خدمات آن دارد در صورت عملکرد نادرست کارکنان این بخش دولتی نتایج حاصله تنها به این مرکز محدود نمی شود بلکه آثار آن به سرعت می تواند به سطح جامعه تسری یافته و وضعیت بهداشت، سلامت و نظایر آن را تحت الشعاع قرار دهد. از اینرو بررسی موانع و راهبردهای بهبود بهره وری در این مرکز و توسعه دیدگاه هایی که می تواند از سوی سازمانهای دیگر مورد استفاده قرار گیرد، مورد اهمیت می باشد. از طرفی وظایف و نقش های فرد فرد کارکنان این مرکز اهمیت بیشتری یافته و نقش نظام مشارکتی و مدیریت مبتنی بر هدف را بیش از پیش دو چندان می سازد که خود یکی از روش های ارزیابی عملکرد کارکنان به شمار رفته و می تواند بر بهبود عملکرد کارکنان نقش به سزایی ایفا نماید.
یکی از وظایف مهم مدیران در سازمان ها، شناسایی استعدادهای بالقوه کارکنان خود و فراهم کردن زمینه های رشد و شکوفایی آنان است که زمینه تحقق هدف مهم و اساسی یعنی ارتقاء بهره وری را فراهم می کند. به بیان دیگر شناخت مسائل انگیزشی کارکنان جهت بهبود عملکرد و افزایش بهره وری سازمان بسیار حائز اهمیت است. از آنجایی که توانایی ها و انگیزش افراد یک سازمان ممکن است با هم تفاوت داشته باشد، رویکرد ارزشیابی از عملکرد در رسیدن به هدف نهایی که همان بهره وری سازمان است کمک می کند. رویکرد مدیریت بر مبنای هدف چنان فرض می کند که فرد عملکرد موثرتری خواهد داشت چرا که او اهدافش را برنامه ریزی کرده و توانسته رفتارش را کنترل کند. مدیریت بر مبنای هدف مدیریتی است که توسط پیتر دراکر ارائه شده تا با بهره گرفتن از اهداف سازمان افراد را تحریک و بدین وسیله در آنها انگیزش ایجاد کند. در اجرای مدیریت بر مبنای هدف توجه بر چند نکته ضرورت دارد:
– اهداف باید به صورت دقیق تعیین شود.
– اهداف لزوماً به وسیله مدیریت یا ریاست تعیین نمی شود بلکه اهداف مشارکتی جایگزین اهداف تحمیلی می شود.
-هر هدف باید در یک دوره زمانی معین تعیین شود.
– افراد در طول اجرای برنامه و به صورت مرتب از میزان پیشرفت کار خود آگاهی می یابند به عبارتی از عملکرد کار خود باز خورد می گیرند. صاحب نظران و محققان متعددی از جمله کن بلانچارد و مایکل آکانر معتقدند که عملکرد موضعی اصلی در تمامی تجزیه و تحلیل های سازمانی است و مشکل بتوان سازمانی را تصور کردکه مشمول اندازه گیری عملکرد نباشد.
مدیریت مبتنی بر هدف نظام سازمان را هدفمند کرده و فضای رقابت، خلاقیت و ایجاد انگیزه بین کارکنان را افزایش می دهد که این افزایش نه تنها به طور جزء به فرد فرد کارکنان در ارائه هر چه بهتر وظایفشان کمک می کند بلکه اهداف نهایی سازمان را که همان بهره وری است تعالی می بخشد.( اوکانر، 1939)..
مدیر یا رهبر در اجرای چنین نقشی با زیر دستان خود ارتباط برقرار کرده و همچون گذشته خود را به عنوان قاضی یا دادستان به آنها تحمیل نمی کند. فراتر اینکه فرد تشویق و ترغیب می شود برای برنامه ریزی و ارزیابی نقشی که خود در راه تامین هدف های سازمانی ایفا می کند، مسئولیت های بیشتری را بعهده بگیرد که در نتیجه به فرصتهای مناسبی دست می یابد که بتواند نیازهای خود شکوفایی خویش را ارضا کند. (پارسائیان 1380 ص 338)
با استناد به پژوهش انجام شده (ریموند استون، 1998) هدفگذاری موثر برنامه ها می تواند ابزار قدرتمندی برای افزایش انگیزه کارکنان و عملکرد آنان باشدو این نتیجه زمانی حاصل می شود که مدیریت مبتنی بر هدف واقعی باشد.
مهمترین مزیت ارزیابی زیر دستان را می توان توانایی آنها برای شناخت مهارت های ایجاد ارتباط توسط سرپرستان، تمایلات عمومی موجود در کارکنان، و توان تامین منابع مورد نیاز ذکر کرد. یکی از معایب این روش آن است که بسیاری از کارکنان این نوع ارزیابی را فرصتی برای کسب امتیاز و برخی نیاز فرصتی برای جبران بی عدالتی های گذشته می دانند ( سیدجوادین 1381 ص 539)
جلب نظر افراد و مشارکت دادن آنها در تعیین اهداف و برنامه و خط مشی ها روحیه ی افراد را تقویت می کند و آنان را به اجرای برنامه ها و تحقق اهداف متعهد می سازد. عالی ترین شکل مدیریت مشارکت جویانه، مدیریت مبتنی بر هدف است. (مدنی، 1385)
در این زمینه تحقیقات متعددی انجام شده اما نتابج تحقیقات به این سوال پاسخ نداده است که اگر مشارکت تحت عنوان مدیریت مبتنی بر هدف دارای تاثیرات مثبتی بر بهبود بهره وری فردی و سازماندهی است چرا در عمل رواج چنین دیدگاهی در سازماندهی کارکنان بخش دولتی حتی در تعریف و ارزیابی بهره وری کمتر مشاهده می شود..
چنین می توان گفت که توسعه نظام مشارکتی حتی در کشورهای اروپایی و ایالت متحده نیز به عنوان یک راهکار جامع مورد قبول مدیران اجرایی برای افزایش بهره وری به حساب نمی آید. مشارکت می تواند توسعه عملکردی بلند مدت را در سازمان موجب شده و به بهبود عملکرد بهره وری منجر شود. به بیان ساده شاید بتوان گفت به دلیل اینکه تاثیر مشارکت کارکنان بر بهره وری تاثیری است که دارای بعد زمانی یا دوره زمانی طولانی تری نسبت به چرخه حیات پاسخگویی یک مدیر دولتی است بنابراین مدیران و محققان نسبت به بررسی آن در مقایسه با سایر عوامل موثر بهره وری علاقه کمتری نشان می دهند.
اجرای مدیریت بر مبنای هدف بسیار آرمان گرایانه و به جاست چرا که این برنامه ممکن است برای تمام موقعییت ها و تمام افراد قابل اجرا نباشد و حتی زمانی که قابل استفاده هستند ممکن است گفته شود سخت و دشوار می باشند در این راستا موانع و چالشهایی فرا روی چنین مدیریتی وجود دارد که می توان به این موارد اشاره نمود:
– بی اعتمادی سیستم
– بروز ریاکاری در اجرا
– تنفر از برنامه های اجباری
– مقاومت در برابر تشریفات اداری و مباحثه
– تمرکز بسیار کم
– ناتوانی در اندازه گیری اهداف
برای رفع موانع مذکور را هکارهایی طبق تحقیقات انجام شده می توان ارائه داد که عبارتند از:
-تثبیت یک رابطه ی متقابل مبتنی بر اعتماد بین زیر دستان و مدیران
– ایجاد انگیزه و حس مسئولیت پذیری در کارکنان
– تبدیل اهداف سازمان به اهداف کارکنان جهت دستیابی به اهداف
– در نظر گرفتن نقش کلیدی کارکنان در اجرای تصمیمات
– رفع موانع انطباق اهداف با اختیارات و امکانات
– ارج نهادن به ارزشهای انسانی و به یاری طلبیدن افرادی که به نوعی با سازمان در ارتباط هستند
– ایجاد رقابت در افراد برای تحقق اهداف کلی
– احترام به کارکنان زیردست و بالا بردن اعتماد به نفس انها در ارائه دیدگاهایشان
– توسعه منابع انسانی در جهت ایفای نقش انان و مرتفع ساختن موانع چالش بر انگیز
– نظام تشویق از سوی مدیران
با توجه به آنچه گفته شد این نکته نیز قابل ذکر است که گستردگی سازمان و فعالییت های آن با چالشهای چه بسا بیشتری روبروست. از اینرو دانشگاه علوم پزشکی با توجه به ادارات تابعه به عنوان یکی از سازمانهای بزرگ جامعه از این قاعده مستثنی نیست که یکی از سازمانهای زیر مجموعه آن مرکز بهداشت شهرستان است که در امور بهداشتی و درمانی فعالیت می کند. در صورتی که مدیریت مشارکتی اجرا شود. بهبود هرچه بهتر شاخصهای بهداشتی و درمانی را در کارنامه خود ثبت می نماید.
خلا موجود در پزوهشهای انجام شده عدم بررسی موانع و راهکارهای مدیریت بر مبنای هدف در دانشگاه های علوم پزشکی و زیر مجموعه های آن است.
این پژوهش تلاش می کند راهبردهای مناسب برای بهبود عملکرد کارکنان و افزایش کیفی فعالیت آنها در سازمان بیابد از اینرو مطالعه حاضر درصدد پاسخگویی به این سوال می باشد که مهمترین موانع و راهبردهای اجرای مدیریت مبتنی بر هدف جهت بهبود عملکرد کارکنان کدامند.
1-3- ضرورت و اهمیت تحقیق
در عصر کنونی که دوران پرتحرک بازسازی را شاهدیم نیاز به سرعت و صحت در انجام امور و افزایش بازدهی بیش از پیش محسوس بوده و مدیران سازمانها به ویژه در بخش دولتی بایند بکوشند تا هرچه بیشتر خود را به فنونی مجهز سازند که در پیشبرد اهداف یاریشان داده و روند بازسازی و نو سازی در میهن اسلامیمان را افزایش دهد. مدیریت امروزه جامعه ما در همه بخشها باید در جستجوی تدابیر و راه حل هایی باشد که تحقق اهدهف را به بهترین وجه ممکن سازدو ” مدیریت مبتنی بر هدف” یکی از طرقی است که این مهم را عملی می سازد. به کمک این فن و شیوه کار می توان با بهره جویی از نظرات کارکنان باز دهی را فزونی بخشید و سازمانی اثر بخش و کارآمد به وجود آورد.
مدیریت بر مبنای هدف فرایندی است که از طریق آن مدیران سطوح بالا و پایین سازمان مشترکا اهداف را مشخص می سازند و حدود مسئولیت ها و وظایف هر فرد را با در نظر گرفتن نتایج مورد انتظار تعیین می کنند و تمامی این عوامل برای اداره واحد و ارزشیابی فعالیت های افراد است. در این مدیریت ابتدا اهداف کل سازمان، اهداف واحد و اولویتهای اهداف با در نظر گرفتن نتایج مورد انتظار از آنها مشخص می شوند( زمان و هزینه در اهداف قید می شود). سپس طرح عملیاتی برای نیل به نتایج مورد انتظار تنظیم شده و در آن تخصیص منابع از نظر نیروی انسانی، وسایل و پول صورت می پذیرد.در این مدیریت مکانیسم کنترل برای آگاهی از میزان پیشرفت امور ، و ارزیابی نتایج مورد انتظار در رابطه با اثر بخشی، کارایی و جنبه های اقتصادی فعالییت از اهمییت بسیار بر خوردار بوده و مدیران را در انجام اقدامات اصلاحی به موقع برای بهبود یا تغییر اهداف کمک می کند. ارتباطات نیز در تمامی این مراحل نقش عمده ای را در کا رایی مدیریت ایفا می کند.
هر فردی مایل است در کار خود قبول مسئولیت کند و در تحقق اهداف سازمان از طریق مدیریت مشارکت جویانه خود را متعهد احساس کنند. این نظریه در سیستم مدیریت بر مبنای هدف تاثیر گذاشته و جنبه هایی از آن که مبتنی بر کنترل فرد به وسیله خود فرد در انجام فعالیت ها می باشد، متاثر از این نظریه است. (مک گریگور ،1960)
نظرات هامیل در توسعه این سیستم از مدیریت نقش مهمی داشته است. او معتقد به دو جنبه در این سیستم بوده است : یک جنبه فنی و دیگری جنبه انسانی، به نظر او این دو جنبه کاملا به هم آمیخته اند ودر عمل باید هر دوی این جنبه ها را در نظر داشت، چرا که توجه و تاکید بر یک جنبه با باعث کاهش اثر بخشی سیستم و عدم توفیق آن خواهد شد.
لیکرت نیز در سیستم چهارگانه مدیریت خود وقتی به سیستم مشارکت هرچه بیشتر افراد اشاره می کند، جنبه مهمی از سیستم مدیریت بر مبنای هدف را را بازگو می نماید. چه اساس این سیستم مدیریت بر مشارکت است و سیستم چهارم لیکرت نیز کوششی است در جهت آنکه تمامی فعالیت ها در سازمان از طریق مشارکت و تعاون انجام پذیرد.( لیکرت،1967)
به طور به طور خلاصه در یک تقسیم بندی کلی می توان نتایج و فواید مربوط بر عملکرد مدیران و کارکنان را چنین بیان کرد:
به کار می رود.(اودیورنه، 1965)
ویژگی این مدیریت مشارکت و همکاری همگانی در سازمان است بدین معنی که در این مدیریت سلسله مراتب سنتی سازمان به کنار نهاده می شود و هر فرد خود به کنترل خود می پرازد و اساس کار ، مشارکت و همکاری
– بهبود روحیه کارکنان
– کمک به افراد برای شناسایی هر چه بهتر اهداف سازمان
-بهبود در رابطه میان فرادست و زیر دست
– ایجاد جوی مناسب برای رشد و ارتقاء
– شناسایی نقاط تعارض و برطرف کردن آن و به دنبال آن کاهش فشار روانی و تنش درون سازمان.
