چکیده:
این پژوهش به بررسی اثربخشی آموزش مهارتهای ارتباطی بر کارایی خانواده زوجین پرداخت. جامعه این پژوهش را کلیه زوجین مراجعه کننده به مرکز مشاوره شهرستان سنندج در سال 1393 تشکیل دادند. حجم نمونه 32 زوج بود که به صورت در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در گروه های کنترل و آزمایش جایگزین شدند. در این پژوهش از ابزار سنجش خانواده و طرح پیشآزمون – پسآزمون با گروه کنترل استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد که آموزش مهارتهای ارتباطی موجب افزایش کارایی خانواده در مقوله های حل مشکل، ارتباط، نقش ها، همراهی عاطفی، آمیزش عاطفی، کنترل رفتار و عملکرد کلی خانواده در گروه آزمایش شده است(001/0p=). با توجه به یافته های به دست آمده می توان نتیجه گرفت که آموزش مهارت های ارتباطی به زوجین می تواند از بروز مشکلات در خانواده جلوگیری کند و موجب تقویت انسجام در روابط زوجین شود.
کلید واژه ها: مهارت های ارتباطی، کارایی خانواده، زوجین.
فصل یکم
مقدمه پژوهش
برای رسیدن به توسعه و پیشرفت در یک جامعه میبایستی به یکی از مهمترین اهرم ها یعنی آموزش و برنامه ریزی در سطوح ملی و فراملی توجه نمود. در صورتی که بتوان در سیستم آموزشی جامعه خود به آن سطح رسید که آنچه را که آموخته آموخته شده است، به عمل آورد و دانستهها را مطابق با شناخت کافی از نیازها هماهنگ نمود، آن گاه میتوان امیدوار بود که به عنوان یک فرد کارآمد، پویا و فعال در جامعه عمل شده است.
آموزش مهارت های ارتباطی جهت ایجاد آمادگی در افراد برای رویارویی و داشتن ارتباط مؤثر و هماهنگ با دیگران، یک امر ضروری به شمار می رود. اگر زوجین باکسب آموزش های لازم و مهارت های زندگی، در ارتقاء توانایی های روانی -اجتماعی و روش های ارتباطی مهارت کسب کنند به راحتی می توانند بسیاری از مسائل زندگی مشترک خود را حل و فصل کرده و از زندگی لذت بیشتری ببرند(معاونت اجتماعی فرماندهی انتظامی استان کردستان، 1391).
ما هر روز به صور مختلف با یکدیگر در ارتباطیم تا اندیشه ها، احساسات و تمایلات خود را به یکدیگر منتقل کنیم. میزان علاقه و احترام خود را نشان دهیم و رنج و اندوه، شادمانی و خرسندی و شک و دودلی خود را با دیگران در میان بگذاریم. یک ارتباط ساده یا یک مجموعه ارتباطات، خواسته یا ناخواسته، از پیش تعیین شده یا اتفاقی، فعال یا منفعل، به هر حال یکی از ابزارهای کلیدی ارضاء نیازها، کسب نتایج و متجلی ساختن آرزوهای ماست. روابط ما مطلوب یا نامطلوب، شکل دهنده بخش عمده ای از اوقات روزانه ماست. ما ارتباط برقرار می کنیم تا کسب اعتبار کنیم، به توافق برسیم، گلایه و شکوه کنیم، به یکدیگر کمک کنیم (قبادی، 1387).
از آنجایی که خانواده، سیستم ارتباطی منحصر به فردی دارد که با روابط دوستی و روابط، کاری متفاوت است. ورود به چنین سیستم ارتباطی سازمان یافتهای، صرفاً از طریق تولد یا ازدواج صورت میگیرد. قدرت خانواده به حدی است که به رغم فرسنگ ها فاصله میان اعضا و حتی مرگ برخی از آنان، باز هم تاثیر
آن پابرجا میماند. ارزش اصلی خانواده، حاصل شبکه روابطی است که توسط اعضای آن به وجود آمده است(گلدنبرگ و گلدنبرگ[1]، 2000؛ ترجمه حمیدرضا،حسین شاهی برواتی، سیامک نقشبندی والهام ارجمند، 1385). خانوادههای بالنده، نحوهی برقراری ارتباط و ارسال پیام را به خوبی یاد گرفتهاند و بنابراین الگوهای سالمی دارند. پژوهش ها نشان می دهد که زوج های راضی ارتباط بیشتری با یکدیگر دارند(گاتمن[2]،1994؛ به نقل از شیرالی نیا، 1386). مارک من، استنلی و بلوم برگ[3] (1994) مشکلات ارتباطی را پیشگویی کننده نارضایتی و طلاق معرفی کردهاند. شیرالی نیا(1386) نشان داد که آموزش مهارت های ارتباطی بر الگوهای ارتباطی و بهتر شدن احساس مثبت نسبت به همسر، تاثیر دارد. بنابراین این مطالعه به بررسی اثر بخشی آموزش مهارتهای ارتباطی بر کارایی خانواده می پردازد.
خانواده و تحقق خانواده سالم مشروط بر برخورداری افراد آن از سلامت روانی و داشتن رابطه های مطلوب با یکدیگر است. از این رو، سالم سازی اعضای خانواده و رابطه هایشان، بی گمان، اثرهای مثبتی را در جامعه به دنبال خواهد داشت (برنشتاین، فیلیپ[4]، 1994؛ ترجمه پورعابدی نائینی، منشئی، 1384).
ازدواج با دنیایی از امید شروع می شود، امید به روزی که احساسمان را درک کنند و ما را بپذیرند، امید به اینکه به تعلق خاطر برسیم، حمایت شویم و امنیت خاطر داشته باشیم. اما گاه این امید در برخورد با واقعیت های ازدواج رنگ می بازد، نیازها برآورده نمی شوند، خشم فاصله می اندازد، داوری ها مسأله ساز شده و احساس تنهایی حاکم می شود(پالگ، مک کی و فالینگ[5]،1994؛ ترجمه قراچه داغی، 1384).
خانواده چیزی بیش از مجموعه افرادی است که در یک فضای مادی و روانی بسر میبرند. خانواده یک نظام اجتماعی و طبیعی است که ویژگیهای خاص خود را دارد و نهاد اولیه هر جامعهای به شمار میرود که کانون ظهور عواطف انسانی و روابط صمیمانه میان افراد است و میتوان گفت عملکرد خانواده تاثیر مستقیم و بسزایی بر عملکرد جامعه دارد (غلامزاده، عطاری و شفیع آبادی،1388). پژوهشگران بر این عقیده اند که بهترین ملاک و معیاری که بر اساس آن میتوان
این مطلب را هم اگر خواستید بخوانید :
بایگانیهای دانشجویی - شبکه گستر پیام آوران البرز
کیفیت اخلاقی، اجتماعی و روانی افراد را مورد ارزیابی و دقت قرار داد همان شبکه ارتباطی اعضای خانواده و مجموعه قوانین حاکم بر محیط و جو خانواده است(ملا شریفی، 1384؛ به نقل از غلامزاده و همکاران، 1388).
زندگی مشترک با این باور که تنها مرگ می تواند ما را از هم جدا کند، شروع میشود و زوج ها هم، حداقل در آغاز زندگی خود نسبت به آن اعتقاد کامل دارند. اما واقعیت چیز دیگری است، زندگی مشترک تحت تأثیر عوامل متعددی قرار میگیرد که پارهای از آنها ممکن است زوج ها را به طرف اختلاف و درگیری، جدایی روانی و حتی طلاق سوق دهد. تحقیقات مختلف نشان داده است که یکی از مهمترین عوامل مشکلزا، اختلال در ارتباط یا به عبارتی اختلال در فرایند تفهیم و تفاهم است. به عنوان مثال در گزارشی که یک مرکز مشاوره خانواده در سال 1970تهیه کرد، 87 درصد زوج های شرکت کننده در پژوهش نشان دادند که مشکل اصلی آنها مشکل ارتباطی است (جکوبسون، والدرون و مو[6]؛ به نقل از حیدری، مظاهری و پوراعتماد، 1384).
ما همه از تعامل و عمق بخشیدن به درگیری در ارتباطات لذت می بریم. اگر قادر به تعامل با معنا با دیگران نباشیم، نتیجه آن تنهایی، افسردگی و عدم خوشحالی خواهد بود (گبل و شین[7]، 2000). ارتباط فرایند اصلی در روابط زناشویی است و عبارتند از فرایندی که زن و شوهر به صورت کلامی و غیر کلامی در قالب گوش دادن، مکث، حالت چهره با یکدیگر به تبادل احساسات و افکار میپردازند (خجسته مهر، عطاری و شرالی نیا، 2008). موضوع ارتباطات در روابط زناشویی به قدری مهم است که بیش از90٪ زوجین آشفته ناتوانی در برقراری ارتباط را به عنوان یک مسئله مهم در روابط خود مطرح کردهاند (خسروی، 2007). بسیاری از ارتباطات محبت را مسدود می کند. از جمله زمانی که ما قضاوت اخلاقی داریم و انکار مسئولیت میکنیم و بر رفتار و مسئولیت های خودمان آگاهی نداریم و دیگران را مجبور به انجام کاری میکنیم (رحیمیان،2009).
اگر همسران مسائل خود را با یکدیگر مطرح نکنند و به راه حل مثبتی نائل نشوند می تواند منجر به تنش در رابطه و ختم آن شود(خجسته مهر و همکاران، 2008). بنابراین شناخت و توصیف الگوهای ارتباطی خانواده، یعنی کانالهایی که از طریق آن زن و شوهرها با یکدیگر به تعامل میپردازند، می تواند نقش مؤثری را در پیش بینی رضایتمندی زندگی زوجین و توصیهها و تجویزهای مربوط به آنها کمک کند. پژوهشگران سعی کردهاند که ارتباطات خانوادگی را تعریف کنند و ارتباطات خانواده ها را به سبک ها و الگوهایی طبقه بندی کنند(بروگ، فاگرستروم، بالدوسی، بورهولت، فرینگ و وربر[8]،2008).
چف و استون[9](2001؛ به نقل از کاستن و اندرسون[10]،2004) اولین کسانی هستند که از اصطلاح و جهت گیری اجتماعی[11] جهت گیری مفهومی[12] و به عنوان دو الگوی ارتباطی خانواده استفاده کردند.
در جهت گیری اجتماعی بر قدرت والدین تأکید می شود در حالی که در جهت گیری مفهومی اعضاء تشویق میشوند که عقایدشان را مطرح کنند و با همدیگر به بحث و تبادل نظر بپردازند(دونگ[13]، 2005 ). شیرالی نیا (1386) در پژوهشی با عنوان« تاثیر آموزش مهارتهای ارتباطی بر الگوهای ارتباطی و احساس مثبت» 30 زوج از ساکنان شهر اهواز را مورد مطالعه قرار داد. نتایج این تحقیق نشان داد که آموزش مهارت های ارتباطی بر الگوهای ارتباطی و بهتر شدن احساس مثبت نسبت به همسر مؤثر است.
