فهرست نمودار
نمودار4-1-1 نمودار جنسیت به تفکیک ………………………………………………………………………………………………………………..59 نمودار4-1-2 سطح تحصیلات …………………………………………………………………………………………………………………………….60
نمودار4-1-3 وضعیت تاهل …………………………………………………………………………………………………………………………………61
نمودار4-1-4 توزیع براساس سن …………………………………………………………………………………………………………………………62
نمودار4-1-5 نمودار توزیع تابعیت ………………………………………………………………………………………………………………………63
چکیده
هدف از انجام این پژوهش بررسی تاثیر برند بر تصمیم گیری و رفتار خرید مشریان براساس مدل(CBBE) می باشد. به همین منظور یک فرضیه اصلی و چهار فرضیه فرعی مورد بررسی قرار گرفت. جامعه آماری تحقیق شامل کلیه مشتریان شعب بانک تجارت شهرستان بویراحمد می باشد. که به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای تعداد 95 بعنوان گروه نمونه در نظر گرفته شد.داده های مورد نیاز به کمک ابزار پرسشنامه گردآوری شده است. که برای تهیه پرسشنامه ابتدا متغیرهای فرضیه تعیین گردید، سپس براساس این متغیرها شاخص هایی تعیین شد.بنابراین سنجش تاثیر برند براساس پرسشنامه انجام گرفت. برای تجزیه و تحلیل داده های آماری علاوه بر شاخص ها و جداول فراوانی از آزمونهای تحلیل رگرسیون چندگانه و همبستگی استفاده شد.نتایج نشان می دهد که بین برند و رفتار خرید مشتریان ارتباط معنا داری وجود دارد. یعنی هرچه برند شناخته شده تر باشد مشتریانی که از آن برند استفاده می کنند بیشتر است. تبلیغات و وفاداری به برند بر تصویر ذهنی مشتریان بانک تجارت تاثیر دارد. سطح بالایی از معناداری را دارد، که نشان دهنده تاثیر تبلیغات و وفاداری مشتریان بر انتخاب برند بانک تجارت می باشد. کیفیت ادراک کننده بر گستردگی شعب بانک تجارت تاثیر گذار است و این فرضیه از سطح معنا داری برخوردار است. تاثیر یرند بر تصویر ذهنی مشتریان مورد بررسی قرار گرفت که با توجه به سطح معنا داری (P<0/001) مورد تایید قرار گرفت.یعنی برند بر ذهن مشتریان برای انتخاب یک برند(بانک تجارت) تاثیرگذار می باشد. تاثیر برند بر گستردگی شعب بانک تجارت در سطح معنا داری ( (P<0/001مورد تایید قرار گرفت. بنابراین گستردگی شعب به شناخته بودن برند بستگی دارد که به تبع آن هرچه برند معتبرتر باشد مشتریان بانک بیشتر می باشد. لذا بانک نیاز به ایجاد شعب بیشتری برای جوابگویی مشتریان را داراست.
کلید واژه:برند، مشتریان،مصرف کننده، تصمیم گیری
فصل اول
کلیات تحقیق
1-1 بیان مسئله
نام تجاری از جمله دارایی های نامشهود هر شرکت است که منبع بالاترین ارزش هاست. امروزه سرمایه اصلی بسیاری از کسب و کارها نام تجاری آنها است، نامی که سابقه آن نزد عموم، یکی از ارزش های پایدار است. البته ارزش پایدار بدین منظور که،برند همیشه معرف یک محصول می باشد.برای دهه ها ارزش شرکت ها بر حسب املاک، تجهیزات، کارخانه ها و دارایی های مشهود اندازه گیری می شد. اما در حال حاضر به این نتیجه رسیده اند که ارزش واقعی یک شرکت، جایی بیرون از آن، یعنی در ذهن مشتریان بالقوه و بالفعل قرار دارد.
تمایز میان نام تجاری و محصول بنیادین است، به گفته استون کینگ محصولات آن چیزهایی هستند که شرکتها می سازند و آنچه مشتری می خرد، نام تجاری یا همان برند است. برندها اغلب به عنوان یکی از ارزشمندترین دارایی های سازمان به شمار می رود (باروایز،1993)
امروزه دیگر برند تنها یک ابزار کارآمد در دست مدیران نیست، بلکه یک الزام استراتژیک است که سازمانها را در جهت خلق ارزش بیشتر برای مشتریان و همچنین ایجاد مزیتهای رقابتی پایدار کمک می سازد. زمانی که یک کالا برند می شود نسبت به، زمانی که برند نبوده، ارزشمندتر می شود و از این ارزش بیشتر به عنوان ارزش ویژه برند یاد می شود (کلر،1993).وقتی یک برند به برند برتر تبدیل می شود، خریداران هدف در برابر آن کالا مثبت عمل می کنند، به طور مثال بهای بیشتری برای آن کالا پرداخت می کنند، به کرات آن کالا را خریداری می کنند، مشغول رفتارهای شایعه آمیز، سرگرم کننده و ….. می شوند(کلر،2008). همچنین می تواند به درآمد بیشتر، هزینه های پایین تر و سود بالاتری منجر شود و اثرات مستقیمی بر توانایی سازمان در اتخاذ تصمیمات مناسب در مورد افزایش قیمت محصولات، اثربخشی ارتباطات بازاریابی و موفقیت در توسعه تجاری داشته باشد (کلر،2003).از این لحاظ یک شرکت می تواند با هر چه قوی تر کردن آن برند، موقعیت رقابتی اش را بهبود بخشد و عملکرد مالی را افزایش دهد.
اندیشمندان از معنای ارزش ویژه برند برداشت های گوناگونی داشته اند، برخی آن را ارزش افزوده نام برند به محصول، وفاداری به برند، شناخت برند، آگاهی از برند، کیفیت ادارکی ، مطلوبیت افزوده شده،تغییرات رفتاری ناشی از شناخت برند و … تعریف کرده اند. برخی از اندیشمندان، کاربرد واژه ارزش ویژه برند را به مفهوم ارزیابی مفاهیم ذهنی مشتریان و برخی دیگر آن را مفاهیم رفتاری می دانند. به عبارت دیگر، ارزش ویژه برند به دو دسته طبقه
این مطلب را هم اگر خواستید بخوانید :
کاربرد قاعده اتلاف:/پایان نامه قانون جدید اخذ جرائم
بندی می شود: آنهایی که شامل ادراکات می باشد (همچون آگاهی از برند، تداعی برند و کیفیت ادراک شده)و آنهایی که شامل رفتار مشتری می باشد (همچون وفاداری به برند و تمرکز بر تفاوت های قیمتی) مییرز،2003). مطابق تعریف آکر ارزش ویژه برند تفاوت قیمتی را که یک برند قوی در مقایسه با یک برند متوسط در فروش خود جذب می کند را نشان می دهد.
اخیراً محققان بیان کرده اند بایستی چگونگی ارتباط برقرار کردن مصرف کنندگان با برند که همانند ارتباط برقرار کردن آنها در زندگی شخصی شان است،بررسی شود (رادولف و همکاران،2006).یعنی بایستی باید به بعد شناختی و ادراکی آنها توجه شود.
بدون شک صنعت بانکداری به عنوان یکی از پایه های گران سنگ اقتصاد هر کشور شناخته می شود.پویایی، اثربخشی و توانمندی نظام بانکی، نه تنها فضای کسب و کار بانکها را منتفع می سازد، بلکه تاثیرات بسیاری بر محیط خارجی (محیط کلان اقتصادی و بازرگانی) می گذارد. دستیابی به اهداف اقتصادی دولتها بدون یاری نظام بانکی عملاً امری غیر ممکن است و به همین دلیل است که تدوین قسمتی از سیاستهای مالی، پولی، اقتصادی و بازرگانی با توجه به شرایط و وضعیت بانکها و … صورت می گیرد. این عوامل از یکسو و افزایش روز افزون رقابت پذیری بین بانکها با توجه به ورود بانکهای جدید به این عرصه و با توجه به اهداف بانک تجارت، مطالعه وضعیت فعلی ارزش نام و نشان تجاری به عنوان یک شاخص ارزش ساز در ذهن مشتریان می تواند بانک مورد مطالعه را در این خصوص راهنمایی کند. برتر بودن برند نه تنها به عنوان یک شاخص در تبیین ارزش مالی فعلی سازمان مطرح می شود، بلکه می تواند به عنوان یکی ازشاخصهای زمینه ساز و اثربخش در فعالیتهای آتی سازمان بیان گردد.