– برانگیختن مدیریت مبتنی بر پیشگیری پیش از وقوع فاجعه
– کمک به افزایش مهارتهای رهبری.
– اعتلاء کمی و کیفی عملکرد مدیر در ایجاد رابطه با زیردستان
– ترغیب و تشویق مدیران در ایجاد امکان رشد و توسعه در زمینه های مختلف مرتبط با سازمان و در نتیجه بهره وری سازمان
– ایجاد انگیزه در مدیران برای اقدام به دادن استقلال به کارکنان
و در صورت عدم اجرای آن تبعاتی وخیم به همراه خواهد داشت که می توان به مواردی همچون:
– عدم ایجاد رابطه سازنده بین فرادستان و زیردستان
– افزایش بروز حوادث و ضایعات در حین کار ناشی از غفلت مدیران
– کاهش انگیزه های درون سازمانی با توجه به غفلت هایی که صورت می گیرد
– عدم بهره وری سازمان به طور اعم یا اخص
– افزایش و ریسک برنامه ریزی نشده
– عدم تمرکز توانایی بر وظیفه محوله
– عدم شناخت مهارتها و دانش افراد در نتیجه احراز پست های نابجا اشاره نمود.
در مثلث مدیریت مبتنی بر هدف که راس آن مدیران، در ضلع دیگر آن کارکنان و ضلع سوم بهره وران (افراد جامعه) قرار دارند تحت تاثیر مستقیم یا غیرمستقیم این سیستم مدیریتی قرار می گیرند.
برای مثال به هنگام بروز یک سانحه یا تصادف که فرد مصدوم قرار است از خدمات بهداشتی و درمانی استفاده نماید، از یک فرد که در راس مثلث (مدیر) قرار گرفته و تک تک افرادی که این خدمات را ارئه می دهند با آن فرد مصدوم به نحوی به هم مرتبط می شوند. از اینرو مشارکت بین فردی کارکنان درون سازمان و نظارت مشارکتی مدیر در هر چه سالم تر نمودن این خدمات نقش بسزایی دارد.
بنابراین ارتقاء بهبود کیفی تلاش بسیار می طلبد و در کنار آموزش های تخصصی اصلاح نگرشها و تعدیل ارزش های فردی نیز احساس می شود. از این رو جلب رضایت کارکنان و علاقه مند کردن بیشتر آنها به شغل مورد تصدی و در نتیجه برآورده شدن اهداف سازمانی از اهمیت و جایگاه خاصی برخوردار است. چنانچه (زهرا نجفی، 1387) در مقاله خود با عنوان “بررسی نظریه انگیزش “اظهار می دارد که انگیزش از موضوعات و مفاهیم اساسی در مدیریت سرمایه داری انسانی به شمار رفته و آثار و نوشته های بسیاری در خصوص انگیزش و مشارکت کارکنان مطرح شده است که هم از نظر تئوری و هم تجربی برای بهبود عملکرد افراد و کارکنان مورد بحث قرار گرفته است.
یکی از جهات اهمیت و ضرورت این تحقیق می تواند ارائه راهکارهایی برای مدیران در جهت پر رنگ کردن نقش مشارکت کارکنان و استفاده از نظریات و پیشنهادات کارآمد آنها در جهت تعالی سازمان، همچنین ارائه برنامه هایی در جهت آموزش مناسب برای تبدیل نگرش های کارکنان به فرصت های علمی و نیز طراحی برنامه هایی برای رفع موانع و چالش های پیش روی سازمان، مدیران و کارکنان باشد.
اهمیت و ضرورت دیگر تحقیق فقدان تنظیم برنامه هایی عملیاتی با استناد به تعریف اهداف عملیاتی در برنامه های مشارکتی کارکنان و نیز طراحی برنامه هایی برای بهبود عملکرد کارکنان در افزایش تعهد مسئولیت پذیری سازمان می باشد.
1-4- اهداف تحقیق
اهداف تحقیق عبارتند از:
1-4-1- هدف اصلی تحقیق
شناسایی و رتبه بندی موانع و راهبرد های اجرای مدیریت مبتنی بر هدف جهت بهبود عملکرد کارکنان مرکز بهداشت شهرستان بندر عباس در سال 1392.
1-4-2- اهداف فرعی تحقیق
– شناسایی موانع نیروی انسانی دراجرای مدیریت مبتنی بر هدف برای بهبود عملکرد کارکنان
– شناسایی موانع مالی دراجرای مدیریت مبتنی بر هدف برای بهبود عملکرد کارکنان
– شناسایی موانع اداری دراجرای مدیریت مبتنی بر هدف برای بهبود عملکرد کارکنان
– شناسایی موانع مدیریتی دراجرای مدیریت مبتنی بر هدف برای بهبود عملکرد کارکنان
– شناسایی موانع ساختاری دراجرای مدیریت مبتنی بر هدف برای بهبود عملکرد کارکنان
– شناسایی راهبردهای نیروی انسانی دراجرای مدیریت مبتنی بر هدف برای بهبود عملکرد کارکنان
– شناسایی راهبردهای مالی دراجرای مدیریت مبتنی بر هدف برای بهبود عملکرد کارکنان
– شناسایی راهبردهای اداری دراجرای مدیریت مبتنی بر هدف برای بهبود عملکرد کارکنان
– شناسایی راهبردهای مدیریتی دراجرای مدیریت مبتنی بر هدف برای بهبود عملکرد کارکنان
– شناسایی راهبردهای ساختاری دراجرای مدیریت مبتنی بر هدف برای بهبود عملکرد کارکنان
– رتبه بندی موانع نیروی انسانی در اجرای مدیریت مبتنی بر هدف برای بهبود عملکرد کارکنان
– رتبه بندی موانع مالی در اجرای مدیریت مبتنی بر هدف برای بهبود عملکرد کارکنان
– رتبه بندی موانع اداری دراجرای مدیریت مبتنی بر هدف برای بهبود عملکرد کارکنان
– رتبه بندی موانع مدیریتی دراجرای مدیریت مبتنی بر هدف برای بهبود عملکرد کارکنان
– رتبه بندی موانع ساختاری دراجرای مدیریت مبتنی بر هدف برای بهبود عملکرد کارکنان
– رتبه بندی راهبردهای نیروی انسانی در اجرای مدیریت مبتنی بر هدف برای بهبود عملکرد کارکنان
– رتبه بندی راهبردهای مالی در اجرای مدیریت مبتنی بر هدف برای بهبود عملکرد کارکنان
– رتبه بندی راهبردهای اداری دراجرای مدیریت مبتنی بر هدف برای بهبود عملکرد کارکنان
– رتبه بندی راهبردهای مدیریتی دراجرای مدیریت مبتنی بر هدف برای بهبود عملکرد کارکنان
– رتبه بندی راهبردهای ساختاری دراجرای مدیریت مبتنی بر هدف برای بهبود عملکرد کارکنان
1-5- سوالات پژوهشی
1-5-1- سوال پژوهشی اصلی
مهمترین موانع و راهبردهای اجرای مدیریت مبتنی بر هدف جهت بهبود عملکرد کارکنان مرکز بهداشت شهرستان بندرعباس کدام است؟
1-5-2- سوالهای فرعی تحقیق
– مهمترین موانع نیروی انسانی دراجرای مدیریت مبتنی بر هدف برای بهبود عملکرد کارکنان کدام است؟
– مهمترین موانع مالی در اجرای مدیریت مبتنی بر هدف برای بهبود عملکرد کارکنان کدام است؟
– مهمترین موانع اداری در اجرای مدیریت مبتنی بر هدف برای بهبود عملکرد کارکنان کدام است؟
– مهمترین موانع مدیریتی در اجرای مدیریت مبتنی بر هدف برای بهبود عملکرد کارکنان کدام است؟
– مهمترین موانع ساختاری در اجرای مدیریت مبتنی بر هدف برای بهبود عملکرد کارکنان کدام است؟
– مهمترین راهبردهای نیروی انسانی در اجرای مدیریت مبتنی بر هدف برای بهبود عملکرد کارکنان کدام است؟
– مهمترین راهبردهای مالی دراجرای مدیریت مبتنی بر هدف برای بهبود عملکرد کارکنان کدام است؟
– مهمترین راهبردهای اداری دراجرای مدیریت مبتنی بر هدف برای بهبود عملکرد کارکنان کدام است؟
– مهمترین راهبردهای مدیریتی در اجرای مدیریت مبتنی بر هدف برای بهبود عملکرد کارکنان کدام است؟
– مهمترین راهبردهای ساختاری در اجرای مدیریت مبتنی بر هدف برای بهبود عملکرد کارکنان کدام است؟
1-6- مفاهیم و واژههای عملیاتی
مدیریت مبتنی بر هدف: فرایندی که به واسطه آن رئیس و زیردست با کمک هم اهداف را شناسایی نموده و همچنین معیار عملکرد و مسئولیت افراد را تعریف می کند.
عملکرد کارکنان: عملکرد عبارت است از مجموعه رفتارهایی در ارتباط با شغل که افراد از خود نشان می دهند.
تعریف عملیاتی:
مدیریت مبتنی بر هدف: نمره ای که آزمودنی در پرسشنامه محقق ساخته می گیرد.
بخش اول : مفاهیم و تعاریف نظری
2-1- مفاهیم و تعاریف مدیریتی
مدیریت بر مبنای هدف به مجموعه ای از رویه های رسمی یا نسبتا رسمی اطلاق می شود، که با تعیین هدف،شروع و دامنه آن تا مرز بررسی عملکردها کشیده میشود.
مدیریت مبتنی بر مبنای هدف،یک نظام مدیریتی فراگیر است که کوششهای کلیدی مدیران را به شیوه ای منطقی یکپارچه میکند و به گونه ای آگاهانه برای دستیابی اثر بخش و کارآمد به اهداف فردی و سازمانی جهت گیری شده است.
مدیریت برمبنای هدف درنوشتههای نویسندگان مختلف بطورگوناگون تعریف شده است که یکی از پذیرفته ترین آنها تعریفی است که «اودیورنه» به دست میدهد وی مدیریت بر مبنای هدف را فرایندی قلمداد می کندکه از طریق آن مدیران سطوح بالا وپایین سازمان مشترکاً اهداف را مشخص می سازند و حدود مسئولیتها و وظایف هر فرد را با در نظرگرفتن نتایج مورد انتظار تعیین میکنند و تمامی این عوامل برای ادارهی واحد و ارزشیابی فعالیتهای افراد به کار میرود. (موریسی، 1368، ص10)
در غرب برای نخستین بار به سال 1954 پیتردراکر اصطلاح «مدیریت بر مبنای هدف و نتیجه» را در یکی از کتابهای خود به کار برد و بر آن به عنوان اساس سیستم مدیریت تاکید نمود. او در این باره مینویسد:
«در این زمان آنچه سازمانها بدان نیاز دارند، سیستمی از مدیریت است که کوششهای گروهی را شکل بخشد وتلفیقی بین هدفهای فردی و سازمانی بوجود آورد و آنها را با یکدیگر هماهنگ سازد. مدیریت بر مبنای هدف تنها سیستمی است که برآورد این نیاز را امکانپذیر میسازد.»
لازم به تذکر است که «مدیریت بر مبنای هدف» سیستم و مجموعه جدیدی از اجزا و عوامل قدیمی است که پیش از 1954 نیز در نوشتههای تیلور و فایول و التون میو عنوان شده است. دراکر این عوامل را با هم تلفیق نموده و به سیستم دست یافت که بدیع مینمود. در این سیستم جدید اهمیت هدفها و برنامهریزی از نظرات فایول و تیلور،اهمیت نقش فرد درسازمان،احساس تعهداودرمقابل تحقق هدفهای سازمان و مدیریت مشارکت جویانه،از نظرات علمایی چون التون میو و تاثیر مشارکت کارکنان در بهبود امور و افزایش احساس رضایت از طریق سهیم شدن درتصمیم گیریها بوده است و همانطور که اشاره شد دراکر این اجزا و عوامل را در قالبی نو ارائه دادکه به جرأت میتوان گفت در پیشبرد مدیریت نقشی مؤثر از اجزا و عوامل متشکله خواهد داشت. پس ازدراکر نظریه پردازان دیگری چون مک گریگور، هامیل، بلیک و موتن و لیکرت، این سیستم را توسعه و بهبود بخشیدند. مک گریگور در تئوری y انسان را علاقمند به کار قلمداد میکند ومعتقد است هر فردی مایل است در کار خود قبول مسئولیت کندو در تحقق هدف های سازمان از طریق مدیریت مشارکت جویانه خود را متعهد احساس نمایند.
