دانلود متن کامل پایان نامه های کارشناسی ارشد

پایان نامه و مقاله آماده - فرمت ورد- همه رشته ها -دانلود متن کامل پایان نامه های ارشد

دانلود متن کامل پایان نامه های کارشناسی ارشد

پایان نامه و مقاله آماده - فرمت ورد- همه رشته ها -دانلود متن کامل پایان نامه های ارشد

دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرمانشاه دانشکده تحصیلات تکمیلی

شکل 3 هیستو گرام مربوط به نمره پیش آزمون. 52

شکل 4 هیستو گرام مربوط به نمره پس آزمون. 52

 

 

چکیده

هدف از انجام این پژوهش بررسی اثربخشی استفاده از نرم‌افزارهای تشخیص صدا بر میزان یادگیری زبان انگلیسی دانش‌آموزان دختر پایه سوم  مقطع متوسطه شهر کرمانشاه می­باشد که با روش شبه آزمایشی انجام گرفته است. جامعه آماری این پژوهش کلیه دانش­ آموزان دختر مقطع متوسطه شهر کرمانشاه می­باشد که با بهره گرفتن از روش نمونه گیری خوشه‌ای از بین کلیه دبیرستان­های شهر کرمانشاه یک دبیرستان با تعداد 230 دانش­آموز در پایه سوم و سه گروه علوم ریاضی، علوم تجربی و علوم انسانی به طور تصادفی انتخاب گردید. هر رشته تحصیلی با توجه به فراوانی آن در ناحیه، مورد آزمایش قرار گرفت. در این آزمایش ابتدا یک پیش آزمون اجرا  و سپس از نرم‌افزار تشخیص صدا برای آموزش زبان‌انگلیسی آنها استفاده و در نهایت میزان یادگیری آنان مورد آزمون قرار گرفت و نتیجه حاصل با بهره گرفتن از روش مقایسه‌های زوج شده(آزمون تی-استیودنت) با نتیجه پیش آزمون مقایسه گردید. نتایج حاصل نشان گر میزان پیشرفت یادگیری زبان انگلیسی دانش­ آموزان دوره متوسطه  در سطح معنی داری 5%  بود.

کلید واژه: زبان انگلیسی، نرم افزار تشخیص صدا، مقطع متوسطه، میزان یادگیری.

 

 

 

 

فصل اول

کلیات پژوهش

 

 

 

فصل اول

کلیات پژوهش

مقدمه

استفاده از رایانه در یادگیری به طور وسیع مورد بحث قرار گرفته و بیشتر توجه به نقش رایانه در کلاس‌های درس مخصوصا برای پیدا کردن رویه­ی بهتر

 برای اجرای راه‌های مؤثر روی رایانه‌های مشارکتی در کلاس‌ها استفاده از رایانه‌ها در کلاس‌ها به طور همه جانبه به معلم‌ها برای افزایش دادن یک محیط سازنده و سودمند کلاسی کمک می­ کند و این عقیده بسیاری از کارشناسان و محققان است که تأثیر مؤثر روی درس دادن و یادگیری جریان‌ها دارد. اما یکپارچه کردن رایانه‌ها در کلاس درس ممکن است برای بعضی از معلمان و دانش‌آموزان سخت باشد و نیز ممکن است تأثیر آن روی یادگیری و درس دادن مشخص نشود به علاوه تنوع در فعالیت­های رایانه‌ای می ­تواند باعث آسان شدن خواسته­ها و به رقابت طلبیدن در یادگیری دانش­ آموزان باشد. تنها داشتن امکانات خوب رایانه‌ای نرم افزارها و برنامه های خوب زبان و ارتباط با اینترنت یادگیری خوب را برای دانش آموزان تضمین نمی­ کند. این به خاطر این است که رایانه به تنهایی نمی ­تواند به اندازه کافی ارزش­های ساختاری در یادگیری را آماده سازد. معلمان می­بایست دانش آموزان را با فعالیت­های مفید رایانه آماده کنند. آموزش برنامه ­های حمایت شده توسط رایانه دشوار است معلمان می­توانند فعالیت­های گوناگونی را به وسیله رایانه انجام دهند. این به این معناست که بسیاری از فعالیت های کلاسی به یک معلم فعال، یک فضای اکتشافی، رایانه و نرم افزارهای ضروری و ارتباط­ها وابسته است. بدون داشتن اطلاعات کافی درباره استفاده از رایانه، برنامه، فعالیت های مربوطه به هیچکس نمیتواند به طور مؤثر کمک کند.

 

 

به رایانه‌ها مانند ابزارهای یادگیری دیگر اطمینانی نیست که برای دانش­ آموزان مفید باشند. حتی اگر یک برنامه­نویس ماهر یک طرح خوب درسی و یک اجرا کننده خوب(یک معلم) برای اجرای کامل آن

 

تلاش کنند. رابطه‌ی خوب و محیط یادگیری قابل اعتماد، دانش آموزان را در یادگیری بهتر زبان انگلیسی در کلاس‌های روزانه یاری می­ کنند و رایانه تأثیر

این مطلب را هم اگر خواستید بخوانید :

چرا باید از تبلیغات پیامکی استفاده کنیم؟

 زیادی بر آموزش مخصوصا بر تدریس در زبان دوم دارد.

بیان مسأله

بر اساس تحقیقات انجام شده این نتیجه حاصل گردیده است که 75 درصد یادگیری از طریق وسایل دیداری و تصویری و به وسیله­ی حس بینایی انجام می شود در صورتی که تنها 13 درصد یادگیری از طریق حس شنوایی و وسایل صوتی انجام می گیرد و دیگر حواس به ترتیب بساوایی  6 درصد، بویایی و چشایی هر کدام 3 درصد در یادگیری تأثیر دارند. به همین دلیل است که امروزه در طراحی دروس، فناوری و ارتباطات نقش حیاتی ایفا می­ کنند(فتاحیان، 1383، ص 142 )

انگلیسی، زبان جهانی است. و به یکی از رسانه‌های غالب در سیاست، اقتصاد، و آموزش و پرورش در سطح بین المللی تبدیل شده است. در بیشتر کشورها ، زبان انگلیسی امروزه رسانه اصلی برای برقراری ارتباط با کل جهان و زبان اصلی مورد استفاده برای تجارت بین المللی و مطالعه علمی است. بر این اساس، در اختیار داشتن مهارت‌های پایه ای زبان انگلیسی به یکی از نیازهای اساسی برای بسیاری از  افراد در این دهکده جهانی تبدیل شده است. هم‌چنین، توانایی مهارت داشتن زبان انگلیسی، شانس بیشتری به فرد، برای آموزش عالی، اشتغال حرفه ای و ارتقاء می‌دهد. بنابراین، اهمیت یادگیری زبان انگلیسی را نمی‌توان نادیده گرفت .

در یادگیری زبان روش های تدریس، عدم قرار گرفتن در معرض زبان به اندازه کافی و انگیزه در استفاده از زبان از عوامل مؤثر در یادگیری زبان انگلیسی به دانش آموزان است . وانگ[1](2010) چهار شرط مطلوب برای کسب زبان را ارائه نموده است:

  1. قرار گرفتن در معرض زبان
  2. دادن فرصت‌ها به زبان آموزان برای استفاده از زبان مورد نظر برای ارتباطات واقعی
  3. ایجاد انگیزه برای زبان آموزان که درفرایند یادگیری علاقه به درگیری باموضوع موردآموزش رامی آفریند
  4. آموزش برای جلب توجه یادگیرنده به فرم زبان است.

هنگامی که این چهار شرط به طور طبیعی و همزمان استفاده شوند ، یادگیرندگان می توانند با موفقیت کامل بدون توضیح دادن بیش از حد بسیاری از قوانین یا الگوهای تمرینیک زبان را یاد بگیرند. در این زمینه پادکست‌ها می توانند به عنوان یک راه کار مفید مثمر ثمر باشند.

تحقیقات نشان می دهد که کاربرد کامپیوتر به عنوان مربی در ترکیب با آموزش سنتی برای تعلیم و تمرین و ارائه آموزش، باعث افزایش یادگیری در دوره های سنتی و مهارت های پایه ای می شود. همچنین دانش­ آموزان سریعتر یاد می­گیرند، حافظه ی بیشتری نشان داده و اگر با کامپیوترکار میکنند به بهتر آموختن تشویق می­شوند (عچرش، 1389، ص39-35).

فناوری های کمکی یک حیطه­ی وسیع و گسترده ای را از یک مداد و کاغذ ساده تا فناوری های برتر و بالایی مانند رایانه را در برمیگیرد. این فناوری های حمایتی از لحاظ آموزش به سه گروه فناوری های پایین، میانی و بالا(برتر) طبقه بندی می شوند (شارپ، 2006؛ص37؛ اسخومارکر،2009؛ ص156).

رایانه بخش گرانبهایی از فناوری، برای کودکان با نیازهای ویژه است که منابع مختلفی از اطلاعات را از قبیل متن، موضوع، صدا و تصویر را به صورت همزمان و هماهنگ در کنار هم ارائه داده، باعث کسب تجربه و عامل محرکی برای کودکان است، تا بتوانند مهار‌ت‌های کلامی و ارتباطی خود را رشد داده، بهبود بخشند (ویزنتز،2010 ؛ص119).

ترکیب متن و تصاویر دیداری و صوت برای ارائه و آموزش لغات، موجب یادگیری و تعریف واقعی و عینی از این لغات شده و حافظه ی کوتاه مدت و حافظه‌ی دیداری (فراخنای توجه) این افراد را بهبود می بخشد و رشد یادگیری، یادسپاری و یادآوری لغات در افراد دچار نارسایی های یادگیری را افزایش می دهد و باعث تقویت توانایی تجسم دیداری وآموزش با کیفیت بالا در دانش آموزان از طریق ابعاد مختلف آموزش مبتنی بر رایانه به وسیله ی تحقیقات آزمایشی مورد تأیید و حمایت می باشد. از جمله به کارگیری شیوه های آموزشی مبتنی بر رایانه موجب بهبود عملکرد نوشتن دانش آموزان دچار اختلال املا شده بود (ونگ و باتلر، 2006؛ ص26).