در پژوهش هانسون و لنبلند[14](2006) به زوج هایی که در تعاملات با هم مشکل داشتند و از زندگی زناشویی خود ناراضی بودند، مهارتهای ارتباطی و حل تعارض آموزش داده شد. نتایج نشان داد که این آموزش ها باعث بهبود ویژهای در روابط زوج ها و توانایی کنار آمدن با مشکلات و سلامت روان آنها شده بود. پژوهشها نشان میدهد کسانی که ارتباطاتی باز دارند، تمایل دارند که خانوادهای داشته باشند که در آن اعضا ارتباطات باز و رضایتمندانه داشته باشند . با توجه به اهمیت روابط در زندگی زناشویی و با توجه به، اینکه در ایران در این زمینه پژوهش های اندکی صورت گرفته است، پژوهشگر سعی در انجام پژوهشی در مورد اثربخشی آموزش مهار ت های ارتباطی به منظور بالا بردن کارایی خانواده دارد. لذا مسئله این پژوهش این است که آیا آموزش مهارتهای ارتباطی بر کارایی خانواده در زوجهای مراجعه کننده به مرکز مشاوره شهر سنندج موثر است؟
همه خانواده ها خواستار شادی، سعادت و سلامت روان شناختی اعضای خانواده خود هستند. برای رسیدن به این خواسته باید تا آنجا که ممکن است توجه و دقت موشکافانه را برای شناسایی عوامل موثر بهبود هر چه بیشتر عمکلرد خانواده، سلامت، بهداشت روان و کیفیت زندگی را به کار گرفت. یکی از این عوامل، احتمالاً عملکرد خانواده و نحوه ارتباطات اعضای آن با یکدیگر است. خانواده، سیستم ارتباطی منحصر به فردی دارد که با روابط دوستی و روابط کاری متفاوت است. ورود به چنین سیستم ارتباطی سازمان یافته ای، صرفاً از طریق تولد یا ازدواج صورت می گیرد(گلدنبرگ و گلدنبرگ، 2000؛ ترجمه حمیدرضا،حسین شاهی برواتی، سیامک نقشبندی والهام ارجمند، 1385). ارتباط نقش مرکزی در ازدواج ایفا می کند به گونه ای که از لحاظ ویژگی های زناشویی مشخص شده است که ارتباط موثر و کارآمد میان شوهر و همسر مهم ترین جنبه خانواده های دارای عملکرد مطلوب می باشد (گریف[15]، 2000).
در زمینه اهمیت این پژوهش میتوان بیان کرد که ارتباط روشن و موثر بین افراد خانواده، موجب رشد احساسات و ارزش ها و ارتقا کارایی خانواده میشود. تحقیقات مختلف نشان داده است که یکی از مهمترین عوامل مشکل زا در روابط زوجی، اختلال در ارتباط یا به عبارتی اختلال در فرایند تفهیم و تفاهم است. به عنوان مثال در گزارشی که توسط یک آژانس مشاوره خانواده در سال 1970 (جکوبسون، والدرون و مور[16]،1980 ؛ به نقل از حیدری و همکاران، 1384) تهیه شده است، 87 درصد زوج های شرکت کننده در پژوهش نشان دادند که مشکل اصلی آن ها، مشکل ارتباطی است. ارتباط موثر سنگ زیر بنایی خانواده سالم و موفق است، به عبارتی دیگر وقتی اعضای خانواده از الگوهای ارتباطی موثر استفاده می کنند، انتقال و درک واضحی از محتوا و قصد هر پیامی دارند، نیازهای روانی یکدیگر را ارضا می کنند و ارتباط و شرکت در اجتماع را تداوم می بخشند. بنابراین الگوهای ارتباطی شخصیت، یادگیری، اعتماد به نفس، قدرت انتخاب و تصمیم گیری منطقی افراد خانواده را تحت تاثیر قرار میدهد و یکی از ریشه های اصلی مشکلات مختلف خانواده است (اولیور و میلر[17]، 1994). تحقیقات نشان می دهد کسانی که ارتباطاتی باز دارند، تمایل دارند که خانواده ای داشته باشند که در آن اعضاء دارای ارتباطات باز و رضایت مندانه باشند. همچنین این توضیح دربرگیرنده این موضوع نیز هست افراد متأهل با برقراری رابطه خوب تمایل دارند که همسرشان دارای رفتارهای مثبتی باشد (میلر، کاگلین و هوستن[18]،2000؛ به نقل از غلامزاده و همکاران،1388).
رفتار یک همسر در خلاء روی نمی دهد بلکه در رابطه با افراد و موضوعات و رویدادهای دیگر اتفاق می افتد و همچنین وقتی تغییرات در درون فرد رخ می دهد، این تغییرات می تواند بر کل سیستم اثر بگذارد و این اثرات را می توان در رفتارها و پیامدهای رابطه ای اندازه گیری کرد. با نگاهی به آمار روز افزون طلاق و مشکلات زناشویی و همچنین عواقب مخربی این طلاق برای افراد, اعضای خانواده و جامعه به دنبال دارد، ضرورت دارد که تحقیقاتی در رابطه با مشکلات ارتباطی در بین زوجین انجام شود. محققان باید در تلاش باشند تا راه های متنوع را آزمایش کنند، که در آن نشان دهند که ارتباطات موثر زوجی چگونه بر رضایت زناشویی و حل تعارضات زناشویی تأثیر می گذارد. همچنین تحقیقاتی در این خصوص که چه نوع روابطی باعث رضایت بیشتری بیشتری می شوند، نیاز است. با توجه به اهمیتی موضوع ارتباطات دارد و با توجه به اینکه در این زمینه به ندرت پژوهش صورت گرفته است، در این پژوهش سعی بر آن است که در اثربخشی آموزش مهارت های ارتباطی در جهت بالا بردن کارایی خانواده مورد بررسی قرار گیرد.
[1] . Goldenberg H, Goldenberg I.
[2] . Gottman, J. M.
[3]. Markman, H. J., Stanley, S., & Blumberg, S.
[4] . Bornstein & Philip H.
[5] . Paley, Mc Kay & Faling
[6] . Jacobsons & Waldron & Moore
[7] . Gable, S. , Shean, G.
[8]. Brog C, Fagerström C, Balducci C, Burholt V, Ferring D, Werber G, .
[9]. Chaffee and Stone
کلید واژهها: آموزش مهارتهای پیش از ازدواج، رشد فردی، ملاکهای همسرگزینی، ملاکهای محتوایی و ملاکهای فرایندی.
فصل اول
کلیات تحقیق
مقدمه
معمولاً جامعه را در اولین تقسیمبندی به چند نهاد اصلی تقسیم می کنند. نهاد خانواده، نهاد آموزش، اقتصاد، حکومت و دین، در جوامع پیشرفته نهاد علم نیز در سده اخیر به نهادهای اجتماعی اضافه شده است. نهاد خانواده یکی از مهمترین نهادهای اجتماعی است که با ازدواج آغاز میشود. بنابراین، ازدواج از آنجا که مراسم آغازین این نهاد مهم اجتماعی است، اهمیت بنیادین و پایهای دارد. ازدواج موفق پایه و بنیانی عالی برای ایجاد خانوادهای شاد و مستحکم است و هیچ چیزی در جهان نمی تواند زندگی انسانها را شادابتر و بهتر کند مگر افزایش ازدواجهای موفق (میرمحمدصادقی، 1384).
نیاز به برقراری رابطهای پایدار، صمیمی و توأم با عشق و محبت از مهمترین دلایلی است که سرانجام هر زن و مرد را به سمت انتخاب شریک و ازدواج سوق میدهد و بر همین اساس که بیشتر از 90% جمعیت دنیا حداقل یکبار ازدواج کردهاند (حیدری نسب، 1381). ازدواج خشت بنای خانواده است و در صورتی که بخواهیم در خانواده با مشکلات کمتر و آسیب های کمتری روبرو باشیم، نیاز هست که به امر ازدواج توجه کنیم. توجه به ازدواج، توجه به خانواده است. یکی از مهمترین کارهایی که میتوانیم انجام دهیم آموزش است (میرمحمدصادقی، 1384).
ازدواج مهمترین رویداد زندگی فرد است و مهمترین مرحله چرخهی زندگی خانوادگی محسوب میشود. بدین منظور، وجود مجموعه ای از آگاهیها و اطلاعات در جهت ارتقای کیفیت ازدواج الزامی میباشد (رفاهی، 1387). یکی از راههای آگاهی افراد در آستانه ازدواج که بر نگرشها و انتظارات مطلوب و نامطلوب در ازدواج و زندگی زناشویی تأثیر دارد، آموختن مهارتهای لازم جهت ارتقاء روابط بین فردی از طریق آموزش به آنها میباشد و آموزش پیش از ازدواج نقش مهمی را در این راستا ایفا می کند (خمسه، 1382).
همسرگزینی و پیمان زناشویی هردو نشانه بالیدگی و پیشرفت شخصی میباشند. گزینش همسر بیگمان یکی از مهمترین تصمیمهایی است که ما در زندگی خود میگیریم )بیرشک، 1384). گرچه ازدواج هنوز بخشی از ساختار جامعه است، اما اکنون دیگر والدین و واسطههای ازدواج، انتخاب همسر را تحمیل نمی کنند و در عوض، بیشتر انتخاب آزاد حاکم است یا اینگونه به نظر میرسد )برنشتاین[1] 1994؛ ترجمه سهرابی،1382). ازدواجهای موفق هستند که در آنها ملاکهای انتخاب همسر به درستی رعایت شده باشد و طرفین از ملاکها خود آگاهی و تعریف روشنی داشته باشند )رفاهی، 1387).
اولویتها و ملاکهای همسرگزینی، ادراکاتی در مورد صفات یا ویژگیهایی هستند که از یک معشوقه خیالی یا همسر بالقوه، مطالبه میشوند وتعداد زیادی از این ادراکات به صورت واضحی با هیجانات در ارتباط هستند )باس[2]، 2007 (. در دهههای گذشته رویکردهای متفاوتی در ارتباط با همسرگزینی شکل گرفته است. که هر یک از آنها، فرایند و چگونگی انتخاب زوجها توسط افراد متفاوت را از دیدگاههای متفاوت مورد تجزیه وتحلیل قرار میدهد. همچنین هر دیدگاه معیارهایی را که هر فرد در هنگام انتخاب همسر مد نظر قرار می دهد، نیز بررسی می کند )دابویس[3]، 2010).