لازم به ذکر است که اهمیت برند محدود به مسائل گفته شده نیست و می تواند به عنوان راهنمایی جهت برنامه ریزی و تصمیم گیری های آتی مدیران سازمان مطرح گردد. مسائلی چون سنجش میزان وفاداری مشتریان، عکس العمل های کششی در قبال تغییر قیمت، ارزیابی نگرش های بازار و …. از مطالعه برند استخراج می شود.
1-2 تشریح و بیان موضوع
بیگمان برند و نحوه نامگذاری آن بر تصمیم گیری و نحوه خرید مشتریان تاثیر بسزایی دارد.بنابراین شرکت در نحوه انتخاب نام محصولات از آن جهت ک تاثیر بسزایی بر رفتار خرید مشتری دارد دقت زیادی بعمل می آورد. این امر ممکن است زمان زیادی صرف کند.مشتری با دیدن برند شرکت یک تصویر ذهنی از آن تداعی می کند که خود به خود به تصمیم گیری مشتری جهت میدهد.
در سال 2004 آقای نت مایر و همکاران مدل CBBE را با ارتقاء مدلهای آقایان آکر و کلر ارائه نمودند. این تیم تحقیقاتی برای اندازه گیری ارزش ویژه برندمدلی دو بعدی را ارائه نمودند: وجوه مرکزی / اولیه تاثیر گذار بر ارزش ویژه برند و پیوندهای مرتبط با برند. هر کدام از این دو بعد متشکل از شاخصه هایی به طور کامل ارائه شده اند. هر دو بعد در جهت ایجاد میل به خرید و در نهایت انجام خرید تاثیر گذار هستند.وجوه اولیه شامل شاخصهای رفتاری بوده و وجوه پیوندی متشکل از نگرشهای مصرف کنندگان هستند.
وجوه اولیه شامل کیفیت اداراک شده برند ، ارزش ادراک شده برندبراساس هزینه ، منحصر به فرد بودن و تمایل جهت پرداخت مبلغ بالاتر هستند. اما پیوندهای مرتبط با برند مجموعه نگرشها و دیدگاه های مصرف کنندگان هستند که در طی مصرف و در معرض فعالیتهای ترویجی قرار گرفتن، شکل می گیرند.شاخصهایی چون آگاهی از برند، آشنایی با برند ، محبوبیت برند ، پیوندهای سازمانی و پایداری تصویر برند در این دسته قرار می گیرند. این دو بعد در مجموع موجبات تصمیم گیری و ایجاد میل و رغبت به خرید را فراهم نموده و فرایند خرید ناشی از آنهاست.
1-3 ضرورت انجام تحقیق
شرکتها امروزه مجبورند برای دستیابی به موفقیت از سد موانع بیشماری بگذرند.مبحث مدیریت برند یکی از عوامل ایجاد موفقیت برای شرکتها می باشد که مورد توجه قرار گرفته است.مطالعات صورت گرفته در این حوزه دلالت بر این موضوع دارد که برند بر عملکرد،سطح سود آوری،ارزش کسب وکار،کاهش هزینه ها،عدم اطمینان و… تاثیر می گذارد.
مدیریت برند یکی از ابزارهای کارامد در دست مدیران بازاریابی در خصوص تدوین استراتژی ها و برنامه های بازاریابی است. یکی از معروفترین و مهمترین مفاهیم بازاریابی اثرگذار، ارزش ویژه برند می باشد که سازمان را در جهت شناسایی هر چه بهتر موقعیت رقابتی خود یاری ، می رساند.
با توجه به اینکه کشور ما یکی از کشورهای در حال توسعه است، انجام پژوهش های گوناگون در زمینه مدیریت برند و بازاریابی جهت توسعه و پیشرفت صنعت و تجارت لازم و ضروری به نظر می رسد. رقابت سالم و موفق در چنین صنعتی، یکی از عوامل موثر در رشد آن به حساب می آید. همچنین آشکار است که سازمان های موجود در صنعت بانکداری ایران، دارای سبد خدمات به شدت یکسانی هستند. لذا تاثیر تفکرات و ذهنیت ها، بر رفتار مشتریان به شدت بالا است. بنابراین یکی از اثربخش ترین استراتژی ها برای رقابت در یک چنین صنعتی، ایجاد ذهنیتی مطلوب نسبت به برند در ذهن مخاطباناست.
اهمیت این مفهوم در صنعت بانکداری ایران، با ورود بانک های خصوصی به عرصه بانکداری، نیز نمایان شده است. بنابراین تمامی بانک ها در ایران و از جمله بانک تجارت در جهت افزایش سهم بازار و توسعه برنامه آتی و حفظ مشتریان وفادار و افزایش آنها نیازمند ایجاد ارزش ویژه برند قدرتمند می باشند تا بتوانند از آن به عنوان یک مزیت رقابتی پایدار در مقابل رقبای خود بهره گیرند. بنابراین ضرورت انجام یک چنین تحقیقی در چنین صنعتی با توجه به این نکات، کاملا قابل درک است.
1-4 اهداف، فرضیه ها و الگوی مفهومی
1-4-1 هدف اصلی تحقیق
فهرست جداول
عنوان صفحه
جدول 1-2 : تعاریف راهبرد دانش……………………………………………………………………………………………………………….. 26
جدول 2-2 : ابعاد اصلی و فرعی یادگیری سازمانی…………………………………………………………………………………….. 63
جدول 3-2 : موانع اصلی یادگیری سازمانی………………………………………………………………………………………………… 70
جدول 4-2 : تسهیل کنندگان یادگیری سازمانی و فن آوری اطلاعات پشتیبان……………………………………… 71
جدول 1-3 : مقیاس پرسشنامه لیکرت……………………………………………………………………………………………………….. 75
جدول 1-4 : اطلاعات توصیفی مربوط به میزان تحصیلات……………………………………………………………………….. 79
جدول 2-4 :اطلاعات مربوط به آمارههای توصیفی سابقه خدمت……………………………………………………………… 80
جدول 3-4 : اطلاعات مربوط به شرکت در دوره های آموزشی ضمن خدمت………………………………………… 80
جدول 4-4 : اطلاعات تعداد دوره های آموزشی که منتخبین شرکت کرده اند……………………………………… 81
جدول 5-4 : اطلاعات توصیفی میزان ساعات شرکت در دوره های آموزشی ضمن خدمت………………….. 82
جدول 6-4 : اطلاعات مربوط به آمارههای توصیفی جنسیت…………………………………………………………………….. 83
جدول 7-4 : اطلاعات توصیفی مربوط به دانش شغلی کارکنان بانک صادرات آذربایجان غربی…………….. 84
جدول 8-4 : اطلاعات توصیفی مربوط به مؤلفه شناسایی دانش توسط کارکنان بانک……………………………. 85
جدول 9-4 : اطلاعات توصیفی مربوط به مؤلفه اعتبارسنجی دانش توسط کارکنان بانک……………………… 86
جدول 10-4 : اطلاعات توصیفی مربوط به مؤلفه ایجاد تغییر( ذخیره ) در دانش………………………………….. 87
جدول 11-4 : اطلاعات توصیفی مربوط به مؤلفه خلق دانش جدید ( پالایش )……………………………………… 88
جدول 12-4 : اطلاعات توصیفی مربوط به مؤلفه کسب، انتقال و بکارگیری دانش…………………………………. 90
جدول 13-4 : اطلاعات توصیفی مربوط به مؤلفه کار و یادگیری تیمی…………………………………………………… 92
جدول 14-4 : اطلاعات توصیفی مربوط به مؤلفه یادگیری مرتبط با رسالت و چشم انداز بانک……………. 94
جدول 15-4 : اطلاعات توصیفی مربوط به مؤلفه ایجاد فرهنگ یادگیری………………………………………………… 96