شواهدی دال بر وجود اثرات مثبت آموزش ها و بازی های رایانه ای بر تقویت مهارت های خواندن زبان دوم و نیز بهبود مهارت های شناختی، توجه و تمرکز، کنترل حرکات، ایجاد لذّت و شادی و کاهش رفتارهای پرخاشگرانه گزارش شده است (برگر، روبرت و پاسنر،  2000 ، ص218).

با اشاره به یافته های پژوهشی مربوط به روش آموزش به کمک کامپیوتر دریافته اند که، این روش هم پیشرفت تحصیلی یادگیرندگان را ا فزایش می دهد و هم در آنان نگرش مثبت تری نسب به فعالیت‌های آموزشگاهی ایجاد می‌کند.(جک، فلتچر، لین، فاچس و مارسیا، 2007؛ ص54-62).

آموزش مبتنی بر رایانه به وسیله‌ی تحقیقات آزمایشی مورد تأیید و حمایت می باشد.  از جمله به کارگیری شیوه ­های آموزشی مبتنی بر رایانه موجب بهبود عملکرد نوشتن دانش­ آموزان دچار اختلال یادگیری شده بود(ونگ و باتلر،2006 ،ص27).

لذا پژوهش حاضر به دنبال بررسی نقش استفاده از نرم افزارهای تشخیص صدا بر افزایش یادگیری زبان انگلیسی می باشد که بر روی دانش­ آموزان دختر مقطع متوسطه شهر کرمانشاه اجرا گردیده است.

بنابراین با توجه به مطالب ارائه شده مسأله اساسی این پژوهش تأثیر نرم افزار تشخیص صدا در آموزش به خصوص آموزش زبان انگلیسی در پایه سوم متوسطه می‌باشد.

ضرورت انجام پژوهش

امروزه آموزش زبان انگلیسى به دلیل توسعه اطلاعات، فناورى و ارتباطات به صورت یک اولویت جهانی در آمده است. اما در کشور ما آموزش زبان، خصوصاً در سطح مدارس راهنمایى و دبیرستان که سنگ بناى آموزش زبان انگلیسى می­باشد، با مسائل و مشکلات خاص خود روبه رو است. از نظر ریاضی (2005) مشکل اساسی در آموزش زبان خارجی در ایران این است که بعد از سی سال هنوز برنامه مدون یا سیاست مشخص و روشنی درباره آموزش زبان خارجی وجود ندارد، از اینرو راه حل آن در کوتاه مدت نیز بعید به نظر می­رسد، هر چند در سند تحول بنیادین آموزش و پرورش بر ارائه آموزش زبان خارجی در چارچوب بخش انتخابی(نیمه تجویزی) برنامه درسی تأکید زیادی شده است. با عنایت به صرف هزینه­ های هنگفت و سرمایه گذاری کلانی که آموزش وپرورش در طول دوره هفت ساله بر آموزش زبان انگلیسی می­گذارد، نتایج قابل قبولی دریافت نمی­ کند. هر ساله آموزش وپرورش میلیونها تومان صرف برنامه ریزی، تألیف، آموزش معلمان و چاپ کتب زبان انگلیسی می­ کند، اما نتیجه این سرمایه گذاری و صرف هزینه، فارغ التحصیل شدن دانش­آموزانی است که پس از سال­ها به سطح قابل قبولی از دانش و توانش زبانی نمی‌رسند. اصولاً بین آنچه هست و آنچه باید باشد فاصله بسیار است. با نگاهی به وضعیت زبانی آن دسته از دانش­ آموزان که وارد دانشگاه می­شوند، در می‌یابیم که تقریباً به جز آن عده از فارغ التحصیلان دبیرستانی که در مؤسسات خصوصی زبان آموزش دیده­اند، بقیه از نظر دانش زبانی در حد مطلوبی نیستند و این حاکی از آن است که آموزش دوره­ های راهنمایی و متوسطه مؤثر نیست.(باطنی،1389؛ ص187)معتقد است برنامه‌های زبان­آموزی در مدارس جز اتلاف سرمایه و نیروی انسانی نتیجه اثر بخشی ندارد.(بیرجندی،1391؛ ص13-9)از مؤلفین کتا بهای درسی زبان انگلیسی، ضعف توانش و مهارت های معلمان، کمبود امکانات در منابع و آماده سازی کتاب، عدم همکاری مسئولان مدرسه، فضا و امکانات مدرسه، فقدان وسایل سمعی و بصری، نبود کلاس ثابت برای درس زبان و فقدان سیاستی مدون در خصوص اهداف زبان آموزی را از محدودیت­های تألیف کتب زبان انگلیسی بیان نموده است.

طی سالیان اخیر تدریس درس زبان یا به روش سنتی صورت گرفته و یا تلفیقی از دیگر روش‌های قدیمی بوده است. پژوهشات اخیر در زبان شناسی کاربردی، دلالت بر آن دارد که اکثر زبان آموزان، زبان خارجی را تنها زمانی می‌آموزند که به طور مستقیم با آن درگیر می شوند و در معرض استفاده های مکرر از آن قرار می گیرند(بیرجندی و آبادی خواه، 1380ص5). آن ها هنگامی که زبان را برای انجام دادن کاری استفاده می کنند و در یک ارتباط معنی دار و واقعی زبان واقع می شوند، آن را می آموزند؛ زیرا در این صورت به نتایج عملکردهایشان علاقه و انگیزه خاصی دارند. این نوع روش یادگیری مشروط بر آن است که به یادگیرنده، آزادی عمل و بیان داده شود. یادگیرنده باید بتواند در بیش تر موارد به میل و دلخواه خود عمل کند و از میان پاسخ هایی که در ذهن دارد، پاسخ مورد علاقه اش را انتخاب کند.

بنابراین یکی از محدودیت های آموزش زبان انگلیسی به عنوان زبان دوم، فقدان وسایل سمعی و بصری است. وجود وسایل سمعی و بصری و به دنبال آن هوشمند کردن فضای آموزش موجب بالا رفتن کیفیت آموزش زبان و به دنبال آن افزایش میزان یادگیری آن می­گردد. بنابراین این ضروری به نظر می­رسد که به دنبال پژوهش­هایی بود که تأثیر تکنولوژی و فناوری اطلاعات را بر میزان یادگیری اثبات نمود تا نظام آموزشی کشور در جهت هوشمند کردن مدارس و توسعه فناوری اطلاعات در نظام آموزشی باشند.

 

اهداف پژوهش

هدف اصلی

بررسی اثربخشی نرم افزارهای تشخیص صدا در یادگیری زبان انگلیسی دانش‌آموزان پایه سوم متوسطهشهر کرمانشاه

  اهداف فرعی

1-بررسی اثربخشی نرم‌افزارهای تشخیص صدا در یادگیری مهارت شنیداری  دانش‌آموزان

2-بررسی اثربخشی نرم‌افزارهای تشخیص صدا در یادگیری مهارت گفتاری دانش‌آموزان.

3-بررسی اثربخشی نرم‌افزارهای تشخیص صدادر یادگیری مهارت خواندن دانش‌آموزان

4-بررسی اثربخشی نرم‌افزارهای تشخیص صدا در یادگیری مهارت نوشتن  دانش‌آموزان

 

 سؤالات پژوهش

دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرمانشاه دانشکده تحصیلات تکمیلی

تحلیل داده‌ها در دو بخش و با بهره گرفتن از آماره‌های توصیفی (میانگین، انحراف معیار، حداقل و حداکثر نمره) و آمار استنباطی (آزمون تی مستقل و آزمون تجزیه و تحلیل کوواریانس) صورت گرفت. نتایج پژوهش نشان داد آموزش به شیوه‌ی تلفیقی (تعاملی –تجربی) در قیاس با روش معمول به شکل معناداری سبب ارتقاء میزان و سطح سواد سلامت (25.448=F ، 0.000=Sig)، سواد بهداشتی (24.189=F ، 0.000=Sig)، سواد درمانی (18.371=F ، 0.000=Sig)، و سواد پیشگیرانه (8.501=F ، 0.005=Sig)، در افراد گروه آزمایش گردیده است.

واژه‌های کلیدی: یادگیری تلفیقی، تعاملی تجربی، سواد سلامت، سواد درمانی، سواد بهداشتی، سواد پیشگیرانه.

 

 

 

(1-1) مقدمه:

تا پیش از سال 1980، بیشتر روش‌های آموزشی، مبتنی بر انتقال دانش با تأکید بیشتر بر نتیجه‌ی یادگیری بودند، نه فرایند یادگیری. هدف از آموزش، توانا کردن دانش آموختگان برای دریافت اطلاعاتی بود که توسط متخصصان تأیید شده و معلمان – که تنها وسیله‌ی انتقال دانش به دانش آموزان منفعل هستند – انتقال می‌دادند. تانگهاناکانوند[1] (2006) معتقد است که در این وضعیت، معلمان به عنوان انتقال دهندگان اطلاعات، و دانش آموزان به منزله‌ی دریافت کنندگان منفعل دانش انتقال یافته از سوی معلمان، شناخته می‌شدند. این روش، کمترین میزان شرکت فعالانه‌ی دانش آموزان را در نظر می‌گرفت و برای تغییر آن، دگرگونی ای اساسی در ساختار تعلیم و تربیت پیشنهاد گردیده است (نفیسی و همکاران، 1390، ص 128).

با درک این نیاز آموزشی، تلاش‌های بسیاری از ناحیه پژوهشگران صورت گرفته است تا بتوانند روش‌هایی مناسب برای آموزش بیابند و تأثیر این روش‌ها را در پژوهش‌های میدانی به آزمایش بگذارند. از جمله‌ی این تلاش‌ها، که در سال‌های اخیر بسیار مورد توجه قرار گرفته است، استفاده از روش‌های آموزشی تلفیقی در آموزش و فعالیت‌های یاددهی یادگیری است.