اقدام برای رشد فردی[4] (PGI) که توسط روبیتشک [5](1998) مفهومسازی شده است، نوعی درگیری فعال و قصدمندانه در فرایند رشد فردی و همچنین در فرایند تغییر و رشد به عنوان یک فرد میباشد. این مقیاس از طریق جستجوی فعالانهی تجارب خودرشد دهنده تمایل کلی به بهبود و ارتقاء خودِ فرد دارد و جهتگیریاش به سوی تغییر و رشد در حیطههای مختلف زندگی میباشد و مجموعه ای از مهارتهای گسترش یافته است که شامل شناخت، رفتار، نگرش و انگیزش میشود که یک فرد در هر یک از تجربیات زندگی از خود نشان میدهد (روبیتشک و آشتون[6]، 2009). وقتی که یک فرد به صورت عمدی خودش را درگیر فرایند رشد می کند، گفته میشود که وی در مسیر فعالیت رشد فردی قرار گرفته است. فعالیت رشد فردی سازهای است که نمایانگر علاقه
و توجه فرد به رشد و تغییر در زندگی شخصی خودش به طور کل میباشد. اما می تواند برای رفتار واقعی در حیطههای خاصی از زندگی نیز کاربرد داشته باشد. میتوان به PGI به عنوان سازهای فراشناختی، نوعی آگاهی و کنترلِ درگیری عمدی نگریست، کنترل و آگاهیای که بر روی شناختها و رفتارهای ارتقاءدهندهی رشد در تمام حیطههای زندگی عمل می کند (روبیتشک، 1998) و نشاندهندهی نوعی جهتگیری به سمت درگیری فعالانه و هدفمندانه در فرایند جستجوی رشد میباشد. موضوعاتی که در مشاوره پیش از ازدواج مد نظر قرار میگیرند هدفشان ایجاد تغییرات مثبت در روابط پیش از ازدواج به منظور ارتقاء و بهبود ازدواج است. برنامه های مشاورهی پیش از ازدواج که در ادبیات تحقیقی مربوط به این حیطه مطرح میشوند، شامل موضوعات مختلفی میشوند و این موضوعات در برنامه های مختلف متفاوت میباشد. موضوعاتی که در این حیطه رایجتر هستند شامل موارد زیر میشود: مسایل شغلی، مالی، روابط دوستانه و حمایت اجتماعی، فرزندپروری و کودکان، مذهب، مسایل مربوط به خانواده مبدا، نگرشها و باورها در مورد ازدواج، انتظارات مرتبط با نقش جنسیتی، خصیصههای شخصیتی، ارزشها، سازگاری با زندگی بعد از ازدواج، تعهد به ازدواج، مهارتهای ارتباطی، مهارتهای حل تعارض، مهارتهای مقابله، مدیریت هیجانات، تفریح و سرگرمی، اهمیت گذران زمان با شریک رابطه، حل مسئله، و روابط جنسی. جدای از این موارد، مشاوران باید انگیزهی مراجعان را بر شرکت در مداخلاتی همچون مشاورهی پیش از ازدواج مد نظر داشته باشند. مشاوران پیش از ازدواج میتوانند انگیزهی مراجعان را با توجه به دلایل آنها برای مراجعه به مشاورهی پیش از ازدواج و بحث در مورد مزایای مشاورهی پیش از ازدواج تحریک کنند (موری[7]، 2006).
ارتباط پیش از ازدواج دورهای است برای دو نفر که همدیگر را نمیشناسند و میخواهند که همدیگر را بشناسند و درک کنند و قبل از اینکه با هم ازدواج کنند، پیوندهای عشقیای خلق کنند که برای زندگی کردن با همدیگر ضروری است. دوستی قبل از ازدواج و نامزدی با هدف تکمیل واقعیت شناخت صورت میگیرد (اوزگون[8]، 2000).
بیان مسأله
در جوامع امروز، زوجهای جوان در اوایل زندگی با مسائل و مشکلات گوناگون و گاه شدیدی مواجه هستند، بنابراین پیشنهاد اصلی و اساسی، بهرهمندی از
این مطلب را هم اگر خواستید بخوانید :
بایگانیهای دانلود مقاله تحقیق پایان نامه - پایان نامه آماده
خدمات مشاورهای پیش از ازدواج است )صافی، 1381). مشاوره پیش از ازدواج یکی از راههای مناسب برای حفظ تداوم خانوادههاست و از آن جهت که بیشتر جنبه پیشگیری دارد تا درمان، اهمیت بالاتری نیز پیدا می کند )حسینی، 1390).
در دنیای جدید مدام در حال تغییر و تحول فعلی، جوامع انسانی به طور متناوب در حال مواجهه با پدیدههای نو از یک سو پیامدهای غیرمنتظره و پیچیده که تأثیر زیادی بر زندگی فردی و اجتماعی آنها دارد هستند. خانواده نیز از این جریان مستثنی نبوده و سیر تکاملی آن نیز گویای این نکته است که خانواده در جریان تغییرات اجتماعی و فرهنگی بسیار چهره عوض کرده است. خانوادههای گسترده به هستهای تغییر کرده و همزمان نقشها و تقسیم کار نیز بسیار متفاوت و متنوع شده است. آداب و رسوم ازدواج و تشکیل خانواده تغییر کرده و تکنولوژیهای نو پدید و رسانه ها نقش مهمی در تغییر شیوه ارتباطات انسانی و رابطههای شخصی ایفا کردهاند. از سویی همزمان با این تغییرات نیازهای انسانها نیز تغییر کرده است، آنها در این دنیای در حال تغییر خواستار آرامش هستند که میخواهند در خانواده پیدا کنند. این آرامش مستلزم آگاهی از مسائل پیچیده جهان امروز است. این مسائل طیف وسیعی در برمیگیرد از مسائل جنسی گرفته تا مهارتهای زندگی و ارتباطی که بسیاری از این بحرانها به خاطر مسائلی بوجود میآید که بسیار ساده بوده و ناشی از عدم آگاهی است. سیاستگذاری صحیح اجتماعی و آموزشهای عمومی می تواند تا حدودی از این مسائل بکاهد و آگاهی بخش باشد. شناختن انتظارات منطقی باعث خواهد شد که زوجین با روبرو شدن با تجارب زندگی مشترک نا امید نشده و مهارتهای رویارو شدن را یاد بگیرند (چاندران و مالینگام[9]، ترجمه شفیعی و آذرگشب، 1370).
در سالهای اخیر، حرکت برای تقویت زندگی زناشویی به برنامه های آموزشهای قبل از ازدواج کشیده شده است (لو ، زلکیفلی، وانگ و تان[10] ،2002). این آموزشها فرصت مناسبی است که سبب افزایش آگاهی و اطلاع زوجها از نقش خود در ایجاد یک رابطه صحیح و ثمر بخش گشته و بر نگرش و رفتار آنان تأثیر میگذارد (سامراتنگ ، پانواتسو، اماراتیتاد، چایپایم و سیتی امرن[11]، 2003).
آموزشهای قبل از ازدواج دانش نسبت به اهداف ازدواج، شناخت روانشناسی زن و مرد، آگاهی از ملاکهای صحیح ازدواج و برخورداری از شرایط لازم برای ورود به ازدواج تا آموزشهای جنسی را در بر میگیرد (استنلی، ساماتو، جانسون و مارکمن[12]، 2006).
طرح آموزش قبل از ازدواج در ایران از سال 1370 به اجرا درآمده است. هدف از اجرای این طرح، ارتقای سطح آگاهی زوجین در خصوص اهمیت و ضرورت کنترل جمعیت و بهداشت باروری، روشهای مختلف پیشگیری از بارداری، بهبود روابط عاطفی بین زوجین و آشنایی با واحدهای ارائه دهنده خدمات بهداشتی درمانی بوده است (مرندی، 1378)، با این حال این سؤال مطرح است که آیا آموزشهای قبل از ازدواج به شیوه های که امروز در کشور اجرا میشود را میتوان به عنوان یک ابزار مؤثر پیشگیری از مشکلات خانوادگی نظیر طلاق، بارداریهای ناخواسته و ازدواجهای ناموفق به حساب آورد؟ مطالعات متعدد نشان میدهد با وجودی که این مشاورهها آگاهی و نگرش زوجین را افزایش میدهند، ولی این افزایش سطح آگاهی و تغییر نگرش در حد مورد انتظار و قابل قبول به همان اندازه که تقاضا برای برنامه های آموزشی پیش از ازدواج در حال افزایش است، نیاز به شواهد تجربی برای مشخص کردن اثربخشی برنامه نیز در حال افزایش است (کارن، گودین، اوتیس و لامبرت[13]، 2004).
از آنجایی که یکی از عواملی که در یک ازدواج موفق مؤثر است، همان الگوها و روشها و ملاکهای همسرگزینی است و این انتخابها و ملاکها خود نیز متأثر از عوامل و خلق و خو و حالتهای عاطفی و هیجانی افراد قرار دارد و تفکرات غیرمعقول و باورهای غیرمنطقی باعث میشود، که جوانان در انتخاب و گزینش و توجه به این ملاکها تحت تأثیر قرار گیرند و همانگونه که ذکر گردید و با توجه به مسائل و مشکلات بوجود آمده برای جوانانی که دچار ناسازگاریهای زناشویی شده اند و با توجه به آمار طلاق در جامعه و کودکان بیسرپرست، که قربانی یک انتخاب ناآگاهانه و جدایی پدر و مادر از هم میشوند. نقش و توجه جدی به امر گزینش ملاکها و معیارهای همسرگزینی در ازدواج جوانان مشخص و معلوم میگردد (کارن و همکاران 2004). «اگر دخترها و پسرها میدانستند هدف از ازدواج چیست و اگر با معیارهای اصیل در انتخاب همسر آشنایی داشتند به یقین این تعداد از خانوادههای اجتماعی متزلزل نمیشدند» (رشیدپور، 1373).
همچنین از الزامات یک ازدواج موفق، تحول زوجین در زمینه رشد فردی می باشد. مهمترین ابعاد رشد فردی در فرایند زندگی مشترک پس از ازدواج ناظر بر مواردی نظیر رشد فکری، رشد عاطفی، رشد رفتاری، رشد اقتصادی و رشد جنسی میباشد (دشتی و علوی، 1385، نقل از جعفری، 1386). بنابراین هر دختر و پسری که میخواهند با یکدیگر ازدواج کنند باید با تکیه بر توان عقلی و قدرت اندیشیدن، به طور منطقی معیارهای اصولی همانندی را در نظر بگیرند و با توجه به نقاط مشترک و تشابه بیشتر همسر خود را برگزینند (جعفری، 1381). اقدام برای رشد فردی (PGI) شامل مؤلفه های شناختی (همچون انگیزهی تغییر، دانش در مورد فرایند تغییر و کارایی مرتبط با فرایند تغییر) و فرایند رفتاری (همچون اهداف کلی مربوط به تغییر شخصی و طرحریزی جهت نیل به آن اهداف میشود (روبیتشک، 2003؛ مارتین[14]، 2009)، و مجموعه ای از مهارتهای کسب شده برای ارتقاء خود در حیطههای مختلف زندگی میباشد و تلفیقی از چهار مؤلفهی آمادگی برای تغییر، طرح و برنامه داشتن، استفاده از منابع و رفتار عمدی میباشد. این چهار مؤلفه به صورت مشترک وارد عمل میشود نه متناوب، تا رشد شخصی را بهینه کنند (توئن و روبیتشک[15]، 2012).
در تبیین این یافته میتوان گفت هرچه فرد بتواند منطقی به این مسایل فکر کند، عوامل خطرآفرین و هشداردهنده در ازدواج همچون تصمیم گرفتن برمبنای احساسات، تأکید بر یک بعد برای ازدواج و باورهای غلط در مورد ازدواج را تغییر دهد و از تأثیر منفی آنها در زندگی و ازدواج آگاه باشد، از رشد شخصی بالاتر برخوردار خواهد بود و ازدواج موفقتری خواهد داشت. همچنین از یک سو، از آنجا که این آموزشها شامل مهارتهای شناختی مثل کار روی افکار و باورها و انتظارات غلط و عوامل هشدار دهنده و همینطور عوامل رفتاری مثل آموزش مهارتهای رفتاری و تبادلی میشد، و از سوی دیگر رشد شخصی نیز بر بعد شناختی و رفتاری تأکید زیادی دارد، بنابراین میتوان گفت که آموزش این مهارتها به صورت مستقیم یا غیر مستقیم ابعاد شناختی و رفتاری را مورد هدف قرار میدهد و می تواند بر رشد شخصی افراد تأثیرگذار باشد..