جدول 16-4 : اطلاعات توصیفی مربوط به مؤلفه محیط تسهیل کننده یادگیری……………………………………. 98
جدول 17-4 : اطلاعات توصیفی مربوط به مؤلفه بکارگیری فن آوری…………………………………………………… 100
جدول 18-4 : اطلاعات آزمون همبستگی پیرسون فرضیه اصلی پژوهش……………………………………………. 102
جدول 19-4 : اطلاعات آزمون همبستگی پیرسون فرضیه فرعی اول پژوهش…………………………………….. 103
جدول 20-4 : اطلاعات آزمون همبستگی پیرسون فرضیه فرعی دوم پژوهش……………………………………. 104
جدول 21-4 : اطلاعات آزمون همبستگی پیرسون فرضیه فرعی سوم پژوهش…………………………………… 105
جدول 22-4 : اطلاعات آزمون همبستگی پیرسون فرضیه فرعی چهارم پژوهش………………………………… 106
فهرست نمودارها
عنوان صفحه
نمودار 1-4 : نمودار میزان تحصیلات جامعه آماری منتخب……………………………………………………………………… 79
این مطلب را هم اگر خواستید بخوانید :
نمودار 2-4 : نمودار جامعه آماری منتخب به تفکیک جنسیت………………………………………………………………….. 83
نمودار 3-4 : نمودار میزان تشویق کارکنان بخاطرداشتن دانش بالا…………………………………………………………… 84
نمودار 4-4 : نمودار میزان قدردانی مسؤلین از کارکنان برای خلق دانش جدید……………………………………… 86
نمودار 5-4 : نمودار میزان تخصیص اعتبار برای خلق دانش جدید…………………………………………………………. 89
نمودار 6-4 : نمودار میزان تشریک مساعی مدیران و کارکنان در فعالیتهای رشد و یادگیری………………… 91
نمودار 7-4 : نمودار میزان توجه و تأکید به یادگیری تیمی در بانک………………………………………………………… 93
نمودار 8-4 : نمودار میزان اهمیت یادگیری در چشم انداز بانک………………………………………………………………. 95
نمودار 9-4 : نمودار میزان کاهش رسمیت و مقررات دست و پاگیر در بانک………………………………………… 97
نمودار 10-4 : نمودار میزان تداخل کاری بین واحدهای بانک…………………………………………………………………. 99
نمودار 11-4 : نمودار میزان دسترسی کارکنان بانک به شبکه های محلی، اینترانت و اینترنت……………. 101
فهرست شکلها
عنوان صفحه
شکل 1-1 : مدل مفهومی تحقیق…………………………………………………………………………………………………………………….. 8
شکل 1-2 : چهار فرایند فرعی یادگیری سازمانی از دیدگاه فیگوئردو………………………………………………………. 44
شکل 2-2 : یادگیری سازمانی به مثابه فرایندی پویا ( مدل کروسان و دیگران )…………………………………….. 47
شکل 3-2 : چرخه یادگیری چارلز هندی……………………………………………………………………………………………………. 50
فصل اول
کلیات تحقیق
مقدمه
در دنیای رقابتی کنونی سازمانها به منظور افزایش رقابت پذیری بدنبال افزایش بهره وری و استفاده مؤثر از منابع خود می باشند. با توجه به پر رنگ شدن نقش فن آوری اطلاعات در فرایندها و تعاملات سازمانی اعم از داخلی و خارجی ، دانش بعنوان مهمترین منبع سازمانها قلمداد می شود. از اینرو به منظور رقابت پذیری و بقای سازمانی، مدیریت دانش اهمیت ویژه ای یافته و بعنوان یکی از مباحث مطرح در مجامع علمی و پژوهشی مورد تاکید قرار می گیرد. در اقتصاد مبتنی بر دانش امروز ، مزیت رقابتی ، بیش از آنکه در دسترسی به منابع فیزیکی و بازارهای خاص باشد در تسهیل روندهای اطلاعاتی انجام کار یافت می شود. پس دانش و سرمایه فکری بعنوان مبنای اولیه دستیابی به شایستگی های اصلی و راهبردی برای عملکرد برتر مطرح می گردند. در راستای رسیدن به مزیت رقابتی پایدار نیز توجه به دانش موجود ، چگونگی استفاده مؤثر از آن و ایجاد ساختاری برای استفاده از اطلاعات و دانش جدید امری مهم و حیاتی شمرده می شود که سازمانها بایستی توجه ویژه ای به آن داشته باشند. در پژوهش حاضر هدف این است که تأثیر بکارگیری مدیریت دانش در افزایش یادگیری نیروی انسانی بانک صادرات آذربایجان غربی مورد بررسی قرار گیرد.
1-1) بیان مسأله
امروزه مهمترین سرمایه های یک سازمان، کارکنان هوشمند و با دانش آن هستند که با خلق فرایندهای سازمانی نوین، فن آوریهای جدید و توسعه خدمات جدید سازمان را به مزیت رقابتی پایدار رهنمون مینمایند. تلاش نوآورانه در سازمان نتیجه سرمایه گذاری در فرایند یادگیری و ارتقا مدیریت منابع انسانی و مدیریت دانش است. سازمان میتواند با مدیریت خلاقانه دانش و بکارگیری نوآورانه مدیریت دانش، این امکان را برای کارکنان بوجود آورد تا در مسائل سازمانی که نیاز به راه حل جدید دارند به تجربیات خود تکیه کنند و با رشد در مسیر یادگیری، سازمان را در جهت رسیدن به اهداف یاری رسانند.
دانش سازمانی از دیدگاه مدیران موفق دنیا ، یکی از مهمترین سرمایه های عصر حاضر به حساب می آید که مدیریت کارآمد آن منجر به ارتقا سطح کیفی و کمی سازمان خواهد شد. مدیریت دانش واژه ای است که امروزه در ادبیات مدیریت و کسب و کار بسیار متداول گردیده است و کسانیکه در این حوزه مشغول فعالیت هستند به خوبی می دانند که در پس این واژه، حوزه های تخصصی متعددی وجود دارد که محققین مختلف در حال پژوهش و تحقیق بر روی آنها هستند.
به زعم صاحبنظران ، در محیط پرچالش و رقابتی و اقتصاد دانش محور امروزی ، یادگیری سازمانی عامل مؤثری برای دستیابی به اهداف سازمانی محسوب می گردد. به بیان دیگر یادگیری نقش کلیدی داشته و دیگر در محیط کنونی نمی توان به تجربه و مفاهیم ساده گذشته تکیه کرد. سازمانها به منظور افزایش توانایی و بهبود کالاها و خدمات قابل ارائه خود ، به دانش نیازی بیش از پیش دارند. دانش بعنوان عامل اصلی سازمان یادگیرنده و کارکنان آن می باشد و هرچه این عامل قوی تر و مؤثرتربکارگرفته شود باعث بالندگی و رشد سریعتر سازمان خواهد گردید. امروزه سازمانها به خوبی دریافته اند که هیچ عاملی به اندازه دانش نمی تواند آنها را در دستیابی به جایگاهی مطلوب در فضای رقابتی کنونی یاری دهد و مدیریت دانش بعنوان ابزاری که می تواند دانش موجود را گردآوری و نظم و پویایی بخشیده و در کل سازمان نشر و اشاعه نماید ، اهمیت ویژه ای پیدا کرده است.
از طرفی یکی از مهمترین ابزارهای یادگیری کارکنان در سازمان مدیریت دانش می باشد که از طریق آن می توان در جهت توسعه و گسترش یادگیری دانش در سطح سازمان در جهت نیل به اهداف سازمانی بکاربست.