بخش دوم: مدیریت عملکرد
2-2- مقدمه
در تعریفی ساده از عملکرد می توان به مجموع رفتارهای کارکنان در یک سازمان در ارتباط با حیطه مسئولیتی آنها اشاره کرد. مدیریت عملکرد روشی است استراتژیک و یکپارچه که با برنامهریزی و هدفگذاری برای سازمان و کارکنان آغاز شده و پس از ارزیابی آنان از طریق کنترل شاخصهای عملکرد، پیشنهاداتی را برای بهبود فرایندها و بهبود عملکرد کارکنان فراهم میآورد. تداوم این چرخه، موفقیتی پایدار برای سازمان به دنبال خواهد داشت.
امروزه عملکرد و ارزیابی آن مبحث مهمی در سازمانها به شمار می رود. برای این که کارکنان عملکرد خوبی ارائه دهندبایدبه دقت مورد ارزیابی قرارگیرند ولی قبل ازآن،عملکرد بایدبا فراست ونظامندی مدیریت شود.مدیریت عملکرد،فرایندی مشترک بین مدیران،کارکنان وتیمهایی است که موردمدیریت قرار می گیرند؛ بنابراین فرایندی تعاملی است که توجه به عملکرد مطلوب درآن نادیده گرفته نمی شود. مدیریت عملکرد، مسئولیت مشترک بین مدیران و اعضای تیم آنهاست مورد توجه قرار میدهد. میتوان گفت که فرایندهای مدیریت عملکرد بخشی از یک رویداد فراگیر و همه جانبه به موضوع مدیریت عملکرد هستند.
2-3- تعریف مدیریت عملکرد
مدیریت عملکرد یک فرایند استراتژیک و یکپارچه است که از طریق بهبود عملکرد و توسعه قابلیتهای افراد وتیمهای کاری موجب موفقیت پایدار سازمانها می شود. مدیریت عملکرد، یک مفهوم استراتژیک است، از این حیث که با موضوعات وسیعتر کسبوکار و نیز با جهتگیری کلی آن برای نیل به اهداف بلند مدت مرتبط است. مدیریت عملکرد از دو جهت قابل بررسی است:
در یک تعریف ساده مدیریت عملکرد عبارت است از ممیزی بینش، دانش و توانایی های بالفعل و بالقوه منابع انسانی و پرورش افراد در راستای استرتژیهای سازمانی و تعالی افراد و جامعه. در شرکت یونایتد دیستیلرز همانطور که کریس بنز مطرح می کند، فعالیتهای مدیریت عملکرد از طریق چشمانداز و الزامات استراتژیک کسب و کار هدایت میشوند.
2-3-1- مفهوم عملکرد
بدون تردید،مدیریت عملکرد دربارهی عملکرد است. اما مفهوم این واژه چیست؟ اگر عملکرد تعریف نشود، نمی تواند اندازهگیری ومدیریت شود.پس،مشخص کردن معنی آن مهم است.باتزوهالتن معتقدند که « عملکرد یک مفهوم چند بعدی است که باتوجه به عوامل مختلف اندازهگیریش متغیر است» همچنین اظهار می کنند مهم است مشخص کرد که هدفگذاری، ارزیابی نتایج عملکرد است یا رفتار.
در ایران، صنعت خودرو از جمله اولین و مهمترین صنایع غیر نفتی بوده است که وارد کشور شد و برنامهریزیها و سرمایهگذاریهای کلانی در مورد آن انجام گرفته است. به همین دلیل این صنعت همواره با اهمیت و مورد توجه مدیران ارشد و سیاستگذاران بوده است. همچنین این صنعت به لحاظ ویژگیهایی همچون سطح بالای اشتغالزایی، میزان نقدینگی و سرمایه در گردش حجیم، وجود صنایع جنبی گسترده، وجود بازار گسترده و نهایتاً فناوری سطح بالای آن اهمیت ویژهای جهت توسعه فناورانهی صنعت کشور دارد (ملائی، 1373، ص2). در حال حاضر صنایع خودروی ایران برای بهبود کمی و کیفی محصولات و خدماتشان مراکز تحقیق و توسعه ایجاد کردهاند. متخصصان، پژوهشگران، و نخبگان صنعت خودروی ایران در این مراکز مشغول فعالیت هستند که طبیعتاً نیازهای اطلاعاتی متعدد و متنوعی دارند. در این مراکز کتابخانههایی ایجاد شده است که باید پاسخگوی نیازهای اطلاعاتی متخصصان این مراکز باشند. هیچ مرکز تحقیقاتی و اجرایی بدون برخورداری از یک کتابخانه مجهز با منابع کافی و روزآمد، و کتابداران توانا قادر به ادامهی پژوهش یا انجام درست امور خود نمیباشد. اما، متاسفانه به نظر میرسد در این مراکز توجه کافی به کتابخانهها صورت نگرفته است و این کتابخانهها آن طور که انتظار میرود پاسخگوی نیازهای اطلاعاتی متخصصان نیستند. به نظر میرسد متخصصان به دلیل عدم تامین اطلاعات مورد نیازشان از طریق کتابخانه، از کتابخانه فاصله گرفتهاند و نیازهای اطلاعاتی خود را به روشهای دیگری، از جمله اینترنت، برطرف میکنند. در این پژوهش میزان استفادهی متخصصان از کتابخانههای این مراکز مورد بررسی قرار خواهد گرفت تا مشخص شود عملکرد این کتابخانهها در پاسخگویی به نیازهای اطلاعاتی کاربرانشان چگونه بوده است. همچنین روشهای کسب اطلاعات توسط متخصصان و میزان رضایت آنها از کتابخانه بررسی خواهد شد.
کتابخانهها، بدون شناخت کافی از کاربران خود نمیتوانند خدمات مناسبی ارائه کنند و اغلب در امر اطلاعرسانی دچار مشکلات و کاستیهایی میگردند. به همین دلیل نتیجهی این پژوهش میتواند راه حلهایی را به مدیران کتابخانههای این مراکز جهت اصلاح روشها و خدمات اطلاعرسانی ارائه کرده و به شناخت روشهای درست و سریع جستجوی اطلاعات و اهداف و انگیزههای مراجعان و الگوهای رفتاری آنان در امر اطلاعیابی کمک نماید.
1-2 اهداف
هدف اصلی از انجام این پژوهش بررسی میزان استفادهی متخصصان مراکز تحقیق و توسعهی صنعت خودروی ایران از کتابخانههای تخصصی این مراکز است. اهداف فرعی این پژوهش عبارتند از:
1-3 تعاریف عملیاتی
مراکز تحقیق و توسعه صنعت خودرو: در این پژوهش منظور از مراکز تحقیق و توسعه، شرکتهای وابسته به صنایع خودروسازی هستند که وظیفه انجام تحقیق و توسعه در زمینهی صنعت مربوطه را به عهده دارند. در حال حاضر در ایران سه مرکز تحقیق و توسعه فعال وجود دارد که وابسته به دو شرکت خودروسازی ایرانخودرو و سایپا هستند.
متخصصان: افرادی هستند که در مراکز تحقیق و توسعه صنعت خودروی ایران مشغول به کار هستند و در فرایند تحقیق و توسعه نقش دارند.
ایپکو: شرکت تحقیق، طراحی و تولید موتور ایرانخودرو که به عنوان مرکز تحقیق و توسعه در زمینه تخصصی موتور خودرو فعالیت میکند. این شرکت زیرمجموعه شرکت خودروسازی ایرانخودرو میباشد و به اختصار ایپکو نامیده میشود.
ان.پی.دی: مرکز طراحی و توسعه محصولات جدید ایرانخودرو که به عنوان مرکز تحقیق و توسعه شرکت خودروسازی ایرانخودرو فعالیت میکند و به اختصار ان.پی.دی نامیده میشود.
سایپا: مرکز تحقیقات و نوآوری سایپا که به عنوان مرکز تحقیق و توسعه شرکت خودروسازی سایپا مشغول فعالیت است. در این پژوهش این مرکز به اختصار سایپا نامیده میشود.
1-4 پرسشهای اساسی
1-5 فرضیهها
2-1 مقدمه
کتابخانهها نظامهای اطلاعاتی پویایی هستند که مهمترین کارکرد آنها پاسخگویی به نیازهای اطلاعاتی استفادهکنندگان است. امروزه تعداد و میزان توسعهی کتابخانهها یکی از شاخصهای توسعهیافتگی کشورها به حساب میآید، لذا پرداختن به این مقوله میتواند تاثیر بسزایی در رشد و توسعهی کشور داشته باشد. از میان انواع کتابخانهها، کتابخانههای تخصصی به دلیل نقش و جایگاه ویژهای که دارند از اهمیت خاصی برخوردارند. بخش اول این فصل به کتابخانههای تخصصی اختصاص داده شده است و در آن ضمن بیان تعاریف، اهداف و وظایف کتابخانههای تخصصی، جامعهی استفادهکننده از کتابخانههای
این مطلب را هم اگر خواستید بخوانید :
تخصصی به طور کامل تشریح شده است. در ادامه خدماتی که کتابخانههای تخصصی به استفادهکنندگان ارائه میکنند به گونهای مختصر بررسی شده و در انتها نیز استانداردهای کتابخانههای تخصصی در ایران بیان شده است.
هدف اصلی کتابخانهها پاسخگویی به نیازهای اطلاعاتی استفادهکنندگان است. به همین دلیل یکی از روشهای ارزیابی کتابخانهها، بررسی استفادهکنندگان میباشد که انواع و روشهای گوناگونی دارد. در بخش دوم بررسی استفادهکنندگان به عنوان روش پژوهش به طور کامل تشریح شده است.
سپس به بررسی تحقیق و توسعه و نقش اطلاعات در آن پرداخته و اطلاعات صنعتی به عنوان اصلیترین نوع اطلاعات مورد نیاز در واحدهای تحقیق و توسعه صنعتی توضیح داده شده است.
صنعت خودرو در هر کشوری از صنایع مادر به حساب میآید. در کشور ما نیز صنعت خودرو از جمله اولین و مهمترین صنایع غیرنفتی بوده است. در بخش چهارم ضمن پرداختن به صنعت خودرو و نقش آن در توسعهی اقتصادی، اهمیت تحقیق و توسعه در این صنعت تشریح شده است. سپس سه مرکز تحقیق و توسعه در صنعت خودروی ایران که جامعهی این پژوهش هستند، معرفی شدهاند.
در پایان نیز سعی شده است پیشینههای مرتبط با این پژوهش در ایران و جهان بررسی شود و جایگاه این پژوهش در ارتباط با پژوهشهای گذشته مشخص شود.
2-2 تعاریف و مفاهیم کتابخانههای تخصصی
در متون گوناگون اصطلاحات مختلفی برای کتابخانههای تخصصی[1] به کار رفته است: کتابخانههای اختصاصی، کتابخانههای پژوهشی، مرکز اطلاعات، کتابخانه تخصصی تحقیقاتی، و مرکز خدمات اطلاعرسانی (مدیرامانی، 1381-1385: 1457-1459).
همچنین تعاریف متعددی برای کتابخانههای تخصصی ارائه شده است. برخی از آنها عبارتند از:
«کتابخانهی تخصصی واحدی است از یک سازمان که هدف آن فراهم ساختن اطلاعات خاص برای پیشرفت کار سازمان یا برای گروه محدودی است. کتابخانههای تخصصی بر حسب سیاستها، روشها و مجموعههای مختلفی که دارند به چند نوع تقسیم میشوند: کتابخانههای شرکتهای صنعتی، کتابخانههای دولتی و سازمانهای وابسته، کتابخانههای انجمنهای حرفهای مانند کانون وکلا، موسسات تحقیقاتی مستقل، کتابخانههای موسسات بازرگانی مانند بانکها و جز آن» (سلطانی و راستین، 1379: 334-335).
همچنین کتابخانهی تخصصی عبارت است از «کتابخانههای تحقیقاتی که با مجموعههای تخصصی خود خدمات اطلاعاتی ویژهای را به گروهی از کاربران و پژوهشگران ارائه میدهند. این اصطلاح مراکز خدمات اطلاعرسانی را نیز دربرمیگیرد» (تعاونی، 1381: 1).
با بررسی تعاریف مختلف میتوان نتیجه گرفت که کتابخانههای تخصصی از عناصر مهمی تشکیل شدهاند:
کتابخانههای تخصصی، به تناسب زمینههای فعالیت سازمان مادر و نیازهای اطلاعاتی استفادهکنندگان، انواع گوناگونی دارند. همچنین این کتابخانهها معمولاً مواد و منابع ویژهای را نگهداری میکنند. هر کتابخانه بنا به نیاز خود ممکن است از برخی از انواع منابع زیر نگهداری کند:
2-2-1 تاریخچهی کتابخانههای تخصصی در جهان و ایران
در متون گوناگون از کتابخانههای متفاوتی به عنوان اولین کتابخانهی تخصصی جهان نام برده شده است. شاید بتوان ادعا نمود که اولین کتابخانهی تخصصی، مجموعهی الواح گلی بود که در زمان حکومت آشور بانیپال پادشاه آشور در نینوا گردآوری گردید و سازماندهی شد. آشور بانیپال مقرر نمود که مجموعهای حاوی حدوداً 20 هزار لوح گلی به صورت سازمانیافته و منظم در محلی خاص مستقر شود. اگر امروزه ما دو ویژگی مشترک کتابخانههای تخصصی یعنی موضوع خاص و استفادهکنندگان خاص را مورد قبول قرار دهیم، مجموعهی الواح گلی آشور بانیپال در حقیقت اولین کتابخانهی تخصصی بود که در تاریخ تمدن بشر پدیدار شد (روشنبین، 1379: 18).