مطرح شدن برنامه‌های درسی تلفیقی در آموزش بیشتر از آنکه به محاسن این برنامه‌ها برگردد، مربوط به معایب برنامه‌های درسی موضوع محور و سنتی است. در برنامه‌های درسی سنتی، محتوای دروس برای دانش آموزان به صورت خشک، بی روح، انتزاعی و غیر منطبق با کیفیت یادگیری در محیط طبیعی ارائه می‌گردد. و هر چه به عمق موضوع‌های آموزشی افزوده می‌شود، جدایی از زندگی بیشتر می‌گردد. این رویکرد، یادگیرنده را به سوی یک بعدی بودن، اعتقاد بدون دلیل و رقابت به جای همکاری سوق می‌دهد (شعبانی، 1387، ص 89). لذا این اندیشه که برنامه‌های آموزش و پرورش زمینه‌یادگیری انفعالی اندیشه‌های راکد را فراهم می‌سازد، به کرات مورد نقد قرار گرفته است به گونه‌ای که وایتهد اظهار ناراحتی می‌کند که به دلیل تجمع بی هدف دانش انبوه، راکد و بدون استفاده در دانش آموزان، تفکر و اندیشه در آن‌ها متوقف شده است (مهرمحمدی و احمدی، 1380، ص 200).

اما در نقطه مقابل این موضوع، برنامه‌های درسی تلفیقی وجود دارند که در آن دانش آموزان ارتباط برنامه‌ها را با زندگی واقعی و عینی در می‌یابند و توانایی مواجهه با مسائل زندگی در آن‌ها به وجود می‌آید. این برنامه‌های زمینه ساز رشد روزافزون دانش و اطلاعات دانش آموزان، دارای انعطاف با برنامه‌های زمان بندی مدارس، موجد شرایط لازم برای تحقق شرایط یادگیری مؤثر فراگیران و پرورش دهنده‌ی مهارت‌های فکری سطح بالا در یادگیرندگان می‌باشند (مهرمحمدی و احمدی، 1380، ص 210 تا 212). استفاده از روش‌های تلفیقی برای آموزش مسائل مربوط به زندگی واقعی افراد بیشتر از سایر موضوعات آموزشی مورد توجه بوده است. از جمله‌ی موضوعات مهم آموزشی مرتبط با زندگی واقعی، مباحث مرتبط با سلامت و سواد سلامت است. بنا به تعریف، سواد سلامت میزان ظرفیت فرد برای کسب، تفسیر و درک اطلاعات اولیه و خدمات سلامتی است که برای تصمیم‌گیری متناسب لازم است (بوهلمن[2] و همکاران، 2004). سواد سلامت حاصل تشریک مساعی عوامل اجتماعی و فردی بوده و به نگرانی‌ها و ابعاد سواد در زمینه سلامتی می‌پردازد (طهرانی بنی هاشمی و همکاران، 1386، ص 2).

یکی از اهداف اصلی کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه در کل جهان، کمک به بهبود سلامت شهروندانشان است. برخورداری از سواد سلامت به طور بالقوه برای توانمندسازی افراد به منظور مدیریت بهتر سلامت و بیماری خود، بهبود پیشگیری، تشخیص فعال و درمان دقیق تر، و تسهیل ارتباط بین متخصصان مراقبت‌های بهداشتی و بیماران، مورد استفاده قرار می‌گیرد. همچنین می‌تواند به دسترسی برابر به مراقبت‌های بهداشتی با تسهیل سازی فرایند دسترسی کمک نماید (کمیته سواد سلامت دیجیتال شهروندان اروپا[3]، 2014، ص 2). اما با وجود اهمیت بسیار زیاد سواد سلامت، به این موضوع در ایران چندان پرداخته نشده است، لذا این مطالعه با هدف بررسی تأثیر محیط‌های یادگیری تلفیقی (تعاملی – تجربی) بر آموزش سواد سلامت دانش آموزان پایه ششم ابتدایی در سال تحصیلی 94-93 شکل گرفته است.

(1-2) بیان مسئله:


سلامت یکی از نعمات الهی است که خداوند به انسان ارزانی داشته و بدیهی است که انسان برای حفظ آن باید تلاش کند، سلامت به عنوان یک ارزش فردی و اجتماعی، بر طبق اساسنامه سازمان جهانی بهداشت و از دیدگاه همه ملت‌ها و نزد همه مکاتب، یکی از مهم‌ترین و ابتدایی ترین حقوق و نیازهای بشری تلقی شده است و دست یافتن به بالاترین سطح آن از اهداف اجتماعی و ملی تمام دولت ها به حساب می‌آید. هر کشوری برای دستیابی به اهداف بهداشتی مورد انتظار خود اقداماتی را در سطح ملی پیش بینی می‌کند و با ترسیم چشم اندازهای آینده، بررسی و شناسایی نیازهای بهداشتی خود، تعیین چالش های این حوزه، تدوین راهبردها و رویکردهای کلان و روش‌های اجرایی به طراحی برنامه‌های عمل اقدام می‌کند (اسکندری و رفیعی فر، 1384، ص 4).

اما به رغم بهبود در بهداشت جهانی در طول قرن بیستم، نابرابری‌های سلامت در حال افزایش است. شواهد نشان می‌دهد که کاهش نابرابری سلامتی نیازمند فعالیت در عرصه‌های تعیین کننده‌ی سلامت جوامع شامل: درآمد، آموزش، اشتغال، قدرت سیاسی و دیگر فاکتورهای مرتبط است (ماگفورد[4]، 2010). در بین فاکتورهای مطرح شده، بحث آموزش، همواره نکته‌ای کلیدی به حساب آمده است.

مدارس به عنوان پایگاه‌های اصلی آموزش، از جمله‌ی ضروریات در روند دستیابی به سواد سلامت، و نهادی اساسی در ایجاد ثروت و سلامت در هر کشورند. از آموزش نیز به عنوان عاملی کلیدی در کاهش فاصله‌ی بین فقیر و غنی، یاد گردیده است و می‌توان گفت ارتباطی قوی بین فقر و ضعف سلامت وجود دارد (بانک جهانی، 1996). رابطه‌ی بین فقر و ضعف سلامت، یک رابطه ساده نیست. این رابطه، یک رابطه‌ی چند وجهی و دو طرفه است. ضعف سلامت می‌تواند یک کاتالیزور برای حرکت مارپیچی فقر و فقر نیز به نوبه‌ی خود می‌تواند به ایجاد و تداوم ضعف سلامت منجر شود (گرانت[5]، 2005، ص 4).

اهمیت و ضرورت انجام تحقیق:

تبیین و درک فرایند یادگیری همواره یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های انسان بوده است و هنوز هم بسیاری از رموز آن پوشیده مانده است (پلیهال و بورن[6]، 1997). از جمله‌ی موضوعات چالش انگیز در زمینه‌ی یادگیری در مدارس، بحث سلامت و سواد سلامت دانش آموزان است که از پایه اول ابتدایی تا عالی‌ترین

این مطلب را هم اگر خواستید بخوانید :

بایگانی‌های دانلود مقاله تحقیق پایان نامه - شبکه گستر پیام آوران البرز

 مراحل دانشگاهی همواره مورد توجه قرار دارد. بر این اساس برنامه‌ریزی پیرامون مسائل بهداشتی و سلامت دانش آموزان به منظور ارتقاء آگاهی و توسعه فرهنگ بهداشتی این گروه، از اهمیت و اولویت خاصی برخوردار است.

سواد سلامت از جمله‌ی موضوعاتی است که در صورت محدود بودن، با رفتارهای بهداشتی ضعیف، خودمدیریتی ناکارآمد در بیماری‌های مزمن، افزایش بستری شدن در بیمارستان‌ها و افزایش هزینه‌های مراقبت‌های بهداشتی در ارتباط است (دی والت و مک نیل[7]، 2013، ص 3). در حالی که، بهداشت و سلامتی از حقوق انسانی کودکان هر جامعه محسوب می‌گردد و صاحب‌نظران، مسائل بهداشتی دانش آموزان را بعد از گروه مادر و کودک، در اولویت برنامه‌های بهداشتی قرار داده‌اند، زیرا این گروه از آسیب پذیرترین قشرهای جامعه در مقابل تهاجم انواع عوامل اجتماعی، روانی، و جسمانی می‌باشند و بیش‌ترین آسیب به آنان وارد می‌شود، حال آن که خود در ایجاد آن نقشی ندارند. بخش اعظم این آسیب ها ناشی از عدم وجود دانش، بینش و رفتارهای بهداشتی در افراد است در حالی که بشر دانش و تکنولوژی ممانعت از آن‌ها را در اختیار دارد (اسکندری و رفیعی فر، 1384، ص 7). بیش‌ترین آسیب‌های وارده از ناحیه آموزش‌های نامناسب در ارائه‌ی مفاهیم و موضوعات مرتبط با بهداشت است که در مدارس ارائه می‌شود. با وجودی که تجربه و تحقیق نشان داده است که کودکان و بزرگسالان زمانی که فعالانه در جریان یادگیری قرار می‌گیرند، بهتر و مؤثرتر یاد می‌گیرند (کریم زاده شیرازی و حیدرنیا، 1379، ص 28)، اما هنوز هم در بسیاری از روش‌های آموزش معمول مدارس، از شیوه‌های غیرفعال و نامناسب آموزشی استفاده می‌شود.