2-1) اهمیت و ضرورت تحقیق
افزایش تغییر و تحولات محیطی مانند توسعه روزافزون فن آوری ، افزایش شدت رقابت در سراسر زنجیره های کسب و کار ، تغییرات عمده در محیط اقتصادی که بواسطه جهانی شدن و فن آوری اطلاعات رخ داده
3- 5 طرح تحقیق 102
3- 5- 1 هدف مطالعه 102
3- 5- 2 نوع مطالعه 103
3- 5- 3 جامعه و نمونه آماری 103
3- 5- 4 حجم نمونه آماری 103
3- 5- 5 روش تجزیه و تحلیل دادهها 103
3- 5- 6 روشها و فنون آماری مورد استفاده برای تجزیه وتحلیل مشاهدات 104
3- 5- 7 انواع روابط بین متغیرها در تحلیل آماری 104
3- 5- 8. مدل آماری 105
فصل چهارم:تجزیه و تحلیل دادهها 106
4- 1 مقدمه 107
4- 2 روش تحقیق 107
4- 2- 1 بررسی آمار رگرسیونی 108
4- 2- 2 آزمون ایستایی 108
4- 2- 3 آزمون علیت 109
4- 2- 4 الگوی خود توضیح برداری(VAR) 109
4- 2- 5 توابع عکسالعمل تجزیه و واریانس 110
4- 3 معرفی نامگذاریها 111
4- 4 نتایج آزمون علیت گرنجر 111
4- 5 نتایج آزمون دیکی فولر انباشته 115
4- 6 نتایج رگرسیون بردار خودرگسیونی VAR 118
4- 7 تفسیر نتایج ناشی از توابع عکسالعمل آنی و تجزیه واریانس 121
4- 7- 1 نتایج ناشی از توابع عکسالعمل آنی 121
4- 7- 1- 1 نتایج تاثیر شوک رشد منابع کل 121
4- 7- 1- 2 نتایج تاثیر شوک رشد مصارف کل 125
4- 7- 2 نتایج ناشی از تجزیه واریانس 126
4- 7- 2- 1 تجزیه واریانس رشد منابع کل 126
4- 7- 2- 2 تجزیه واریانس رشد مصارف کل 128
4- 8 نتایج آزمون علیت گرنجر مدل رگرسیونی VAR 131
فصل پنجم:نتیجهگیری 133
5- 1 مقدمه 134
5- 2 فرضیه اصلی 134
5- 3 فرضیات فرعی 135
5- 3- 1 بررسی تاثیر متقابل منابع و مصارف صندوق تأمین اجتماعی 135
این مطلب را هم اگر خواستید بخوانید :
5- 3- 2 بررسی وضعیت سن و سابقه 135
5- 4 پیشنهادات 136
منابع 137
فارسی 137
لاتین 139
چکیده انگلیسی 141
چکیده: سازمان تامین اجتماعی، به عنوان بزرگترین نهاد بیمهگر کشور، نقش بسزایی در کاهش فقر و تأمین معیشت افراد کشور بر عهده دارد به همین جهت این سازمان کاملترین بسته خدمتی صندوق بازنشستگی را ارائه مینماید. صندوقهای بازنشستگی جهت پایداری مالی نیازمند آن هستند که همواره متغیرهای درونی و پیرامونی خود را رصد نمایند. بررسی عملکرد گذشته و پیش بینی متغیرهای کلیدی، صندوقهای بازنشستگی را قادر میسازد تا به ایفای بهتر تعهدات بلندمدت و آتی خود برآیند. با توجه به روند پیر شدن جمعیت و کاهش منابع و افزایش مصارف صندوق بیمه تأمین اجتماعی،ضرورت شناخت عوامل تاثیرگذار نظیر سن و سابقهی بازنشستگی بر وضعیت منابع و مصارف آن به منظور انجام خدمات بهتر رفاهی در سطحی شایسته و پایدار بیش از پیش مشخصمیشود.
در این مطالعه توصیفی- آماری، دادههای مربوط به سن و سابقه بازنشستگی تمام افراد تحت پوشش سازمان تأمین اجتماعی به همراه منابع و مصارف صندوق تأمین اجتماعی در طی سالهای 1340 تا 1390 با بهره گرفتن از منابع و اسناد موجود در بانک اطلاعات سازمان جمعآوری گردید؛ دادهها با بهره گرفتن از نرمافزار Eviews و به روش اقتصادسنجی و تحلیل رگرسیون با تکیه بر بررسی علیت میان متغیرها، آزمون VAR و تحلیل شوکهای احتمالی به جهت بهرهگیری از نتایج پیشبینیهای این شوکها مورد بررسی قرار گرفت.
نتایج ناشی ازعلیت گرنجر رشد منابع کل از طریق آزمون والد (VALD) نشان داد متغیرهای میانگین سن بازنشستگی و منابع ناشی از دریافت حق بیمهای و منابع کل تاخیری، علیت گرنجری رشد منابع کل هستند. نتایج ناشی ازعلیت گرنجر رشد مصارف کل از طریق آزمون والد (VALD) نشان داد که متغیرهای میانگین سن بازنشستگی و میانگین سابقه بازنشستگی علیت گرنجری رشد مصارف کل هستند.
این مطالعه نشان داد، دو پارامتر سن و سابقه بر روی منابع و مصارف صندوق تاثیر معناداری داشته و با گذشت زمان این تاثیر بیشتر میشود؛ همچنین تاثیر تغییرات سابقه بر منابع و مصارف صندوق بیشتر و طولانیتر از سن است و با افزایش سن و سابقه، تفاوت منابع از مصارف نیز افزایش مییابد.
واژههای کلیدی: سن بازنشستگی، سابقه بازنشستگی، منابع، مصارف، صندوق تامین اجتماعی
۱- ۱ مقدمه
به گفتهی سازمان بازنشستگی کل کشور (1389)، نظام تأمین اجتماعی در ایران، نظیر بسیاری از کشورهای دیگر دارای نظامهای فرعی بیمه، بازنشستگی، حمایت و امداد است. در نظامهای بازنشستگی، شاغلین میتوانند با پرداخت کسری از حقوق خود به یک صندوق بازنشستگی، برای تأمین زندگی در دوران کهولت و پیری مبلغی را به عنوان حقوق دوران بازنشستگی دریافت دارند. نظامهای حمایتی بر مساعدت و خدمات اجتماعی متکی هستند و در آنها همه افراد جامعه در صورت وقوع حوادث پیشبینی شده، مشمول دریافت کمک از دولت یا نهادهای دیگر میشوند. باید بر این نکته تاکید نمود که نظامهای امدادی مواردی را در بر میگیرند که افراد دچار حوادث و بلایای طبیعی و غیرعمدی شوند.
در بررسی حاضر وجه بازنشستگی نظام تأمین اجتماعی در کشور ما که به شکل صندوقهای بازنشستگی فعالیت میکنند، مورد توجه قرار دارد. به گفتهی سازمان بازنشستگی کل کشور (1389)، نظامهای بازنشستگی در اصل به منظور کمک به شاغلین جهت پسانداز و سرمایهگذاری اندوختهها و تأمین زندگی دوران کهولت و پیری از طریق پرداخت حقوق بازنشستگی به وجود آمدهاند. نظامهای بازنشستگی انواع مختلفی دارند. نظام بازنشستگی در کشور ما، مبتنی بر اصل مزایا تعریف شده است که از آن به عنوان”نظام” DB نیز یاد میشود در این نوع نظام بازنشستگی، حقوق بازنشستگی براساس میانگین حقوق چند سال آخر اشتغال محاسبه و پرداخت میشود.
به گفتهی سازمان بازنشستگی کل کشور (1389)، نظام بازنشستگی از عوامل مختلف درونی تأثیر میپذیرد. از جمله این عوامل میتوان به قوانین و مقررات، روشهای مورد عمل در اداره صندوقها، نحوه سرمایهگذاریها و کسب درآمد از اندوختههای صندوقها و نیز اعطای بازنشستگیهای زودرس اشاره نمود. در کنار عوامل درونی، عوامل بیرونی نیز تأثیر خاص خود را دارند؛ به عنوان مثال، نظام بازنشستگی ،در راستای عوامل بیرونی، از موضوعاتی نظیر اقتصاد، جمعیت، اشتغال و بیکاری، سیاستهای دولت و عوامل فرهنگی و اجتماعی در کشور تاثیر میپذیرد. به نظر میرسد، هر چند چالش صندوقها با عوامل بیرونی به مراتب دشوارتر و پیچیدهتر از چالشهای درونی است ولی این موضوع از اهمیت عوامل درونی و عوامل موثر بر آنها نمیکاهد.
در این پژوهش ما در پی بررسی تاثیر پارامترهای سن و سابقهی بازنشستگی بر وضعیت منابع و مصارف صندوق تأمین اجتماعی هستیم.
۱- ۲ بیان مسئله
به گفتهی زاهدی اصل (1381) انسان در مسیر زندگی خود با حوادث، اتفاقات و پدیدههایی روبرو میشود که بخشی از آن مربوط به طبیعت انسانی و بخش دیگر مربوط به حوادث طبیعی، عملکرد نظامهای اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و یا عملکرد افراد است. این حوادث و پدیدهها از عمدهترین عوامل برهمزننده امنیت انسانیاند و نیاز به امنیت و جستجوی بی وقفه آنها همواره یکی از خصوصیتهای ذاتی بشر بوده است. سیاستهای مربوط به نظام تأمین اجتماعی که پدیده بازنشستگی یکی از مهمترین ابعاد آن است، از اصولیترین و موثرترین روشهای تحقق امنیت انسانی است.
به گفتهی واکر و مالتبی (2003)، موضوع سالمندان همیشه تمرکز اصلی در سیاستهای اجتماعی است و از آنجا که جامعه ما نیز با توجه به افزایش امید به زندگی، پیشرفت در ارائه خدمات بهداشتی و سیاستهای کنترل جمعیت، یک جامعه در حال سالمند شدن است، اهمیت و توجه به این موضوع هرروز افزایش مییابد.