دایرهالمعارف امریکانا نیز نخستین کتابخانههای تخصصی جهان را کتابخانهی تخصصی دارویی پاریس (تأسیس 1570) و کتابخانهی پزشکی کالج مارشال در شهر آبردین اسکاتلند (1593) میداند.
مزینانی معتقد است که از نظر تاریخی میتوان کتابخانههای مذهبی و موارد مشابه را که در یک زمینهی خاص فعالیت میکردند کتابخانهی تخصصی به حساب آورد. ولی کتابخانههای تخصصی به مفهوم امروزی پس از انقلاب صنعتی در اروپا و بهویژه در انگلستان و آلمان شکل گرفت و به تدریج در اواخر قرن نوزدهم تعداد آنها افزایش یافت (مزینانی، 1379: 195).
تحولات علمی و فنی شگرف قرنهای هجدهم و نوزدهم در افزایش دانش صنعتی و علمی تأثیر بسزایی داشت. تولید و تکثیر منابع چاپی موجب افزایش حجم اطلاعات شد و به دنبال آن ضرورت سازماندهی و کنترل مطلوب اطلاعات، بهویژه در حوزه صنعت و تجارت مطرح شد. از اینرو، پس از جنگ جهانی اول و در فاصله سالهای 1914 تا 1920، کتابخانههای تخصصی گسترش یافتند. قبل از 1914 عبارت کتابخانهی تخصصی برای مجموعهای در رشتهای خاص و محدود بهکار میرفت که توسط یک سازمان، انجمن، شخص، یا دانشکده حمایت میشد. بعد از جنگ این مفهوم گسترش یافت و به مجموعهی جامع منابع غیرکتابی به زبانهای مختلف، به همراه طبقهبندی اختصاصی و نمایهسازی اطلاق شد. این پیشرفت نتیجهی پیدایش سازمانهای جدید دولتی، بازرگانی، و صنفی بود (مدیرامانی، 1381-1385: 1457-1459).
در اوایل دهه 1900، جان کاتن دانا، کتابدار کتابخانه عمومی نیوآرک[2] در ایالت نیوجرسی امریکا، با این اعتقاد که برای جوابگویی به نیازهای بخش صنعت و تجارت مجموعههای تخصصی مورد نیاز است، انجمن کتابخانههای تخصصی[3] (اس.ال.اِی.) را تأسیس کرد. بعدها در 1924، در بریتانیا نیز انجمنی مشابه آن با نام انجمن کتابخانههای تخصصی و مراکز اطلاعرسانی[4] (اسلیب) ایجاد شد. در ابتدا، اکثر کتابخانههای تخصصی در حوزه صنعت و تجارت فعالیت میکردند، ولی بعد از جنگ جهانی دوم، در حوزه علوم و فنون نیز کتابخانههایی تأسیس شد (مدیرامانی، 1381-1385: 1457-1459).
در ایران کتابخانههای تخصصی به مفهوم امروزی آن در دههی اول قرن چهاردهم هجری شکل گرفتند. قبل از این تاریخ تعداد بسیار زیادی کتابخانههای تخصصی در زمینهی علوم دینی و مذهبی در سراسر ایران وجود داشت. به هر حال اگر بتوان کتابخانهی مجلس را که دارای منابع و مراجع حقوقی و سیاسی است به عنوان کتابخانهی تخصصی در نظر گرفت باید گفت که این کتابخانه اولین کتابخانهی تخصصی ایران بوده است. بعدها در سال 1313 کتابخانهی وزارت امور خارجه تاسیس شد که دارای منابع و مدارک مربوط به علوم سیاسی و روابط بینالملل بود. سپس با شکلگیری وزارتخانههای متعدد، هر یک از آنها برای خود کتابخانهای تخصصی ایجاد کردند. در سال 1330 کتابخانهی مجلس سنا تاسیس شد که دارای منابع و مدارک جالبی در زمینهی ایرانشناسی بود. در سال 1340 کتابخانهی بانک مرکزی با مجموعهای در زمینهی امور مالی و بانکداری تاسیس شد. در دههی چهل و پنجاه به تدریج بر تعداد کتابخانههای تخصصی ایران افزوده شد، به نحوی که تمامی وزارتخانهها، موسسات دولتی و پژوهشگاههای وابسته به دولت دارای کتابخانههای تخصصی گردیدند (مزینانی، 1379: 197).
2-2-2 انواع کتابخانههای تخصصی
هر سازمانی اهداف و وظایف و کارکردهای خاص خود را دارد و از این نظر با دیگر سازمانها متفاوت است. بنابراین کتابخانههای تخصصی را میتوان بر اساس کارکرد سازمان مادر به انواع صنعتی، بازرگانی، حرفهای، و دولتی تقسیم کرد (مختاری معمار، 1374: 115). هر یک از انواع کتابخانههای تخصصی، با توجه به وظایف و نیازهای اطلاعاتی سازمان مادر، منابع و خدمات متفاوتی دارد. مثلاً در یک کتابخانهی تخصصی صنعتی نقشهها و گزارشات فنی از اهمیت زیادی برخوردار هستند و برای سازماندهی آنها باید دقت زیادی صرف شود، در حالیکه در یک کتابخانهی تخصصی دولتی ممکن است گزارشات دولتی از اهمیت خاصی برخوردار باشند. کتابخانههای تخصصی که در این پژوهش مورد بررسی قرار میگیرند از نوع کتابخانههای تخصصی صنعتی هستند.
2-2-3 اهداف و وظایف کتابخانههای تخصصی
کتابخانههای تخصصی معمولاً در خدمت یک سازمان دولتی یا خصوصی، یک نهاد فرهنگی، یک مرکز علمی و به طور کلی در خدمت سازمانهایی هستند که برای انجام ماموریت خاص خود نیاز به اطلاعات دارند. به همین علت است که ماهیت وظایف و مدیریت در یک کتابخانهی تخصصی بسیار متفاوت از سایر کتابخانههاست (روشنبین، 1379: 20). مهمترین هدف کتابخانههای تخصصی رفع نیازهای ویژهی سازمان است. این نوع کتابخانه، به تحقیق و کسب اطلاع و آموزش اختصاص دارد و برای تفریح و تفنن کارکنان سازمان ایجاد نشده است.
کتابخانههای تخصصی علاوه بر آنکه از نظر نوع استفادهکنندگان با سایر کتابخانهها متفاوتند از نظر وظایف، مواد مجموعه، روشهای انتخاب و فراهمآوری، و خدماتی که ارائه میکنند نیز با انواع دیگر کتابخانهها اختلاف دارند. هدف یک مجموعهی تخصصی آن است که قطعاً مورد استفاده قرار گیرد. بنابراین در یک کتابخانهی تخصصی باید این اطمینان به وجود آید که مجموعهی گردآوری شده، توصیف و تحلیل گردد، به نمایش گذارده شود، فهرستنویسی و آمادهسازی شود و نهایتاً اطلاعات آن اشاعه گردد (روشنبین، 1379: 20-22). پایداری و پویایی کتابخانههای تخصصی مستلزم فراهمآوری اطلاعات دقیق، جامع، روزآمد، و مناسب؛ و ارائهی خدمات سریع به گونهای است که استفادهکنندگان بتوانند از پیشرفتهای چشمگیر در زمینهی موضوعی خود آگاه شوند؛ همچنین کتابخانهی تخصصی باید با مجموعهسازی مناسب الهام بخش انگیزههای تحقیقاتی آنان شود (مدیرامانی، 1381-1385: 1457-1459)
از موارد مهم در کتابخانههای تخصصی مدت زمانی است که استفادهکننده صرف جستجو و بازیابی اطلاعات میکند. زیرا متخصصان سازمان وقت بسیار باارزشی دارند و کتابخانه موظف است از هدر رفتن وقت آنها جلوگیری کند (افراشتهفرد، 1384: 16).
اهدافی که یک کتابخانه تخصصی دنبال میکند عبارتند از:
وظایف گوناگونی برای کتابخانههای تخصصی در نظر گرفته شده است. از آن جمله است:
بررسی و ارزشیابی نشریات جاری، ارزشیابی تحقیقات انجام شده و فعالیتهای مقامات مخصوص؛ سازمان دادن اطلاعات چاپی و غیر چاپی مربوطه؛ جمع کردن نشریات و اطلاعات از داخل و خارج کتابخانه و انتشار این اطلاعات که اغلب به صورت چکیده، یادداشت و یا فهرست مندرجات نشریات و غیره است (سلطانی و راستین، 1379: 334-335).
شیرین تعاونی در کتاب استانداردهای کتابخانههای تخصصی ایران، وظایفی برای کتابخانههای تخصصی متصور شده است:
اهمیت وضرورت موضوع تحقیق
مدیران امروزی در جستجوی دستیابی به راه حلی جامع، قابل اعتماد و انعطافپذیر جهت ارزیابی عملکرد سازمان خود بوده تا ضمن حصول اطمینان از اجرای استراتژیهای خود، بتوانند دادههای دقیق و کافی از جایگاه امروز خویش را بدست آورده و با نگاه به آینده موجبات ارتقا و بهبود سازمان خود را فراهم آورند. یک روش ارزیابی بایستی بتوانند وضعیت کلی سازمان را نسبت به اهداف سازمانی به لحاظ فاصله تا هدف در هر لحظه ارائه نماید. همچنین جایگاه سازمان را در ارتباط با محیط پیرامون (بازار، رقبا و سازمانهای دیگر) مشخص کند (جورج و همکاران[4]، 2003) .
مدیران امروزی در جستجوی دستیابی به راه حلی جامع، قابل اعتماد و انعطافپذیر جهت ارزیابی عملکرد سازمان خود بوده تا ضمن حصول اطمینان از اجرای استراتژیهای خود، بتوانند دادههای دقیق و کافی از جایگاه امروز خویش را بدست آورده و با نگاه به آینده، موجبات ارتقا و بهبود سازمان خود را فراهم نمایند. یک روش ارزیابی بایستی قادر باشد که وضعیت کلی سازمان را نسبت به اهداف سازمانی با به لحاظ فاصله تا هدف در هر لحظه ارائه نماید ( مولین[5]، 2007).
مدلهای تعالی سازمانی در قالب الگوهای ارزیابی در صورتی که درست بکار گرفته شوند، ابزارهای کارآمدی هستند که میتوانند مفاهیم و ارزشهای سازمانی تدوین و اجرای برنامههای استراتژیک بکارگیری روشهای خود ارزیابی، یادگیری سازمانی و بهبود مداوم را در سازمانها نهادینه نموده و امکان شناسایی بهترین فرایندها را فراهم سازند (تری[6]، 2006) . اهمیت این تحقیق در این است که مدلهای تعالی سازمانی به سازمان کمک میکنند تا با مقایسه وضع موجود و مطلوب خود تفاوتها را شناسایی و سپس با شناسایی عارضهها و بررسی علل وقوع آنها، راهحلهای بهینهسازی وضع موجود را تعیین و اجرا نمایند.
اهداف تحقیق
هدف اصلی
وضعیت تعالی سازمانی دانشگاه علوم پزشکی گرگان
اهداف فرعی:
سوالات تحقیق
سوال اصلی تحقیق
وضعیت تعالی سازمانی دانشگاه علوم پزشکی گرگان چگونه است؟
سوالات فرعی تحقیق:
تعاریف واژهها و اصطلاحات
الف) تعاریف نظری
تعالی سازمانی: تعالی سازمانی عبارت است از: معرفی تعمدی و منطقی، ایجاد تقویت و اشاعه به منظور بهبود اثربخشی سازمان (لوتانز،2000، ص187).