بر این اساس ضرورت و اهمیت پژوهش حاضر را از جوانب زیر می‌توان تبیین نمود. در جنبه‌ی اول ضعف آموزش‌های مرسوم و موجود در مدارس برای انتقال مفاهیم بهداشتی به دانش آموزان است. ضعف عمده‌ی بسیاری از آموزش‌های موجود، در عدم تلفیق این آموزش‌ها با زندگی واقعی کودکان است. موضوعی که به کارگیری آموخته‌های فراگیران را در زندگی شخصی بسیار محدود می کند. در دیدگاه دوم اهمیت توجه به سواد سلامت دانش آموزان و مباحث مرتبط با سلامت است که به عنوان یکی از شاخص‌های توسعه یافتگی در سطوح بالا مورد توجه قرار دارد. و دیگر اینکه بر اساس تئوری راجکی[8] (1982) که «تجربه ی مستقیم را در برابر تجارب غیر مستقیم» مطرح نمود، استفاده از محیط‌های تجربی می‌تواند رفتار افراد را به شکلی عمیق تر تحت تأثیر قرار دهد و همبستگی قوی تری بین نگرش و رفتار افراد ایجاد نماید (به نقل از کولماس و آگیمان[9]، 2002، ص 242). لذا استفاده از محیط‌های یادگیری تعاملی تجربی به دو دلیل اهمیت استفاده از روش‌های نوین و فعال آموزشی و همچنین لزوم بهره‌گیری از فعالیت تجربه محور فراگیران، از جمله‌ی مباحثی است که در حوزه‌ی پژوهش‌های آموزشی، نیازمند و مطالعه و تحقیق بیشتر است.

(1-4) اهداف پژوهش:

(1-4-1) هدف کلی:

تعیین تأثیر محیط‌های یادگیری تلفیقی (تعاملی تجربی) بر سواد سلامت دانش آموزان

بر اساس تقسیم بندی سازمان بهداشت جهانی (1996) از مؤلفه‌های سواد سلامت، این مؤلفه‌ها در سه دسته‌ی کلی شامل (سواد بهداشتی، سواد درمانی، و سواد پیشگیرانه) تقسیم بندی می‌شوند. بر این اساس اهداف جزیی این پژوهش در سه مورد نوشته می‌شوند.

(1-4-2) اهداف فرعی پژوهش:

  • تعیین تأثیر محیط‌های یادگیری تلفیقی (تعاملی تجربی) بر سواد بهداشتی دانش آموزان مورد مطالعه
  • تعیین تأثیر محیط‌های یادگیری تلفیقی (تعاملی تجربی) بر سواد درمانی دانش آموزان مورد مطالعه
  • تعیین تأثیر محیط‌های یادگیری تلفیقی (تعاملی تجربی) بر سواد پیشگیرانه دانش آموزان مورد مطالعه

 

دانشگاه آزاد اسلامی واحد گرمسار

فهرست منابع………………………………………………………………………………… 137

 

 

فهرست جداول

عنوان                                                                                                           صفحه

 

 

جدول 4-1: توزیع فراوانی و درصد گروه آزمایش و کنترل ………………………………  104

جدول 4-2: توزیع فراوانی و درصد رشته تحصیلی ……………………………………….  105

جدول 4-3: توزیع فراوانی و درصد رشته تحصیلی گروه آزمایش ………………………..  106

جدول 4-4: توزیع فراوانی و درصد رشته تحصیلی گروه کنترل ………………………….  106

جدول 4-5: جدول آماره‌های خلاصه ……………………………………………………….  107

جدول 4-6: آماره‌های خلاصه گروه آزمایش ……………………………………………….  108

جدول 4-7: آماره‌های خلاصه سن گروه کنترل …………………………………………….  109

جدول 4-8: آزمون t دو نمونه‌ای مستقل ……………………………………………………  110

جدول 4-9: آماره‌های خلاصه ………………………………………………………………  110

جدول 4-10: آزمون t تک نمونه‌ای ………………………………………………………..  111

جدول 4-11: آماره‌های خلاصه مربوط به خودآگاهی ………………………………………  111

جدول 4-12: آزمون t دو گروه وابسته ……………………………………………………..  112

جدول 4-13: آماره‌های خلاصه مربوط به روابط بین فردی ……………………………….  112

جدول 4-14: آزمون t دو گروه وابسته ……………………………………………………..  113

جدول 4-15: آماره‌های خلاصه مربوط به تصمیم‌گیری ……………………………………  113


جدول 4-16: آزمون t دو گروه وابسته ……………………………………………………..  114

جدول 4-17: آماره‌های خلاصه مربوط به تفکر خلاق و تفکر انتقادی …………………….  114

جدول 4-18: آزمون t دو گروه وابسته ……………………………………………………..  115

جدول 4-19: آماره‌های خلاصه مربوط به مقابله با هیجان و استرس ……………………..  115

جدول 4-20: آزمون t دو گروه وابسته ……………………………………………………..  116

جدول 4-21: آماره‌های خلاصه …………………………………………………………….  116

جدول 4-22: آزمون t دو گروه وابسته ……………………………………………………..  117

جدول 4-23: آماره‌های خلاصه  ……………………………………………………………  117

جدول 4-24: ضریب همبستگی پیش آزمون ……………………………………………….  118

این مطلب را هم اگر خواستید بخوانید :


جدول 4-25: ضریب همبستگی پس آزمون ………………………………………………..  121

 

فهرست نمودارها

عنوان                                                                                                           صفحه

 

 

نمودار 4-1: توزیع درصد گروه آزمایش و کنترل …………………………………………  104

نمودار 4-2: توزیع درصد رشته تحصیلی ………………………………………………….  105

نمودار 4-3: توزیع درصد رشته تحصیلی گروه کنترل ……………………………………  106

هیستوگرام 4-4: سن گروه کنترل و آزمایش ……………………………………………….  107

هیستوگرام 4-5: سن گروه آزمایش …………………………………………………………  108

هیستوگرام 4-6: سن گروه کنترل…………………………………………………………… 109

 

 

چکیده

از جمله پدیده‌هایی که در به وجود آمدن بزه‌ها موثر است اعتیاد به مواد مخدر است و از آنجا که پیشگیری مقدم بر درمان است طراحی دوه‌های آموزشی مهارت‌های زندگی جهت پیشگیری اولیه مناسب است.

هدف از این پژوهش تعیین تأثیر آموزش مهارت‌های زندگی بر پیشگیری از اعتیاد است.

روش‌ها: مطالعه حاضر نیمه تجربی بوده و نمونه‌های آن از بین دبیرستان‌های پسرانه شهر پاکدشت به ترتیب به تعداد 30-31 انتخاب شده‌اند. نمونه‌گیری پس از اطلاع رسانی بصورت تصادفی ساده صورت گرفت. دوره آموزش مهارت‌های زندگی با برنامه‌ریزی مجزا برای نوجوانان در هشت جلسه در نیمه دوم سال 88 اجراگردید. اطلاعات مورد نیاز قبل و بعد از آموزش توسط دو پرسشنامه (پرسشنامه استاندارد نگرش سنج به اعتیاد – پرسشنامه پژوهشگر ساخته آموزش مهارت‌های زندگی) جمع‌ آوری گردید و از طریق نرم‌افزارو آزمون آماری t زوج بوسیه نرم‌افزار SPSS مورد آنالیز قرار گرفت.

نتایج: یافته‌ها نشان داد میانگین نمره پس آزمون در دانش‌آموزان بالاتر از میانگین نمره پیش‌آزمون بوده و تحلیل داده‌ها بیانگر تفاوت معنی‌دار بین نتایج دو آزمون بود. بدین ترتیب آموزش مهارت‌های زندگی بر کاهش گرایش به سوء مصرف مواد مخدر تاثیر دارد.

واژه‌های کلیدی: آموزش، مهارت‌های زندگی، اعتیاد، پیشگیری.

 

 

مقدمه

بسیاری از افراد در روبرو شدن با مسائل زندگی‌، فاقد توانایی‌هایی لازم و اساسی هستند‌، و همین امر آنان را در مواجه با مسائل و مشکلات زندگی روزمره پریشان و آسیب‌پذیر می‌کند.امروزه در دنیایی زندگی می‌کنیم که سرعت‌، پیشرفت علمی به واسطه ارتباطات و تعامل‌ها به قدری زیاد شده که تا به حال نظیر نداشته و از سویی پیچیده و پیچیده‌تر شده آنچنان که دانشمندان علوم تربیتی نیز برای ارائه راه های طرحهایی جهت سازگاری با چنین محیطی نتوانسته‌اند همگام و همسو اظهار نظر و پیشنهاد داشته باشند در عین حال باید راه با سرعت و با دقت پیموده شود بی‌تردید طی طریق هرچه آگاهانه‌تر باشد آسیب‌پذیری کمتر خواهد بود. انسانها به ویژه نوجوانان بر دانش و مهارتهای فراوانی مسلط شوند. آنان لازم است دانش و مهارت‌های ضروری را از بزرگان بیاموزند و تمرین کنند. این علوم و فنون را درونی نمایند تا بتوانند به خوبی با چالش‌های اقتصادی‌، زیست محیطی و اجتماعی که فرا راه خود و توسعه جهان قرار دارد رویا رو شوند. تسلط بر مهارتهای زندگی‌، قدرت‌، یادگیری دانش و مهارت پیچیده‌ای را که در آینده مورد نیاز بشر است امکان پذیر می‌سازد. مهارت‌های اساسی زندگی انسان را قادر می‌سازد که دانش و نگرش و ارزش‌های خود را به عمل آورد و به افراد کمک می‌کند تا در وضعیت‌های مختلف با سایرین به نحو مطلوب و شایسته‌ای ارتباط برقرار کنند تا هم خود فرد و هم دیگران راحت زندگی نمایند. (امیرحسینی‌، 1383‌، ص14)

مهارتهای زندگی عبارتند از: رفتار سازگار و مثبت که افراد را توانمند می‌سازد تا به طور مؤثر با نیازها و چالشهای زندگی روزمره برخورد نمایند (بهداشت جهانی – 1999) تمرین مهارتهای زندگی در جامعه کنونی ما ایرانیان به طور اجمال چنین می‌تواند باشد:

«توانایی‌هایی برای انجام رفتارهای مثبت و از ارزشی است تا فرد بتواند استعدادهای خدادادی خویش را متبلور سازد به ارزشها و جایگاهش در هستی پی ببرد و از طریق ارائه ی تفکر فردی و خدمات اجتماعی اهمیت در ارزش خویش بیابد و به سازگاری با خود و محیط اطرافش بر مبنای دانسته‌ها عمل کند. (امیرحسینی‌، 1383‌، ص 15) در ایران هم بحث آموزش مهارتهای زندگی از چندین سال قبل شروع شده است اما هیچ وقت برنامه‌ی منسجم و سازمان متولی شخصی برای ارائه ی این آموزشها در نظر گرفته نشده آموزش و پرورش‌، وزارت علوم که بزرگ ترین متولی آموزش در ایران هستند هنوز تکلیف خود را با آموزش مهارت‌های زندگی» شخصی نکرده‌اند در حالی که عوارض بی‌توجهی به این موارد گریبان گیر دانش‌آموزان و جامعه ایرانی شده است.

