جدول 1-3. فراوانی و درصد فراوانی زنان و مردان کارمند……………………………………………. 59
جدول 2-3. تعدادی از شاخصهای آماری مربوط به سن آزمودنیها……………………………….. 59
جدول 3-3. ویژگیهای جمعیت شناختی تعدادی از متغیرها……………………………………………. 60
جدول 4-3. فراوانی و درصد فراوانی تحصیلات کارمندان……………………………………………. 60
جدول 1-4. میانگین و انحراف معیار متغیرهای مورد مطالعه (200=n)……………………………… 66
جدول 2-4. ضرایب غیراستاندارد و استاندارد مسیرهای مستقیم مدل پیشنهادی کارمندان……….. 66
جدول 3-4. ضرایب استاندارد و غیراستاندارد مسیرهای مستقیم مدل نهایی………………………… 67
جدول 4-4. شاخص های برازندگی مدل نهایی………………………………………………………….. 68
جدول 5-4 . ضریب استاندارد مسیر غیرمستقیم (اثر میانجی) مدل نهایی با روش بوت استراپ……… 68
فهرست اشکال
عنوان صفحه
شکل1. مدل مفهومی……………………………………………………………………………………………. 10
شکل1-4. مدل پیشنهادی وظیفه شناسی به عنوان میانجی بین شفقت-خود و رضایت زناشویی……… 67
شکل 2-4. مدل نهایی وظیفه شناسی به عنوان میانجی بین شفقت-خود و رضایت زناشویی…… 68
فصل اول
کلیات پژوهش
ه
ازدواج پیمان مقدسی است که از طریق آن خانواده تشکیل می شود و تقریباً از ابتدای زندگی انسان در تمام زمانها و مکانها در میان اقوام و ملل و جوامع وجود داشته و مورد تأکید بیشتر ادیان بوده است. آن را پیوند مطلوب انسانی دانسته اند که به زندگی افراد معنا میبخشد (نورانی پور، بشارت و یوسفی،
1386). زن در نقش همسر توان ایجاد خانهای گرم و با محبت را داراست و مرد به عنوان شوهر، پایه های روابط اجتماعی و اقتصادی خانواده را مستحکم نگه میدارد تمام این موارد زمانی امکانپذیر است که زن و شوهر، دارای سلامت روان و آسایش خیال باشند. زندگی مشترک سالم و ایجاد کانونی با محبت، ایمن، صمیمی و همراه با تفاهم، برای رسیدن به این مهم نقش بسزا دارد (جنتی جهرمی، معین و یزدانی، 1389). بنابراین به دلیل اهمیت ویژه این مسئله، این مطالعه به دنبال این است که چه عواملی منجر به رضایت زناشویی زوجین میشود. رضایت زناشویی[1] عبارت از وجود یک رابطه دوستانه همراه با حس تفاهم و درک یکدیگر، وجود یک تعادل منطقی بین نیازهای مادی و معنوی زوجین (وحدتی، 1388). ازدواج و زندگی زناشویی مستلزم وجود سطح پایداری از سازگاری از جانب زوجهاست. احساس رضایت از ادواج نقش مهمی در میزان کارکردهای بهنجار خانواده ایفا میکند (دانش، 1384).
جذابیتهای جسمی، عاطفه، سن ازدواج، فرزندان، زمینه اقتصادی–اجتماعی، داشتن علایق و هدفهای یکسان و فعالیت جنسی همه عواملی هستند که مورد توجهاند. همه زوجها به دنبال آن هستند که از زندگی زناشویی خود لذت ببرند و احساس رضایت کنند. در زندگی زناشویی، رضایت زناشویی عبارت است از احساسهای عینی از خشنودی، رضایت و لذت تجربهشده توسط زن یا شوهر موقعی که همه جنبه های ازدواجشان را در نظر میگیرند. بررسی عوامل مؤثر در رضایت زناشویی از این جهت حائز اهمیت است که رضایت فرد از زندگی زناشویی بخش مهمی از سلامت فردی محسوب میگردد (مردانی حموله و حیدری، 1389). در این پژوهش یکی از عوامل مهم و موثر در ایجاد رضایت یا عدم رضایت زناشویی شفقت-خود[2] در نظر گرفته شده است
در طول زندگی، گاهی افراد هیجانهای منفی مانند: سوگ، غمگینی، یا خستگی شدید ناشی از استرس زیاد و شکست را تجربه میکنند. برای کنار آمدن با این هیجان های منفی، آن ها نیاز به تسلی خاطر، آرامش و از همه مهمتر نیاز به رفع این احساسهای منفی بدون آسیب دیدن دارند. افراد باید برای برخورد با این احساسات منفی شفقت-خود را تقویت کنند. اصطلاح شفقت-خود از واژه شفقت گرفته میشود زیرا شفقت شامل؛ حساسیت داشتن نسبت به رنج دیگران، آگاهی از غمها، میل به تسلی رنجهای دیگران و داشتن یک دیدگاه بدون قضاوت از اشتباهات افراد می شود (دینز، کیسکی و سومر[3]، 2008). فرد از طریق شفقت ورزیدن به خود، یک امنیت هیجانی به وجود میآورد که بتواند بدون ترس از سرزنش خود، خودش را به وضوح ببیند و فرصت پیدا میکند تا با دقت بیشتری الگوهای ناسازگار فکری، هیجانی و رفتاری را درک و اصلاح کند (قربانی و واتسن[4]، 1385).
همچنین افرادی که از شفقت خود بالایی برخوردارند نسبت به افرادی که شفقت خود کمی دارند سلامت روانشناختی بیشتری دارند زیرا در آنها درد
این مطلب را هم اگر خواستید بخوانید :
یادگیری خود تنظیم:پایان نامه خود تنظیمی یادگیری
گریزناپذیر و احساس شکستی که همه افراد تجربه میکنند به وسیله یک سرزنش خود بیرحمانه، احساس انزوا و همانند سازی افراطی با افکار و هیجانها (نولن- هوکسما[5]، 1991) استمرار نمییابد (بلات، کوینلن، چارن، مک دونالد و زاروف[6]، 1982، به نقل از سعیدی، قربانی، سرافراز و شریفیان، 1392).
یکی دیگر از عوامل موثر بر رضایت زناشویی ویژگیهای شخصیتی است که در تحقیقات متعددی به بررسی ارتباط ویژگیهای شخصیتی با رضایت زناشویی پرداخته شده است (دانش، 1384). یکی از این ویژگیهای شخصیتی وظیفهشناسی[7] است. وظیفه شناسی (وجدانی بودن) توصیف کننده قدرت کنترل تکانهها، به صورتی که جامعه آن را مطلوب میداند و تسهیل کننده رفتار تکلیف-محور و هدف-محور است. این سنخ شامل ویژگیهایی چون تفکر قبل از عمل، به تأخیر انداختن ارضا خواستهها، رعایت قوانین و هنجارها و سازماندهی و اولویتبندی تکالیف است (مک گری و کاستا[8]، 1987، به نقل از حق شناس، 1388). شاخص وظیفه شناسی (با وجدانی بودن) که “تمایل به موفقیت” نیز نامیده شده است، می تواند به مفهوم قدرت طرح ریزی خیلی فعال، سازماندهی و انجام وظایف محوله به نحو مطلوب باشد. فرد با وجدان و وظیفه شناس، فردی هدفمند، بااراده و مصمم است (فقیهیپور، آتشی، فقیهیپور و مشهدی اسماعیل، 1389).
با توجه به اینکه رضایت زناشویی به عنوان ملاکی برای ارزیابی میزان کارکردها و تعارضهای خانواده است و همچنین تأثیری که برخی متغیرها از جمله شفقت-خود و ویژگیهای شخصیتی بر رضایت زناشویی دارد؛ این تحقیق با هدف بررسی نقش میانجیگری وظیفهشناسی بر ارتباط بین شفقت-خود و رضایت زناشویی در کارمندان متاهل دانشگاه شهید چمران اهواز انجام گرفته است.