ابعاد متغیر تعالی سازمانی
2-2-1- پژوهشهای داخلی 66
2-2-2- پژوهشهای خارجی 69
2-3- جمعبندی 70
فصل سوم: روش تحقیق 72
3-1- مقدمه 73
3-2- روش پژوهش 73
3-3- جامعه آماری 73
3-4- نمونه و روش نمونهگیری 73
3-5- ابزار پژوهش 73
3-5-1- پرسشنامه انگیزش تحصیلی ASM 74
3-5-1-1- روایی و پایایی پرسشنامه انگیزش تحصیلی ASM 74
3-5-2- پرسشنامه تاب آوری کونور و دیویدسون 74
3-5-2-1- روایی و پایایی پرسشنامه تاب آوری کونور و دیویدسون 74
3-5-3- پرسشنامه سبکهای فرزند پروری بامریند 75
3-5-3-1- روایی و پایایی پرسشنامه سبکهای فرزند پروری بامریند 75
3-5-4- پرسشنامه نگرش نسبت به مدرسه SAAS-R 76
3-5-4-1- روایی و پایایی پرسشنامه نگرش نسبت به مدرسه SAAS-R 76
3-6- فرایند اجرای پژوهش 76
3-7- روش تجزیهوتحلیل 77
فصل چهارم : تجزیه و تحلیل دادهها 78
4-1- مقدمه 79
4-2- توصیف دادهها 79
4-2-1- توصیف کمی متغیرها 79
4-3- آزمون فرضیهها 81
فصل پنجم: بحث و نتیجه گیری 90
5-1- مقدمه 91
5-2- بحث و نتیجه گیری 91
5-3- محدودیتهای پژوهش 97
5-4- پیشنهادات 97
5-4-1- پیشنهادات کاربردی 97
5-4-2- پیشنهادات پژوهشی 98
این مطلب را هم اگر خواستید بخوانید :
منابع و مأخذ 99
پیوست 109
چکیده انگلیسی…………………………………115
چکیده
پژوهش حاضر با هدف پیش بینی انگیزش تحصیلی بر پایه تاب آوری ، سبک های والدگری و نگرش دانش آموز نسبت به مدرسه در دانش آموزان دختر پایه اول متوسطه شهر مهریز انجام شد . روش تحقیق در این طرح همبستگی است. جامعه آماری این پژوهش کلیه دانش آموزان دختر پایه اول متوسطه شهر مهریز در سال تحصیلی 94-93 و مادرانشان که در مجموع 261 نفر بودند و روش نمونه گیری به دلیل پراگندگی جامعه مورد مطالعه تصادفی خوشه ای چند مرحله ای بود و حجم آن نیز به روش کوکران محاسبه گردید بنابراین 156 دانش آموز دختر و 156 نفر از مادران آنها نمونه پژوهش را تشکیل دادند . ابتدا دانش آموزان سه پرسشنامه انگیزش تحصیلی والرند (AMS ) ، تاب آوری کونور و دیویدسون CD-RIS و نگرش نسبت به مدرسه SAAS-R را تکمیل نمودند . سپس مادران آنها پرسشنامه سبک های فرزندپروری بامریند را تکمیل نمودند ضمن آنکه پرسشنامه دانش آموز با مادر دارای یک کد بود . پس از تکمیل پرسشنامه ها و استنتاج نتایج از طریق تحلیل رگرسیون ،یافته های پژوهش نشان دادند که بین تاب آوری، سبک والدگری مقتدرانه و انگیزش تحصیلی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد (05/0P< ) و بین سبک والدگری مستبدانه با انگیزش تحصیلی همبستگی معنادار وجود ندارد و بین سبک والدگری سهل انگار و انگیزش تحصیلی رابطه منفی وجود دارد (05/0P< ) همچنین بین نگرش نسبت به معلم و کلاس، انگیزش/خودنظم دهی، نگرش نسبت به مدرسه، ادراک خود تحصیلی و ارزش گذاری هدف ها با انگیزش تحصیلی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد(05/0P< ).
واژه های کلیدی : انگیزش تحصیلی، تاب آوری، سبک های والدگری، نگرش نسبت به مدرسه.
| فصل اول 1 |
| کلیات پژوهش s مقدمه s بیان مسأله s اهمیت و ضرورت s اهداف پژوهش s فرضیههای پژوهش s معرفی متغیرها و تعریف مفهومی و عملیاتی آنها |
1-1- مقدمه
در عصر تکنولوژی، علم و دانش مهمترین رکن پیشرفت جوامع به شمار میرود که میتوان از آن تحت عنوان شاخصی مهم، جهت توسعه یافتگی جوامع یاد نمود. وجود انگیزش تحصیلی[1] در دانش آموزان یکی از دلایل این پیشرفت در آینده خواهد بود، در واقع انگیزش تحصیلی زیرساختی است برای رسیدن به اهداف آموزشی و به دنبال آن توسعه. از نظرگاه دیگر در یک نظام آموزش و پرورش هدفمند که به سوی شکوفایی همه جانبه استعدادها و تواناییهای دانش پژوهان گام بر میدارد، باید کل جریانات دخیل در آموزش را مد نظر قرار داد.
با توجه به این که یکی از وظایف تعلیم و تربیت توانا ساختن نسل آینده در اداره امور و سپردن میراث فرهنگی به آنهاست در واقع این عمل یک سرمایه گذاری محسوب میشود. اگر این نظام نتواند نیروهای انسانی تحت آموزش خود را در قالب انواع تخصصها و مهارتها به شکوفایی برساند در واقع این امکانات و نیروها به هدر رفته است، لذا تفکر عاقلانه حکم میکند به عاملهای مؤثر و دخیل در رسیدن به شکوفایی دانش آموزان توجه شود؛ بنابراین بررسی انگیزش تحصیلی دانش آموزان به عنوان عاملی مؤثر پیش نیاز یک سیستم آموزشی موفق خواهد بود. انگیزش تحصیلی بهره وری در آموزش و پرورش و یادگیری پایدارتر و عمیق تر را به دنبال دارد و از هدر منابع مالی و انسانی جلوگیری به عمل خواهد آورد.
انگیزش از مباحثی است که همیشه و برای همه روانشناسان و حتی فیلسوفان مطرح بوده و هست. سالهاست که اهمیت انگیزش تحصیلی به عنوان کلیدیترین اصل در یادگیری دانش آموزان مدارس مورد توجه صاحب نظران قرار گرفته است. به حدی که مشکل میتوان کتاب یا مجله ای را در زمینه تعلیم و تربیت و مدرسه یافت که بخشی از آن به مسئله انگیزش تحصیلی و یادگیری دانش آموزان اختصاص نیافته باشد.
به طور کلی انگیزش عامل درونی است که فرد را از درون به فعالیت وا داشته و منبعث از نیازهای فرد است (سیف، 1382).
تأملی اندک بر پدیده انگیزش نشان میدهد که انگیزش به ندرت پدیده واحدی در نظر گرفته میشود. دانش آموزان نه تنها در سطوح انگیزش متفاوت بوده بلکه در جهت گیری انگیزش هم متفاوتاند. جهت گیریهای انگیزشی مربوط به نگرشهای اساسی و اهدافی است که باعث انجام کار میشود و در واقع به چرایی عمل و رفتار بر میگردد. مفهوم انگیزش وقتی به کار میرود که قصد تعیین علتها یا تعیین کنندگان رفتار شخص یا اشخاص در میان باشد و پی بردن از این که چه عامل درونی یا بیرونی باعث پیدایش رفتاری خاص در فرد شده است (Deci & Ryan, 2002).
انگیزش تحصیلی بیشترین رضایت خاطر را برای دانش آموز به بار خواهد آورد، آموختن بدون انگیزش غیر ممکن است. پس باید انگیزهها و تقویت کنندگان و دلایل آن را در شاگردان شناخت و نباید این نکته را فراموش کرد که انگیزش هم وسیله است و هم هدف پیشرفت و موفقیت. رفتار و انگیزش دانش آموز بستگی به ویژگیهای شخصیتی دانش آموز، توانایی دانش آموز و عوامل مدرسه ای او دارد (Deci & Ryan, 2002). پس هرگاه در فعالیتهای دانش آموز کاهشی احساس شد و یا چنان که باید و شاید انرژی مصرف نکرد باید به انگیزش او و نقش با اهمیت مدرسه و دست اندرکارانش اندیشید و گرنه تشویق و تنبیه و حتی پند و اندرز مسئله را حل نخواهد کرد.
عوامل مختلفی بر انگیزش تحصیلی دانش آموزان مؤثر می باشد از آن جمله می توان به عوامل شخصیتی و فردی، عوامل خانوادگی و عوامل آموزشگاهی اشاره نمود که در این پژوهش به عواملی ازاین چهار دسته توجه شده که کمتر موردتوجه دیگر پژوهشگران بوده است.
تاب آوری خصوصیتی است خاص نوجوانانی که با وجود مواجهه با استرس و شرایط ناگوار در زندگیشان، تسلیم افت تحصیلی، مشکلات تحصیلی، جسمی و روحی نمیشوند و به پیشرفت و موفقیت دست مییابند (Linqanti, 1992).
سبکهای والدگری یا شیوههای فرزند پروری یکی ازمؤلفه های اساسی در رشد و تربیت فرزندان است و اغلب ارتباط با مهمترین دستاوردهای اساسی در رشد و تربیت فرزندان مانند تواناییهای شناختی و اجتماعی آنها دارد و زمینه ساز بسیاری از ابعاد شخصیتی، نگرشها، احساسات و عادات افراد میباشد.
متغیر دیگری که در این پژوهش به آن پرداخته شده و پژوهشگران خیلی کم به آن توجه نمودهاند نگرش دانش آموز نسبت به مدرسه است. مدرسه به عنوان یک گروه اجتماعی از افراد مختلفی تشکیل شده است که از نظرتجارب، فرهنگ خاص، شخصیت و ابعاد گوناگون دیگر، با هم متفاوت هستند. تعامل بین اعضای یک مدرسه تا حد زیادی متأثر از جوی است که بر مدرسه حاکم است و با توجه به این که نگرش دانش آموز نسبت به مدرسه میتواند مثبت یا منفی باشد و این نگرش تحت تأثیر جو مدرسه میباشد لذا متخصصان امر تربیت باید به این مهم توجه خاص داشته و در جهت بهبود شرایط مدارس بکوشند.
در مجموع با توجه به مطالب مطرح شده این موضوع در ذهن پژوهشگر به وجود آمد که در رابطه با عوامل پیش بینی کننده انگیزش تحصیلی پژوهشی انجام دهد. امید است که نتایج این تحقیق بتواند برای ارائه راهکارهای مناسب جهت بهبود شرایط انگیزشی دانش آموزان مثمر ثمر واقع شود.
1-2- بیان مسئله پژوهش
مفهوم انگیزش[2] همواره مورد توجه جوامع بشری بویژه پژوهشگران و محققان آموزش و پرورش بوده است. انگیزش فرایندهایی است که به رفتار انرژی داده، آنرا هدایت کرده، نگه میدارد (بیابانگرد، 1386). انگیزش ظرفیت ذاتی و طبیعی برای فراگیری مثبت است و نیاز به پرورش یافتن دارد تا بنیان نهادن (مک کومز و پاپ، 2005، ترجمه ابراهیمی قوام آبادی، 1384). انگیزش معمولاً به نیروهایی اطلاق میشود که انتخاب، ثبات، شدت و تداوم رفتار را تعیین میکند و در تعریف به فرایند برانگیختن و نگهداری رفتارهایی دلالت دارد که به سوی هدفی متوجه است (Schunk 2000, به نقل از کدیور، 1382). در کاربردهای آموزشی انگیزش، به تعبیرهای مختلفی از جمله انگیزش تحصیلی برمی خوریم.
انگیزش تحصیلی انگیزه روانشناختی فراگیری است که با اثرگذاری برانواع مختلف فعالیتهای تحصیلی به تمایل فرد برای رسیدن به هدفهای تحصیل اشاره دارد. این سازه با حصول آگاهی از چگونگی تأثیر فرایندهای شناختی انگیزشی شخص روی فعالیتهایی که برای پیشرفت تحصیلی وی اهمیت دارند برآورده میشود، انگیزش تحصیلی باهدفهای ویژه، نگرشها و باورهای خاص روشهای نائل شدن به آنها و تلاش و کوشش فرد در ارتباط است (شهنی ییلاق و همکاران 1384). انگیزش تحصیلی به اعتقاد فراگیران در مورد توانایی خود در کسب موفقیت تحصیلی گفته میشود (Legault et al, 2006). انگیزش تحصیلی تحت تأثیر عوامل مختلفی، از جمله عوامل فردی، اجتماعی، خانوادگی و آموزشگاهی قرار دارد. از جمله عوامل فردی که میتوان به آن اشاره نمود تاب آوری است.
«تاب آوری» یکی از مسائل مطرح در روا نشناسی مثبت است. تاب آوری ظرفیت روبروشدن، غلبه کردن و حتی قوی تر شدن به وسیله تجربه مشکلات یا آسیبها است. درفرایند تاب آوری دو شر ط مهم وجود دارد: 1. افراد با تهدیدهای مهم یا سختیهای شدید روبرو میشوند، 2. با وجود سختیها و مشکلات مهم به سازگاری مثبت دست یافته و پیشرفت میکنند (. (Luthar et al, 2000
Garmezy & Masten (1991) تابآوری را یک فرایند، توانایی یا پیامد سازگاری موفقیتآمیز با شرایط تهدیدکننده تعریف نمودهاند. بهبیاندیگر تابآوری، سازگاری مثبت در واکنش به شرایط ناگوار است (Waller, 2001). تابآوری صرفاً مقاومت منفعل در برابر آسیبها یا شرایط تهدید کننده نیست، بلکه فرد تاب آور مشارکت کننده فعال و سازنده محیط پیرامونی خود است. در حوزه آموزش و یادگیری، تابآوری زمانی رخ میدهد که دانش آموزان با شرایط تهدیدکننده، شکست و ناکامی در انجام تکالیف تحصیلی روبرو شوند (میکائیلی و همکاران، 1391). یکی از پژوهشهای مهم در این زمینه را Masten et al (1990) انجام داده است که به سه خصوصیت بارز در افراد تاب آور اشاره داشت؛ این ویژگیها عبارتاند از: توانایی رشد و پیشرفت علیرغم شرایط ناگوار و پرخطر، بروز پیامدهای مثبت پس از تجربه کردن این تجارب مخاطرهآمیز، داشتن عملکرد مناسب در شرایط تنیدگی و فشار روانی و همچنین توانایی بازگشت به حالت تعادل اولیه، پس از تجربه کردن یک ضربه روحی ناگوار. به اعتقاد این پژوهشگران، افراد تاب آور میتوانند با عاملهای تهدیدکننده سلامت روانی که مانع از روند رشد مناسب میشوند، پیروزمندانه کنار بیایند سازگاری نشان دهند (,2006 Campbel et al ). تابآوری از راه های متفاوتی کسب میشود. بعضی از عوامل محافظتی بیرونی که ممکن است تابآوری را افزایش دهند، شامل بودن در مدارس خوب و داشتن ارتباط مناسب با بزرگترها بهعنوان حامی، در مطالعاتLuthar et al (2000) مورد تأیید قرارگرفتهاند.