کاهش سن اعتیاد و افزایش آسیب‌های روانی و اجتماعی‌، کاهش سن مبتلایان به ایدز‌، افزایش بزه‌های جنسی و… از این موارد است.مهارتهای زندگی در واقع یک برنامه‌ی پیشگیری است که برای اولین بار از سوی سازمان بهداشت جهانی در سال 1992 به صورت رسمی در سطح کشورهای جهان در حال توسعه مطرح شد. (صادق‌الحسینی 85‌، ص 4) با توجه به تحقیق حاضر آموزش مهارتهای زندگی بر کاهش مصرف مواد مخدر محققان زیادی تاثیر مثبت مهارتهای زندگی بر کاهش سوء مصرف مواد مخدر را تاکید می‌کند. افراد معتاد توانایی خود را برای مقاومت در برابر زندگی از دست می‌دهند و این مسئله اغلب در رفتارهای خود تخریبی در جمعیت  معتاد جامعه و اقشار آسیب‌پذیر که اغلب جوانان و نوجوانان هستند منجر می‌شوند. اعتیاد اختاپوس و شریان حیاتی یک ملت را آرام آرام قطع می‌کند. ملتی که دچار اعتیاد شود. هویت خویش را از دست می‌دهد و پر کاهی خواهد شد که تندباد حوادث به هر طرف که بخواهد می‌بردش. امروز جامعه شناسان برای تحلیل علل رویکرد جوانان به اعتیاد بیشتر از روی ناآگاهی آنان انگشت می‌گذارند‌، تربیت سوء‌، جهل و بی‌سوادی‌، فقدان ارزشهای اعتقادی‌، بی‌ایمانی‌، فقر فرهنگی و… نیز می‌تواند عامل رواج اعتیاد باشند. افرادی که از رشد فرهنگی با این برخوردار نباشند و آگاهی و مهارتهای زندگی را ندانند دچار از خود بیگانگی می‌شوند. و وقتی خودش نباشد آدمی از چه دفاع کند؟ وقتی خودش نباشد آدمی نیست به چه چیزی حمیت ورزد؟

طبق آمار تقریبی خوشبینانه تعداد معتادان به مواد مخدر در کشور ما حدود دو میلیون نفرتخمین زده می‌شود. چنانچه دایره ارتباطی هر فرد معتاد را فقط به چهار نفر محدود نماییم، غریب به هشت میلیون نفر از مردم مستقیم یا غیر مستقیم با مسئله اعتیاد در تماس و یا درگیر می‌باشند به همین جهت سعی همه‌ی خیراندیشان کشور در این است تا وفاق و یکدلی واقعی در امر مبارزه با این بلای خانمان‌سوز به دست آید. (آتشین‌، 1380‌، ص 11-13)

 

اهمیت و ضرورت مسئله

 مهارت‌های زندگی چیست؟

امروزه علی رغم ایجاد تغییرات عمیق فرهنگی و تغییر در شیوه‌های زندگی‌، بسیاری از افراد در رویارویی با مسائل زندگی فاقد توانایی لازم و اساسی هستند و همین امر آنان را در مواجهه با مسائل و مشکلات زندگی روزمره و مقتضایات آن آسیب‌پذیر نموده است پژوهش‌های بی‌شماری نشان داده‌اند که بسیاری از مشکلات و اختلالات روانی- عاطفی  ریشه‌های اجتماعی دارند.

در سال 1993 م. به منظور ارتقای سطح بهداشت روانی و W.H.O  با توجه به این امر سازمان بهداشت جهانی پیشگیری از آسیب‌های روانی اجتماعی‌، برنامه ای جامع را با عنوان «آموزش مهارت‌های زندگی» تدارک دید. از آن زمان به بعد این برنامه در کشورهای زیادی اجرا شده و مورد بررسی قرار گرفته و به نظر می‌رسد که یک برنامه جامع بین فرهنگی باشد. آموزش از کسب دانش شروع شده و تا تبدیل آن به یک نگرش و ظهور آن به صورت رفتار ادامه می‌یابد.

 

گرایش جوانان به سمت انواع مواد صنعتی و شیمیایی زنگ خطری است که جامعه را تهدید می‌کند.

کشف نمونه‌های زیادی از آمپولها‌، قرص‌ها و پودرهای مختلف با اسامی گوناگون اصلی و تجاری و معامله آنها در بازار غیر قانونی در تهران و شهرستانها بیانگر این واقعیت تلخ است که تا تقاضا وجود داشته باشد عرضه مواد نیز جریان خواهد داشت. و این در حالیست که اثرات این قبیل مواد‌، به مراتب خطرناک‌تر و ویرانگر‌تر از مصرف تریاک‌، شیره و … می‌باشد.

مصرف کاغذ‌های آغشته به LSD (معروف به اسید)‌، آمپولها بویژه مور فین با نام‌های تمجیزک‌، جس نور و … و عرضه مواد مجهول و ناشناخته با عنوان قرص کوکائین در مناطق شمالی تهران‌، مصرف اکستازی (معروف به X) در پارتی‌های شبانه و انواع و اقسام آمفتامین‌ها تماماً از جمله تهدیدهای جدی تلقی می‌گردد که مستلزم عنایت ویژه توسط مسئولین سیاست گزاران و برنامه‌ریزان کشور می‌باشد. در همین راستا ضرورت آموزش‌های عمومی و تخصصی بیش از پیش احساس می‌شود. مسلماً جامعه آماری ما 19 میلیون دانش آموز است که بنا به دلایل مختلف منجمله حس کنجکاوی‌، تعامل با دنیای خارج از طریق وسایل ارتباط جمعی و رسانه‌ای‌، فقدان شناخت لازم در خصوص مواد اعتیاد آور‌، ضعف در تصمیم گیری بالاخص در زمان تعارف از سوی دوستان‌، میل به کسب نتیجه از طریق تجربه شخصی در خصوص پدیده‌های مجهول و… بیشتر در معرض خطر هستند. (صرامی‌، 1382‌، ص 8)

بنابراین ضرورت آموزش مهارتهای زندگی انکار ناپذیر است. پیشگیری از اعتیاد‌، یعنی به کارگیری اقداماتی که منجر به کاهش ابتلای افراد به اعتیاد می‌شود. پیشگیری شامل اقداماتی است برای کاهش عواملی که افراد را در معرض خطر قرار می‌دهد و افزایش عواملی که افراد را از مصرف مواد حفظ می‌کند. بنابراین‌، شناسایی کامل این عوامل در هر منطقه‌، به مؤثر بودن فعالیتهای پیشگیری کمک خواهد کرد.

مهم ترین شیوه‌های پیشگیری عبارتند از:

  • آموزش دادن و آگاه کردن جامعه از خطرات و مضرات مواد.
  • برنامه‌ریزی فعالیت‌های سالم و سازنده برای اوقات فراغت
  • تقویت دانش و توانایی افراد جامعه برای شناخت و حل مشکلات خود
  • کمک به حل مشکلات افرادی که دچار گرفتاری‌های حاد شده و در معرض خطر قرار دارند

عوامل مسبب اعتیاد متعدد می‌باشد. بنابراین نمی‌توان فقط با به کار گرفتن یک روش‌، بر تمام این عوامل تاثیر گذاشت و باید از شیوه‌های مختلف پیشگیری استفاده کرد. پس محقق در این تحقیق به دنبال بررسی تاثیر آموزش مهارتهای زندگی بر کاهش مصرف مواد مخدر می‌باشد و مسئولیت اصلی در پیشگیری از اعتیاد‌، آموزش  دانش‌آموزان در مورد خطرات و مضرات مصرف مواد است. اگر هر دانش‌آموز از تاثیر مطلوب مصرف مواد بر سلامت جسمی و روانی و کار کرد شغلی و اجتماعی خود و خانواده اش مطلع بوده و آن را باور داشته باشد کمتر احتمال دارد به این عمل دست بزند.

 

 

اهداف تحقیق

هدف کلی: بررسی تاثیر آموزش مهارتهای زندگی بر کاهش گرایش به مواد مخدر در دانش‌آموزان مقطع متوسطه.