سازمان تأمین اجتماعی، به عنوان یکی از مهمترین سازمآنهای بیمهگر متکفل سیاستهای مرتبط با سالمندان در ایران، با توجه به وضعیت رو به رشد سالمند شدن جمعیت ایران و پیر شدن جمعیت در آیندهای بسیار نزدیک، نیاز به بازنگری و اصلاح سیاستهای خود در زمینه سالمندان دارد.
از نظر بهزادی(1387)، به طور کلی در صندوقهای تأمین اجتماعی میتوان سه نوع اصلاح را در نظر گرفت: 1) اصلاحات سیستمی، 2) اصلاحات ساختاری و 3) اصلاحات پارامتریک.
به گفتهی بهزادی (1387)، اصلاح سیستمی بنیادیترین نوع اصلاح در صندوقهای بازنشستگی تأمین اجتماعی است و به منزله یک انقلاب در نظام بازنشستگی تلقی میشود. این نوع اصلاحات را میتوان در یک دوره بلند مدت انجام داد و پیششرطها و الزامات اجتماعی، اقتصادی و سیاسی خاصی دارد که اگر این پیششرطها تحقق نیابد، دست زدن به این نوع اصلاحات کار خطرناکی است و کشور را با بحران روبرو میکند. درباره اصلاحات سیستمی به طور مختصر میتوان گفت که سیستمهای صندوق تأمین اجتماعی رایج در دنیا در زمینه افراد شامل دو نوع «مزایای معین [1]» و «مشارکت معین[2]» است که به ترتیب به آنها مختصراً «DB» و «DC» گفته میشود. تقریباً در اغلب کشورهای دنیا، از جمله کشور ما، سیستم صندوق تأمین اجتماعی از نوع مزایای معین «DB» است. تغییر این سیستم از DB به DC نیاز به اصلاحات زیربنایی و اساسی دارد که معمولاً در طول دو تا سه دهه میتواند به نتیجه برسد.
نوع دوم، اصلاحات ساختاری است. به گفتهی بهزادی (1387)، این نوع اصلاحات برخلاف تصور بعضی از مسئولان، محدود به اصلاح سازمانی و تشکیلاتی نیست و خیلی وسیعتر از آن است. این نوع اصلاح میتواند جنبهه ای مختلفی از قبیل ساختار کلان نظام تأمین اجتماعی، نحوه ارتباط بین اجزای این نظام با دستگاههای دولتی و وزارتخانهها، نحوه ارتباط بین صندوقها، ارتباطات درونی هر صندوق، ارتباط بین صندوقهای بازنشستگی با مردم و تشکل های مردمی، سازوکارهای پاسخگویی و مانند آن را در بر گیرد. به همین دلیل، این نوع اصلاحات از اهمیت زیادی برخوردار است، چون هم در کوتاهمدت نتیجه میدهد و هم به طور مستقیم برای مردم و مدیران صندوق و همچنین مقامات سیاسی قابل لمس است.
اما اصلاح پارامتریک به گفتهی بهزادی (1387)، یعنی تنظیم مولفههای موثر بر روی ورودیها و خروجیهای هر صندوق تأمین اجتماعی از قبیل سن ورود به صندوق، نرخ حق بیمه، سن و سابقه بازنشستگی، شرایط برقراری مستمریها و مانند آن. این نوع اصلاحات که جزء ضرورتهای تداوم حیات نظام بازنشستگی هستند، باید بر اساس محاسبات بیمهای و شرایط اقتصادی و اجتماعی کشور هرچند سال یکبار انجام شود.
به گفتهی بهزادی (1387)، در اصلاح پارامتریک، طراحی یک سیستم بازنشستگی به نحوی که تعادل بین منابع و مصارف آن برقرار باشد، نیازمند محاسبات پیچیدهای درخصوص چگونگی تنظیم پارامترهای مؤثر در دریافتها ) نرخ حق بیمه، سقف حقوق ومزایا، مدت پرداخت حق بیمه و …) و پرداختها (سن زمان بازنشستگی، امید به زندگی و فرمول تعیین حقوق بازنشستگی و …) باتوجه به عوامل اقتصادی واجتماعی میباشد.
به گفتهی شکوری (1388)، عوامل متعددی در افزایش مصارف و هزینه های صندوق موثر است که ذیلاً به بعضی از آنها اشاره میشود.
به گفتهی شکوری (1388)، با توجه به تغییر شرایط اقتصادی و اجتماعی در طول نیم قرن گذشته و افزایش امید به زندگی در بدو تولد، جمعیت کل و نسبت سالمندان در ایران افزایش یافته است و اغلب صندوقهای بازنشستگی کشور نیز متأثر از افزایش امید به زندگی و ویژگی های خاصی که جهت استفاده از مزایای صندوقها پیش بینی گردیده است در حال حاضر با مشکلات مالی روبرو هستند؛ از طرفی در سالهای آتی نیز با حضور متولدین دهه 60 کشور در گروه بازنشستگان، مشکل صندوقهای تأمین اجتماعی به ویژه صندوقهای دولتی مضاعف خواهد گردید. با آن که اغلب سیستمهای بازنشستگی دنیا، شروع پرداخت مزایای بازنشستگی را منوط به داشتن حداقل سن بازنشستگی نمودهاند، با توجه به شرایط طرحهای بازنشستگی، در ایران، عملاً داشتن حداقل سابقه خدمت موجب شرایط بازنشستگی میشود.
به گفتهی رانک[3] (2005)، اقدامات غلط صندوقهای تأمین اجتماعی که در برخی زمانها بدون در نظر گرفتن منابع و پشتوانههای مالی اقدام به ارائه خدمات رفاهی به افراد تحت پوشش کرده و گاه خدماتی را به صورت حمایتی به افرادی که مشارکت بیمهای نداشتهاند ارائه داده اند؛ سبب شده تا امروزه این سیستمها با کاهش نقدینگی برای ارائه خدمات ضروری چون هزینه های درمانی روبرو شوند؛ چرا که با سالمند شدن جمعیت، اگر هیچگونه تغییر دیگری به وقوع نپیوندد، نسبت وابستگی بازنشستگان به سرعت افزایش مییابد و متناسب با آن هزینه های اقتصادی و حمایتی از بازنشستگان افزوده میشود و این مستلزم افزایش مستمری بازنشستگی برای آنها خواهد بود که به علت مشکلات موجود در جامعه اعم از نرخ بالای تورم و عدم وجود منابع مالی کافی برای ارائه تسهیلات مالی لازم، باعث در فشار و مضیقه قرار گرفتن بازنشستگان خواهد شد به طوری که آنان از برآورده کردن نیازهای اولیه زندگی خود نیز عاجز خواهند ماند.
در واقع در بیشتر کشورهای پیشرفته جهان، مسأله تأمین مالی بازنشستگان و سالمندان بیش از مسائل دیگر، مشکلاتی را برای نظام تأمین اجتماعی این کشورها فراهم ساخته، لذا مسئولان کشورهای مزبور را بر آن داشته تا با افزایش سن بازنشستگی و تأمین بودجه بیشتر برای نظام تأمین اجتماعی از طریق افزایش مالیاتها، تاحدی نگرانیهای مربوط به سالهای آتی را رفع کنند. اما در ایران مسأله سالمندان و تأمین رفاه و آسایش آنان با کشورهای پیشرفته تفاوت قابل توجهی دارد و به گفته کارشناسان رفاه و تأمین اجتماعی و استادان بهزیستی دانشگاههای کشورمان، نبود یک سیاست اجتماعی فراگیر در مورد سالمندان، کمبود بودجه و اعتبارات لازم، کمبود منابع انسانی، ناآشنایی مسئولان ذیربط با مسایل مربوط به سالخوردگی جمعیت و کمبود تجهیزات و امکانات کافی، مشکلاتی را فراهم آوردهاند که نظام تأمین اجتماعی کشورمان با آن روبهرو است؛ آنچه برای بازنشستگان در اولویت قرار دارد، دور کردن هر نوع دغدغه خاطر و نگرانی است، دغدغه و نگرانی از این طرز تفکر که بازنشسته دیگر نمیتواند فرد مفیدی برای جامعه و حتی خانواده خود باشد.