انسان در زندگی خود مقاطع و مراحل حساسی را پشت سر میگذارد. یکی از این مراحل حساس و سرنوشتساز مساله ازدواج و تشکیل زندگی مشترک است و مهمتر از این مرحله تلاش هر یک از زوجین برای حفظ این زندگی مشترک و حتیالامکان رسیدن به درجات عالی رضایتبخش زناشویی است تا در سایه این رضایت بتوانند به اهداف مورد نظرشان از ازدواج دست یابند. رابطه زناشویی در زندگی مانند هر رابطه دیگری دارای جنبههای مثبت و منفی میباشد، مهمترین عامل شاخص و تعیین کننده در ازدواج، کیفیت و نوع رابطه بین زن و شوهر است (گاتمن[9]، 2002). یکی از عواملی که بر به وجود آمدن رضایت زناشویی موثر است، شفقت- خود است. اصطلاح شفقت-خود از واژه شفقت گرفته میشود زیرا شفقت شامل حساسیت داشتن نسبت به رنج دیگران، آگاهی از غمهایشان، میل به تسلی رنجهایشان و داشتن یک دیدگاه بدون قضاوت از اشتباهات افراد میشود (دینیز و همکاران، 2008). این مفهوم که بر اساس فلسفهی بودایی است اصطلاحاتی از جمله: با رنجهای خود صادق بودن و تحت تأثیر آنها قرار گرفتن، تجربه احساسهایی از قبیل اهمیت دادن و مهربان بودن نسبت به خود، داشتن نگرشی بدون قضاوت و همراه با درک در قبال نقصها و شکستهای خود و ملاحظه این امر که تجارب هر شخص قسمتی از تجارب مشترک انسانی است را شامل میشود (نف[10]، 2003). نف سه مؤلفه اصلی شفقت-خود را پیشنهاد میکند، که با هم همپوشی دارند: (1) مهربانی نسبت به خود[11] در برابر خود-داوری[12]، (2) احساسات مشترک انسانی[13] در برابر انزوا[14] و (3) ذهن آگاهی[15] در برابر همانند سازی افراطی[16] است (نف، 2011).
[1]. marital satisfaction
[2]. Self-compassion
[3]. Deniz, Kesici, & Sumer
[4].Watson
[5] .Nuln.Huksma
[6]. Blat, Kuynln, Churan, McDonal, & Zuroff
[7] .consensuses
جدول شماره(4-2): توزیع فراوانی برنامهسازان برحسب تحصیلات……………………………………………………….. 59
جدول شماره (4-3): توزیع فراوانی و درصد فراوانی برنامهسازان برحسب سابقه کار………………………………. 60
جدول شماره(4-4):توزیع فراوانی برنامهسازان برحسب وضعیت استخدامی……………………………………………. 61
جدول شماره(4-5):توزیع فراوانی برنامهسازان برحسب گذراندن دوره آموزشی……………………………………… 62
جدول شماره (4-6): توزیع فراوانی نیازهای آموزشی تهیه کنندگان رادیو و رتبه بندی نیازها
بر اساس آزمون فریدمن…………………………………………………………………………………………………………………….. 63
جدول شماره(4- 7): توزیع فراوانی نیازهای آموزشی گزارشگران رادیو و رتبه بندی نیازها
بر اساس آزمون فریدمن…………………………………………………………………………………………………………………….. 64
جدول شماره(4-8 ): توزیع فراوانی نیازهای آموزشی تهیهکنندگان سیما و رتبه بندی نیازها
بر اساس آزمون فریدمن………………………………………………………………………………………………………………………. 65
جدول شماره (4-9): توزیع فراوانی نیازهای آموزشی کارگردان سیما و رتبه بندی نیازها
بر اساس آزمون فریدمن…………………………………………………………………………………………………………………….. 67
جدول شماره (4-10): توزیع فراوانی نیازهای آموزشی کارگردان نقاشی متحرک و رتبه بندی
نیازها بر اساس آزمون فریدمن…………………………………………………………………………………………………………….. 68
جدول شماره (4-11): توزیع فراوانی نیازهای آموزشی کارگردان ویدئویی و رتبه بندی نیازها
بر اساس آزمون فریدمن………………………………………………………………………………………………………………………. 69
جدول شماره(4- 12): توزیع فراوانی نیازهای آموزشی تهیه کنندگان گفتگوی ویژه خبری و
رتبه بندی نیازها بر اساس آزمون فریدمن……………………………………………………………………………………………… 70
فهرست نمودار
عنوان صفحه
نمودار شماره (4-1): توزیع فراوانی برنامهسازان برحسب جنسیت……………………………………………………… 58
نمودار شماره(4-2): توزیع درصد فراوانی برنامهسازان بر حسب تحصیلات………………………………………. 59
نمودار شماره(4-3): توزیع فراوانی برنامهسازان برحسب سابقه کار…………………………………………………….. 60
نمودار شماره (4-4): توزیع فراوانی برنامه سازان برحسب وضعیت استخدامی……………………………………. 61
نمودار شماره(4-5): توزیع فراوانی برنامهسازان برحسب گذراندن دوره آموزشی………………………………… 62
نمودار شماره (4-6):نمایش میانگین رتبه های نیازهای آموزشی تهیه کنندگان رادیو……………………………… 63
نمودار شماره(4- 7): نمایش میانگین رتبه های نیازهای آموزشی گزارشگران رادیو………………………………. 64
نمودار شماره(4- 8): نمایش میانگین رتبه های نیازهای آموزشی تهیه کنندگان سیما……………………………… 66
نمودار شماره(4-9): نمایش میانگین رتبه های نیازهای آموزشی کارگردان فیلم…………………………………….. 67
نمودار شماره(4-10): نمایش میانگین رتبه های نیازهای آموزشی کارگردان نقاشی متحرک………………….. 68
نمودار شماره(4-11): نمایش میانگین رتبه های نیازهای آموزشی کارگردان ویدئویی…………………………… 69
نمودار شماره(4- 12): نمایش میانگین رتبه های نیازهای آموزشی تهیه کنندگی ویژه خبری………………… 70
این مطلب را هم اگر خواستید بخوانید :
چکیده
این پژوهش با هدف مطالعه نیازسنجی آموزشی برنامهسازان صداوسیمای مرکز مازندران انجام شده است. جامعه آماری این پژوهش 75نفر از برنامه سازان صدا وسیمای مرکز مازندران که 60 نفر به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای می باشد.،روش پژوهش توصیفی کتابخانهای و پیمایشی و ابزار جمعآوری اطلاعات، پرسشنامه محقق ساخته که شامل 6 سوال میباشد. در بخش آماری از جداول و نمودارها جهت توصیف، در بخش آمار استنباطی از آزمون فریدمن و برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرمافزارspss استفاده شده است پایایی پرسشنامه با انتخاب 30 پرسشنامه و با بهره گرفتن از آزمون آلفای کرانباخ محاسبه و ضریب آلفا084/0 تعیین شد.روایی پرسشنامه با بررسی که استاد راهنما و مشاور و کارشناسان تحقیق کردند مورد تایید قرارگرفت نتایج این پژوهش حاکی از آن است که بیشترین نیاز آموزشی برنامهسازان صدا، آموزش تکنیکهای جدید برنامه سازی رادیویی و شناخت نرم افزارهای آن است. گزارشگران رادیو هم نحوه برقراری ارتباط با مردم را اصلیترین نیاز آموزشی خود دانسته اند. در بخش سیما نیز به تفکیک، تهیهکنندگان، یادگیری تکنیکهای ساخت مستند، کارگردانی ویدئو، برنامه ریزی و دوره های استودیو مجازی، کارگردانها، تمام دوره های معرفی شده در تحقیق و کارگردانهای نقاشی متحرک، دوره های انیمه استودیو و تردی مکس را به عنوان مهمترین نیازهای آموزشی خود مطرح کردند. در بخش خبر هم به ترتیب، تحلیل اخبار، کار با رایانه و خبرشناسی و شناخت ارزش خبری از نیازهای آموزشی کارکنان این بخش عنوان شده است .