تأثیرات طلاق منجر به مشکلات تبادلی در روابط آتی میشود. این تاثیر در روابطی مثل ازدواج مجدد، خانوادههای ناتنی و کودکان مشهود است. این کودکان وقتی که بالغ میشوند اعتماد و باور کمتری به روابط طولانی مدت خواهند داشت (سگرین و تیلور[16]، 2006). تحقیقات نشان داده که اگر آنها تصمیم به ازدواج بگیرند، مشکلات ارتباطی زیادی را در روابطشان تجربه خواهند کرد. زوجینی که ازدواج مجدد می کنند تبادلات مثبت کمتری از خود نشان می دهند و نسبت به ازدواج اول تبادلات کنارهگیرانهی بیشتری از خود نشان می دهند (هالفورد، نیکولسون و سندرز[17]، 2007)، که این منجر به رضایت ارتباطی پائینتر میشود. نظر به اینکه طلاق چنین تاثیرات منفیای در روابط انسانی دارد، یافتن روش هایی برای پیشگیری از طلاق شایستهی توجه است. مارکمن، فلوید، استنلی و استوراسلی[18] (1988) گفتهاند که بجای مداخلات ناشی از مشکلات طلاق، محققان و درمانگران باید بر روی پیشگیری از مشکلات در ازدواج تاکید کنند. بنابراین میتوان بر اهمیت مشاوره و آموزش پیش از ازدواج بر رضایت آتی از زندگی زناشویی و مشکلات زناشویی و متعاقباً طلاق پی برد.
در پژوهش حاضر ملاکهای همسرگزینی شامل ملاکهای محتوایی همسرگزینی (سن، شغل، درآمد، سطح تحصیلات و…) و ملاکهای فرایندی (مجموعه کنشهایی مانند درک طرف مقابل، مهارتهای ارتباطی، مهارت کنار آمدن، انعطافپذیری و…) میباشد و ابعاد رشد فردی شامل مؤلفه شناختی (علم به چگونگی تغییر و تعهد به فرایند رشد) و رفتاری (اجرای فرایند رشد) میباشد. با عنایت به اهمیت مسأله پژوهش حاضر و با توجه به اینکه تاکنون در کشورمان مطالعات کافی جهت ارزشیابی برنامه های آموزشی پیش از ازدواج صورت نگرفته است، لازم است با بهره گرفتن از ارزشیابی مؤثق و کارآمد و بهره گیری از الگوی آموزشی مناسب به بررسی اثربخشی آموزشهای قبل از ازدواج پرداخته شود. بنابراین، در این پژوهش به بررسی این موضوع میپردازیم که آیا مهارتهای قبل از ازدواج بر ملاکهای همسرگزینی و رشد فردی دختران مجرد تأثیر معنادار دارد؟
اهمیت و ضرورت انجام تحقیق
ازدواج یکی از مهمترین تصمیمات زندگی است. اما این تصمیم زمانی باید گرفته شود که اطلاعات و دانسته های ما و تجربه و پختگی ما در برابر بزرگی این تصمیم اندک و ناتمام است. قبل از ازدواج قدرت و اختیار در تصمیم گیری بسیار است و میتوان از تشکیل ساختارهای مشکلزا دوری کرد. اما پس از ازدواج، هنگامی که ساختارها شکل گرفت تنها میتوان کارکردهای مشکل را کاهش داد و به ندرت میتوان در ساختارها تغییر ایجاد کرد (میرمحمدصادقی، 1384).
سلامت جامعه در گرو تأمین سلامت جسمی، روانی و اجتماعی و یکی از بهترین فرصتها برای آموزش و آمادهسازی آنها، موقعیت قبل از ازدواج میباشد که اگر در این زمینه آموزشهای لازم صورت گیرد میتوان به ارتقای سطح فکری و فرهنگی جوانان در راستای انتخاب ملاکهای صحیح در انتخاب همسر و همچنین رفتارهای بعد ازدواج میباشد (رفیعی، 1376).
پژوهشها نشان دادهاند که فقدان آموزشهای کافی در مورد مسائل مرتبط با ازدواج، اطلاعات نا کافی زوجین، ملاکها و باورهای نادرست اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی، ارتباطات ضعیف، ترس از عدم موفقیت در ازدواج، از شایعترین عواملی هستند که ممکن است زندگی زوجین را دچار مشکلات عدیدهای کند. لذا آموزشهای قبل از ازدواج می تواند تا حدود زیادی نقش مؤثری را در این زمینه ایفا نماید (کراون و هینکل[19]،2003). پیشینهی پژوهش در مورد سازهی فعالیت رشد فردی نشان میدهد که مطالعات زیادی در فرهنگها، گروههای سنی مختلف، نمونههای مختلف و سطوح تحصیلی متفاوت در مورد این سازه انجام شده است. این مطالعات نشان داده که PGI به متغیرهای مختلفی همچون شیوهی رشد (آگاهی- غیرعمدی، ناآگاه- غیرعمدی و آگاهی- عمدی) جهتگیری نقش جنسیتی، بهزیستی روانشناختی (روبیتشک، 1999)، کاوشهای حرفهای و هویت شغلی (روبیتشک و کوک[20]، 1999)، الکلیسم والدین، عملکرد خانواده و سلامت روانشناختی (روبیتشک و کاشوبک[21]، 1999)، معنویت و مذهبی بودن (کالدول[22]، 2000)، عملکرد خانواده چندبعدی (ویتاکر و روبیتشک[23]، 2001)، خودکارآمدی، سلامت روان و رفتار خطرپذیری (اوگونیمی و مابیکوج[24]، 2007) ارتباط دارد. با توجه به اینکه در بعضی مطالعات رشد فردی به عنوان متغیر مستقل و در بعضیها به عنوان متغیر وابسته و در بعضی به عنوان متغیر تعدیل کننده مورد بررسی قرار گرفت است، و از آنجا که در جامعه ما تحقیق چندانی در این حیطه انجام نشده است، بنابراین مطالعات حاکی از این است که این حیطه نیاز به بررسیهای بیشتری دارد. همچنین با توجه به عدم انجام پژوهشهای مناسب و عمیق در راستای اثربخشی مهارتهای قبل از ازدواج بر ملاکهای همسرگزینی و رشد فردی دختران مجرد و اهمیت تعیین ملاکهای صحیح و ارزشی توسط جوانان برای همسرگزینی، انجام این پژوهش از اهمیت خاصی برخوردار است.
اهداف تحقیق
هر حرکت علمی اهداف متعددی را دنبال می کند. یک دسته از این اهداف عمومی هستند، که هر محققی در شروع کار به آنها توجه دارد از جمله شروع حرکتی مثبت در جهت حل مسائل موجود و گشودن راه به منظور کشف مسائل جدید. هدف اصلی این تحقیق، تبیین اثربخشی مهارتهای پیش از ازدواج بر ملاکهای همسرگزینی و رشد فردی دختران مجرد است. که به صورت زیر قابل طرح می باشد:
هدف اول: تبیین اثربخشی آموزش مهارتهای پیش از ازدواج بر رشد فردی در افراد شرکت کننده در پژوهش.
[1] – Berneshtain
[2] – Buss
[3] – Dabuis
[4] -Personal Growth Initiative
[5] – Robitschek
[6] -Robitschek and Ashton
[7] – mury
[8] – Özgüven
[9] – Chandran and Malingam
[10] – Low, Zulkifli, Wong,Tan
[11] – Somrongthong and Panuwatsu and Amarathithadd and Chaipayom and Sitthi-amorn
[12] – Stanley and Samato and Johnson and Markman
[13] – Caron, Godin, Otis, Lambert
[14] – Martin
[15] – thoen & Robitschek
جدول شماره 4-4- نتایج آزمون نرمال بودن داده های تحقیق…………………………………………………………………….94
جدول 4-5- نتایج توصیفی مربوط به میزانتوجه به مهارتهای کلامی در فرایند مدیریت کلاسی……………..95
جدول 4-6- دیدگاه معلمان در مورد مهارتهای کلامی در مدیریت کلاسی با در نظر گرفتن تحصیلات……96
جدول 4-7- دیدگاه معلمان در مورد مهارتهای کلامی در مدیریت کلاسی با در نظر گرفتن سابقه…………..96
جدول 4-8- نتایج توصیفی مربوط به میزانتوجه به مهارت برقراری ارتباط در فرایند مدیریت ……………….97
جدول 4-9- دیدگاه معلمان در مورد مهارت برقراری ارتباط در مدیریت کلاسی با احتساب تحصیلات……98
جدول 4-10- دیدگاه معلمان در مورد مهارت برقراری ارتباط در مدیریت کلاسی با احتساب سابقه…………98
جدول 4-11- نتایج توصیفی مربوط به میزانتوجه به مهارتهای احساسی در فرایند مدیریت کلاسی…….100
جدول 4-12- دیدگاه معلمان درمورد مهارتهای کلامی درمدیریت کلاسی با در نظر گرفتن تحصیلات…..101
جدول 4-13- دیدگاه معلمان در مورد مهارتهای کلامی در مدیریت کلاسی با در نظر گرفتن سابقه………101
جدول 4-14- نتایج توصیفی توجه به مهارت خود مدیریتی در فرایند مدیریت کلاسی……………………………102
جدول 4-15-دیدگاه معلمان در مورد خودمدیریتی در مدیریت کلاسی با در نظر گرفتن تحصیلات……..103
جدول 4-16- دیدگاه معلمان مهارت خودمدیریتی در مدیریت کلاسی با در نظر گرفتن سابقه………………103
جدول 4-17- مربوط به میزانتوجه به مهارتهای تحصیلی در فرایند مدیریت کلاسی…………………………….104
جدول 4-18-دیدگاه معلمان در مورد مهارت تحصیلی در مدیریت کلاسی با در نظر گرفتن تحصیلات….105
جدول 4-19- دیدگاه معلمان مهارتهای تحصیلی در مدیریت کلاسی با در نظر گرفتن سابقه…………………105
جدول 4-20- نتایج توصیفی مربوط به میزانتوجه به مهارت ابراز وجود در فرایند مدیریت کلاسی……….106
جدول 4-21- دیدگاه معلمان مهارت ابراز وجود در مدیریت کلاسی با در نظر گرفتن تحصیلات…………….107
جدول 4-22- دیدگاه معلمان در مورد مهارت ابراز وجود در مدیریت کلاسی با در نظر گرفتن سابقه……..107
جدول 4-23- نتایج توصیفی میزانتوجه به مهارت اطاعت ورزی در فرایند مدیریت کلاسی………………….108
جدول 4-24-دیدگاه معلمان در مورد مهارت اطاعت ورزی در مدیریت کلاسی با احتساب تحصیلات…….109
جدول 4-25-دیدگاه معلمان مهارت اطاعت ورزی در مدیریت کلاسی با در نظر گرفتن سابقه………………..109
جدول 4-26- نتایج توصیفی میزانتوجه به مهارت مسئولیت پذیری در فرایند مدیریت کلاسی……………110
جدول 4-27- دیدگاه معلمان مهارت مسئولیت پذیری در مدیریت کلاسی با احتساب تحصیلات………….111
جدول 4-28- دیدگاه معلمان در مورد مهارت مسئولیت پذیری در مدیریت کلاسی با احتساب سابقه……111
جدول 4-29- نتایج توصیفی مربوط به میزانتوجه به مهارت جرأت ورزی در فرایند مدیریت کلاسی…..112
جدول 4-30- دیدگاه معلمان در مورد مهارت جرأت ورزی در مدیریت کلاسی با احتساب تحصیلات…….113
جدول 4-31- دیدگاه معلمان در مورد مهارت جرأت ورزی در مدیریت کلاسی با احتساب سابقه…………..113
جدول4-32- دیدگاه معلمان درتوجه به مهارتهای اجتماعی در مدیریت کلاسی با احتساب جنسیت………..14
جدول شماره 4-33- نتایج آزمون مقایسه میانگین رتبهی مؤلفهها با استفاده آزمون فریدمن………………….115
فهرست نمودارها
عنوان صفحه
نمودار 2-1- مؤلفه های مهارت اجتماعی مورد توجه در مدیریت کلاسی…………………………………………………….76
این مطلب را هم اگر خواستید بخوانید :
نمودار 4-1- توزیع فراوانی پاسخگویان بر اساس جنسیت……………………………………………………………………………..91
نمودار 4-2- توزیع فراوانی پاسخگویان بر اساس سطح تحصیلات………………………………………………………………..92
نمودار 4-3- توزیع فراوانی پاسخگویان بر اساس سابقه تدریس…………………………………………………………………….93
چکیده تحقیق:
این تحقیق به ارزیابی مدیریت کلاسی از منظر توجه به مهارتهای اجتماعی در مدارس ابتدایی اشکنان در سال تحصیلی 94-1393 می پردازدجامعه آماری مورد نظر این تحقیق همهمعلمان مقطع ابتدایی که درسال تحصیلی 94-1393 در مدارس ابتدایی اشکنان به تدریس مشغول بوده اند . این جامعه 150 نفر شامل تعداد 94 نفر از آن زن و تعداد 56 نفر از آنان مرد بوده که با توجه به کم بودن جامعه ، کل جامعه پژوهش با روش سرشماری به عنوان نمونه انتخاب گردیدند . جهت روش جمع آوری داده ها در این تحقیق از پرسشنامه محقق ساخته و فیش ثبت اصلاعات استفاده گردید . ابزار پژوهش شامل پرسشنامه محقق ساخته و فیش ثبت اطلاعات تعیین شد .روایی پرسشنامه مورد تأیید متخصصان قرار گرفت و نیز با بهره گرفتن از آزمون تحلیل عاملی 89/0روایی آن تأیید گردیدو پایایی پرسشنامه نیز بااستفاده ازروش آلفای کرونباخ 92/. محاسبه شد . داده هایحاصل از پرسشنامه با بهره گرفتن از شاخصهای آمار توصیفی و استنباطی تجزیه و تحلیل گردید . نتایج حاصل از این پژوهش نشان میدهد که در تمام مؤلفه های مهارت اجتماعی(مهارتهای کلامی ، مهارتهای احساسی ، اطاعت ورزی ، خودمدیریتی ، مسئولیت پذیری ، ابراز وجود ، مهارتهای تحصیلی ، برقراری ارتباط ، جرأت ورزی) به شکل مناسب و مطلوبی در فرایند مدیریت کلاسی تحقق یافته است و تفاوت معناداری نیز در دیدگاه معلمان مرد و زن مشاهده نگردید .