این تحقیق سعی دارد در حد وسع خود، یکی از مهمترین عوامل موثر بر منابع و مصارف سازمان تأمین اجتماعی در رابطه با سالمندان را مورد بررسی قرار دهد. ازمهمترین پارامترهای موثر بر منابع و مصارف صندوق تأمین اجتماعی، پارامترهای سن و سابقهی بازنشستگی هستند که میتوان با شناخت و آسیب شناسی و بررسی آن، برخی مسائل و مشکلات موجود را شناخته و با توجه به مستندات علمی به بازنگری در نحوه پرداخت مستمری و ارائه سایر تسهیلات به آنان دست یافت. درواقع در این پژوهش به بررسی تاثیر پارامترهای سن و سابقهی بازنشستگی بر وضعیت منابع و مصارف صندوق تأمین اجتماعی و اولویتگذاری مشکلات پرداخته خواهد شد تا با توجه به نتایج به دست آمده، راه کارهایی عملی در خصوص کاهش این معضل حاصل شود. به نظر میرسد با افزایش تعداد مستمریبگیران و به وجود آمدن انگیزههای کاذب بازنشستگی پیش از موعد، برای افراد شاغل در سنین پائین، به شکل معضلی بسیار حاد در کشورمان در آمده که خود سبب دوچندان شدن مشکلات سیستمهای تأمین اجتماعی و بیمهای شده است.
صندوق تأمین اجتماعی سالیانه ضررهای مادی و غیرمادی زیادی از عدم شناسایی و بررسی تاثیر پارامترهای سن و سابقهی بازنشستگی بر وضعیت منابع و مصارف، در سطوح مختلف خود، متحمل شده و به همین دلیل با این مسئله به چشم یک نقطه ضعف اساسی و چالش در سند راهبردی- توسعهای خود برخورد کرده است.
۱- ۳ ضرورت تحقیق
بر طبق مطالعات زاهدی (1387)، بازنشستگی به عنوان پدیده اجتماعی، واقعیت مهمی است که لاجرم در زندگی شغلی نیروی انسانی رخ میدهد که ممکن است به علل مختلف به طور زودرس نیز حادث شود. این پدیده
غذایی کاله آمل تاثیر مثبت و معنی داری دارند.
کلمات کلیدی : تجربه، اعتماد، وفاداری به برند، ارزش ویژه برند، معادلات ساختاری
1-1 مقدمه
موفقیت یک سازمان تنها در مجموعه اهداف روشنی تعیین میگردد که سازمان برای خودش قرار میدهد. برای بسیاری از سازمانهای خدماتی، سود یک هدف مهم است و میتواند ترکیبی از نتایج مالی کوتاه مدت (افزایش منابع یا جریان نقدی) و افزایش ارزش ویژه برند باشد (ورمزیاری، 1393).
امروزه برند در کسب و کارهای سراسر دنیا از جمله شرکتهای ارائه کننده خدمات، جایگاه ویژه ای یافته و دارای اهمیت زیادی است همچنین ارزش ویژه برند یک ابزار قدرتمند در بازاریابی رقابتی است (گیاه چین و اخلاصی، 1392)؛ با توجه به درک اهمیت ارزی ویژه برند در شرکتها و همچنین تاثیر اعتماد، تجربه و وفاداری به برند بر آن مطابق تحقیقات صورت گرفته، این تحقیق به بررسی تاثیر تجربه، اعتماد و وفاداری به برند بر ارزش ویژه برند با روش تحلیل معادلات ساختاری در شرکت کاله آمل میپردازد. در تحقیق حاضر در این فصل به بیان کلیات تحقیق، فرضیات، روش تحقیق و محدودیتهای پژوهش پرداخته میشود.
1-2 بیان مساله
در عصر اقتصاد مبتنی بر دانش، فعالیتهای ارزش آفرین سازمانها فقط متکی بر داراییهای مشهود آنها نیست،
بلکه توانمندی سازمانها در به کارگیری داراییهای نامشهود، قدرت اصلی ارزش آفرینی آنها را شکل میدهد.
بر اساس یک تحقیق، حدود 80 درصد از داراییهای شرکتهای بزرگ جهان و بنگاه های اقتصادی را داراییهای
نامشهود و ارزشهای معنوی تشکیل میدهد. یکی از مهمترین داراییهای نامشهود شرکتها علائم تجاری آنها است که شامل نام و نشان تجاری محصولات و نام و نشان تجاری شرکت میباشد (بندریان، 1388 ).
در بازاریابی برندها اغلب نقطه شروع، تمایز بین محصولات و خدمات ارائه شده و محصولات و خدمات در حال رقابت در بازار هستند، به طوری که این امر در موفقیت سازمانها نقشی حیاتی دارد. در سالهای اخیر موضوع برند و به خصوص ارزش ویژه برند توجه محققان حوزه بازاریابی و موسساتی که ارزش ویژه برند را ارزیابی میکنند، به خود جلب کرده است.
از دیدگاه آکر و یاکوبسن (2001) برندها به وسیله ارتقاء فرایند پردازش اطلاعات، اطمینان در تصمیمگیری و رضایت کسب شده مشتری، ارزش ارائه میکنند. این شرکتها همچنین با افزایش کارایی و اثربخشی برنامههای بازاریابی، وفاداری برند، قیمتها و حاشیه سود، توسعه برند و کسب مزیت رقابتی ارزش ارائه میکنند. بر اساس، آمارهای منتشره توسط موسسه اینتربرند در سال 2009، ارزش ویژه تنها برای ده برند برتر دنیا بالغ بر 422 میلیارد دلار بوده است. از سوی دیگر افزایش هزینههای ایجاد یا توسعه محصول جدید و همچنین بالا بودن ضریب شکست محصولات جدید، سازندگان را به راهبرد توسعه برند رهنمون کرده است. با عنایت به موارد ذکر شده توجه دانشگاهیان و دست اندرکاران کسب و کارها بیش از پیش به سوی برند و ارزش ویژه برند معطوف گردیده و تا کنون موضوع تحقیقات گستردهای قرار گرفته است. شناسایی سازههای تشکیل دهنده ارزش ویژه برند و بررسی فعالیتهای مختلف بازاریابی که باعث تقویت این سازهها میشود از یک طرف و ارائه مدلهایی برای اندازهگیری ارزش ویژه برند از سوی دیگر برای شرکتها و صنایع مختلف به امری انکارناپذیر تبدیل شده است.
1-3 اهمیتموضوع وضرورتانجامتحقیق
یکی از با ارزشترین داراییهای هر شرکت نام و نشان تجاری آن شرکت میباشد. هر چه ارزش نام و نشان
تجاری در ذهن مصرف کنندگان بیشتر باشد، شرکت میتواند در سایه آن منافع بیشتری را از مصرف کنندگان کسب کند. نظارت و کنترل مداوم این مفهوم به عنوان یک گام ضروری در مدیریت اثربخش آن میباشد. در دهههای اخیر بررسی و تحقیق در خصوص نام و نشان تجاری جایگاه ویژهای را در حوزههای مختلف اعم از دانشگاهی و بازار کسب و کار به خود اختصاص داده است. بسیاری از محققیق و مدیران شرکتها به این نتیجه رسیدهاند که با ارزشترین دارایی یک شرکت برای بهبود بازاریابی، دانش برندسازی است که با سرمایه گذاری در برنامههای بازاریابی صورت میپذیرد و تصویر نام و نشان تجاری را در ذهن مصرف کننده ایجاد میکند. یکی از دلایل اهمیت مفهوم ارزش ویژه نام و نشان تجاری این است که ایجاد ارزش برای مشتریان و هم برای شرکت می کند و در نتیجه بازاریابان میتوانند با بهره گرفتن از ارزش ویژه نام و نشان تجاری بالاتر به مزیت رقابتی دست یابند (1993، Bharadwaj et al.).
ارزش ویژه برند سازمانها را قادر میسازد که علاوه بر حفظ سهم بازار خود، مبلغ بیشتری را نیز در ازای برند خود مطالبه نمایند. دیوید آکر در سال 1991 بیان کرد که ارزش ویژه برند، باعث افزایش کارایی برنامههای بازاریابی و وفاداری مشتریان به برند میشود، مخارج و هزینههای فعالیتهای ترفیعی را کاهش میدهد و از طریق توسعه برند، سکویی برای رشد و توسعه آن ایجاد می کند. یک برند قوی میتواند با ارزشترین دارایی یک موسسه تجاری محسوب شود زیرا باعث میشود سازمان بتواند حاشیه سود بیشتر، کانالهای همکاری بهتر و همچنین مزایای دیگر را به دست آورد (گیلانینیا و موسویان، 1389).