اهداف جزیی:

  1. بررسی تاثیر آموزش خود آگاهی و همدلی بر کاهش گرایش به مواد مخدر در دانش‌آموزان پسر دبیرستان‌های شهرستان پاکدشت.
  2. بررسی تاثیر آموزش روابط بین فردی و ارتباط موثر بر کاهش گرایش به مواد مخدر در دانش‌آموزان پسر دبیرستان‌های شهرستان پاکدشت
  3. بررسی تاثیر آموزش حل مسأله و تصمیم‌گیری بر کاهش گرایش به مواد مخدر در دانش‌آموزان پسر دبیرستان های شهرستان پاکدشت
  4. بررسی تاثیر آموزش تفکر انتقادی و تفکر خلاق بر کاهش گرایش به مواد مخدر در دانش‌آموزان پسر دبیرستان های شهرستان پاکدشت
  5. بررسی تاثیر آموزش رهایی از استرس و مقابله با هیجانات بر کاهش گرایش به مواد مخدر در دانش‌آموزان پسر دبیرستان‌های شهرستان پاکدشت

 

 

تعاریف نظری و عملیاتی متغیرها

تعاریف نظری واژه‌ها:

دانشکده علوم تربیتی و روان شناسی گروه آموزشی فلسفه تعلیم و تربیت

۴-۵ پیشنهادات حاصل از پژوهش     142

۵-۵ محدودیت های پژوهش     143

منابع   144

 

 

فصل نخست: کلیات پژوهش

 

۱-۱ مقدمه

حقوق کودکان موضوعی است که در حوزه فلسفه تعلیم و تربیت بسیار مورد توجه بود ولی هم اکنون از جذابیت آن کم شده است. همان طور که می دانیم دوران شکوفایی مبحث حقوق کودکان در جنبش های آزادی کودکان در اواخر دهه 1960 و 1970 بود. عدم انسجام در این حوزه تفکر همراه بود، با از قلم انداختن تفاوت های مطرح و بجا میان کودکان و بزرگسالان، درگیر شدن فلسفه تحلیلی تعلیم و تربیت در نپذیرفتن وظایف وکارهای قدیمی مکتب فلسفی اش، رشد ناگهانی آشفتگی مفهومی و غیره. یکباره این مشکلات برای رضایت خاطر عده ای از برنامه ها و دستور کار جلسات حذف شدند. اما این مطلب بیانگر نابودی موضوع حقوق کودکان  نیست. همان گونه که می دانیم، این ادعا که کودکان حق تعلیم و تربیت را دارند به مباحثی منجر می شود، که نشانه ای از متوقف شدن در آن ها وجود ندارد؛ درباره این مطلب که تعلیم و تربیت باید بر چه موضوعی پافشاری کند، یعنی این که آموزش حول چه محوری باشد و اینکه چه کسی باید این حق را داشته باشد محتوای آن را مشخص کند وبسیاری مسائل دیگر در این زمینه، وزنه را به سود مسئله تعلیم و تربیت به نسبت حقوق کودکان سنگین تر می کند. این روشن است که چگونه مفهوم حقوق کودک در کلیت خود با مفاهیمی همچون قانون، اخلاقیات، اجبار، آسایش، آزادی یا لیبرالیسم در ارتباط است.

۲-۱ بیان مسئله

تحقیق و بررسی حقوق کودکان در حوزه ی تعلیم و تربیت منجر به تحقیقات بسیار عمیقی در این حوزه شده است، هم اکنون در زمینه مبحث اهداف تعلیم و تربیت، همچون سایر مفاهیم و مسائل مرتبط در این حوزه ارتباط ناگسستنی با حقوق کودک برقرار است. به این شیوه باید توجه به حقوق کودک به عنوان مقوله ای مورد توجه قرار گیردکه منجر به تغییراتی در حوزه تعلیم و تربیت شود. بیشتر نوشته های معاصر حول محور مفاهیمی همچون؛ ارتقای خودمختاری[1]، ارتباط آن با رفاه و آسایش[2]، ارتباطات آن با تعلیم و تربیت اخلاقی، طبیعت اخلاقیات و موقعیت قوانین و فضیلت ها در محدوده آن می باشد. همچنین مفاهیمی مانند دموکراسی لیبرال، شهروندی، تکثرگرایی فرهنگی، عضویت در اجتماع و ملیت، که در میان سایر مفاهیم مکانشان را در این شبکه از پیوندها یافته اند، به صورت فعالی در جهت دهی و تولید اهداف تربیتی، روش های تربیتی و در مجموع فعالیت های تربیتی مؤثر بوده اند. فهم ارتباط این ایده ها و ایده های دیگر قسمت عظیمی از محتوای فلسفه تعلیم و تربیت معاصر را در سنت فلسفی تشکیل می دهد. یکی از مسیرها به سوی این شبکه پیچیده از طریق تفکرات مرتبط با حقوق کودک در تعلیم و تربیت می باشد (هیتینگ و وایت، 2001).

در ادامه مسائلی مورد بررسی قرار می گیرد تا به نوعی بتواند در جهت روشن ترکردن هر چه بیشتر دغدغه ذهنی در این حوزه قدم بردارد؛ کودک یا صغیر در اصطلاح حقوقی به کسی گفته می‌شود که از نظر سن به نمو جسمی و روحی لازم برای زندگی اجتماعی نرسیده باشد، چون حیات واقعی با تولد شروع می‌شود بنابراین دوران کودکی هم با تولد آغاز می‌گردد. ماده 956  قانون مدنی مقرر می‌دارد: «اهلیت برای دارا بودن حقوق، با زنده متولد شدن انسان شروع و با مرگ او تمام می‌شود». اما نباید فراموش کرد که کودک قبل از آنکه متولد شود، یعنی در دوران جنینی نیز دارای حیات است و بدین جهت شایسته است که مورد حمایت قرار گیرد. بدین اعتبار شاید بتوان ادعا کرد که شروع کودکی در واقع از تاریخ انعقاد نطفه می‌باشد، زیرا از این زمان است که کودک به عنوان موجودی زنده و مستقل از پدر و مادر مورد توجه قانون گذار قرار گرفته و برای او حقوقی مقرر می‌گردد. در فقه اسلامی ابتدای دوره بلوغ، پایان دوره کودکی است. یعنی بلوغ مرز بین کودکی و نوجوانی را مشخص می‌کند. به تعبیری سن کودکی از ولادت تا بلوغ است و منظور از کودک کسی است که به حد بلوغ شرعی نرسیده باشد (حبیبی، 1381).

کودکان به دلیل شرایط جسمانی و معنوی بسیار آسیب پذیرند، در معرض خطر هستند، نیاز به حمایت دارند، از لحاظ حقوقی نیز برای انجام معاملات و اداره

 اموال خود از رشد فکری و عقلانی کافی برخوردار نیستند و نیاز به سرپرست و ولی دارند. به همین علت قوانین همه کشورها برای تمییز صحت معامله به شخص و اهلیت او توجه دارند و به تبع آن برای شناسایی اهلیت فرد، به سن او نیاز است. در قانون مدنی قبل از اصلاح (سال 1361)، سن رشد 18 سالگی بود ولی بعد از اصلاح قانون مدنی آن را به 15 سال و 9 سال تغییر دادند که این اصلاح با سایر قوانین هماهنگی کامل ندارد (کاتوزیان، ۱۳۸۲).

از جهت حداکثر سن کودکی قانون مدنی ایران، سن کودک را به 15 سال برای پسران و 9 سال برای دختران کاهش داده است. اما علی رغم وجود ماده 1210 و تبصره آن در قانون مدنی و دیگر قوانین هنوز سن رشد 18 سالگی است؛ مانند قانون راهنمایی و رانندگی، قانون نظام وظیفه عمومی، صدور گذرنامه و مانند آن، که در عمل نیز قضات متمایل به اجرای 18 سالگی به عنوان اَماره رشد هستند و مسئولیت کیفری اطفال هم بر اساس 18 سالگی به طور عمده اعمال می‌شود. بازبینی قوانین مدنی ایران نشان می‌دهد که خاتمه دوره کودکی به طور واضح بیان و تعریف نشده است. فرد را می‌توان در یک موقعیت کودک و در موقعیت دیگری بالغ تلقی کرد. مثلاً یک دختر بچه10 ساله هنگام استخدام نابالغ به حساب می‌آید زیرا بنا بر قوانین موجود، استخدام کودکان زیر سن 15 سال مجاز نیست؛ در عین حال همین فرد در قالب قانون مربوط به حداقل سن مسئولیت کیفری، بالغ قلمداد می‌شود. دلیل این است که مسئولیت کیفری با رسیدن به سن تکلیف آغاز می‌شود که برای دختران 8 سال و 9 ماه و برای پسران 14 سال و 7 ماه تعیین شده است. یکی از مسائل موجود در قوانین ایران، مربوط به معیارهایی است که در تعیین خاتمه دوره کودکی و شروع دوره بزرگسالی به ویژه در قبال دختران به کار می‌رود. بر اساس قانون مدنی پسر بچه‌ای که به سن 14 سال و 7 ماه و دختر بچه‌ای که به سن 8 سال و 9 ماه رسیده باشد، بالغ و در نتیجه کبیر است. چنین وضعیتی به وی امکان می‌دهد که مانند بزرگ سالان به انجام معاملات و سایر اعمال حقوقی مبادرت ورزد. در نتیجه با رسیدن به این سنین، افراد فوق با همان مجازات‌های قانونی بزرگ سالان مواجه هستند، هرچند تاکنون چیزی بدین صورت در عمل اجرا نشده است. مثلاً اگر یک دختر بچه ۱۰ ساله مرتکب سرقت شود می‌تواند همانند یک مرد چهل ساله محاکمه و مجازات گردد. این امکان هست که یک دختر 8 سال و 9 ماه، بر اساس قوانین ایران اعدام بشود. این تناقض در این است که یک دختر 9 ساله می‌تواند ازدواج کند، صاحب فرزند شود و قراردادهایی را که به طور قانونی الزام آورند، منعقد کند، اما همین دختر نمی‌تواند در انتخابات شرکت کند یا به استخدام درآید، هر چند که دادگاه او را بالغ تشخیص داده باشد. با توجه به اینکه طبق اصول اعلام شده در منشور سازمان ملل متحد، شالوده آزادی، عدالت و صلح جهانی همانا به رسمیت شناختن منزلت ذاتی و حقوق مساوی و غیر قابل انکار همه اعضای خانواده بشری است و با توجه به اینکه کودک باید برای زندگی فردی در اجتماع آمادگی کامل پیدا کند و در سایه آرمان‌های اعلام شده در منشور سازمان ملل متحد و به ویژه صلح، عزّت، مدارا، آزادی، برابری و همبستگی بزرگ شود و با اذعان به اهمیت همکاری‌های بین‌المللی برای بهبود شرایط زندگی کودکان در همه کشورها، به ویژه در

این مطلب را هم اگر خواستید بخوانید :