کلمات کلیدی : مدیریت کلاسی ، مهارتهای اجتماعی ، مهارتهای کلامی ، خودمدیریتی ، مسئولیت پذیری
فصل اول
طرح تحقیق
کلاس درس به عنوان یک گروه یا نظام اجتماعی دارای همه ویژگیهای سیستمهای اجتماعی است که مورد توجه صاحب نظران علوم رفتاری قرار دارد . مدیریت کلاس بر عهده معلم است که قبل از آموزش یا هر گونه اقدام تربیتی و رفتاری باید کلاس درس را جهت تحقق اهداف مدیریت نماید . مدیریت کلاس درس چون سایر مدیریتها مستلزم کارکردهایی چون طراحی و سازماندهی ، هماهنگی و رهبری ، کنترل و نظارت و ارزشیابی است که بدلیل در هم تنیدگی، این کارکردها از یکدیگر تفکیک پذیر نیستند . امروزه از مهمترین چالشهای یک معلم در کلاس ، ارتباط مؤثرو صحیح با فراگیران است از طرف دیگر ارتباط معنادار، کلید اجرای موفقیت آمیز بسیاری از شیوه های مدیریت در کلاس میباشد . ارتباط عامل اصلی یادگیری است که شاخص های متعددی را در بر میگیرد .
سازمانهای رسمی به عنوان نوعی سیستم اجتماعی مستلزم مدیریت و رهبری اثربخش برای تحقق اهداف رسمی میباشند؛ صاحب نظران علم مدیریت وسازمان برای مدیریت و رهبری این سازمانها، کارکردهایی را عنوان کرده اند.اکثریت برکارکردهای اساسی مدیریت کلاس طراحی و سازماندهی کلاس درس، رهبری کلاس درس ، نظارت و کنترل کلاس درس و ارزشیابی اتفاق نظر دارند (پرداختچی، 1380).
اجتماعی بودن یک نیاز سرشتی انسان است ، انسان بر پایه آفرینش خویش نیاز به تعلق و پیوند با دیگران دارد ، خوی اجتماعی بودن در وی نهفته است . مشارکت پیوند دو سویه سازنده و سودمند بین دو تن یا بیشتر از دو تن میباشد . پیوندی گشوده و بازمیان دو انسان که این دو در پرتو آن پرورش مییابند و از یکدیگر بهره میگیرند . دو سویه بودن پیوند موجب می گردد تا اطلاعات ، دانش ، شناخت و اندیشه و نظر هریک از دو سوی پیوند به دیگری منتقل گردند و در اثر آن هردو طرف بهره ی بدست آورند و بر نیروی ذهنی و عقل خود بیفزایند (طوسی ، 1377) .
با وجود فراینده مهارتهای اجتماعی در رشد و تحول فراگیری این مهارتها در همهی کودکان به شکل یکسان صورت نمیگیرید. کودکان زیادی اغلب فاقد مهارتهای اجتماعی ضروری برای تعاملات مثبت و هدفمند است . این مسأله ممکن است باعث شود این دانش آموزان توسط همسالان عادی کمتر مورد پذیرش قرار بگیرند .این دانش آموزان نیاز دارند تا مهارتهای اجتماعی را به طور سازمان یافته آموزش ببیند . این مهارتها باید در موقعیتهای طبیعی به منظور تسهیل تعمیم دهی به موقعیتهای مختلف آموزش داده شوند (گرشام[1]،2000). و در این میان توجه به مدیریت کلاسی و توسعه مهارتهای اجتماعی دانش آموزان در آن از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است . خصوصاً در دوران ابتدایی که دانش آموزان نیازی اساسی به یادگیری مهارتهای اجتماعی دارند و برای یادگیری آن باید از هر ابزاری همچون مدیریت کلاسی و روش های تدریس و ارزشیابی و … بهره برد .
پیشرفت هرجامعهای به چگونگی کیفیت آموزش وپرورش آن جامعه بستگی دارد.آموزش وپرورش اگر راه دموکراسی وروش علمی پیشگیردزمینه یایجادجامعه ای پیشرفته را مهیا میسازد .به منظور رسیدن به این دموکراسی ، رعایت قانون و نظم و ایجاد نگرش مثبت در این زمینه و اعمال آن توسط افراد یک جامعه ، به خصوص متو لیان امر خطیر تعلیم و تربیت ، ضرورت مییابد .
آموزش وپرورش علاوه بر این که دردسته بندی مشاغل در ردهی بالایی قرار دارد.از نظر پیچیدگی نیز جزء پیچیدهترین حرفههای تخصصی دسته بندی میگردد(علاقه بند،1381). اشراف معلم بر موضوعات درسی،مسائل یادگیری، الگوها، مهارتهای اجتماعی، روشها، راهبردهاو فنون تدریس، از عوامل عمدهی اثر بخشی رفتار ومدیریت کلاسی میباشد .دررفتارکلاسی و ارتباط معلم بادانش آموزان باتوجه به این که مدرسه وکلاس سازمانهای اجتماعی آموزش تربیتی می باشد.
کلاس درس یک سازمان اجتماعی آموزش است،سازمانهای اجتماعی ، آموزشی -تربیتی،بدون پیروی محض ازارتباطات رسمی درجهت پویایی پیش میروند . وجود نظم و انضباط در کلاس و یا به عبارتی مدیریت کلاسی ، جهت اثر بخشی و کارآیی و در نهایت بهرهوری کار یک معلم بسیار مؤثر میباشد . بنابراین لازم است در این خصوص فنون و ویژگیهای مورد نیاز مدیریت کلاس شناسایی و تبیین گردد، تا مورد استفادهی همهی کسانی که با آموزش و پرورش سر و کار دارند ، قرار گیرد .
ایجاد فرصت یادگیری یکی از ویژگیهای اساسی پژوهش پیرامون اثربخشی معلم و همبستگی آن با دستاورد و موفقیت و پیشرفت یادگیرنده است و مدیریت کلاسی است(بروفی و گود[2]،1986به نقل از هاشمی و همکاران، 1391،ص 203). توجه به مهارتهای اجتماعی دانش آموزان در مدیریت کلاسی از اهمیت بسزایی برخوردار است و بنا به اعتقاد(هاشمی 1391،ص 148)، ایجاد رویه وقوانین در اثربخشی مدیریت کلاسی بسیار مهم و اثربخش است و توجه به مهارتهای اجتماعی به پیامـدهای مطلوب در فــرایند کلاسی منجر میگردد .آموزش مهارتهای اجتماعی نباید تنها متشکل از توصیف مهارت و چرایی مهم بودن آن باشد ، بلکه باید به شرح و توضیح چگونگی انجام مهارت و اینکه چه موقع و چرا اجرا میشود پرداخت .