فصل اول
کـلیـــات پـــژوهش
مقدمه
در دنیایی که مدیران وکارکنان شاهد تغییرات زودگذر هستند کاراصلی به گونه ای اجرا در
می آید که کارکنان همواره باید نوآوری های روزمره داشته باشند. بنابراین کارکنان واعضای سازمان باید پیوسته چیزهای تازه ای فراگیرند، مهارتهای جدید بیاموزند وپیوسته بازآموزی شوند. امروزه آموزش و بهسازی منابع انسانی بعنوان یکی از استراتژی های اصلی دستیابی به سرمایه انسانی وسازگاری مثبت با شرایط تغییر بعنوان دو مزیت رقابتی سازمانها قلمداد می شوند و از اینرو جایگاه و اهمیت راهبردی آن در بقاء وتوسعه سازمان نمایان شده است. ارائه آموزش اثر بخش دریک سازمان مدرن مستلزم تفکر جدید ، مدلهای جدید، رویکرد جدید وابزار ومکانیزم های جدید است. از اینرو شناخت و تحلیل اثر بخش نیازهای آموزشی پیش نیاز یک سیستم آموزشی موفق است.
تعیین نیازهای آموزشی اولین گام برنامه ریزی آموزشی کارکنان ودر واقع نخستین عامل ایجاد تضمین اثر بخش کارکرد آموزش وبهسازی است. که اگر بدرستی انجام شود مبنای عینی تری برای برنامه ریزان بعنوان نقشه اثر بخشی وطبعاً سایر فعالیتها ، فراهم خواهد شد واحتمال تطابق آن با نیازهای سازمان ، حوزه های شغلی وکارکنان ودر نهایت اثر بخشی آن افزایش خواهد یافت.
نیازسنجی با شناسایی نیازهای مهم، مبنایی برای تعیین اهداف و طبعاً بستر مناسبی برای سازماندهی سایر عناصر مهم حول محور نیازهای اولویت یافته فراهم می سازد. بنابراین کلیه تصمیمات در خصوص تدارک اهداف خاص ، محتوی آموزشی مناسب واستفاده موثر ومناسب از سایر منابع و امکانات محدود (انسانی، مالی، مادی) تابعی از مطالعات نیازسنجی است .پس تشخیص نیاز اولین قدم در آموزش است. تشخیص نیاز باید متکی بر اصول صحیح وعلمی باشد تا برنامه ریزان با اطمینان کامل نسبت به تامین نیاز اقدام نمایند .نیاز آموزشی پدیده ای است مربوط به تحولات بنیانی جامعه ودر ارتباط با مسائل اقتصادی آن ونیازی که هر جامعه به تعداد معینی افراد تحصیل کرده با معلومات تخصصی ویژه وبه میزان های مختلف ودر سطح مختلف وبه مقیاس آرمانهای آینده دارد. آنچه در آموزش مدیران مهم است در نظر گرفتن نیازهای آموزشی است که مطابق آن نیازها ، برنامه ریزان آموزشی باید جهت رفع آن نیازها اقدام به تهیه وتدوین برنامه های آموزشی مطلوب کنند. نیازسنجی آموزشی فعالیتی حیاتی ومهم برای آموزش وبهسازی عملکرد مدیران وکارکنان است. نتیجه اینکه تعیین نیازهای آموزشی نقطه آغاز هر نوع آموزشی است ، که نقش وتاثیر فراوان در اثر بخشی ونیز فراهم آوردن مبنایی برای ارزیابی وتصمیم گیری در زمینه های آموزشی دارد(عباس زادگان و ترک زاده ،1381، ص،56).
بیان مساله
اولین و اساسی ترین گام درتدوین و اجرای برنامه آموزشی ،اجرای صحیح و مبتنی برواقعیت فرایند نیازسنجـی است .نیازسنجی درحقیقت، سنگ زیرین ساختمان آموزش است و هر قدر این سنگ زیرین، بنیانی تر و مستحکم تر باشد بنای روی آن محکم تر و آسیب ناپذیر خواهد بود.نیازسنجی عبارت است از شناسایی نیازها (فاصله میان آنچه هست و آنچه باید باشد) و درجه بندی آنها به ترتیب اولویت و انتخاب نیازهایی که باید کاهش یافته و حذف شود (مشایخ و بازرگان، 1383، ص 163).
تعاریف مختلفی از نیازسنجی ارائه شده است که نقش این مهم را در فرایند بهسازی و بالابردن مهارتها وبهروه وری بیشتر برای حصول به اهداف سازمانی نشان می دهد: با این تعریف در سازمانی مانند سازمان صدا و سیما، نیاز سنجی آموزشی مهمترین و بنیادی ترین اصل در حصول به اهداف تعیین شده رسانه ایست با توجه به اینکه هر نظام آموزشی در صورتی در انجام رسالت خود موفق خواهد شد که عوامل آموزشی آن برخوردار از صلاحیت های علمی و آشنا به روش های آموزشی و مجهز به مهارت های آموزشی و شغلی و حرفه ای باشند. نظام آموزش رسانههایی مانند رادیو و تلویزیون در زمینه کاری خود مسئولیتی خطیر دارد، زیرا که از یک سو فنآوری رسانه پیوسته در حال تغییر و تحول است و از سوی دیگر ماهیت کار سازمان علیالخصوص برنامه سازی و مشاغل مربوط به آن با بهره گرفتن از فنآوری های جدید باید همگام با تحولات دیگر با موضوعات و مسائل جدید مواجه شده و مأموریتهای رسانه را در مسیر تحول و پیشرفت به انجام برساند. بنابراین آموزش باید همواره همگام با تحولات پاسخگوی نیازهایی که مدام در حال تغییر و تحول است باشد. (پاپیان، 1384، ص15)
آموزش حرفه که به طور عمده باید توسط حرفهایها صورت بگیرد از یکسو خود نیازمند بهروز کردن مهارتهای آموزشی خود میباشد و از سوی دیگر همواره نیروهای حرفهای سازمان را برای عرضه آموزش مورد لزوم سازمان به نیازمندان آماده سازد. با توجه به اینکه صدا و سیمای مرکز مازندران از اولویتهای تولیدی به سزایی در سازمان صدا و سیما جهت انعکاس وقایع و تاثیر روی افکار عمومی برخورداراست نیازسنجی آموزشی ضروری به نظر میرسد در حالیکه تاکنون با توجه به واکاویهای انجام شده، این مهم در صدا و سیمای مرکز محقق نشده و با توجه به تغییر ذائقه مخاطبان مازنی، نیازسنجی آموزشی هم ضروری به نظر میرسد بنابراین در این پژوهش به شناسایی نیازهای آموزشی برنامهسازان تولید سیما، صدا و خبر میپردازیم تا راهگشایی برای کیفیت
برنامهسازی برنامه سازان وبرنامه ریزان سازمان قرار گیرد .
با توجه به مطالب فوق این تحقیق با هدف بررسی نیازسنجی آموزشی برنامهسازان صداوسیمای مرکز مازندران انجام میگیرد.
1بر بهبود کیفیت آموزشی بعنوان یکی از اهداف اموزش از راه دور چه نقد فلسفی وارد است ؟ اینترنت با تلفیق تمام امکانات تلگراف، تلفن، رادیو و کامپیوتر به صورت یک وسیله کامل برای پخش و توزیع اطلاعات و رسانه ای برای همکاری و تعامل بین افراد بدون توجه به موقعیت جغرافیایی آنان در آمده است. بنابراین باید با توجه به باورها و ارزش های فرهنگی کشور و نیاز جامعه براساس دیدگاه های فلسفی حاکم بر جامعه اقدام به طراحی و تدوین منابع آموزشی پرداخت .
2 –برایجاد و گسترش فرصت آموزشی دوم برای بازماندگان از تحصیل بعنوان یکی از اهداف آموزش از راه دور چه نقد فلسفی وارد است ؟ با توجه به افزایش جمعیت و همزمان با آن پیشرفت تکنولوژی، جوامع به سمت صنعتی شدن، برای زندگی دراین جامعه و تطبیق شرایط خود با شرایط مربوط به داشتن دانش فراوان امری ضروری است. این امر نیز جز با آموزش فراگیر در سطح جامعه تحقق نمی یابد، بنابراین نیاز به استفاده از آموزش از راه دور برای فراگیر شدن امر آموزش احساس می شود. از میان روش های متعدد آموزش از راه دور، اموزش از طریق شبکه جهانی، به عنوان روش بهتر معرفی می شودوبه دلیل پیشرفت سریع و چشمگیر رایانه ها و شبکه های ارتباطی می تواند راهگشای بسیاری از معضلات آموزشی محسوب شود.