1-4 اهداف تحقیق
این مطلب را هم اگر خواستید بخوانید :
تبیین تاثیر تجربه برند بر ارزش ویژه برند
تبیین تاثیر اعتماد برند بر ارزش ویژه برند
تبیین تاثیر وفاداری به برند بر ارزش ویژه برند
1-5 قلمرو پژوهش (موضوعی، زمانی، مکانی)
1-5-1 قلمرو موضوعی
قلمرو موضوعی این تحقیق، تاثیر تجربه، اعتماد و وفاداری به برند بر ارزش ویژه برند در شرکت مواد غذایی کاله است.
1-5-2 قلمرو مکانی
قلمرو مکانی این تحقیق شرکت کاله آمل در استان مازندران میباشد.
1-5-3 قلمرو زمانی
قلمرو زمانی تحقیق محدوده زمانی پژوهش میباشد که از اسفند ماه 1392 آغاز، و نهایتا تا اسفند ماه 1393 به پایان رسید.
1-6 روش تحقیق
تحقیق حاضر از لحاظ هدف کاربردی میباشد، همچنین از آنجایی که نتایج این تحقیق میتواند بطور عملی مورد استفاده قرار گیرد، یک تحقیق پژوهشی کاربردی میباشد. و از نظر شیوه جمع آوری اطلاعات توصیفی و از نوع همبستگی است. وضع موجود را بررسی می کند و آن را بطور منظم و روشمند با ارتباط بین متغیرها تجزیه تحلیل قرار می کند.
شیوه جمع آوری داده ها تلفیقی از روش پیمایشی(میدانی) و کتابخانه ای شامل مطالعه اسناد و مدارک، پرسشنامه و مصاحبههای عمیق ساختار یافته میباشد. برای گردآوری داده های اولیه از پرسشنامه استاندراد استفاده شده است.
1-7 سوالات و فرضیه های پژوهش
سوالات تحقیق
جدول 3-6) میزان آلفای پرسشنامه………………………………………………………………………………… 81
جدول 4-1) توصیف متغیر نوآوری سازمانی……………………………………………………………………. 86
جدول 4-2)توصیف متغیر حافظه سازمانی……………………………………………………………………….. 87
جدول 4-3) توصیف متغیر یادگیری سازمانی…………………………………………………………………… 88
جدول 4-4) توصیف متغیر نوآوری بازار…………………………………………………………………………. 89
جدول 4-5) توصیف متغیر مزیت رقابتی…………………………………………………………………………. 90
جدول 4-6) آزمون کولمو گروف- اسمیرنوف………………………………………………………………… 91
جدول 4-7) همبستگی خطی بین متغیرهای اصلی تحقیق……………………………………………………… 92
جدول 4-8) تحلیل مسیر…………………………………………………………………………………………….. 97
جدول 4-9) شاخص های برازش مدل های تحقیق…………………………………………………………….. 101
جدول 4-10) آزمون فرضیه ها…………………………………………………………………………………….. 104
نمودارها:
نمودار4-1) هیستوگرام متغیرنوآوری سازمانی…………………………………………………………………… 86
نمودار 4-2) هیستوگرام متغیر حافظه سازمانی…………………………………………………………………… 87
نمودار 4-3) هیستوگرام متغیر یادگیری سازمانی……………………………………………………………….. 88
نمودار 4-4) هیستوگرام متغیر نوآوری بازار……………………………………………………………………… 89
نمودار 4-5) هیستوگرام متغیر مزیت رقابتی……………………………………………………………………… 90
نمودار 4-6) مدل پایه تحقیق در حالت استاندارد……………………………………………………………….. 93
نمودار 4-7) مدل پایه تحقیق در حالت اعداد معنی داری……………………………………………………… 95
نمودار 4-8) ضریب مسیر در مدل مفهومی………………………………………………………………………. 96
چکیده:
تداوم حیات هر سازمانی بستگی به تعامل پویای آن با محیط بیرونی و درونی دارد. بر اثر این تعامل تازه ترین اطلاعات و یافته های علوم و فنون بشری
دریافت و منجر به تغییراتی در شیوه های عمل و رفتار سازمانی می گردد. به طور کلی هدف از این مطالعه بررسی تاثیر حافظه سازمانی و یادگیری سازمانی بر مزیت رقابتی سازمان ها می باشد. یادگیری سازمانی به عنوان یکی از زیر مجموعه های مدیریت دانش در این تحقیق مورد بررسی قرار گرفته است. همچنین نوآوری سازمانی و نوآوری بازار نیز از متغیرهای میانجی این تحقیق می باشند. جامعه آماری تحقیق را، شعب بانک ملی استان گیلان تشکیل می دهد که 138 شعبه می باشند. داده ها بوسیله پرسشنامه جمع آوری شده است و از طریق مدل معادلات ساختاری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. نتایج نشان دهنده ی رابطه معنی دار بین یادگیری سازمانی و حافظه سازمانی با مزیت رقابتی بانک ملی است.
واژه های کلیدی: حافظه سازمانی، یادگیری سازمانی، نوآوری سازمانی، نوآوری بازار، مزیت رقابتی
سازمان های معاصر بر خلاف گذشته در صحنه ی رقابت روزافزونی فعالیت می کنند که در آن، برداشتن یک گام اشتباه می تواند به بهای حذف آن ها از میدان رقابت تمام شود . از این رو سازمان ها برای کسب و حفظ مزیت رقابتی ناگزیرند نسبت به تغییرات در دنیای کسب وکار حساسیت نشان دهند و تلاش کنند خدمات و محصولات منحصر به فردی ارائه کنند تا اثر بخشی خود را در مقابل تغییر و تحولات حفظ کنند ( الوانی و بیگی، 1386 .(امروزه دیگر هدف اصلی سازمان، فروش محصولات یا ارائه خدمات به تنهایی نیست، بلکه هدف ایجاد رابطه و پیوند پایدار بین محصولات و گروه خاصی از مشتریان است که عصاره آن نوعی تعهد و وفاداری مشتری نسبت به محصول سازمان خواهد بود. ایجاد چنین تعهدی طی فرایندی صورت می گیرد که شامل آشنا شدن مشتری با محصول، شناخت پیدا کردن نسبت به آن و سپس ترجیح محصول است. در صورت موفقیت آمیز بودن این فرایند، وفاداری مشتری، موفقیت
این مطلب را هم اگر خواستید بخوانید :
سازمان و مایوس شدن سایر رقبا تضمین می شود (رنجبران و غلامی، 1385). مزیت رقابتی در سازمان های امروزی تنها راه بقا در محیط رقابتی و پیچیده می باشد. این تحقیق به دنبال بررسی تاثیر یادگیری سازمانی و حافظه سازمانی بر مزیت رقابتی سازمان هاست. جامعه آماری این تحقیق را شعب بانک ملی در سطح استان گیلان تشکیل می دهد. داده ها از طریق پرسشنامه جمع آوری شد و با بهره گرفتن از مدل معادلات ساختاری به تجزیه و تحلیل داده ها صورت گرفت. فصل اول تحقیق دربرگیرنده کلیات تحقیق می باشد. بیان مسئله، اهمیت و ضرورت تحقیق، چارچوب مفهومی، سوال ها، فرضیه های تحقیق، تعریف مفهومی و عملیاتی تحقیق در این فصل بیان شده است.