مهارتهای اجتماعی بر رفتارهای فراگرفته مطلوبی که فرد را قادر میسازد با دیگران رابطه مطلوبی داشته و از واکنشهای نامعقول اجتماعی خودداری کند. مهارتهای اجتماعی طیف گسترده ای رفتارها از قبیل توانایی شروع ارتباط موثر ومناسب با دیگران ارائه پاسخ های مفید وشایسته،تمایل به رفتارهای سخاوتمندانه ، همدلانه و یاریگرانه ، پرهیز از تمسخر و قلدری و زورگویی به دیگران را شامل میشود (ماتسون و همکاران[3] ،2008). توجه به مهارتهای مختلف در مدیریت کلاسی برای رشد دانش آموزان از جمله مسائل اساسی در آموزش و پرورش ابتدایی می باشد که در بیشتر کلاسهای و مدارس ابتدایی با توجه به نقش داشتن روش های متفاوت در مدیریت و نوع تفکر مدیریتی معلمان از اهمیت خاص و فوق العاده ای برخورداراست . و بررسی این موضوع باعث میگردد که جنبه های مختلف آن مورد بررسی قرار گیرد. علیرغم تلاش بسیاری از پژوهشگران بیشتر دانش آموزان ما در بعد مهارتهای اجتماعی دچار مشکلاتی میباشند که بی توجهی به این مهارتها می تواند زمینه های مثبت تحصیلی را تحت الشعاع قرار دهد و آن را به سمت و سویی کشانده که منجر یه یادگیری مفید نگردد .بنابراین این پژوهش به دنبال پاسخگویی به این سؤال اساسی است که تا چه میزان در مدیریت کلاسی به مهارتهای اجتماعی دانش آموزان توجه میشود ؟
آموزش و پرورش یکی از نهادهای اصلی جامعه است که تعلیم و تربیت و ساختن انسان مطلوب و مؤثر را در جامعه به عهده دارد. برای پرورش افراد مطلوب ، نیاز به یک نظام آموزشی کار آمد است که اجزاء و عناصر آن اعم از مواد درسی، دانش آموز ، معلم ، وسایل آموزشی ، فضا و غیره با یکدیگر ارتباط متقابل دارند تا اهداف مورد انتظار تحقق یابد. از طرف دیگر ، تدریس و آموزش از نظر ماهیت یک نظام ارتباطی متقابل است و مدرسه به سان گروه پویایی ، درصدد آماده کردن افراد برای ورود به جامعه در سطح بسیار گسترده تری است . کلاس درس نیز به عنوان یک گروه کوچک اجتماعی و کوچکترین خرده سیستم اجتماعی در نظام آموزشی دارای خصوصیات و ویژگیهای منحصر به فردی است که آن را از سایر سازمانها و نهادهای اجتماعی متمایز می کند .این خرده سیستم بدنبال تحقق اهداف آموزشی ـ تربیتی است ، از این رو نیاز به مدیریت دارد. با این تفاوت که در کلاس درس بیش از سایر سازمانهای اجتماعی و رسمی کارکردهای مدیریت در هم تنیده است و براحتی از هم قابل تفکیک نیست(فونتانا[4]،مترجم محمدی،1382).
از طرف دیگر ، از اهداف مصوب نظام آموزش و پرورش ، تربیت اجتماعی دانش آموز است بطوریکه انتظار می رود فراگیر بعد از فراغت از تحصیل به عنوان شهروند مؤثر و فعال در جامعه کلاس ، مدرسه، و در سطح ملی و جهانی با دیگران ارتباط مؤثر داشته باشد . ارتباط امری اکتسابیاستکهمهمترین مکان برای کسب آن کلاس درس است. ارتباط نیز عامل اصلی یادگیری است.”مدیریت کلاس ”و ”ارتباط” دارای کنش متقابل گسترده و پیچیدهای میباشند که خلل و ضعف درهرکدام تحقق اهداف تعلیم و تربیت را با چالشهایی عمیق روبرو خواهد ساخت .
کمبود مهارتهای اجتماعی یک مشکل بزرگ برای بعضی از دانش آموزان است. شواهدی وجود دارد که برنامه های مداخله ای مدرسه می تواند به بهبود مهارتهای اجتماعی کمک کند(آندرسون، بوچر و همکاران[5]، 2003؛ لین و همکاران[6]،2000؛ تیلور و همکاران[7] ،2002 به نقل از هاشمی و همکاران 1391، ص 203).مدیریت یعنی هنر انجام دادن کارها به وسیله دیگران که در آن رفتار آمرانهی معلم وهمچنین خودمحوری وی مورد انتقادقرارمیگیرد . باتوجه به این تعریف،معلم بایستی یک راهنمای خوب باشد،ولی کارهاتوسط خوددانش آموزانجام شودوآنهادرامریادگیری فعال باشند. بدیهی است که هرچه مشارکت دانش آموزان درفعالیتهای کلاسی و فرایند یادگیری بیشتر باشد؛ رشد مهارتهای اجتماعی درآنان توسعه یافته و متکی به خود میگردندو اعتماد بنفس درآنان افزایش مییابد(پرداختچی، 1372) .
فراهم کردن زمینهها و عوامل لازم برای اجتماعی کردن و جامعه پذیر کردن دانش آموزان یکی از اهداف مهم هر نظام آموزش است(صافی،1391،ص10).مدیریت کلاس درس را مترادف با” کنترل و انضباط” و یا ”طراحی و سازماندهی کلاس درس میباشد . در این دیدگاه تدریس و آموزش برجسته تر از مدیریت کلاس میباشد و کلاس درس بعنوان یک نظام اجتماعی است که شامل همه فعالیتهای معلم در کلاس درس میشود. این دیدگاه مدیریت کلاس درس را شامل سه مرحله، مقدمات (طراحی و سازماندهی) اجرا (رهبری ،هماهنگی، کنترل ، آموزش) و ارزشیابی میداند. این دیدگاه زمینه پویایی ، توصیف ، تحلیل و تبیین
فصل ششم: بررسی ارتباط انسان با دیگران از منظر قرآن کریم و دلالت های تربیتی آن
6-1- مبانی…………………………………………………………………………………………………. 140
6-1-1- مبناء هویت جمعی…………………………………………………………………………. 140
6-2- دلالت های تربیتی…………………………………………………………………………………. 142
6-2-1- اصل سنت گزینی و سنت زدایی………………………………………………………… 142
6-2-1-1- روش سنجش سنتها بر اساس معیار اسلام……………………………………… 145
6-2-2- اصل حفظ و ارتقای فردیت……………………………………………………………… 146
6-2-2-1- روش زمینه سازی برای تاسی به مصداق های حفظ و ارتقای فردیت در تاریخ 148
6-2-2-2- روش ارائه بینش نسبت به ارزش های وجودی فردی آدمی………………… 150
6-2-3- اصل غلبه بر خودمحوری…………………………………………………………………. 151
6-2-3-1- اصل غلبه بر خودمحوری…………………………………………………………. 154
6-2-3-2- گفتگو با دیگران…………………………………………………………………… 155
6-3- با هم نگری…………………………………………………………………………………………. 156
فصل هفتم: بررسی ارتباط انسان با طبیعت از منظر قرآن کریم و دلالت های تربیتی آن
7-1- مبانی…………………………………………………………………………………………………. 160
7-1-1- مبنا طبیعت نشانه ای برای تفکر انسان…………………………………………………… 160
7-1-2- مبنا طبیعت مسخر انسان…………………………………………………………………… 161
7-2- دلالت های تربیتی ………………………………………………………………………………… 162
7-2-1- اصل تفکر در آیات الهی…………………………………………………………………. 163
7-2-1-1- روش تفکر و توجه به آیات الهی……………………………………………….. 164
7-2-2- اصل بهره وری صحیح……………………………………………………………………. 165
7-2-2-2-1- روش ارتقای سطح بینش……………………………………………………… 166
7-3- با هم نگری…………………………………………………………………………………………. 168
فصل هشتم: نتیجه گیری
8-1- نتیجه گیری…………………………………………………………………………………………. 171
8-1-1- ارتباط خدا با انسان از منظر قرآن کریم و دلالت های تربیتی آن چه می باشد؟.. 171
8-1-2- ارتباط انسان با خدا از منظر قرآن کریم و دلالت های تربیتی آن چه می باشد؟.. 173
8-1-3- ارتباط انسان با خود از منظر قرآن کریم و دلالت های تربیتی آن چه می باشد؟.. 175
8-1-4- ارتباط پیامبران خدا با انسان از منظر قرآن کریم و دلالت های تربیتی آن چه میباشد؟ 176
8-1-5- ارتباط انسان با دیگران از منظر قرآن کریم و دلالت های تربیتی آن چه می باشد؟ 178
8-1-6- ارتباط انسان با طبیعت از منظر قرآن کریم و دلالت های تربیتی آن چه می باشد؟ 179
8-2- پیشنهاد کاربردی…………………………………………………………………………………… 180
8-3- پیشنهاد پژوهشی……………………………………………………………………………………. 180
8-4- محدودیت ها……………………………………………………………………………………….. 181
این مطلب را هم اگر خواستید بخوانید :
منابع فارسی…………………………………………………………………………………………………. 182
منابع لاتین…………………………………………………………………………………………………… 192
فهرست جداول
عنوان صفحه
جدول 1-پژوهشهای انجام یافته در داخل کشور……………………………………………………. 45
جدول 2-پژوهش های انجام یافته در خارج از کشور……………………………………………….. 46
جدول 3-مبانی اصول و روش های مربوط به هدف ارتباط خداوند با انسان و دلالتهای تربیتی آن 98
جدول 4-مبانی اصول و روش های مربوط به هدف ارتباط انسان با خداوند و دلالتهای تربیتیآن 98
جدول 5-مبانی اصول و روش های مربوط به هدف ارتباط انسان با خود ودلالتهای تربیتیآن. 117
جدول 6-مبانی اصول و روش های مربوط به هدف ارتباط پیامبران با انسان ودلالتهای تربیتیآن 138
جدول 7-مبانی اصول و روش های مربوط به هدف ارتباط انسان با دیگران ودلالتهای تربیتیآن 158
جدول 8-مبانی اصول و روش های مربوط به هدف ارتباط انسان با طبیعت ودلالتهای تربیتیآن 169
فصل اول
کلیات پژوهش
مقدمه
ارتباط یکی از مسائل عمده در زندگی هر فردی به شمار می رود زیرا خداوند متعال انسان را به گونه ای خلق کرده است که بقا،پرورش،رشد،پیشرفت و تعالی و در نهایت کمال وی تمامی منوط به ارتباط می باشد. انسان قادر است که با اشیا و محیط پیرامون،انسانهای دیگر،خود و خدای خود ارتباط برقرار کند و این ارتباط به مثابه دوروی یک سکه هم می تواند مفید و سازنده باشد و هم مخرب .
انسان عصر امروز تجربه بشری چند هزار ساله را با خود به همراه دارد و از پیشرفت های شگرف در جنبه های سخت افزاری ارتباطات برخوردار است ولی با این همه در عصر ارتباطات در تمامی سطوح (چه در سطح ارتباط بین فردی،ارتباط با خویشتن،ارتباط با خالق،ارتباط با محیط زیست )با مشکل مواجه است «ما در عصر شکوفایی فناوری قادریم تا از کره ماه پیام دریافت کرده و در باره کره مریخ پژوهش های فضایی انجام دهیم ولی از ایجاد ارتباط با کسانی که دوستشان داریم ناتوانیم»(بولتن ،4:1381).انسان همواره برای کسب معرفت و شناخت می تواند از دو منبع بهره جوید یکی وحی و حجت ظاهری است که خداوند به واسطه پیامبران و از طریق کتب آسمانی انسان را به حقایق جهان آشنا کرده است و دیگری حجت باطنی و عقل است که از راه مشاهده پدیده ها و تلاش فکری و تجربی حاصل می شود . از اشتباهات بشر امروز این است که فقط بر حجت باطنی (عقل)تکیه کرده و می خواهد پرسش ها و چالشهای خود رابه وسیله قوای فکری خود حل و فصل نماید .در حالی که بسیارند حوادث و تجربه های تلخ در طول تاریخ بشر که ناشی از این برداشت ناصحیح می باشد .این امر در مورد ارتباط نیز صادق است دشمنی،کینه،جنگ و خونریزی،بیماری روانی،از بین رفتن تدریجی محیط زیست همگی گواه بر این است که انسان متمدن امروز با وجود پیشرفت های عظیم در علم و تکنولوژی به راه خطا می رود .