3-برافزایش استقلال فراگیران و انعطاف آموزشی بعنوان یکی از اهداف اموزش از راه دور چه نقد فلسفی وارد است ؟استقلال در انتخاب و تصمیم گیری در محیطی آزاد تحت آموزش خلاق باعث رشد استعدادهای فرد می شود که سرمایه انسانی با ارزش افزوده بوجود می آورد . در آموزش از دور مرکزیت از آن انسان است . علم و فناوری از یک سو آزادی انسان را گسترش می دهد و از سوی دیگر با جبر فناورانه فن سالاری را القاء می کند . .
4 -برحذف محدودیت زمان و مکان برای فراگیران بعنوان یکی از اهداف آموزش از راه دور چه نقد فلسفی وارد است ؟ دروس در این سیستم به طور غیر حضوری و از روی محیط شبکه انجام می شود، دانشجویان می توانند بدون حضور فیزیکی در کلاس درس، به فراگیری دروس به طور مجازی بپردازند. محتوای دروس، قبل از قرار گرفتن بر آموزش روی سیستم الکترونیکی، چندین بار از لحاظ اشکالات بررسی می شود، لذا دروس با کیفیت بالاتر و اشکالات کمتری عرضه خواهند شد. با بهره گرفتن از سیستم آموزش الکترونیکی، می توان در کلیه ساعات شبانه روز آموزش دیددرحالی که معلم و دانش آموز در محیط فیزیکی یکسان قرار نگرفته و جدا از یکدیگر باشند. بنابراین فناوری( صدا، تصویر، اطلاعات و چاپ) برای از بین بردن این شکاف آموزشی به کار برده می شود . این گونه برنامه ها فرصت دیگری در سطح آموزش عالی، برای بزرگسالانی که به خاطر محدودیت زمانی یا مکانی به آن دسترسی نداشته اند قرار می دهد تا اطلاعات حرفه ای خود را در موقعیت های کاری ارتقاء دهند.
واژگان کلیدی : آموزش از را دور ، دانشگاه مجازی ، فناوری آموزشی ، اهداف و اصول آموزش از راه دور ، نقد و نقد فلسفی
1-1مقدمه
آموزش از راه دور عبارت است از نوعی فرایند آموزشی که در آن تمامی یا بیشتر آموزش از طریق یاددهنده نسبت به فرد یادگیرنده فارغ از زمان و مکان انجام می گیرد، بدین مضمون که تمامی یا بخشی از ارتباط بین آموزگاران و آموزنده ها از طریق یک رسانه مصنوعی، خواه الکترونیک، خواه چاپی صورت می پذیرد. بنابرتعریف، در آموزش از راه دور ابزار نرمال یا اصلی ارتباط، فناوری است(الحسینی،1385).
تنها ورود فن آوری در سیستم آموزشی کافی نیست. بلکه میبایست اهداف آموزشی، نقش استاد و دانشجو، روشهای آموزش و یادگیری را متناسب با این
نوع نظام آموزشی تغییر داد. به عبارت واضح تر میباید در فرهنگ یادگیری تغییر اعمال نمود. زیرا گرایشها و زمینه های تاریخی- فرهنگی دانشجویان بر اهداف برنامه درسی، محتوا، فعالیتهای یادگیری، انتخاب مواد و منابع یادگیری، راهبردهای تدریس و شیوه های ارزشیابی تأثیر میگذارد. مسئله دیگر نوع برخورد جوامع و نظامهای آموزشی در پذیرش آموزشهای از راه دور و انطباق با این نوع نظام آموزشی است. فاضلی معتقد است که:”جامعه و فرهنگ ایرانی مانند دیگر جوامع تحت تاثیر ظهور فناوریهای ارتباطی و اطلاعاتی جدید در حال دیجیتالی یا الکترونیکی شدن است. هر چند در این مسیر راه را میپیماید، اما جاده انسان ایرانی در راه آینده همان بزرگراه ارتباطی الکترونیکی شدن است.” (فاضلی1387)
پینگ لیم چر[1]،بیان می کند که:”ممکن است الزامات عصری دانشگاها را به پذیرش فناوریهای جدید مجبور کند. ولی فرهنگ یادگیری در آن همچنان به روال پیشین باقی بماند. لذا تدوین سندی استراتژیک برای تأسیس دانشگاه مجازی به گونهای که مقدمات تحول پارادایم یادگیری را مهیا کند لازم است. به صورتی که هدف دانشگاه، نقش استاد و روش های یاد دهی-یادگیری در آن متناسب با الگوی مورد نظر در دانشگاه مجازی باز تعریف شود.” (پینگ لیم چر،2005، به نقل از عطاران 1383)
این پژوهش در پی آن است که با توجه به مسائل عنوان شده به نقد فلسفی اهداف آموزش از دور بپردازد.
2-1بیان مسئله
نظام آموزش از دور در ساده ترین تعریف عبارتست از : هر گونه فرایند اموزش رسمی که بین معلم و شاگرد در فاصله زمانی و مکانی اتفاق می افتد ( داوودی 1999 ص 44 – 45 ) .
اموزش از راه دور را می توان نوعی پاسخ انعطاف پذیر به نیازهای اموزشی جدید و امکانی افزوده در کنار آموزش حضوری در کشورهای مختلف جهان در عصر حاضر دانست که در عین حال خود نگرش ها و پرسش های زیادی را در عرصه تعلیم و تربیت برانگیخته است در زمینه مباحث فلسفی نیز نگرش های
این مطلب را هم اگر خواستید بخوانید :
پایان نامه بررسی رابطه بین فرهنگ سازمانی و کیفیت زندگی کاری با تعهد سازمانی - دانلود پایان نامه
جدیدی را بوجود آورده است ( حسینی 1384 ) .
آموزش از راه دور هرگونه یادگیری است که طی آن معلم و فراگیر از یکدیگر دور بوده و با بهره گرفتن از امکانات پست الکترونیکی ، ویدئویی ، تلویزیون کابلی ، رسانه ها و یا هرتکنولوژی مرتبط با اینترنت مثل تابلوی پیغام ، اتاق گفتگو و کنفرانس های کامپیوتری یا ویدئویی تعامل برقرار می کنند (جلالی ، 1381 ) .
در این حیطه علاوه بر فناوری مقوله هائی چون توانائی اساتید ، توانائی دانشجویان ، امکانات کتابخانه ای ، پشتیبانی شبکه ای ، امکانات نرم افزاری ، آموزش های مقدماتی و غیره هم مطرح است که نقش موثری دردر بهبود کیفیت آموزش و حل مشکلات عدم حضور در کلاس های درس سنتی و ارتقاء سطح روابط علمی و تحصیلی دارند ( همان) .
این نظام با ویژگی خاص فرا زمانی و فرامکانی خود به عنوان یک سبک آموزشی هدایت شده ، فراگیر محور و مبتنی بر رویکردهای جدید تعریف و در مقایسه با نظام حضوری این قابلیت را دارد که با تعداد استاد کمتر و فضای آموزشی محدودتر ، دانشجویان بیشتری را در درس های گوناگون و در مقاطع و دوره های مختلف تحت پوشش فعالیت آموزشی قرار دهد ( فراهانی ، 1380)
نظام آموزش از دور بعنوان رویکردی نو برای تکمیل امر آموزش و نه به عنوان جایگزین نظام رایج آموزشی متکی به مبانی فلسفی می باشد . این مبانی همچون پایه ها و ستون هائی عمل کرده اند که نظام آموزش از دور بر آنها استوار گردیده است . آموزش از دور در هر یک از نسل های سه گانه خود یعنی نسل اول آموزش مکاتبه ای و برنامه ای مبتنی بر متون نوشتاری و چاپی ، نسل دوم نسل متون چاپی به همراه برنامه های دیداری و شنیداری ، نسل سوم یعنی نسل تکنولوژی اطلاعات و ارتباطات اینترنتی پیرو مبانی فلسفی خاص بوده که جهت حرکت و شیوه های عمل را مشخص کرده است می توان در رویکردهائی همچون اثبات گرائی ، تفسیر گرائی ، رویکرد انتقادی به ترتیب در هر سه نسل نظام آموزش از دور مشاهده کرد( حسینی 1384 ).