ازجمله عوامل خانوادگی که میتواند بر انگیزش تحصیلی دانش آموزان اثرگذار باشد سبکهای والد گری است. سبکهای والد گری از موضوعات موردعلاقه برای روانشناسان تربیتی است. نتایج اغلب تحقیقات حکایت از تأثیر معنادار سبکهای والد گری بر عملکرد فرزندان دارد. به اعتقاد Darling & Steinberg (1993) سبکهای والدگری منظومهای از نگرشها در مورد کودک، نحوه برقراری ارتباط با کودک، روش نگهداری کودک و جو عاطفی حاکم بر فضای رفتاری والدین است. مطالعات صورت گرفته در خصوص سبک والدگری متمرکز بر سه محور اساسی است: محور اول شامل تحقیقاتی است که به روابط عاطفی فرزند و والدین پرداختهاند، محور دوم مطالعاتی هستند که به مبحث رفتار والدین اشاره دارند و نهایتاً محور سوم بر نظام نگرشی والدین مبتنی است. محور روابط عاطفی فرزند و والدین و نگرش والدین بیشتر مورد اعتنای نظریهپردازان در دیدگاه روان تحلیل گری است و محور رفتار والدین و والدگری بیشتر موضوع کار محققان در دیدگاه یادگیری و رفتاری است (Klin & White, 1996). سبک فرزند پروری مجموعهای از نگرشهای والدین نسبت به کودک است که منجر به ایجاد جو هیجانی میشود که در آن جو رفتارهای والدین بروز مینمایند، درواقع فرزند پروری فعالیتی پیچیده و دربرگیرنده رفتارهای خاصی است که کودک را تحت تأثیر قرار میدهد (Darling & Steinberg 1993). Baumrind (1991؛ به نقل از Darling (1999,. مشخصات سه سبک فرزند پروری را از یکدیگر متمایز کرد: سبک فرزند پروری مقتدر[3]، سلطهجو (مستبد)[4] و سهلانگار[5]. مشخصه سبک مقتدر، گرمی، ثبات در فرزند پروری و کمی اعلان در قدرت است. ارتباطات گسترده و پرورش فردیت و جستجوگری از ویژگیهای این سبک است. والدین سلطهجو بر همنوایی، اطاعت و احترام به نظر مراجع قدرت در خانواده تأکیددارند. والدین سهل گیر ترکیبی از کنترل و نظم پایین را نشان میدهند و قوانین کمی در خانه حکمفرما میکنند.
باورها و تصورات دانش آموزان نسبت به اهمیت و جایگاه یادگیری، شناخت و آگاهی از توانمندی و مهارت خود در انجام تکالیف و فعالیتهای مربوط به تحصیل و مدرسه و احساسات و واکنشهای عاطفی نسبت به اینگونه فعالیتهای میتوانند به علاقهمندی دانشآموز به یادگیری و تحصیل کمک کند. ازجمله صفات فردی که میتواند بر انگیزش تحصیلی دانش آموزان اثرگذار باشد نگرشها میباشند. نگرش[6] پدیده روانشناختی پیچیدهای است که عناصر ارزشی و عاطفی در آن پررنگ است (کاوسیان، 1386). نگرش بنا بر نظرFridman (1970؛ به نقل از کریمی، 1387 (نظامی بادوام است که شامل یک عنصر شناختی، یک عنصر احساسی و یک تمایل به عمل است و وقتیکه شکل میگیرد، اصل ثبات شناختی آن اهمیت فزایندهای پیدا میکند و بهکندی در معرض تغییر قرار میگیرد. ازجمله نگرشها در فرایند تحصیلی، نگرش به مدرسه است.
نگرش به مدرسه در فرایند تحصیل بهتدریج شکل میگیرد و بر عملکرد تحصیلی بهطورکلی تأثیرگذار است. این نگرش میتواند مثبت یا منفی باشد. مثلاً ممکن است دانشآموز مدرسه را مکان جالب و مناسبی بیابد که برایش خوشایند است و یا اینکه مدرسه مکان ملالآور و خستهکننده است که از آن نفرت دارد. این نوع نگرش کل فرایندهای مدرسه ازجمله کلاس درس، معلمان، بچههای مدرسه و کلیه فعالیتها و علاقهمندی به یادگیری را تحت نفوذ خود دارد (ثنایی و همکاران، 1375). pentelichuk (1989) معتقد است نگرش دانش آموزان در مورد مدرسه میتواند در جهتگیریهای آنها در فعالیتهای یادگیری تأثیر عمدهای داشته باشد. نگرش نسبت به مدرسه شامل علاقه و عاطفه دانشآموز نسبت به مدرسه است. پژوهشها نشان میدهند که میزان انطباق فراگیران با تکالیف آموزشگاهی ارتباط زیادی با نحوه نگرش آنها به مدرسه دارد. همچنین هر چه دانش آموزان نگرش مثبتتری به مدرسه داشته باشند از ادراک تحصیلی بالاتری نیز برخوردار خواهند بود.
درزمینه انگیزش تحصیلی پژوهشهایی هم در داخل و هم در خارج از کشور صورت گرفته است که در رابطه با ارتباط عوامل مختلف فردی، اجتماعی، آموزشگاهی و خانوادگی باانگیزه تحصیلی است. Martin & Marsh (2006) با بررسی دانش آموزان دبیرستانی نشان دادند که میزان تابآوری در کاهش یا افزایش انگیزه تحصیلی دانش آموزان نقش مهمی دارد. تحقیقات متعددی به بررسی رابطه سبکهای فرزند پروری و انگیزش تحصیلی دانش آموزان پرداختهاند. Grolnick & Ryan (1989) در پژوهشی به این نتیجه دست یافتند که بعد حمایت از خودمختاری والدین با خودتنظیمی مرتبط است. برخلاف درگیری پدر، درگیری مادر رابطه معناداری با انگیزش درونی دارد. Fonten (1994) با توجه به شیوه فرزند پروری کودکان، میخواست بداند کدام شیوه با انگیزش پیشرفت تحصیلی ارتباط دارد. یافتههای پژوهش وی نشان دادند شیوه فرزند پروری مقتدرانه و انتظار والدین از موفقیت فرزندان رابطه معناداری با انگیزش پیشرفت تحصیلی دارد. نتایج دیگر پژوهش انجامشده توسط Attaway & Buri (2004) نشان میدهد که سبکهای حمایت از خودمختاری و درگیری و گرمی والدین رابطه مثبتی با اشکال انگیزش درونی و رابطه منفی با انگیزش بیرونی و بیانگیزگی دارد و بین سبک فرزند پروری مادر و پدر تفاوت وجود دارد. McCoach & Sigle (2003) خاطرنشان میسازند که فراگیران دارای پیشرفت تحصیلی ضعیف، نگرشهای منفی نسبت به مدرسه دارند. Majoribanks (2002) نیز نشان میدهد که چگونگی نگرش دانش آموزان به مدرسه با پیشرفت تحصیلی دانش آموزان دارای ارتباط معناداری است. دانشآموزانی که دارای پیشرفت تحصیلی بالا هستند در مدرسه به یادگیری علاقهمند هستند و نسبت به مدرسه نگرش مثبتی دارند.
بنابراین با توجه به نتایج پژوهشهای انجامشده، ازآنجاکه انگیزه تحصیلی مستقیماً با میزان یادگیری و پیشرفت تحصیلی یادگیرندگان رابطه مثبتی دارد لازم است برای ایجاد یک نظام آموزشی موفق و پویا به این امر مهم توجه بیشتری شود. متأسفانه یکی از مشکلات شایع نظام آموزشی در بسیاری از کشورها پایین بودن سطح انگیزه تحصیلی در بین یادگیرندگان است که سالانه زیانهای علمی، فرهنگی و اقتصادی زیادی را متوجه دولتها و خانوادهها میکند و نظام آموزشی کشورها را با افت تحصیلی مواجه میسازد (ابوالقاسمی و پولادی ریشهری، 1382)؛ بنابراین جهت کم کردن خسارت ناشی از کاهش انگیزه تحصیلی باید تحقیقات گستردهای در زمینه انگیزه تحصیلی صورت بگیرد و با توجه به اینکه مطالعات بهعملآمده درزمینه انگیزش تحصیلی در ایران اغلب به بررسی رابطه این متغیر با پیشرفت تحصیلی پرداختهاند (قاسمی پیر بلوطی، 1374؛ منظری توکلی، 1375؛ قاجارگر، 1373؛ باقری، 1371) و برخی نیز به بررسی عوامل ایجاد انگیزه در دانش آموزان توجه کردهاند (اطهری راد، 1371)؛ اما بررسی علل و عوامل پیشبینی کننده آن در این پژوهش مدنظر قرارگرفته که تاکنون کمتر بدان توجه شده است بنابراین در پژوهش حاضر نگارنده در نظر دارد تا به این سؤال که آیا تابآوری، سبکهای والدگری و نگرش دانشآموز نسبت به مدرسه، انگیزش تحصیلی را پیشبینی میکند؟ پاسخ دهد.
1-3- اهمیت و ضرورت پژوهش
دانش آموزان بزرگترین سرمایههای انسانی هر جامعهای بهحساب میآیند، زیرا میتوانند با در هم آمیختن نیروی جوانی، علم و مهارت آموختهشده، چرخهای پیشرفت و توسعه را به حرکت درآورند. در تمام کشورها سالیانه سهم بالایی از درآمد ملی صرف آموزشوپرورش میشود، اما بخش زیادی از هزینهها هدر میرود. در این زمینه یکی از مواردی که همواره موردتوجه معلمان و اولیای دانش آموزان بوده است، انگیزش تحصیلی یادگیرندگان است. انگیزش، مهمترین شرط یادگیری است. علاقه به یادگیری محصول عواملی است که به شخصیت و توانایی دانشآموز، ویژگیهای تکلیف، مشوقها و سایر عوامل محیطی مربوط است (Blumont, 1993، نقل از عابدی و مظفری، 1388). انگیزش بهصورت آمادگی روانی یک پیشنیاز یادگیری بهحساب میآید و تأثیر آن بر یادگیری کاملاً آشکار است. اگر دانش آموزان نسبت به درس بیعلاقه باشند (دارای انگیزش سطح پایینی باشند)، به توضیحات معلم توجه نخواهند کرد و بالاخره پیشرفت چندانی نصیب آنها نخواهد شد؛ اما اگر نسبت به درس علاقهمند باشند (دارای انگیزش بالایی باشند)، هم به توضیحات معلم بهدقت گوش خواهند داد هم به دنبال کسب اطلاعات بیشتری در زمینه مطلب درسی خواهند رفت و هم پیشرفت زیادی نصیب آنها خواهد شد (سیف، 1388). به تجربه ثابتشده است که یکی از شایعترین و بارزترین مشکلات تحصیلی دانش آموزان پایین بودن انگیزش تحصیلی است. هرچند ممکن است دانش آموزان بهطور یکسان، برای انجام یک تکلیف برانگیخته باشند اما منبع انگیزشی میتواند متفاوت باشد. دانش آموزان که از درون برانگیختهشده و فعالیتی را قبول میکند برای خود آن فعالیت و یا برای لذت ناشی از آن، یادگیری ناشی از آن و یا احساس کمالگرایی حاصل از آن. دانشآموزی که از بیرون برانگیختهشده برای این کار میکند که پاداشی کسب کند یا از تنبیهات خارج از خود فعالیت دوری گزیند مانند نمرات، برچسبها و تأیید معلم (,Lepper 1988؛ به نقل از اسپالدینگ، ترجمه یعقوبی و خوشخلق، 1377). بهکارگیری نادرست روشهای مختلف ایجاد انگیزش از سوی والدین و معلمان برای ایجاد انگیزش و روحیه مطالعه در دانش آموزان نهتنها مؤثر واقع نمیشود بلکه تأثیرات منفی در انگیزش تحصیلی آنان میگذارد. وعده پاداش جایزه، تهدید و حتی تنبیه ازجمله روشهایی است که والدین و معلمان معمولاً به آنها متوسل میشوند ولی هیچیک از آنها قادر نبوده است که افراد را به مطالعه و انجام تکالیف دلگرم سازد (Pintrich & Schunk, 1996). بررسیها نشان میدهد که انگیزش یکی از عوامل اصلی بروز رفتار است و در تمام رفتارها ازجمله یادگیری، عملکرد، ادراک، دقت، یادآوری، فراموشی، تفکر، خلاقیت و هیجان اثر دارد (موری، 1964، ترجمه براهنی، 1363). یافتههای پژوهشی و بررسیهای تجربی نشان داده است که 85 درصد از مواردی که دانش آموزان را به شکست تحصیلی و ناهنجاریهای رفتاری میکشاند، قبل از آنکه جنبه شناختی و هوشی داشته باشد، مربوط به عوامل عاطفی و انگیزشی است؛ یعنی شدت اضطراب امتحان و فراوانی مشکلات عاطفی موجب کاهش پیشرفت و انگیزه تحصیلی میشود و دانش آموزان بخش عمدهای از انرژی روانی خود را صرف چگونگی پاسخدهی به این نیازها و مواجه با این مشکلات میکنند (سلطانی، 1381).