تداوم حیات هر سازمانی بستگی به تعامل پویای آن با محیط درونی و بیرونی دارد. بر اثر این تعامل تازه ترین اطلاعات و یافته های علوم و فنون بشری دریافت و منجر به تغییراتی در شیوه های عمل و رفتار سازمانی می گردد. همچنین در این تعامل، سازمان باید منابع کافی و مورد نیاز خود را کسب کند و همسان سازی لازم را با درخواست های واقعی محیط به عمل آورد. از این رو سازمان ها به دنبال کسب مزیت رقابتی هستند. مزیت رقابتی از جمله موضوع های مهمی است که در سال های اخیر در ادبیات مدیریت مورد تاکید قرار گرفته است. در این رابطه چشم اندازهای متفاوتی نسبت به عوامل تعیین کننده و موثر ارائه شده است ( جوانمرد و سخایی، 1388). تعاریف متعددی از مزیت رقابتی در سازمان ارائه شده است. برخی مزیت رقابتی را میزان فزونی جذابیت پیشنهاد های شرکت از نظر مشتریان در مقایسه با رقبا می دانند. و یا مزیت رقابتی را تمایز در ویژگی ها یا ابعاد هر شرکتی معرفی می کنند که آن را قادر به ارائه خدمات بهتر از رقبا به مشتریان می کند. با توجه به تعاریف ارائه شده در مورد مزیت رقابتی، مشخص می شود که مزیت رقابتی ارتباط مستقیم با ارزش های مورد نظر مشتری دارد. به نحوی که در یک طیف مقایسه ای هر چقدر ارزش های عرضه شده یک سازمان به ارزش های مورد نظر مشتری نزدیک تر یا با آن منطبق تر باشد می توان گفت که سازمان نسبت به رقبای خود در یک یا چند معیار رقابتی دارای برتری و مزیت است. با این حال در رابطه با مقوله مزیت رقابتی دو موضوع مهم و مورد تاکید است: اول ایجاد و کسب مزیت رقابتی از طریق تلفیق کارآمد و موثر منابع محیطی و منابع سازمانی با بهره گرفتن از قابلیت های شبکه ای و هوشمندی رقابتی و دوم پایدار سازی مزیت رقابتی به دست آمده که در این رابطه و بر اساس مکتب نگرش بر مبنای منابع، مسئله مهم میزان تقلید پذیر بودن مزیت رقابتی است که به طور کلی این موضوع به ماهیت مزیت رقابتی بستگی دارد (مهری و خداداد حسینی، 1390). بارنی[1] (2000) مزیت رقابتی را به عنوان ایجاد ارزش برای شرکت تعریف کرد که مشابه با بکارگیری روش های رقبا نیز نمی باشد. او همچنین بیان کرد که تنها منبع ایجاد ارزش، کم یاب و غیر قابل تقلید است. مزیت رقابتی باید دارای دو ویژگی باشد: اول، وضعیت شرکت را بالاتر از وضعیت دیگر شرکت ها در بازار قرار دهد و دوم اینکه برای بهبود عملکرد مالی شرکت تلاش کند. از دیدگاه کامیشن و لوپز[2] (2011) دو عامل یادگیری سازمانی و حافظه سازمانی بر مزیت رقابتی تاثیر دارند. حافظه سازمانی نوعی منبع داخلی از دانش است که به بیان تجربه های گذشته شرکت می پردازد. شرکت ها در گذشته دارای تجربه هایی هستند که برای جلوگیری از تکرار مجدد در سازمان به شیوه های مختلف ذخیره شده و به دیگران منتقل می شود. کرت و مارچ که در سال 1963 برای اولین بار یادگیری سازمانی را عنوان کردند، معتقد بودند که تلاش سازمان ها در پاسخ به تغییرات در محیط خارجی خود برای تطابق اهداف سازمان با شرایط جدید، به کنکاش برای یافتن رویه هایی که سازمان را برای رسیدن به اثربخشی بیشتر یاری می کند، منجر می شود. این رویه ها شامل رویه شناختی و رویه رفتاری می باشد. در گروه تعاریف شناختی کسب دانش، فهم و بینش جدید مطرح است. هرچند هر تعریفی در این گروه از زاویه ی خاصی موضوع یادگیری را مورد بحث قرار داده است، لکن تمرکز همگی آن ها بر تغییر شناختی است و همه ی آنها یادگیری سازمانی را نوعی فرایند تعریف کرده اند ( علامه و مقدمی، 1388). در ادبیات یادگیری سازمانی، پا را فراتر از مفهوم روانشناختی یادگیری انفرادی می گذاریم. تاثیر آن مستقیم و غیر مستقیم بر راهی است که در آن یادگیری سازمانی خود را با واقعیت ها تطبیق می دهد. این در حالی است که بسیاری از تئوری ها در مورد یادگیری سازمانی بر اساس مشاهدات یادگیری انفرادی و مقایسه فرد و سازمان است. اگرچه یادگیری سازمانی ریشه در یادگیری انفرادی دارد، اما فرایندی است که به توسعه آن منتهی می شود و به سادگی اضافه شدن اعضای مختلف به یکدیگر نیست (Hung et al., 2010). به نظر می رسد یادگیری سازمانی به عنوان یک فرایند پویا بر اساس دانش بنا نهاده شده است که در میان سطوح مختلف فعالیت ها به کار برده شده است. از سطح فردی به سطح گروهی حرکت می کند و سپس به سطح سازمانی می رسد و مجددا برگشت کرده، این فرایند از کسب دانش توسط افراد شروع شده و با مبادله و یکپارچه سازی این دانش تا حصول یک دانش جمعی ادامه پیدا می کند. این دانش که در حافظه سازمان ذخیره شده است، بر نوع دانش کسب شده تاثیر می گذارد. یک یادگیرنده منفرد در سازمان به طور گسترده ای به چیزی که توسط دیگر اعضای سازمان شناخته شده است دست می یابد. به عبارت دیگر دانش رایج انعکاسی از تداوم و پویایی فرایند یادگیری است (Gomez and Lorant, 2005). مطالعه های تجربی نشان داده است که حافظه سازمانی و یادگیری سازمانی بر گرفته از نوآوری است. این مطالعه ها بیان می کنند که حافظه سازمانی باید دارای تاثیر مثبت بر نوآوری باشد . دانش موجود در شرکت می تواند نوآوری سازمانی را تشویق کند و فعالیت های جدید کسب و کار را نیز معرفی کند. به طور ویژه حافظه سازمانی می تواند در تصمیم گیری های سازمان نیز کمک فراوانی انجام دهد. همچنین ارتباط بسیار گسترده ای بین قابلیت های یادگیری سازمانی و نوآوری وجود دارد. تحقیقات قبلی نشان داد که شرکت ها تشویق می شوند تا نوآوری را بهبود ببخشند. وراوردنا و همکاران (2006) نشان دادند که چطور یادگیری سازمانی موجب نوآوری می شود. آن ها بر این باورند که قابلیت یادگیری می تواند نوآوری سازمانی را از طریق کانال های مختلف ایجاد کنند. یادگیری و حافظه سازمانی می تواند به توسعه نوآوری بیانجامد ( Camision and Lopez., 2011).
اینگونه بیان شد که حافظه و یادگیری سازمانی از طریق نوآوری بر مزیت رقابتی تاثیر می گذارد. به طور کلی نوآوری به دو دسته نوآوری سازمانی و نوآوری بازار تقسیم می شود. نوآوری سازمانی می تواند به عنوان بکارگیری یک روش سازمانی جدید در شرکت تعریف شود و شامل بکارگیری روش های جدید برای سازمان دهی وظایف و رویه ها می شود. همچنین شامل بکارگیری روش های جدید برای توزیع مسئولیت ها و تصمیم گیری در میان کارکنان می شود و مفهومی جدید را برای ساختار فعالیت ها تعریف می کند. روش های جدید سازمانی در ارتباط با محیط بیرونی شرکت به عنوان کاربردهای جدید از نوآوری سازمانی نامیده می شود. نوآوری بازار نوعی بکارگیری روش های جدید بازاریابی است که موجب تغییراتی در طراحی محصول و بسته بندی می شود. به طور ویژه نوآوری بازاریابی شامل تغییرات زیاد در طراحی محصول است که این تغییرات در محصول یا ویژگی های خدمت و یا بسته بندی می تواند باشد. روش های بازاریابی جدید همچنین می تواند شامل کانال های فروش شود.نوآوری در قیمت و ارتقاء محصول نیز از دیگر انواع نوآوری بازار است ( Camision and Lopez, 2011).
در شش ماه منتهی به این تحقیق بر طبق آمار دبیرخانه کمیسیون هماهنگی بانکها مستقر در سرپرستی بانک ملی استان گیلان، میزان کل منابع بانک ملی استان گیلان از 15668288 به 17189076 افزایش یافته است[3]. طبق این آمار با وجود اینکه در میان 12 بانک دولتی، بانک ملی همچنان دارای بیشترین سهم از کل منابع و نیز رشد منابع می باشد، سهم منابع بانک ملی از 5/24 درصد به 4/22 درصد از سهم کل کاهش پیدا کرده است. این اطلاعات نشان دهنده درصد رشد بیشتر بانک های رقیب در جذب منابع و کاهش مزیت رقابتی بانک ملی نسبت به آن ها می باشد. برای رفع این مشکل نیاز به بررسی و شناخت عوامل تاثیرگذار بر مزیت رقابتی از جانب بانک ملی جهت بازگشت به جایگاه اولیه، از نظر میزان سهم منابع و همچنین افزایش این سهم با ایجاد مزیت رقابتی بیشتر، ضروری می باشد.