برای کشف و استخراج مبانی فلسفی آموزش از دور آگاهی از فلسفه حاکم بر تعلیم و تربیت هرکشورضرورت دارد.تعیین اهداف کلی و جزئی یادگیری، به عنوان پایهی طراحی، تدوین، ارائه و ارزیابی یک رویداد آموزشی و درسی به شمار میآید. این اهداف تعریفشده به عنوان یک قرارداد ضمنی میان معلم و فراگیر به کار میروند. بیان این اهداف، به عنوان یک مرحلهی مهم در کسب تجربهی یادگیری به شمار میآید. اگرچه اهداف یادگیری برنامهریزیشده و مدون در آموزش از راه دور از طریق ارائهی محتوا ضرورتی نداشته باشد که تغییر یابد، ولی به منظور تحقق نتایج مورد نیاز، استفاده از راهبردهای جدید طراحی آموزشی لازم و ضروری به نظر میرسد.مایر[2] ( 2005)
بدیهی است که قبل از تصمیم گیری در باره مدل و رویکرد ارائه ی آموزش و حتی قبل از تعیین هدفهای اساسی آموزشی باید به مسا ئل فلسفی ,و پداگوژیکی اندیشید . بسیاری عقیده دارند که شرط اجرای موفقیت آمیز برنامه های آموزش از راه دور این است که بر پایه نتایج تحقیقات تربیتی آموزش از راه دور اهداف زیر را دنبال می کند :
-ایجاد فرصت برای فراگیرانی که فرصت تحصیل را از دست داده اند.-ایجاد فرصت های آموزشی برای کارکنان – افزایش سطح آموزشی یک جامعه از طریق کمک در جهت دسترسی به منابع اطلاعاتی جهان – بهبود کیفیت آموزشی (آموزش مرتبط با نیاز های کشور و آموزش مستمر برای شاغلین). – تقویت نیروی انسانی کارآمد از لحاظ علمی وفنی- افزایش استقلال فراگیران و انعطاف آموزشی – حذف محدودیت های زمانی و مکانی (زمانی، مقدسی،1376ص151).
برخی گزارشها حاکی از عملکرد ضعیف فناوریهای جدید در زمینه مسا ئل تربیتی است(کوپر[3]،.(2004.
ژانگ[4] (2007) استدلال می کند که در نرم افزارهای آموزشی با پافشاری بیش از حد در فراتر رفتن از مرزهای آموزش سنتی و غلبه بر روابط قدرت مدارانه در تعلیم و تربیت، از محتوای آموزشی غفلت می شود. این گفته بدین معناست که دانشجویان با بهره گرفتن از این نرم افزارها بر روابط قدرتمدارانه میان خود و استاد غلبه می کنند، اما در این فرایند محتوای درسی و تأثیرات تربیتی آن رنگ می بازد و دانشجویان مطالب با ارزش و مفیدی یاد نمی گیرند..بنابراین، توجه به مسا ئل پداگوژیکی در تولید محتوا شرط لازم (و نه کافی)برای طراحان محیط یادگیری و تولید کنندگان مواد آموزش از راه دور محسوب میشود.در طراحی برنامه های آموزش از راه دور اصول زیر را باید مد نظر قرار داد:
برقراری تعامل یکی از اهداف آموزشی است که باید دید در برنامه های آموزش از راه دور رعایت می شود یا خیر.هنگامی که یادگیرندگان با یکدیگر و با یک مربی تعامل برقرار کرده و ایدهها را به همدیگر منتقل میکنند، اطلاعات جدیدی بین خودشان رد و بدل میشود. چنین تعاملهایی پایهی یک اجتماع فراگیران را تشکیل میدهند. اگر دانشآموزان احساس کنند که آنها بخشی از جامعهی فراگیران هستند، بیشتر تمایل و انگیزه نشان خواهند داد تا راههای مناسبتری را برای حل مسائل خود و موفقیت خودشان پیدا کنند. این چالش وظیفهی مربیان آموزشی میباشد که راهبردها و فنونی را برای تشکیل چنین جوامع یادگیری و نگهداری از این جوامع در میان فراگیرانی که از نظر محدودیت زمانی و مکانی از یکدیگر جدا میشوند، تدوین کنند. .(شایان مهر،1385(.
از آنجا که آموزش از راه دور در جهان و بخصوص در ایران رونق خاصی یافته و موسسات خصوصی در جهت تاسیس آن برآمده اند . نقد و بررسی اهداف این آموزش می تواند کمک بسیاری در شناخت بهتر و استفاده بهتر از این نوع آموزش باشد . بنابر این سوال مرح می شود که آموزش از راه دور در ایران چه اهدافی را برای خود برگزیده و دارای چه نقاط ضعف و قوتی می باشد . از آنجا که تاکنون پژوهشی جامع در ارتباط با آموزش از راه دور صورت نگرفته مساله اساسی پژوهش حاضر نقد و بررسی فلسفی اهداف آموزش از راه دور می باشد .
3-1اهمیت و ضرورت تحقیق :
با ظهور و توسعه پدیده فناوری اطلاعات روند تحولات جهانی، با شتابی بیشتر با محوریت عنصر اطلاعات و دانایی در حال گسترش است . این پدیده گرچه از محیط های نظامی آغاز و به مراکز دانشگاهی منتقل شد، امادیری نپایید که عرصه های اقتصادی، تجاری وحتی سیاسی کشورها را نیز با توسعه تجارت الکترونیک و…متأثر ساخت. اینک بیش از یک دهه است که این پدیده عرصه های تحصیلی را نیز به چا لش فراخوانده است . تمایل یا تقاضای روز افزون برای تحصیلات دانشگاهی و توجه بیش از پیش به آموزش از یک طرف ، جذابیت ها و آموز ش های مبتنی بر وب از طرف دیگر، نیروی کشش فزاینده ای را برای توجه به آموزش الکترونیکی به وجود آورده است.تغییرات جهان طی دهههای اخیر( فرایند جهانی شدن) و بروز نیازهای جدید فنی و فکری در عرصههای مختلف جامعه، نگاه به تحصیلات و یادگیری را متحول و رسالت آموزش دانشگاهی را در سبز فایل تغییر داده است.امروزه دانشگاهها باید افرادی را تربیت کنند که توانایی تجزیه و تحلیل اطلاعات و مهارت حل مسأله، ارتباطی و فناورانه را داشته باشند، تا همراه با فناوری روز دنیا پیش بروند. هرچند ورود فناوریهای رایانهای به مراکز آموزشی و تأسیس مراکز آموزش از راه دور و دانشگاههای مجازی در کشور می تواند باعث پرورش چنین قابلیتهایی در دانشجویان باشد. اما به تنهایی موجب ایجاد یادگیری مؤثر نمیشود.تدوین اهداف آموزش از راه دور بدون در نظر گرفتن عوامل روانشناختی و پداگوژی و فلسفی نمی تواند ارتقای آموزشی و رشد فراگیران را در پی داشته باشد. لذا ضرورت داشت در پژوهشی به نقد و بررسی اهداف آموزش از راه دور با دیدی فلسفی پرداخت.
جنبه نظری مبین اهمیت و ضرورت انجام پژوهش حاضر عبارت است از :
فصل اول
کلیات طرح پژوهش
1-1- مقدمه
نقش آموزش، در رشد هر جامعه ای نقشی کلیدی است. آشنایی با دستاوردهای تکنولوژیک و شیوههای بهرهگیری از آنها مقدماتی ترین مبانی آموزش است. با اینحال در کنار این آشنا سازی هدفی دیگر نیز تعقیب میشود و آن ایجاد تغییر در نگرش ابزاری مدیران سازمانها نسبت به انسان است، به نحوی که مدیران به انسان به عنوان عامل اصلی و غایتنهایی همه کوششها و پویشها نگاه کنند. زیرا متاسفانه بینش امروز آموزش بر این مبنا بنیاد گرفته است که انسان تکنولوژیک عاری از از عواطف و تعهدات انسانی و ابزاری خطرناک برای خود، جامعه خود و جهانی است که در آن زندگی میکند. همه اهتمام صنعت نفت در آموزش مدیران خود این است که نگرش انسانی به انسانها را در مدیران و کارگزاران خود جاری و نهادینه گرداند. (طرفی، 1383).