علیرغم پیشینه و سابقه طولانی تحقیقات در زمینه انگیزش تحصیلی در غرب، در کشور ما در این زمینه و راه های افزایش آن بهصورت کاربردی مطالعات محدودی صورت گرفته است بنابراین جا دارد که محققان با پرداختن به این موضوعات، دانش و راهبردهای عملی را برای نهادهای آموزشی و پژوهشی فراهم ساخته و اطلاعات مفیدی را در اختیار کسانی که به نحوی با موضوع مرتبط میباشند قرار دهند تا با ارائه راهکارهای عملی و افزایش انگیزه تحصیلی زمینه پیشرفت کشور فراهم گردد؛ و همچنین با توجه به اینکه پژوهشگر خود در محیط آموزشی بهعنوان مشاور مشغول است و اکثر مراجعینی که به دلیل افت تحصیلی به وی مراجعه نمودهاند، با بررسیهای صورت گرفته یکی از مهمترین دلایل افت تحصیلی و عدم پیشرفت تحصیلی آنان را کاهش انگیزش تحصیلی میداند، لذا بر آن شد که در این زمینه پژوهشی را انجام دهد. آگاهی از منابع انگیزش، اینکه عوامل تأثیرگذار بر انگیزش کدماند شاید نیاز به زمان و پژوهشهای مختلفی دارد. در مجموع می توان اهمیت و ضرورت پژوهش حاضر را به شرح زیر عنوان نمود:
بنابراین با توجه به اهمیت موضوع، مطالعه حاضر جهت تعیین انگیزش تحصیلی بر پایه تابآوری، سبکهای والد گری و نگرش دانشآموز نسبت به مدرسه است.
1-4- اهداف پژوهش
1-4-1- هدف کلی
تعیین انگیزش تحصیلی بر پایه تابآوری، سبکهای والد گری و نگرش دانشآموز نسبت به مدرسه.
1-4-2- اهداف جزئی
1-5- فرضیههای پژوهش
1-5-1- فرضیه اصلی
تابآوری، سبکهای والدگری و نگرش دانشآموز نسبت به مدرسه انگیزش تحصیلی را پیشبینی میکند.
1-5-2- فرضیههای فرعی
1-6- معرفی متغیرهای پژوهش و تعریف مفهومی و عملیاتی آنها
متغیر ملاک: انگیزش تحصیلی.
متغیرهای پیشبین: تابآوری، سبکهای والدگری، نگرش دانشآموز نسبت به مدرسه.
متغیرهای کنترل: جنسیت، پایه تحصیلی، شهر محل سکونت.
1-6-1- تعریف مفهومی انگیزش تحصیلی
Deci & Ryan (2000) انگیزش تحصیلی را تمایل یادگیرنده به مشغول و درگیر شدن در فعالیتهای یادگیری و تلاش مستمر در انجام دادن و به پایان رساندن آن فعالیت میدانند و عاملی مؤثر در یادگیری و پیشرفت تحصیلی فراگیران است.
1-6-2- تعریف عملیاتی انگیزش تحصیلی
منظور از انگیزش تحصیلی در این تحقیق نمرهای است که فرد از پرسشنامه انگیزش تحصیلی والرند (ASM)[7] به دست میآورد که در این پژوهش نمرات بالای 137 معرف وضعیت مطلوب انگیزش تحصیلی خواهد بود.
1-6-3- تعریف مفهومی تابآوری
Garmezy & Masten (1991) تابآوری را فرایند سازگاری موفقیتآمیز علیرغم شرایط چالشبرانگیز و تهدیدکننده تعریف کردهاند.
1-6-4- تعریف عملیاتی تابآوری
منظور از تابآوری در این تحقیق میزان نمرهای است که فرد از پرسشنامه کو نور و دیویدسون CD-RIS[8] به دست میآورد که نمرات بالای 50 معرف وضعیت مطلوب تاب آوری خواهد بود.
1-6-5- تعریف مفهومی سبکهای والدگری
سبکهای والدگری یا شیوههای فرزند پروری منظومهای از نگرشها در مورد کودک، نحوه برقراری ارتباط با کودک، روش نگهداری کودک و جو عاطفی حاکم بر فضای رفتاری والدین است (Darling & Steinberg, 1993).
5-5-5. فرضیهی پنجم…………………. 96
5-5-6. فرضیهی ششم………………….. 96
5-5-7. فرضیهی هفتم…………………. 97
5-5-8. فرضیهی هشتم…………………. 97
5-5-9. فرضیهی نهم………………….. 98
5-5-10. فرضیهی دهم…………………. 99
5-5-11. فرضیهی یازدهم………………. 99
5-6. نتیجه گیری………………………… 99
5-7. پیشنهادهای پژوهش…………………. 101
5-7-1. پیشنهادهای کاربردی………….. 101
5-7-1. پیشنهادهایی برای پژوهشهای آینده 101
فهرست منابع…………………………….. 102
پیوست………………………………….. 109
پیوست 1: سیاههی رفتاری کودک/نوجوان 6 تا 18 ساله… 110
پیوست 2: لیست کتابهای مناسب انتخابشدهی گروه سنی ب در فرایند کتابدرمانی………………………………………. 121
پیوست 3: خلاصهای از کتاب داستانهای انتخابشدهی گروه سنی ب در فرایند کتابدرمانی……………………………………… 123
پیوست4: تبدیل نمرات خام مقیاسهای سیاههی رفتاری کودک و گزارش معلم به نمرات تی 135
کتاب، «آیینهای از جهان هستی» است که تمام تجربیات بشر، در زمانها و مکانهای مختلف را منعکس می کند و همچنین، امکان دستیابی به پیشینههای زندگانی، نگرشها و احساسات بشری را فراهم میسازد. کتاب، در سالیانی نه چندان دور، مهمترین رسانهی فرهنگی بود که وظیفهی انتقال معارف، تجارب و اطلاعات بشری را بر عهده داشت و امروزه، در عصر رسانه های الکترونیکی، با وجود داشتن رقیبهای توانا، همچنان در صدر استفاده قرار گرفته است. کتاب، بهعنوان یکی از بنیادیترین و محوریترین عناصر شکلدهندهی عصر فرهنگ مکتوب، همچنان کانون توجه سیاستگذاران فرهنگی و نظامهای آموزشی است. اگرچه کتاب، ابزاری سودمند در تکوین شخصیت، استعدادها و تواناییهای انسان است ولی استفاده از کتاب، برای «کتابدرمانی[1]»، مفهومی نوپاست و در جهان امروز که در حدود 450 میلیون نفر، در سراسر جهان، با مشکلات روانی، عصبی و رفتاری مواجه هستند، بهکارگیری شیوه های کمهزینه، با محتوای فرهنگی و آموزشی، بهعنوان مکمل درمان اصلی، ممکن است گزینهی مناسبی باشد (ندوشن، 1386).
اگرچه کتابدرمانی، اصطلاحی درمانی است که در ارتباط متقابل میان فرد با محتویات یک یا چند کتاب یا شعر و انواع گوناگون موضوعات تألیف شده کاربرد
دارد ولی در اصل، مفهومی قدیمی در علوم کتابداری است و در واقع، روشی برای شفا و درمان اختلالات شخصیتی، احساسی و یا اجتماعی در میان کودکان و نوجوانان است. در این روش، ادبیات، ابزاری است که به خواننده کمک می کند تا با شناخت شخصیتها و مشکلات آنها در کتاب، میان آنها و مشکلاتی که در زندگی شخصی خود دارد، ارتباط برقرار کند. یکی از گونههای ادبیات کودکان، داستان است. خوانندهی داستان میآموزد که چگونه دیگران با ناکامیها و سرخوردگیهایشان روبهرو میشوند. این روش، به آنان امکان میدهد که نوعی بصیرت درونی نسبت به خود و راه حلهای جایگزین برای حل مشکلات فردیشان بیابند و درک کنند که ایشان تنها افراد دارای مشکلات ویژه نیستند؛ در نتیجه، آنان را علاقهمند می کند تا دربارهی مشکلات خود، به بحث و گفتوگوی آزاد بپردازند.
داستانها، ابزار مناسبی برای معرفی الگوهای موفق رفتارهای مطلوب هستند. کودک، از طریق همانندسازی با این الگوها، به تعدیل و اصلاح تصویرهایی که از خود در ذهن دارد، می پردازد. مطالعه بر روی کودک، این امکان را به ما میدهد که برای رشد همهجانبه و شکوفایی استعدادهای انسانی او در آینده، امکاناتی را ایجاد کنیم. پی بردن به نیازهای کودک، در مطالعه علمی تغییرات رفتارهای (زیستشناختی، اجتماعی، شناختی و عاطفی) او، سهم بسزایی دارد. کودک ناشنوا،
به دلیل نداشتن درک زبان گفتاری در خانواده و جامعه احساس کمبود کرده، دچار مشکلات زیادی میشود و درنتیجه نیازهای بیشتری دارد. وی، در مقایسه با کودک سالم، دچار اختلالات عاطفی
بیشتری است که برای رفع این اختلالات از طرف خانواده، مدرسه و جامعه توجه افزونتری را طلب می کند. کتابدرمانی، بهویژه برای کودکانی که قادر به بیان احساسات خود نیستند، می تواند مؤثر واقع شود؛ زیرا آنها با شخصیتهای موجود در کتاب، همانندسازی می کنند و از آنجا که کتاب، به عنوان ابزاری سودمند در شکل گیری شخصیت کودکان و شکوفایی استعدادها و تواناییهای آنهاست، ممکن است با ارضای نیازها و استعدادهای بالقوهی کودک، آنها را به شکوفایی برساند یا مشکلات روانشناختی او را کاهش دهد.
در دنیای امروز که عصر فناوری و رقابت است، انسانهای عادی از هم سبقت میگیرند و برای اهداف محدود، یکدیگر را پشت سر میگذارند. بیشک، افرادی
این مطلب را هم اگر خواستید بخوانید :
پایان نامه یادگیری خودتنظیمی//خانواده و پیشرفت تحصیلی
که دچار نقص باشند خودبهخود کنار گذاشته میشوند. به همین دلیل این افراد باید تلاش مضاعفی به منظور جبران کاستیهای خود داشته باشند که در گذر زمان کمتر نادیده گرفته شوند و از شتاب جامعه باز نمانند و این نقصها مانع ادامهی تحصیل و کار و زندگیشان نشود. فرایند کتابدرمانی از روشهایی است که ممکن است به عنوان کمکی در جبران نقص این افراد در نظر گرفته شود.
امروزه، کتابدرمانی در کشورهای پیشرفته، به طور مؤثری در محیطهای اجتماعی، همچون بیمارستانها، مدارس، پرورشگاهها، مراکز مشاوره و زندانها و برای درمان اختلالات شایع روانی نظیر افسردگی به کار میرود (توز[2]، 1353). کتابدرمانی، استفاده از فنِّ کتاب خواندن، برای راهنمایی فرد و گروه است. این راهنمایی، خدمات مشاورهای، رواندرمانی، رشد شخصیت، بلوغ هیجانی و مانند آن را در بر میگیرد. اگرچه کتابدرمانی، یک مهارت درونی نیست ولی بر اساس آگاهی خواننده از فرایند پویایی که در درون وی رخ میدهد، پیریزی شده است. از این مهارت، میتوان به طور مستقل، برای درمان استفاده کرد یا به عنوان یک کار کمکی، در سایر فنون رواندرمانی بهره گرفت (هرنیک[3]، 1987).
خواندن و مطالعه، مهارت پیچیدهای است که در دنیای امروز با وجود پیشرفتهای گسترده در زمینه ارتباطات رایانهای، انسانی و رسانه های جمعی از اهمیّت بالایی برخوردار است. با وجود این پیشرفتها، هنوز لازم است اطلاعات مورد نیاز خود را از طریق خواندن و مطالعه به دست آوریم. یکی از راههای برقراری ارتباط در جامعه، خواندن است؛ از اینرو، فرایندهای اساسی خواندن، ممکن است در راستای برقراری بهتر این ارتباطات مؤثر باشد (غفاری، 1381).
برای بهرهمندی از زندگی سالم، باید ضمن جلوگیری از بروز بسیاری مشکلات روانی، تواناییهای فردی نیز تقویت شوند. شناخت نیازهای کودکان و نوجوانان و فراهم آوردن امکانات لازم برای
پاسخگویی به آنها، مانع بروز بسیاری از مشکلات روانی در کودکی و بزرگسالی میشود. کتابدرمانی ابزار مناسبی برای کسب تجربه و اطلاعات به منظور پاسخگویی به نیازهای گوناگون است. در صورت شناخت نیازها و شناخت کتابهای مناسبی که ممکن است پاسخگو و ارضاکننده آنها باشند، ادبیات کودکان به رشد مناسب و متعادل کودکان و نوجوانان کمک می کند. کتابدرمانی، یکی از
راههای درمانی لذتبخش است که ارزش تجربه و کتاب را میشناساند و در تشویق به مطالعه مؤثر است (پریرخ، 1382).