از سویی دیگر معارف تعالی بخش الهی(ادیان )و در بین آنها دین اسلام سرشار از گنجینه های علم و معرفت برای بشریت می باشد.«اسلا م به عنوان پیشرفته ترین و کامل ترین دین که راهنمای انسان در زندگی است بهترین نظریه را در مورد انسان و روانشناسی او دارد که در هر زمان و مکانی قابل تطبیق بوده و تمام زمینه های حیات وی را تحت پوشش قرار می دهد»(قریشی راد، 128:1389)
بر این اساس در پژوهش حاضر سعی می شود که با توجه به آیات گهر بار قرآن مجید الگوی ارتباطی مؤثری فراهم گردد.
1-1-بیان مسئله
انسان متمدن عصرامروز با وجود پیشرفت و تکامل علم و تکنولوژی در عصر ارتباطات،از حل بسیاری از مسائل ومشکلات فردی و اجتماعی خویش عاجز است است.ارمغان قرن حاضر برای بشریت در اکثرجوامع خانواده های از هم گسیخته و ناتوان از اجرای کارکردهای مثبت خویش،فرزندان گریزان از خانواده و پدران و مادران مستاصل می باشد. در عرصه آموزش و پرورش رسمی در مواردی شاهد رواج مشکلات رفتاری در بین دانش آموزان،آموزشگاه های نابسامان،و مربیانی ناکارآمد می باشیم .در عرصه مسائل فردی،بیماری های روانی چنان شیوع پیدا کرده است که اکثریت جوامع با آن دست به گریبان هستند«بسیاری از مردم جهان از مشکل عدم سلامت روان رنج می برند و متاسفانه آمارهای مربوطه در دهه های اخیر سیر صعودی قابل توجهی را نشان می دهد در ایران شیوع اختلالات روانی در جمعیت 18سال به بالای کشور 17.1%گزارش شده که این رقم در زنان 23.4%و در مردان 10.86%می باشد»(تقربی،209:1389)
در عرصه زیست محیطی انسان طبیعت را به سوی نابودی کشانده است«در حال حاضر گرم شدن بی سابقه کره زمین،آلودگی آب و هوا،انتشار گازهای گلخانه ای،ازبین رفتن اکوسیستم ها و نازک شدن لایه ازن از مهمترین پیامد های بهره گیری زیاد از طبیعت در راستای فعالیت های تولیدی انسان و مصرف کالاها و خدمات هستند»(فطرس،فردوسی،مهرپیما،13:1389) طبیعتی که بشر ازآن و عضوی از اعضای روییده بر پیکر خاک است و چنان در این کار اهتمام دارد که سرانجام نابودی نسل بشر را نیز درپیش دارد.وقتی به این مشکلات دقیق تر و موشکافانه تر می نگریم در می یابیم یکی از عوامل بروز این قبیل مسائل در ابنای بشر وجود انواع روابط غلط و نادرست می باشد.چرا که خداوند متعال انسان را به گونه ای خلق کرده است که با تمامی اجزاءو کائنات عالم و همچنین وجودخود،خالق هستی در ارتباط و کنش متقابل می باشد و نمی توان انسانی را متصور شد جدای از دیگران،خودو خدا .و حتی بالاتر از این بایدگفت تعالی و تکامل انسان بستگی بسیار بالایی با چگونگی« ارتباط» دارد.
چنانکه از منظر قرآن کریم رسیدن انسان به مقام اعلی علیین و یا در نقطه مقابل آن اسفل سافلین تمامی وابسته به این است که انسان در مقام برقراری ارتباط از چه روش و مسلک و مرامی بهره برده باشد .« إِنَّ الْمُسْلِمِینَ وَ الْمُسْلِماتِ وَ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُؤْمِناتِ وَ الْقانِتِینَ وَ الْقانِتاتِ وَ الصَّادِقِینَ وَ الصَّادِقاتِ وَ الصَّابِرِینَ وَ الصَّابِراتِ وَ الْخاشِعِینَ وَ الْخاشِعاتِ وَ الْمُتَصَدِّقِینَ وَ الْمُتَصَدِّقاتِ وَ الصَّائِمِینَ وَ الصَّائِماتِ وَ الْحافِظِینَ فُرُوجَهُمْ وَ الْحافِظاتِ وَ الذَّاکِرِینَ اللَّهَ کَثِیراً وَ الذَّاکِراتِ أَعَدَّ اللَّهُ لَهُمْ مَغْفِرَهً وَ أَجْراً عَظِیما. مسلماً خدا براى مردان و زنان مسلمان و مردان و زنان با ایمان، و مردان و زنان عبادتپیشه، و مردان و زنان راستگو و مردان و زنان شکیبا، و مردان و زنان فروتن، و مردان و زنان صدقه دهنده، و مردان و زنان روزهدار، و مردان و زنان حفظ کننده خود از پلیدىهاى جنسى، و مردان و زنانى که بسیار یاد خدا مىکنند، آمرزش و پاداشى بزرگ آماده کرده است.»(الاحزاب:35) حال این سوال مطرح است که ارتباطات گسترده انسان می بایست از چه ویژگی هایی برخوردار باشد چنان که می دانیم انسان در میان دیگر موجودات دارای ویژگی های خاص و متمایزی است و شخصیت و ساختار وجودی وی از پیچیدگی ها و ظرایفی بس شگرف برخوردار است به گونه ای که عقل انسان قادر به درک آن نمی باشد و تنها منبعی که می توان در این زمینه به راستی بر آن تکیه کرد .ذات باری تعالی است که خودآفریننده این موجود بی نظیر می باشد .چه کسی بهتر از صانع که از وجود مصنوع خبر دهد «….وَ نَزَّلْنا عَلَیْکَ الْکِتابَ تِبْیاناً لِکُلِّ شَیْءٍ وَ هُدىً وَ رَحْمَهً وَ بُشْرى لِلْمُسْلِمِین. و این کتاب را بر تو نازل کردیم که بیانگر هر چیزى و هدایت و رحمت ومژدهاى براى تسلیمشدگان [به فرمانهاى خدا] ست.»(نحل :89)و اینچنین است که خداوند به واسطه وحی و پیامبران و کتاب آسمانی از راز و رمز وجودی انسان پرده بر می دارد و در این میان دین اسلام کامل ترین ادیان الهی می باشد که درآن به تمامی جنبه های خلقت انسان توجه شده است و هیچ جنبه ای ازآن فرو گذار نشده است. فلسفی (بی تا)این گونه بیان می دارد که «پیامبران خداآدمی را با دیده واقعی نگریسته و تمام جوانب مادی و معنوی اورا مورد توجه قرار می دادند ……….این برنامه سعادت بخش به طور جامع و کامل در مکتب آسمانی قران شریف آمده است. »(ص16) و بر ماست که با غور و تعمق درآیات گرانبارش برای تمامی مسائل زندگی خویش راهنما و برنامه ای جامع فراهم آوریم. «ظواهر قرآن،حجیّت و مدرکیّت دارد و ما می توانیم در موارد مختلف به معنای ظاهری آن تکیه کرده آن را مستقلاًً مورد عمل قرار دهیم و در گفتار و نظریات و استدلال های خویش به آن تمسک جوییم زیرا ظواهر قرآن برای عموم حجت و مدرک است. »(خویی،413:1371)
با توجه به مطالب فوق پژوهش فوق در صدد است مؤلفه های ارتباط در حوزه های ارتباط خداوند با انسان، انسان با خدا،خود،دیگران،و طبیعت را از دیدگاه آیات روشنگر وحی بررسی کرده همچنین الگوهای ارتباطی که پیامبران در ارتباط با انسانها مورد استفاده قرار داده اند را موردبحث و بررسی قراردهد. بعد از طی این مراحل با توجه به نتایج آنها پیامد های تربیتی مربوط به هر یک را تحلیل و بررسی قرار دهد.
1-2-اهمیت و ضرورت پژوهش
مقوله تعلیم و تربیت از آغاز زندگی بشر تاکنون از جایگاه بسیار والایی در جوامع انسانی برخوردار بوده است. به طوریکه سنگ بنای پیشرفت انبای بشر در ایجاد و زمینه های مختلف محسوب می شود.ولی به همان
4-12جدول : شاخصهای توصیفی و نتایج آزمون فریدمن مربوط به اولویت بندی آسیبهای اخلاق حرفهای معلمان در ارتباط با همکاران……………………………………………………………………………………………………………………………… 114
4-13جدول : توزیع فراوانی گویه های مربوط به آسیبهای اخلاق حرفهای معلمان در ارتباط با اولیاء ……………….. 115
4- 14جدول : شاخصهای توصیفی و نتایج آزمون تی تک نمونهای مربوط به آسیبهای اخلاق حرفهای معلمان در ارتباط با اولیاء…………………………………………………………………………………………………………………………………………….. 115
4-15 جدول : شاخصهای توصیفی و نتایج آزمون فریدمن مربوط به اولویت بندی آسیبهای اخلاق حرفهای معلمان در ارتباط با اولیاء………………………………………………………………………………………………………………………………………….. 117
4-16 جدول : شاخصهای توصیفی و نتایج آزمون تی گروههای مستقل مربوط به مقایسه دیدگاه معلمان زن و مرد در خصوص آسیبهای اخلاق حرفهای معلمان در ارتباط با چهار بعد «خود»، «دانش آموزان»، «اولیاء» و «سایر معلمان»……………………………………………………………………………………………………………………………….. ……………………… 118
4-17 جدول : شاخصهای توصیفی مربوط به دیدگاه معلمان دارای سطوح مختلف تحصیلاتی در خصوص آسیبهای اخلاق حرفهای معلمان در ارتباط با چهار بعد «خود»، «دانش آموزان»، «اولیاء» و «سایر معلمان»…………………………………………………………………………………………………………………………………………. .. 119
4-18 جدول : نتایج تحلیل واریانس یک راهه مربوط به مقایسه دیدگاه معلمان دارای سطوح مختلف تحصیلاتی در خصوص آسیبهای اخلاق حرفهای معلمان در ارتباط با چهار بعد «خود»، «دانش آموزان»، «اولیاء» و «سایر معلمان»……………………………………………………………………………………………………………………………………………………… 120
4-19 جدول : شاخصهای توصیفی مربوط به دیدگاه معلمان داری سوابق مختلف کاری در خصوص آسیبهای اخلاق حرفهای معلمان در ارتباط با چهار بعد «خود»، «دانش آموزان»، «اولیاء» و «سایر معلمان»…………………………………………………………………………………………………………………………………………. 121
4-20 جدول : نتایج تحلیل واریانس یک راهه مربوط به مقایسه دیدگاه معلمان داری سوابق مختلف کاری در خصوص آسیبهای اخلاق حرفهای معلمان در ارتباط با چهار بعد «خود»، «دانش آموزان»، «اولیاء» و «سایر معلمان………………………………………………………………….. ……………………………………………………………………………… 122
فصل اول
کلیات تحقیق
مقدمه
کشور ما به رغم دورانهای روشن تاریخی و میراث زرین فرهنگی و دینی، در افق کنونی خود نسبت به کشورهای صنعتی غرب و حتی برخی جوامع شرقی پیشرو، از وضعیتی مناسب شأن تاریخی در توسعهی اخلاق حرفهای برخوردار نیست. این در حالی است که تاریخ فرهنگی دینی این سرزمین حامل گنجهای گرانباری از میراث غنی خود در این مورد است. ایرانیان عهد باستان بر پایه آموزههای فرهنگی و آیینی خود یادمانی چشم نواز از مقوله کار و اخلاق حرفهای در ذهن بشر بر جای نهادهاند. آنجا که تکالیف و وظایف خاص و مقید بودن به ضوابط انسانی حاکم بر کار، فضیلتی اخلاقی تلقی میشد و سعادت اخلاقی هر کس را بر اساس کسب فضیلت ناشی از وقوف وی به خویشاکادری و ایفای وظیفه خود میسنجیدند. چه اینکه هدف نخست ادیان الهی نیز آموزش و ارتقای اخلاق پاگیری معنویت در جامعه انسان بوده است، تا آنجا که پیامبر مکرم اسلام (ص) هدف محوری رسالت خود را تکمیل سجایای اخلاقی در روح و جان و رفتار انسانها میداند. در این معنا اخلاق شالودهی اصلی زندگی معنوی و بنیاد تعالی و تکاپوی زندگی انسانی بشمار میآید. اما با وجود چنین پشتوانه و گذشتهای که اخلاق در آن محور آموزش و عمل، و اشتغال افراد و اجتماع و نقطه جوشان نیروی پویایی جامعه اسلامی و ایرانی بوده است، جامعه کنونی ما از فقدان یا نقصان دغدغههای اخلاقی در حرف کارکردی خود رنج میبرد (قراملکی و همکاران، 1386 :7). در موقعیتهای دشوار پیش آمده در حرفه با کمک ارزشهای اخلاقی میتوان از بین تمامی گزینهها، گزینهای را که با اخلاق آن حرفه تطابق بیشتری دارد را انتخاب کرد، در بسیاری از مواقع که منافع حرفهای در مقابل منافع و ارزش بنیادین فردی و اجتماعی میگیرند، پایبندی به اصول و عقاید اخلاقی کمک بزرگی به انتخاب صحیح می کند. از آنجا که اصول اخلاقی و ارزشهای انسانی در مذهب، فلسفه، فرهنگ بومی، نسبت، خانواده، ملیت ریشه دارد، باید در خانواده، مدرسه، دانشگاه، انجمنهای حرفهای و تمام سطوح بر آموزش آن اهتمام شود. اخلاق حرفهای مجموعه ای از آییننامهها و مقرراتی است که عمل اخلاقی را برای آن حرفه مشخص و خاص تعریف می کند و چارچوبی برای عمل و قضاوت اخلاقی یا غیراخلاقی هر حرفه محسوب میشود. هر چه روابط اعضای یک سازمان گستردهتر و مکررتر باشد، علاقی و منفعت طلبیهای خودخواهانه فردی مهار میشود و به سمت منفعت اجتماعی که نوعی رفتار اخلاقی است، گام برداشته میشود. این روابط قادر خواهد بود رفتار حرفهای هر فرد را کنترل کند و مانع ناهنجاریهای کاری در یک حرفه شوند، تصور ناقص و ناروا و تحلیل دادن مفهوم اخلاق حرفهای مهمترین مانع رشد اخلاقی در سازمانهاست و سبب میشود تا هر یک از افراد با گمان خود به ترویج اخلاق حرفهای بپردازد (ظهور و خلج، 95:1389).