صنعت نفت در مقایسه با بسیاری از از صنایع چون صنایع فلزی، چوبی و صنایع مستظرفه پدیده جدیدی است، که عمر آن بیش از یک صد سال نمیگذرد، بنابراین بسیاری وجوه آن، از اکتشاف گرفته تا استحصال. . . ، انتقال پالایش و صدور، برای دست اندرکاران خود متضمن مسایلی بکر و بدیع است و به خاطر همین خصیصه بداعت و نو بودن ناگزیر باید کارکنان خود را از هر سطحی از گروه های کاری و در انواع فعالیتها با دانش و مهارتهای روز آشنا کند و آنها را برای تحقق اهداف روز آمد خود تربیت و آماده نماید. از سوی دیگر با توجه به پیچیدگیهای موجود در کار این صنعت و با عنایت به تحولات و اختراعات اکتشافاتی که در جهان امروز و در کلیه مراحل صنعت نفت به وقوع میپیوندد، به افرادی کارآمد و پرتوان نیاز دارد تا ضمن آشنایی با دستاوردهای نوین دانش و تکنو لوژی، ابداعات و عناصر تازهای را بر این تازهها بیفزاید و طرحی نو در افکند که در آن صنعت نفت کشور قوام و قوتی دیگر گیرد و از استعداد آنان به وجهی مطلوب بهره گرفته شود. در عین حال پاسخ مقتضی به نیازهای کارکنان کار آموخته و آموزش دیده، نیزضرورت خواهد داشت تا با ارتقاء انگیزه و دلبستگی سازمانی آنان، از کشانده شدن آنها به سمت دیگر صنایع یا کشورهای پر جاذبه جلوگیری شود. تنوع فعالیتها در عرصه صنعت نفت و ورود شیوههای جدید و راهبردهای نو در این صنعت، ظهور و زمینههای جدید آموزشی را اجتناب ناپذیر کرده است. (طرفی، 1383).
1-2- بیان مساله تحقیق:
سرمایه گذاری در آموزش کارکنان روندی افزایشی داشته و سازمانها به طور روز افزون بر گسترش فعالیتهای آموزشی و فراهم سازی فرصتهای یادگیری برای کلیه کارکنان در سطوح متفاوت سازمانی تأکید ورزیدهاند، و هم زمان با افزایش توجه به آموزش، انتظارات و توقعات نیز از آن ارتقاء یافته است. اگر در گذشته برگزاری دورههای آموزشی و شرکت دادن کارکنان در آنها اقناع کننده به نظر میرسید، امروزه از آموزش انتظار میرود که بتواند تغییرات رفتاری مطلوب را در کارکنان ایجاد کند و از این رهگذر تحقق اهداف سازمانی تسهیل یابد (قهرمانی، 1382).
ارزشیابی آموزشی یکی از چالشزاترین و بحث انگیزترین حوزههای معرفت بشری است زیرا همان طور که از نام آن آشکار است، درگیر چگونگیهای ارزشی و داوریهای مبتنی بر ارزشها است و هم از این رو در کمتر زمینه این حوزه در بین صاحبنظران اتفاق نظر وجود دارد. نگاهی گذرا بر مفاهیم مقدماتی ارزشیابی آموزشی نشان میدهد که به تعداد متخصصان این رشته، تعریف و برداشت متفاوت از ارزشیابی آموزشی ارائه شده است. این پیچیدگی هنگامی فزونی می یابد که ارزشیابی را در قلمرویی چون اثربخشی آموزش مورد توجه قرار دهیم. ظرایف و پیچیدگیهای ارزشیابی تا بدان حد است که پرداختن به آن به یک دشواری جدی تبدیل شده است و تعداد آثار اندکی که در این زمینه منتشر شده است، خود گواه بر این ادعاست. از سوی دیگر وضعیتها و
ظرافتهای ارزشیابی اثربخشی آموزش در سازمانها دارای پیام جدی و رهگشا است که نمیتوان و نباید بدون داشتن یک مبنای علمی و نظری، و روشن سازی جهت گیریهای زیر بنایی، وارد عرصه ارزشیابی اثربخشی از دورههای آموزش شد و تنها با تهیه و تنظیم فرمها و بررسیهای فاقد جهت گیری منطقی، دورههای آموزشی را مورد نقد و بررسی قرار داد. (فتحی، 1384) تعیین دقیق اثرات و نتایج یک دوره آموزشی بر شرکت کنندگان و تعیین دقیق نحوه عملکرد آنها در بازگشت به محل کار خود در سازمان، فرایندی است پیچیده و مشکل و گاه مبتنی بر قضاوتهای ذهنی کسانی است که هر چند در تهیه و اجرای ظاهراً موفقیت آمیز یک دوره آموزشی کوشش بسیار بعمل میآورند، اما کم تر به آثار و نتایج عملی دوره آموزشی توجه دارند (کنستانتین و دیگران، 2005).
یک برنامه آموزشی، تنها زمانی میتواند ارزشمندی خود را توجیه کند که شواهد قابل اطمینان و معتبری در مورد تأثیر آموزش بر بهبود عملکرد شرکت کنندگان عرضه کند. این امر به جنبه مهمی از آموزش و ارزشیابی آموزش اشاره دارد که معمولاً از آن با عنوان «اثربخشی آموزش» یا «ارزیابی اثربخشی آموزش» یاد میشود (قهرمانی، 1382).
1-3- اهمیت و ضرورت انجام تحقیق:
درجهان امروز نیروهای انسانی در بخشهای مختلف صنعتی/ تجاری/ خدماتی و دولتی اشتغال دارند و برای نیازهای جامعه تلاش مینمایند. بدیهی است که نیروهای انسانی- که مهمترین عنصر در رشد و توسعه هرجامعهای هستند- برای انجام وظایف محوله خویش به دانش و مهارتهای گوناگونی نیاز دارند. به همین دلیل نیاز به آموزش این منابع بعنوان یکی از اساسیترین مباحث، مطرح شده و جایگاه ویژه ای مییابد.
امروزه آموزش و بهسازی نیروهای سازمانی یکی از از ارکان مدیریت است و بدون آن، سازمان برای رسیدن به اهداف و مقاصد خود ناتوان خواهد بود.
این مطلب را هم اگر خواستید بخوانید :
اهمیت و ضرورت آموزش در سازمانها از یک طرف و لزوم کارایی و اثر بخشی در انجام این وظایف آموزشی از طرف دیگر ضرورت توجه به آموزش و نحوه اجرای آنرا مشخص می کند.
طی دهههای گذشته سرمایه گذاری در آموزش کارکنان روندی افزایشی داشته و سازمانها به طور روز افزونی بر گسترش فعالیتهای آموزشی و فراهم سازی فرصتهای یادگیری برای کلیه کارکنان در سطوح متفاوت تأکید ورزیدهاند (قهرمانی، 1382). سازمانها آموزش و توسعه منابع انسانی را از حیاتیترین وظایف خود و راه بهسازی سازمان تلقی میکنند (ساکی، 1377).
سالانه سازمانها مبالغ هنگفتی را برای آموزش مهارتهای خاص صرف میکنند بدون این که اثربخشی آنها به طور مطلوب اندازه گیری شود یا سیستم بازخورد مناسبی وجود داشته باشد. متأسفانه در بسیاری از موارد سیستم اثر بخشی اصلاً وجود ندارد یا بسیار پراکنده و بی نظم است (بارکر[1]، 1999).