مطالعه کتابی که توسط درمانگر به مراجعهکننده خاصی توصیه میشود، ممکن است این اثرات را داشته باشد:
1) افزایش شناخت و آگاهی؛
2) آشنایی با سرگذشت زندگی دیگران و راهکارهای اتخاذ شده توسط ایشان برای غلبه بر مشکلات؛
3) الگو قرار دادن و همانندسازی با شخصیتهایی که مددجو در کتاب با آنان آشنا میشود؛
4) آموختن دستورکارهایی برای زندگی بهتر و تقویت تفکر مثبت؛
5) تداعی آزاد هنگام برخورد با مفاهیمی که برای خواننده معنای ویژهای دارند؛
6) تحریک خواننده به تفکر، تحلیل نگرشها و رفتارها؛
7) فراخوانی احساسات و تجربههای پنهان به سمت آگاهی؛
8) کمک به شناخت علل رفتار خود و دیگران و تأمین سازگاری مطلوب؛
9) کمک جستن از کتاب به عنوان پناهگاه امنی که آرزوها و رؤیاهای ما در آن تحقق مییابد و پایان خوش آنها به ما امید میبخشد و پناهگاهی که به هنگام نیاز فارغ از واقعیتهای روزمره به
آنها روی میآوریم.
از کارکرد عاطفی و رفتاری داستان، میتوان در رشد کودک بهره جست. هنگامیکه کودک داستان را میخواند یا به آن گوش میدهد، سه فرایند «همانندسازی[4]»، «پالایش روانی[5]» و «بینش[6]» را تجربه می کند. اگر داستان، مناسب حال و در خور استعداد کودک باشد، او می تواند خود را جایگزین شخصیت یا قهرمان داستان کند و از این طریق، در انگیزهها و تعارضهای وی سهیم شود. هنگامیکه کودک کشف می کند که در مشکلات خود تنها نیست و کودکان دیگری نیز در این تجربهها شریک هستند، احساس امنیت و آرامش می کند و از تنهایی او کاسته میشود (آلیاسین، 1379). لازم به ذکر است که این سه فرایند، از مراحل کتابدرمانی است که جیون[7] (1992) در کتابش آورده است.
هنگامیکه کودک و شخصیت مورد نظر انطباق یافتند، تخلیهی هیجانها صورت میگیرد. تخلیهی روانشناختی، اغلب پس از رفع تعارض شخصیت داستان رخ میدهد. به عبارتی، کودک، از طریق پالایش روانی، بستری برای تخلیهی هیجانهای خود پیدا می کند. کودک، بهمدد همانندسازی با شخصیتهای داستان و برونریزی هیجانها مشکلاتش را عمیقتر و درستتر تجزیه و تحلیل می کند. چنین تحلیلهایی، باعث افزایش خودآگاهی و درک عمیقتر از خود و ارتباط با دیگران میشود. به عبارتی، «بینش»، رابطهای مستقیم، با تقویت شناخت کودک دارد و از جنبهی رفتاری، رفتارهای کودک را بهبود میبخشد.
کودکان ناشنوا در گرفتن اطلاعات، به جای گوش از چشمان خود استفاده می کنند. دشواری ادای واژگان و دشواری همراه کردن نمادهای نوشتاری با صداها، کودک ناشنوا را در ارتباطگیری با متن کتاب و درک مطالب آن با مشکل روبهرو می کند. به همین دلیل، کودکان ناشنوا مهارتهای کمتری جهت خواندن دارند. شماری از کارشناسان بر این باورند که حس بینایی در نبود حس شنوایی می تواند نمادهای زبانی را به کودک ناشنوا منتقل کند. بنابراین، شناخت این نشانهها نخستین زبانی است که این کودکان میآموزند و در ضمن اساسیترین وسیلهی ارتباطی آنان به شمار میرود. زبان اشاره، زبانی دیداری و حرکتی با ساختار دستوری و آهنگ ویژهی خود است، لذا متفاوت از زبان گفتاری میباشد. زبان اشاره برای انتقال یک معنای دقیق به حرکتهای بدنی، حالتهای بیانی چهرهای و ایجاد علامت نیاز دارد. کودکان ناشنوا نیز مانند دیگر کودکان به کتابهای چاپی نیاز دارند. این کودکان بهدلیل فقدان حس شنوایی، نسبت به بچههای شنوا مشکلات بیشتری دارند و در ارتباط با اطرافیان خود حساستر هستند. در نتیجه، رفتارهای نابهنجار آنها به مراتب بیشتر از بچههای شنواست. از رفتارهای نابهنجار آنها میتوان به پرخاشگری، ترس، اندوه و عدم اعتماد به نفس که به دلایل مختلفی در فرد به وجود میآیند، اشاره نمود.
فرایند کتابدرمانی دارای مراحلی است که با آمادهسازی ذهن کودک آغاز میشود. با طرح سؤالهای مقدماتی انگیزهی خواندن و گوش دادن به کتاب یا داستان نیز بالا میرود. پس از خوانده شدن کتاب برای کودکان به آنها فرصت داده میشود تا دربارهی آن فکر کنند. بیشترین مقدار زمان، صرف پاسخ و واکنش کودک به متن میشود. مهمترین مرحله، بحثهایی پیدرپی است که درمانگر با طرح سؤالهایی آنها را ایجاد می کند؛ چون در همین زمان است که کودک حوادث و شخصیتهای کتاب را با تجربههای شخصی خود پیوند میدهد. کتابدار یا درمانگر با طرح سؤالهای «چرایی»، آنها را درکسب بینش یاری میرساند. این مراحل، مستلزم شناخت کافی کودک و همدلی و برقراری رابطه اطمینانبخش با اوست و هنگامیکه به صورت بحثهای پیدرپی انجام شود، اهداف درمانی خود را به مؤثرترین شکل دنبال می کند. البته، کار با کودکان استثنایی قدری سختتر و مستلزم صرف وقت، حوصله و تخصّص بیشتری است؛ چرا که شناخت کافی و برقراری رابطه اطمینانبخش با کودک استثنایی از دقت و حوصلهی همگان بر نمیآید.
با اینکه کتابدرمانی، به مفهوم واقعی، نگرشی جدید است و بر رسالت فعالان ادبیات کودک افزوده است ولی شتابزدگی در خلق آثار نه تنها در رشد و تکامل و یا کاهش مشکلات تأثیری نخواهد گذاشت، بلکه نتایج و آثاری منفی را به دنبال خواهد آورد. سالانه بخشی از کتابهای منتشر شده در ایران، توسط نهادهایی چون شورای کتاب کودک و کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان به عنوان کتابهای مناسب انتخاب میشوند. در ارتباط با کودک ناشنوا، باید توجه داشت که سلامت روانی این کودکان بیشتر در معرض خطر است و اگر از سوی والدین، اطرافیان و دوستان کودک ناشنوا این گونه مسایل نادیده گرفته شود، دامنهی وسیعی از اختلالهای گوناگون نظیر افسردگی، مشکلات اجتماعی و رفتارهای پرخاشگرانه را برای کودک رقم خواهد زد؛ لذا باید در چگونگی رفتار با کودک ناشنوا تلاش زیادی را برای درک درست این کودکان انجام داد.
حال باید به بررسی این ناهنجاریها، دلایل و مهمتر از همه رفع این مشکلات پرداخت. کودکان زیربنا و آیندهی هر جامعهای هستند و کودکان استثنایی بخشی از جامعه کودکان به شمار میآیند. پس سلامت روانی کودکان استثنایی، به عنوان افرادی که در شکل گیری پیکرهی این نظام نقش دارند، بسیار حائز اهمیت است. مسلماً این افراد، بهدلیل داشتن یک یا چند نقص دچار مشکلاتی
میشوند که غالباً عدم اعتماد به نفس، پرخاشگری و مانند آنها است. تقریباً میتوان گفت که همهی اعضای جامعه در رفع این مشکلات سهیماند. این وظیفهی خطیر بر عهده نهادهای بزرگ و کوچک جامعه (خانواده، سازمانهای دولتی و نظامهای بزرگتر) است. هر کدام از آنها، به نوعی و با وسیلهای خاص در رفع مشکلات ایشان تلاش می کنند. کتابدار نیز می تواند در رفع این مشکل سهیم باشد و باید تا حدی که در حیطهی تخصص و مهارت اوست تلاش کند. حال این سؤال مطرح میشود که کتابدار چگونه می تواند برای رفع مشکلاتی همچون اضطراب/افسردگی، گوشهگیری/افسردگی، شکایات جسمانی، مشکلات اجتماعی، مشکلات تفکر، مشکلات توجه، رفتارهای قانون شکنانه و پرخاشگرانه، تلاش کند؟ ابزار و وسایل او برای رفع این مشکلات چیست؟ در این پژوهش تلاش میشود به این سؤالات، پاسخ داده، همچنین به تأثیر کتابدرمانی، بر هر یک ازمشکلاتی که در بالا ذکر شد و نشانگانهای درونیسازی و برونیسازی شدهی دانش آموزان ناشنوا پرداخته شود.
1-3. اهمیت و ضرورت پژوهش
بخشی از مشکلات عاطفی، روانی، اجتماعی و مانند آن در بزرگسالان بهدلیل برآورده نشدن برخی از نیازهای آنها در دوران کودکی است که این مشکل، بهخصوص در ناشنوایان، بهخاطر ناتوانی در شنیدن اهمیت بیشتری دارد. این افراد، به دلیل یاد شده در ارتباط با دیگران، دچار مشکلاتی
میشوند و در زندگی خود با رفتارهایی همچون اضطراب، افسردگی، پرخاشگری، ترس، اندوه و کاهش اعتماد به نفس مواجه هستند. اینگونه رفتارها، از جمله مشکلات درونیسازی و برونیسازی شدهی کودکان میباشد. موضوع کودکان استثنایی و مسائل و مشکلات مربوط به این قشر مبحثی است که از دید بسیاری از مردم جامعه ما صرفاً به خانوادههای این افراد برمیگردد. همین طرز تفکر باعث
میشود بیشتر مردم از کنار مشکلات این کودکان بهسادگی بگذرند. پیش از این تصور میشد که مشکل معلولیت مشکل فرد است و فرد باید خود را با جامعه تطبیق دهد، ولی اکنون نگاه جهانی این است که معلولیت مشکل جامعه است و باید شرایطی فراهم شود تا همهی افراد جامعه حق شهروندی داشته باشند و این مسأله با فراهم کردن فرصتهای برابر برای این افراد تحقق مییابد. در این میان، نقش کتابدرمان بسیار حایز اهمیت و مؤثر خواهد بود.
فرد کتابدرمان، ممکن است آموزگار مدرسه، کتابدار و یا متخصص بهداشت روانی باشد. این کار بهتر است گروهی انجام شود، گروهی که می تواند متشکل از کتابدار، مشاور، یا روانشناس مدرسه باشد. این همکاری، به توازن فرایند کتابدرمانی کمک میکند؛ بهگونهای که بتوان نتیجهی
مطلوبتری در رفع نابهنجاریهای این افراد گرفت.
در این پژوهش، تلاش میشود با بهره گرفتن از روش کتابدرمانی، در جهت رفع این رفتارهای نابهنجار در تعدادی از این کودکان ناشنوا گام برداشته شود. امید است که بتوان با رفع این رفتارها در کودکان ناشنوای دبستان وصال بیرجند، به شکوفایی تواناییهای بالقوهی آنان و کاهش مشکلات روانشناختی ناشی از این رفتارها در بزرگسالیشان، کمک کرد. لازم است که دستاندرکاران تلاشی برای ادامهی این راه در جهت کاهش مشکلات رفتاری کودکان استثنایی انجام دهند.
1-4. هدفهای پژوهش
هدف عمدهی این پژوهش، بررسی تأثیر کتابدرمانی بر رفع رفتارهای نابهنجاری همچون
نشانگانهای درونیسازی شده و نشانگانهای برونیسازی شده در کودکان ناشنوای گروه سنی ب «سالهای ابتدایی» دبستان وصال بیرجند است. این نشانگانها، شامل «اضطراب/افسردگی،
گوشهگیری/افسردگی، شکایات جسمانی، مشکلات اجتماعی، مشکلات تفکر، مشکلات توجه، رفتارهای قانونشکنانه و پرخاشگرانه» است.
اهداف فرعی این پژوهش که در راستای هدف اصلی هستند، عبارتاند از:
1-5. فرضیه های پژوهش
1-6. تعریفهای عملیاتی
کتابدرمانی: در پژوهش حاضر، منظور از کتابدرمانی استفاده از کتابهای داستانی مناسب برای کودکان ناشنوای گروه سنی ب «سالهای ابتدایی » دبستان وصال بیرجند است. درمان با کتاب، شامل جلسات کتابدرمانی انفرادی، همراه با لوحهای فشرده زبان اشارهی کتابها است، که در درمان نشانگانهای درونسازی شده و برونسازی شدهی کودکان مؤثر است.
تست آشنباخ: تست آشنباخ، تستی است که بر اساس نظامِ سنجشِ مبتنی بر تجربهی آشنباخ[8] میباشد. این نظام، مدلی چندمحوری است که چارچوبی را برای سازماندهی و یکپارچهسازی داده های تجربیِ حاصل از