اصول اخلاقی از قوانین کمال انسان و خیر او سخن میگوید. در هر حرفهای به مجموعه احکام ارزشی و تکالیف رفتار و سلوک و فرمانهایی برای عمل بستگی دارد. تحقق گوهر آدمی وابسته به تعلیم و تربیت است. انسان تنها موجودی است که بر چگونگی زندگی خود مسئول است، زیرا موجودی است اندیشمند،
این مطلب را هم اگر خواستید بخوانید :
رشته روانشناسی-دانلود پایان نامه در مورد کارکردهای اجرایی - خوشفکری - مرجع ایده ها و آموزش های علمی
دارای اراده و مختار
بیان مسأله :
تخلق به اصول اخلاق در این است که رفتار انسان از زمینه خیر درونی و ذاتی انسان برخاسته باشد و این امر به طهارات اخلاقیات انسان (شرافت اخلاقی) مربوط است، پس شرافت اخلاقی عالیترین زمینه تحریک در رفتار است (کانت، 1384: 78) اخلاق و مسئولیت اجتماعی را باید با بایدها و نبایدهای ارزشی – فلسفی و ملاک و معیار سنجش درستی و نادرستی رفتار شخصی نسبت به خود و دیگران و جامعه تعریف کرد (میرکمالی، 20:1375).
اخلاق به طور ساده عبارتست از شناخت صحیح از ناصحیح و سپس انجام صحیح و ترک ناصحیح، اخلاق حرفهای امروزه به عنوان یکی از زمینه های دانش مدیریت در سازمان به شمار میرود. این مسأله آنقدر حایز اهمیت است که امروزه اکثر مؤسسات صنعتی و بازرگانی در زمینه های اخلاق حرفهای به دانشجویان خود آموزشهای لازم را ارائه می دهند (سرمدی و شالباف، 1386 : 78). واژهی اخلاق همانند کاربرد متمایز دارد: گاهی اخلاق به معنای خلق و خوی، رفتار عادت شده و مزاج به کار میرود. معنای دیگر دانشی است که از حسن و قبح و خوبی و بدی رفتار بحث می کند (قراملکی، 1383 :108).
اخلاق حرفهای مجموعه ای از آییننامهها و مقرراتی است که عمل اخلاقی را برای آن حرفهی مشخص و خاص تعریف می کند. هر شغل نیز اخلاق حرفهای مختص به خود را دارد. حرفههای مختلف بر حسب میزان حساسیت و وظیفه ای که در خدمت به جامعه دارند، دارای معیارهای اخلاقی متفاوتی هستند.پرورش حرفهای نیز شامل گسترش تواناییهای فردی اعم از شناختی، بینشی و مهارتی، روشهای مؤثر ایفای نقشهای شغلی، فردی و اجتماعی، روشهای بازبینی الگوهای ذهنی و بازاندیشی سطح مهارتها را شناخت. (یمینی، 1388). مدارس به عنوان یکی از مهمترین مراکز تربیتی و انسان ساز در هر جامعه ای نیازمند توجه فراوان به ارکان آن است ،یکی از مهمترین ارکان مدرسه وجود معلّمان متعهد است که با توانمندی خود به تربیت نسل جوان جامعه کمر همت می بندند و برای به ثمر رساندن این قشر جوان خود باید مزین به اخلاق بطور عام و اخلاق حرفه ای بطور خاص است ،اخلاق حرفه ای آموزش و شناخت پیچیدگی ها و شرایط آن از امور مهمی است که صاحب نظران باید برای بیان بهتر و ارتقای آن همت کنند تا بتوانند جامعه علمی و دانشگاهی این مرز و بوم را علاوه بر داشتن فناوری روز به بهترین نحو برای ایجاد جامعه ای سالم هدایت کنند.معلّمان به عنوان پایه گذاران اندیشه های علمی و مبلغان ارزش ها و مسئولیت های اجتماعی هستند و حرف اول را در تربیت منابع انسانی می زنند و هیچ حرفه ای مانند شغل معلّمی در جوامع تأثیری نداردپس باید در شناسایی آسیب های اخلاق حرفه ای معلمان ورفع آنها کوشید . قابلیت برقراری ارتباط معلمان پرورش و آماده سازی انسانهاست (میلر و میلر، 1386 : 98) اخلاق حرفه ای آموزش: یک فرایند تفکر عقلایی است که هدف آن محقق کردن این امر است که در سازمان اموزشی چه ارزش هایی را چه موقع باید حفظ و اشاعه نمود.با توجه به فرایند جهانی شدن و بین المللی شدن علم و آموزش عالی، نیاز به زبان مشترک در اخلاق آن هم در مقیاس جهانی احساس میشود. اخلاقیات متعالی، مستلزم سطحی از کوششها برای تغییر ساختارها، بهبود مناسبات، ایجاد بسترهای مساعد قانونی، حقوقی و سازماندهی و ساز و کارهای مناسب انگیزشی است. احساس مسئولیت، حس پاسخگوئی، انتقادپذیری، شفافیت، انصاف در قضاوت، پرهیز از جانبداری، امانتداری، احترام به قضاوت دیگران، صداقت حرفهای هنجارگرایی و … از مؤلفه های اخلاق حرفهای آموزش اند آسیب شناسی شناسایی علمی مسائل و مشکلات یک برنامه یا یک سیستم که در پایان منجربه رفع عوامل بازدارنده برنامه یا سیستم خواهد شد هدف اصلی از چنین مطالعاتی تکمیل و تامین فرایندهای مناسب برای دفع ویا رفع آفات و آسیب ها می باشد.مثلا در آسیب شناسی دروس پایه کارشناس و یا متخصص مسائل دروس پایه عوامل آسیب رسان و آفت زایی را که موجب افت دانش آموزان و دانش جویان در آن دروس می شود موردمطالعه قرار می دهدو به بررسی میزان آسیب رسانی عوامل مزبور می پردازد.ابعاد آسیب شناسی اخلاق حرفه ای معلمان شامل ارتباط معلم با خود،با همکاران ،با شاگردان و با اولیاء می باشد.
بهنام جام (1389) به بررسی مؤلفه های اخلاق حرفه ای آموزش اعضای هیات علمی پرداخته است . زندیپور (1384)؛ آسیب شناسی فرهنگ و اخلاق را مورد پژوهش قرار داده است .ابراهیم نیا( 1375) اثر تشکلهای اخلاق حرفهای رانندگان برون شهری را مورد بررسی قرار داده است.سلطان زاده (1384)؛ به فرهنگ کار و اخلاق کاری در جامعه ایران از منظر جامعه شناختی پرداخته است.شمس(1357): در تحقیق خود به “بررسی عقاید دانشجویان در مورد یک استاد ایده ال” پرداخته است.صالحی (1385): به تبیین نظریه اخلاق از منظر مرتضی مطهری و ریچارد رورتی و نقد دلالتهای آنها در تربیت اخلاقی پرداخته است. منصوری (1372): “مقایسه نظرات دانشجویان کارشناسی و کارشناسی ارشد در مورد یک استاد خوب “را مورد پژوهش قر ار داده است. نخودساز (1387): “کاربست مؤلفه های اخلاق حرفه ای در مراکز تربیت معلم”را مورد بررسی قرار داده است. یوسفی محله (1386) به اخلاق حرفهای در روابط بین وکلا پرداخته است. . صفی لو (1385) ،در پایان نامه خود با عنوان آسیب شناسی اخلاق مدیران از دیدگاه آیات قرآن از الگو و مدلی به نام مدل اسپریگنز استفاده کرد و مسایل اخلاقی مدیران براساس ارتباطات در سه حیطه ارتباط با خدا ،ارتباط با خود و ارتباط با دیگران مورد بررسی قرار داده است .
با عنایت به مرور سوابق نظری و پیشینه تحقیق و با توجه به اهمیت فراوان نقش معلم در جامعه وهمچنین اهمیت رعایت اخلاق حرفه ای برای معلمان مسئله پژوهش حاضر « آسیب شناسی اخلاق حرفه ای معلمان» است و به دنبال پاسخ گویی به این سؤال است که آسیب های اخلاق حرفه ای معلمان چیست؟