ابیلی یاد آور می شود که هرگونه بیتوجهی و سهل انگاری در ارزشیابی دورههای آموزشی موجب خواهد شد که آن دورهها بصورت اقدامی تفننی برای کارکنان و یا تلاش برای استفاده از مزایای آن درآید (ابیلی، 1386). از طریق تعیین میزان اثربخشی عملیات آموزشی میتوان قضاوت کرد که عملکرد برنامه آموزشی تا چه اندازه مطلوبیت دارد و تا چه اندازه باید بهبود یابد. اما به طور کلی دلایل تعیین اثر بخشی برنامههای آموزشی عبارتند از:
تعیین بازده آموزش: عمدهترین هدف آموزش و بهسازی نیروی انسانی توسعه سرمایه انسانی در سازمانهاست. ره آورد فعالیتهای آموزشی افزایش و ایجاد دانش و مهارتهای سرمایهای یا واسطهای است. بدین معنا که دانش یا مهارتهای اکتسابی در فرایند آموزش به خودی خود قابل مصرف نیستند، بلکه آنها ویژگی ها یا عوامل لازم برای افزایش کارایی و اثربخشی عملیات هستند.
ارتقاء کیفیت آموزش: اخیراً بحث کیفیت آموزش به موضوع مهمی تبدیل شده است. کیفیت در رابطه با آرمانها و شرایط مطلوب هر سازمان و واحدهای تابعه آن مطرح است. بر این اساس یک برنامه آموزشی با کیفیت، برنامهای است که به روشنی مأموریت و اهداف خود را مطابق نیازها و انتظارات مشتری بیان کرده و در تحقق آن اثربخش و کارآمد باشد.
توسعه اعتماد جمعی: پیگیری و مورد چالش قرار دادن اثرات برنامه آموزشی به سه طریق می تواند در خصوص فعالیتهای آموزشی نگرش مثبت ایجاد کند. اولاً بخشی از رسالت عمده برنامههای آموزشی توسعه حرفهای و پرورش قابلیتهای فکری و عملی جدید در اعضای سازمان است. ثانیاً، مطالعات هاثورن نشان داده است که وقتی فعالیتها و نتایج تلاشهای افراد مورد نظر واقع شده و به نقطه نظراتشان ترتیب اثر داده میشود، دلگرمی، اعتماد و رضایت آنان بهبود مییابد و میتواند موجب انگیزش درونی در خصوص وظایف محوله گردد. ثالثاً، برنامههای آموزشی همانند دیگر برنامههای سازمانی دارای فرایند منظم و علمی هستند. غفلت و کم توجهی به هر یک از بخشها یا مراحل، زمینه نا کامی و عقیم گذاری برنامهها را فراهم خواهد ساخت.
با این همه باید اعتراف کرد که بحث ارزشیابی و تلاش و واکاوی نتایج و تبعات حاصل از اجرای برنامههای آموزشی در تمام سازمانها مجال ظهور نمی یابد و طرح این پرسش که به راستی به چه میزان منابع صرف شده برای دورهها دارای ثمرات و نتایج اثربخش بوده است. تابع میزان بلوغ علمی واحدهای آموزشی در سازمانهای پویا میباشد (فتحی، 1384).
با توجه به موارد فوق و در نظر گرفتن اهمیت دورههای آموزشی، شرکت بهره برداری نفت و گاز گچساران به منظور برآوردن نیازهای آموزشی نیروی انسانی خود اقدام به برگزاری دورههای آموزشی می کند که این تحقیق به منظور تعیین اثربخشی دورههای آموزشی مذکور اجرا گردیده است .
1-4- اهداف تحقیق:
الف- هدف کلی
این پژوهش دارای دو هدف کلی میباشد.
فصل اول:
کلیات پژوهش
1-1مقدمه:
سعادت به عنوان یک آرمان برای همه انسان ها مطرح است و بشر در تمام قرون و اعصار همواره برای دستیابی به سعادت در تلاش و تکاپو بوده است. اینکه سعادت چیست؟ و راه دستیابی به آن کدام است؟ یکی از مسائل مهم و چالش برانگیز در فلسفه اخلاق است. می توان گفت از زمانی که فلسفه اخلاق وجود داشته بحث از سعادت و کمال انسان هم مطرح بوده است. ذهن غایت نگر انسان ناخواسته مجبور به ادراک تصور سعادت است. هیچ دستگاه فلسفی اخلاقی هرگز منکر وجود و حضور سعادت نمی شود؛ زیرا با از بین رفتن مفهوم سعادت، غایت فلسفه اخلاق از بین رفته و این فلسفه کارکرد خود را از دست می دهد. مکاتب مختلف بسته به جهانبینی های متفاوت خود هر یک به گونه ای به تفسیر و تعریف سعادت پرداخته اند. اما اکثر فیلسوفان و اندیشمندان در این نکته اتفاق نظر دارند که سعادت ، مطلوب نهایی و کمال واقعی انسان است و اینکه همه انسانها طالب سعادت بوده و به سوی آنچه سعادت می پندارند در حرکتند. همین طور آدمی به تجربه دریافته است که تربیت و تهذیب راه اصلی و عامل مهم سامان بخش زندگی و دستیابی به سعادت است . اما از این نکته نیز نباید غافل بودکه، اینکه تعریف سعادت چگونه باشد می تواند نقش مهمی در راه و روش زندگی و تربیت افراد داشته باشد . در اسلام علم اخلاق و مسائل مربوط به اخلاقیات از جمله مهمترین علوم به حساب می آیند. اخلاق از دیدگاه اسلام، افزون بر اینکه در کنار اعتقادات و احکام فقهی به عنوان یکی از سه پایه اساسی معارف دینی مطرح است، راه زندگی درست و خداپسندانه و شیوه صحیح حرکت به سوی کمال و سعادت و ارتباط با خدای متعال را تعلیم می دهد. (مصباح یزدی،1381: 29) علامه طباطبایی ره به عنوان یکی از بزرگترین علمای اسلامی، در آثار خود بحثی مفصل درباره مسائل مربوط به فلسفه اخلاق اسلامی ارائه داده است. از طرفی فلاسفه غرب به فراخور جهان بینی های مختلف خویش، هریک به مسئله چیستی اخلاق و سعادت انسان پاسخ می دهند. نظریات ایمانوئل کانت به عنوان مشهورترین فیلسوف اخلاقی غرب به نمایندگی از طرف فلاسفه غربی در باب اخلاقیات و مسائل مربوط به آن از جایگاه ویژه ای برخوردار است که می توان مورد بررسی قرار داد.
به همین سبب در این پژوهش از میان دیدگاه های فلسفی مختلف در مورد سعادت در اخلاق و به تبع آن در تربیت اخلاقی تطبیق میان دیدگاه فیلسوف اخلاقی معروف مغرب زمین ایمانوئل کانت و عالم و اندیشمند بزرگ اسلامی معاصر علامه طباطبایی ره انجام گرفته است.