قیاسی از جنس ظاهر؛ رابط کاربری گلکسی اس ۸ چه تفاوت هایی با گلکسی اس ۷ دارد؟

 کشورهای در حال رشد، کلیه کشورهای عضو در کنوانسیون حقوق کودک در سال 1989 میلادی به توافقاتی نایل و مکلف به اجرای قوانین مندرج در پیمان نامه فوق گردیدند. این کنوانسیون با وضع ماده یک، کودک را چنین تعریف نموده است: «از نظر کنوانسیون، منظور از کودک، افراد انسانی زیر 18 سال است، مگر اینکه طبق قانون قابل اجرا در مورد کودک، سن بلوغ کمتر تشخیص داده شود». با توجه به ماده فوق‌الذکر نکات زیر قابل تأمل است: الف) تنها کسانی مشمول مقررات کنوانسیون می‌باشند که به 18 سالگی نرسیده باشند. ب) سن بلوغ ارائه شده در این ماده یک سن مطلق نیست بلکه بر حسب قانون ملی کودک متغیر است، زیرا طول مدت بلوغ و نوجوانی در جوامع گوناگون یکسان نیست. به طور کلی با در نظر گرفتن دوران «پیش از بلوغ جنسی» که طی آن رشد فرد سرعت بیشتری می‌یابد و دوره پیش از کمال عقلی که رسیدن به سن بزرگسالی است می‌توان گفت دوره نوجوانی چندین سال از 12 تا تقریباً 18 الی 21 سالگی به درازا می‌کشدکه با تغییرات درونی و بیرونی همراه است.  سن (18 سالگی) ارائه شده در کنوانسیون هم سن بلوغ است و هم سن رشد. یعنی به نظر واضعین این قانون با رسیدن کودک به 18 سالگی، اهلیت اجرای مستقیم تمام حقوق خود را داشته و به طور کلی از تحت ولایت خارج می‌گردد، زیرا اگر غیر از این بود با توجه به اختلاف قوانین کشورها در این مورد باید به تفاوت سن بلوغ و رشد، اشاره می‌کردند. در کنوانسیون حقوق کودک، پایان کودکی مشخص شده اما نسبت به زمان شروع کودکی، سن خاصی در نظر گرفته نشده است، بلکه این مطلب کاملاً به سکوت برگزار شده است. شاید دلیل این امر، اختلاف قوانین کشورها در شروع کودکی است. توضیح اینکه در تدوین کنوانسیون حقوق کودک 1979 بحث‌هایی زیادی در ارتباط با شروع کودکی موضوع ماده یک کنوانسیون انجام شد و موضوع بحث راجع به طرحی بود که کشور لهستان ارائه داده بود. در این طرح درباره تعریف کودک آمده بود: «شروع کودکی به عنوان انسان از لحظه تولد است» ظاهراً انگیزه نظریه فوق این بود که یکی از روش‌های کنترل موالید در اروپای شرقی سقط جنین می‌باشدکه در این کشورها امری مجاز شناخته شده است. بنابراین نمی‌خواستند با تعیین شروع کودکی به تاریخی قبل از تولد، عمل مجاز سقط جنین را زیر سؤال ببرند. در مقابل این نظریه، نظریه کشورهای امریکای لاتین و ایرلند و واتیکان قرار داشت که زمان شروع کودکی را از لحظه انعقاد نطفه یا لقاح می‌دانستند (شبیه به نظر حقوق اسلام که قبلاً ذکر شد). ایالات متحده نیز با طرح نظر دیگری دامنه اختلافات را بیشتر کرد و مدعی شد که بر اساس نظر دیوان عالی کشور امریکا، آغاز دوران کودکی از لحظه‌ای است که معلوم گردد طفل قابلیت بقا و دوام پس از ولادت را دارد. با توجه به بالا گرفتن این اختلافات تصمیم بر آن شد که فقط با تعیین نمودن پایان کودکی ماده یک را تنظیم کنند و مسأله شروع دوران کودکی را به قوانین داخلی کشورها بسپارند. بنابراین نسبت به زمان شروع کودکی هر کشوری می‌تواند قوانین خاص خود را اعمال نماید. پس با توجه به ماده یک کنوانسیون اگر کودک با رسیدن به سن بلوغ به رشد هم برسد مشکلی پیش نمی‌آید. در کنوانسیون حقوق کودک همان گونه که ذکر شد، 18 سالگی برای رشد تعیین شده و سازمان علمی و تربیتی ملل متحد (یونسکو) تحقیقاتی تحت عنوان «حقوق و مسئولیت‌های جوانان» در 45 کشور جهان از جمله ایران در سال 1972 انجام داد. نتیجه این بود که قوانین کشورهای مختلف درباره تعیین سن رشد تفاوت کمی با یکدیگر دارند. در اغلب این کشورها، سن رشد به معنی سنّی است که در آن نظارت والدین پایان می‌پذیرد و جوانان افرادی شناخته می‌شوند که مستقلاً در فعالیت‌های مربوط به زیست اجتماعی مشارکت می‌نمایند. این سن در اغلب کشورها 21 سال تعیین شده، هر چند تمایل به پایین آوردن آن روز به روز افزایش می‌یابد (پیام یونسکو ش 51).

بی شک تحصیل علم در جهت شکوفایی و توسعه فردی و اجتماعی، همواره از ارزشمندترین جنبه های زندگی بشری محسوب گردیده است. در عظمت و ضرورت آموختن همین بس که اولین کلمه وحی شده به حضرت ختمی مرتبت محمد مصطفی(ص)” اقرأ” به معنای ” بخوان” بود. بنابراین با توجه به ضرورت این مهم، باید گفت که تحصیل علم و کسب مهارت، حق مسلم هرفرد اعم از کودک و بزرگسال می باشد. اما با توجه به حساسیت دوران طفولیت و اثرات خاص نحوه آموزش در این دوران خطیر، چگونگی آموزش وی نیز به صورتی برجسته جلب توجه می نماید. لذا گفته شده است که آموزش از حقوق مسلم هرکودک بوده و می بایستی در مراکز مناسب و در شأن وی صورت پذیرد تا در نهایت با پرورش مناسب، به عنوان فردی شایسته بار آید. با توجه به این مطلب می توان حقوق تربیتی کودک را از دو بعد مورد بررسی و تحلیل قرار داد: الف) حق کودک بر آموزش: از آنجا که هدف نهایی انسانها رسیدن به کمال مطلوب می باشد و با توجه به اینکه یکی از لوازم رسیدن به این هدف والا، کسب علم و معرفت است، لذا فراهم نمودن زمینه آموزش افراد در دوران طفولیت، از حقوق مسلم آنان محسوب می گردد. در این راستا دولت، پدر و مادر و مسئولین آموزشی هریک دارای تکالیف قانونی بوده و می بایستی در انجام وظایف خود نهایت دقت و همت را مصروف دارند. ب) حق کودک در مراکز آموزشی: اهمیت و نقش تعلیم و تربیت در بهسازی و توسعه زندگی فردی و اجتماعی موجب شده است که جامعه و پدران و مادران انتظار داشته باشند تا مراکز آموزشی، محیطی رشد دهنده، پویا و زمینه ساز پرورش استعدادهای بالقوه و خداداد فرزندان آنان باشد. در این راستا، آنچه حائز اهمیت است آنکه از سوی مسئولین امر مقرراتی وضع گردیده تا با بیان شرایط مناسب آموزشی و شرح تکالیف مسئولین مراکز آموزشی در جهت تأمین حقوق کودکانی که در آن مراکز به سر می برند، اقدامات مقتضی صورت گیرد. در این میان، مهدهای کودک و مدارس از مهمترین مراکز آموزشی کودکان محسوب می گردند (فروزان،1390).

با توجه به مباحث و چالش‌های بالا آشکار می شود که، در حوزه حقوق کودک مسائل زیادی وجود دارد که نیاز است مورد بحث و بررسی بیشتر قرارگیرد. در اینجا روش تحلیل در جهت ایضاح هر چه بیشتر مبحث حقوق کودک است؛ از جمله مباحث مهم در حقوق کودک مسئله حقوق تربیتی کودک است که همان‌ گونه که می دانیم می‌توان آن را در زمره حقوق خواستن قرار داد. پس از بررسی تحلیلی حقوق کودک، بررسی تحلیلی حقوق تربیتی کودک مدنظر بوده و در نهایت با توجه به این که زمینه پرورش و تعلیم و تربیت کشورمان نیاز به بررسی تحلیلی حقوق تربیت کودک دارد به این مسئله پرداخته شد.

۳-۱ اهداف پژوهش

۱-۳-۱ هدف کلی پژوهش

بررسی تحلیلی حقوق تربیتی کودک با توجه به حقوق تربیتی کودک در ایران.

۲-۳-۱ اهداف جزیی پژوهش

  1. بررسی تحلیلی مفاهیم و عواملی که در حقوق کودک مطرح می‌باشند.
  2. بررسی تحلیلی مفاهیم و گزاره‌هایی که در حقوق تربیتی کودک مطرح می‌باشند.
  3. بررسی تحلیلی مفاهیم و عواملی که در حقوق تربیتی کودک در ایران مطرح می‌باشند و تفاوت‌ها و تشابهات میان حقوق تربیتی کودک در ایران و جهان.

۴-۱ پرسش های پژوهش

  1. مفاهیم و عوامل حاصل از تحلیل حقوق کودک کدامند؟
  2. مفاهیم و عوامل حاصل از تحلیل حقوق تربیتی کودک کدامند؟
  3. حقوق تربیتی کودک در ایران از چه مفاهیم و عواملی برخوردار است و چه تفاوت‌ها و تشابهاتی با حقوق جهانی کودک دارد؟

۵-۱ ضرورت و اهمیت انجام تحقیق

دانشگاه آزاد اسلامی واحد قوچان

کلیدواژه گان :رضایتمندی شغلی،عامل های اثر گذار شغلی

معلم های مدارس شهرستان رامسر

 

 

فصل اول

 

1-1 مقدمه

براى افزایش بازدهى و اثربخشى هر سازمان، بایستى به بررسى انگیزه هاى کارکنان و افزایش میزان رضایت شغلى افراد درون آن سازمان پرداخت و با شناخت نیازها ومشکلات کادر آموزشى و راه هاى برانگیختن آنها میزان کارآیى را بالا برده و براى نیل به این مقصود باید به نظام تعلیم و تربیت تکیه کرد، زیرا براى تربیت نیروهاى متخصص غـیر از مدرسه هیچ وسیلۀ موثرترى در اختیار نیست (دیوئی، 1372).