1-2بیان مسأله :
اهمیت اخلاق و تربیت و تهذیب دل های آدمیان بر کسی پوشیده نیست. «یکی از عوامل مهم بهره مندی از سعادت دنیوی و اخروی اخلاق نیک و زدودن زشتی ها و آراستگی به خوبی هاست . پس از اعتقاد به خدا و پیامبر صلی الله علیه و آله اخلاق مهمترین مسئله از دیدگاه اسلام است. سستی در تزکیه اخلاق چه بسا موجب از دست رفتن اعتقادات آدمیان شود».(مصباح یزدی،1380: 28) مباحث مربوط به اخلاق وفلسفه اخلاق از جمله مسائلی است که در طی قرون واعصار اندیشمندان مختلف به آن پرداخته اند و هرکدام بر اساس دیدگاه خود برای آن هدف یا اهدافی تعیین نموده اند.علم اخلاق علمی است که عمری به قدمت بشریت دارد و همزمان با پیدایش آن مسئله تربیت وپرورش آن نیز مطرح بوده است. تا جائیکه «در هم تنیدگی فرایند تربیت و اخلاق موجب شد که مرز مشخصی در گذشته میان این دو تصویر نشود و فرایند تربیت با اخلاق همسان پنداشته شوند و اخلاقی بودن به مثابه تربیت یافتگی انگاشته شود .» (بهشتی، 1381) تربیت اخلاقی در جهان معاصر بسیار مهم دانسته شده تا جائی که پاره ای از دانشوران تعلیم و تربیت در مغرب زمین قرن بیستم را قرن تربیت اخلاقی نامیده اند. (همان ) امروزه بحران معنوی و اخلاقی حاکم بر جوامع بشری به خصوص در کشورهای پیشرفته و صنعتی غرب از یک طرف و مشخص نبودن مرزهای تعلیم و تربیت و تربیت اخلاقی و نظامهای تربیت در جوامع اسلامی از طرف دیگر، بحث و بررسی پیرامون اهداف، معیارها و شیوه های تربیت اخلاقی را بیش از پیش ضروری می سازد. از طرفی این امر بدیهی است که «تعلیم و تربیت امری پیچیده؛ پردامنه و وقتگیر است. برای اقدام به این کار خطیر اولین گام تعیین اهدافی است که قصد داریم به آنها برسیم و رسیدن به این اهداف مستلزم استفاده از روشهاست. آگاهی از روشها و اهداف تعلیم و تربیت بویژه تربیت اخلاقی مستلزم شناخت آراء مربیان و فیلسوفان بزرگ است.» (خارستانی و همکاران،1391)
از زمانى که انسان پا به عرصهى وجود گذاشت و خود را شناخت در این اندیشه بوده که سعادت و خوش بختى را چه وقت و در چه چیز خواهد یافت. در این ارتباط مکاتب و نظریات گوناگون براى پاسخ گویى به این ابهام و سؤال پا به عرصهى وجود گذاشتند و هر یک به گونهاى انسان را تفسیر کردند، و تصویرى از سعادت ارائه دادند. بیشتر فیلسوفانى که درباره اخلاق قلم زدهاند، در حد توان خویش راجع به نوع زندگى و براى دستیافتن به سعادت – زندگىاى شرافتمندانه و سعادتمندانه – اتفاق نظر دارند. و مبانى اخلاق نظرى بسیارى از محققان و فلاسفه علم اخلاق بر اساس سعادت بنا نهاده شده است.( لطیفى،1387)
یکى از مفاهیم مهم در اخلاق و فلسفه اخلاق، و به تبع آن در تربیت اخلاقی مفهوم سعادت است. «واژه سعادت از دیرباز نقشى اساسى در اخلاق و فلسفه اخلاق داشته است مکاتب مختلف یونان باستان هر یک بگونه هاى خاص این مفهوم را در نظام اخلاقى خود جاى داده و کارکردى ویژه براى آن در نظر گرفته
اند.»(فتحعلی،1374)« موضوع سعادت و بحث پیرامون آن از مهمترین مباحث در اخلاق و فلسفه می باشد ولذا تمامی مکاتب الهی وبشری از یونان قدیم تا غرب جدید و از حکما واندیشمندان اسلامی تا بزرگان معاصر درباره آن مباحثی را عرضه نموده اند.» (رمضانی،1387: 383) ارسطو، اودایمونیا (سعادت) را اصل دوم اخلاق میداند و نظام اخلاقی خود را بر محور آن سامان میدهد. فهم عرف برای او مهم است و بحث سعادت را هم از فهم عرف شروع و با بهره گرفتن از تحلیل لغوی نشان میدهد که سعادت ، نوعی فعالیت است.(جوادی،1378) «در قرن هجدهم ونوزدهم تصویر نوینی از مفهوم سعادت توسط فلاسفه ودانشیان غرب بدست آمده است از جمله در نظریات فیلسوف مشهور اخلاقی، ایمانوئل کانت که با ارائه تصویر جدیدی از مفهوم سعادت وفضیلت ضمن نقدی بر اندیشه های پیشین بر اندیشه اخلاقی بعد از خود نیز تاثیر شگرفی گذاشت.»(لطیفی،1387)
«در نظام اخلاقى اسلام نیز مفهوم سعادت مفهومی کلیدى ومحورى است که هرچند تشابهات بسیارى با دیگر مفاهیم این واژه در نظریه هاى اخلاقى گذشته دارد ولى تفاوتى بزرگ نیز دارد که سبب شده تا فلسفه اخلاق اسلامى از این حیث نیز ویژگى خاص و ممتاز داشته باشد.» (فتحعلی،1374) در فلسفه اسلامی مساله کمال و سعادت مطرح است «بوعلی سینا» در «اشارات » و برخی دیگر آن را مطرح کرده اند آنان معتقدند که سعادت از کمال و کمال را از سعادت نمی توان تفکیک نمود.(حقانی زنجانی،1388) در اصل « دیدگاه فیلسوفان مسلمان در خصوص سعادت متاثر از تعالیم دینی است و فلاسفه در زمینه سعادت اختلاف نظر خاصی ندارند و آراء برخی از فیلسوفان یونان با آراء فیلسوفان مسلمان در خصوص سعادت سازگار است.»(مطهری،1381) در میان اندیشمندان اسلامی معاصر می توان از علامه طباطبایی ره نام برد که از برجستگیهای اندیشه ایشان توجه به مباحث فلسفه اخلاق بوده است. اندیشه های اخلاقی علامه عمدتا در کتابهای “المیزان ” ، “نهایه الحکمه” و “اصول فلسفه وروش رئالیسم” بیان شده است که در میان اندیشمندان و پژوهشگران اسلامی حائز اهمیت بسیار است. علامه طباطبایی در کتاب المیزان خود بر اساس تفسیری که از آیات قرآن بدست می دهد به تعریفی دقیق از سعادت می پردازد که مورد توجه بسیاری از پژوهشگران حوزه اخلاق بوده است.
فتحعلی (1374) در مقاله خود به پیشینه مفهوم سعادت در میان فلاسفه یونان و غرب و فلاسفه اسلامی می پردازد . گودرزی،(1388) در پایان نامه اش از حیث عقلی به فرموده های دو فیلسوف عقل نگر شیخ الرئیس ابن سینا وعلامه طباطبایی و از حیث نقلی به آیات الهی و روایات معصومین علیهم السلام در مورد سعادت حقیقی ولایق شان انسان به بحث می پردازد. یعقوبی (1392) در مقاله ای سعادت را از دیدگاه ملا صدرا وعلامه طباطبایی مورد بررسی قرار
این مطلب را هم اگر خواستید بخوانید :
منابع پایان نامه و مقاله با موضوع : بازاریابی بر ارزش ویژه برند
میدهد. لطیفی (1387) در مقاله خود این مفهوم را از زاویه دید ارسطو و علامه نراقی پی گیر می شود . در رابطه با مقایسه های صورت گرفته بین کانت و علامه طباطبایی ، تارتار(1386) در پایان نامه اش به سه پرسش درباره نقش و دخالت دین در اخلاق از منظر علامه طباطبایی وکانت این دو پاسخ می دهد. اسدی واکبریان (1392) به این مسئله پاسخ میگویند که شیء فینفسه، پدیدار، و ارتباط میان این دو در فلسفۀ کانت و علامه طباطبایی چگونه تبیین میشوند و دیدگاه علامه طباطبایی چگونه میتواند چالشهای موجود در فلسفۀ کانت را پاسخ دهد؟ فولادی و غرویان (1390) در مقاله خود بیان می دارند که اختلاف کانت و علامه طباطبایی در مباحث خداشناسی ریشه در اختلاف آنان درباره عقل و منابع معرفتی است.
در این پژوهش سعی بر این است که پس از بررسی نظریات کانت فیلسوف اخلاقی قرن هجدهم و علامه طباطبایی ره عالم و اندیشمند اسلامی معاصر در باب مفهوم وجایگاه سعادت در اخلاق به این سوال پاسخ داده شود که : نقاط اشتراک و افتراق بین اندیشه های این دو متفکر درمورد مفهوم و جایگاه سعادت در تربیت اخلاقی چیست؟
1-3 اهمیت و ضرورت پژوهش
اهمیت وضرورت نظری:
– تبیین وتوسعه مبانی نظری در حوزه تربیت اخلاقی
– شناسایی مفهوم سعادت در اخلاق وتربیت
اهمیت وضرورت عملی:
– مساعدت و یاری پژوهشگران حوزه اخلاق و تربیت جهت پژوهش و تحقیق بیشتر در زمینه مفهوم سعادت در اخلاق
1-4 اهداف پژوهش
هدف کلی: شناسایی وتطبیق مفهوم وجایگاه سعادت در تربیت اخلاقی از نظر کانت وعلامه طباطبایی
اهداف جزئی:
– بیان مفهوم سعادت از نظر کانت
– بیان مفهوم سعادت از نظر علامه طباطبایی