بنابراین براى تأمین نیروهاى متخصص جامعه باید درصدد بهبود عناصر آموزشی برآمد، که معّلم را مى توان مهم ترین آنان دانست.

پیاژه (1367) می نویسد «زیباترین طرح اصلاح و بازسازى آموزش و پرورش در صورتى که  معلم به مقدار کافی و با کیفیت مطلوب در اختــیار نداشته باشد با شکست رو به رو است.».

محوری بودن نقش معلمّان در تعلیم و تربیت موجب شده است تا صاحب نظران تعلیم و تربیت بهبود کیفیت آموزش و پرورش را تا حدود زیاد مرهون کیفیت تدریس معلّمان بدانند تا آنجا که معتقدند ضمانت اجرایی هر گونه اصلاح و پیشرفت در آموزش و پرورش به نحوه کار و عملِ معلّمان وابسته است (نیساری، 1355). به عبارت دیگر متخصصان و مربیان معتقند  که «هیچ اصلاح و پیشرفت در آموزش و پرورش ایجاد نمى شود مگر با ایجاد رضایت شغلی در معلم ها، تا کارآیى آنها بالا برده شود. لازمه ایجاد هر تحول بنیادین در جامعه وجود انسان هاى متعهد، هوشمند، خلاق و… است» و همان گونه که امام راحل فرمودند «هر سیر و تحـــوّلى در جامعه مستلزم  تحوّل در آموزش و پرورش انسان هاست، در آموزش و پرورش تحوّلى جدى و بنیادى صورت نخواهد پذیرفت، مگر با وجود معلّمانى متعهّد، دلسوز، هوشمند و خلاق»

درمیان مجموعه فعالیت هایی که درنظام آموزش وپرورش انجام می شود سهم مهم وکلیدی را به تدریس معلم در کلاس اختصاص می دهند تدریس را می توان به فرایند دوجانبه ای که بین معلم وشاگرد جریان دارد وهدفش یاد گیری است تعریف کرد(سیف 1368)

رضایت شغلی یکی از عواملی است که درنحوه رفتار وعملکرد کارکنان مؤثر می باشد درمطالعات رفتارهای سازمانی ثابت شده که رضایت شغلی باعواملی چون غیبت ،استعفا،اخراج وبیماری های جسمی وروحی کارکنان رابطه منفی دارد(عباسی1370)

1-2 بیان مسأله

یکى از مواردى که باعث مى شود بازده و کارکرد یک سازمان افزایش یابد داشتن رضایت شغلى کارکنان آن سازمان است آموزش و پرورش که عهده دار تعلیم و تربیت نسل فرداى جامعه است باید شرایطى را ایجاب نماید که معلمین آن خصوصاً معلّمین ابتدایى که زحمات بیشترى را تقبل مى نمایند از رضایت شغلى برخوردار باشند تا بتوانند با کارآیى بیشترى این مسئولیّت خطیر خود را به نحو احسن انجام دهند مدیران و برنامه ریزان تعلیم و تربیت کشور براى نیل به اهداف توسعه، توجه به نیازهاى اساسى قشر عظیم معلمان، این انسان سازان را باید همیشه مدِنظر داشته و در سرلوحه طرح هاى خود قرار دهند، زیرا عدم ارضای نیازهای معلم ها باعث مى شود تا محیط آموزشى برخوردار از معلّمانِِی باشد که دارای روحـّیه های منفی از قبیل پرخاشگری، بی علاقگی، کسالت، منفی گرایی، عدم پشتکار و سهل انگاری باشند که تا حدودی مغایر با شخصیت واقعی آنان است این گونه معلمان فاقد انگیزه کافـی برای تدریس، تلاش و فعالیت هستند و از شغل و موقعیت خویش به شدّّت رنج می برند و به گونه های مختلف، عدم رضایت شغلی خود را ابراز می کنند و در صـــورت حاد آن به رفتارهای ناپسند مثل: غیبت از خدمت، تمارض، تمرّد، سرکشی، و حتی گریز از موقعیّت قبلی، یا مهاجرت های مکرّر و تغییرشغل متوسّل مِی شوند تا شاید بتوانند نیازهای ارضا نشدۀ خود را برآورده ساخته و سازگاری شخصی و اجتماعی خود را بازیابند (خدابندزاده، 1371).

گاهی با معلّمانی مواجه مى شویم، که با بهره گیری از انگیزه های الهی و معنوی در نهایت تواضع و فروتنی مشکلات و ناملایمات اقتصادی قطعی را پذیرفته و

 همچنان پویا و استوار به تلاش خسـتگى ناپذیر خود ادامه مى دهند. رضایت شغلى چنان شوق و شعفى در آنان ایجاد کرده، که اغلب دستمزد و اضافه کار آنان را تحت الشعاع قرارداده است. اما این شامل همۀ معلم ها نمی شود. عدم توجه به نیازها و خواسته های معلم ها سبب عدم رضایت شغلی آنان می شود و این عدم رضایت در بازده کار آنان منعکس می شود.

شناخت عامل هایی که رضایتمندی و یا عدم رضایتمندی شغلی معلمان را موجب می شود، می تواند به مسئولین و برنامه ریزان آموزشی کمک کند تا با فراهم آوردن شرایط مساعد و حذف موانع رضایتمندی بیشتر معمل ها را در محیط های آموزشی فراهم آورند.

بدیهی است یکی از منابع شناخت عامل های اثرگذار بر رضایتمندی شغلی معلم ها خود معلم ها هستند که می توانند با دادن اطلاعات مفید ما را در شناخت مؤلفه های اثرگذار بر رضایتمندی ایشان یاری رساند. از این روی در این تحقیق درصدد آن هستیم که با دستیازی به دیدگاه و نظر معلم ها عامل های مهم و مؤثر بر رضایتمندی شغلی ایشان را شناسایی و مورد تبیین قرار دهیم.

 

رضایت شغلی بر اثر عوامل متعددی حاصل می شود رضایت شغلی که نوعی احساس مثبت فرد نسبت به شغلش می باشد زاییده عواملی نظیر شرایط محیط کار،نظام سازمان شغلی ،روابط حاکم برمحیط کاروتأثیرعوامل فرهنگی است لذا می توان چنین نتیجه گرفت رضایت شغلی احساس روانی که ازعوامل اجتماعی نیز متأثرمی شود (شفیع آبادی 1375)

حال باتوجه به مطالب فوق میخواهیم بابررسی دیدگاه معلم های دوره ابتدایی شهر رامسر درباره عامل های تأثیرگذاربر رضایت مندی شغلی آنان روحیه ورضایت آنان از شغلشان را بررسی کنیم چراکه داشتن روحیه خوب درکلاس درس وکار معلم تأثیر به سزایی دارد وموجب دلگرمی وجدیت وانگیزه قوی تر تدریس می گردد ومستقیما برروند پیشرفت تحصیلی دانش آموزان نقش مهم وچشم گیری خواهد داشت

این مطلب را هم اگر خواستید بخوانید :


 

 

1-3 اهمیت و ضرورت تحقیق:

انسان از دیرباز همواره به عنوان یکی از موضوعات و مسائل مورد بحث در مکاتب بشری و منشاء ارائه نظرات و تعابیر مختلفی بوده است. در این میان انسان از دیدگاه اسلامی نیز جایگاه و منزلت ویژه ای در بین مخلوقات داشته است. او بارِ امانت الهی را که هیچ موجودی قادر به تحمّل آن نبوده و به دوش گرفت که انتخاب از روی اراده و نه اجبار وجه تمایز او با سایر موجودات باشد. داشتن روحیّات پیچیده و حرکات و رفتار غیرقابل پیش بینی، کار با او را برای سیستم های مختلف بسیار مشکل نموده و با توجه به محدودیت او در سازمان ها توجه تمامی علمای علوم انسانی و رفتاری را به خود مشغول داشته است و آنان مرتباً در تکاپوی ارائه دیدگاه ها برای سازمان ها و مدیران به منظور استفاده بهینه از توانایی ها و استعدادهای بالقوه و بالفعل انسان هستند.

مقام معظم رهبری فرمودند: «رشد و پیشرفت جامعه در ابعاد مختلف و رسیدن به بهره وری از نیروی انسان، منوط به رشد انگیزه های روانی تقویت وجدان کاری و داشتن نظم اجتماعی و اقتصادی است.».

بافت و ساختار اداری موجود و حاکمیّت سیستم تشریفاتی، پاسخ گویِ نیازهای اصولی نبوده و تغییر و تحوّل در ساختار اداری و گسترش فرهنگ جدید کار، نقش مدیران را در تقویت و ایجاد رضایت شغلی آشکار خواهد ساخت.

رضایت شغلی همان گونه که در سطرهای قبلی بیان شد عملکرد فرد را در سازمان تحت تأثیر قرار می دهد. هر گاه رضایتمندی شغلیِ سرمایه های انسانی سازمان کاهش یابد، این سرمایه ها با حداکثر ظرفیت به کار و تلاش نخواهند پرداخت و حاصل چنین فرایندی افت کیفیت محصولاتو درنهایت کاهش سوددهی در سازمان و در نهایت شکست و متلاشی شدن سازمان را درپی خواهد داشت.

آموزش و پرورش نیز به عنوان یک سازمان از این قائده مستثنی نیست. اگر به نیازها و خواسته های کارکنان زحمت کش آموزش و پرورش توجه نشود، بتدریج رضایتمندی آنان از شغل خویش کاهش یافته و درنهایت کیفیت محصولات بسیار ارزشمندِ این سازمان، یعنی دانش آموزان، افت و حتی سقوط خواهد کرد. البته رضایتمندی شغلی معلمان یکی از عامل هایی است که کیفیت نتایج و محصولات نظام آموزشی را تحت تأثیر قرار می دهد. عامل های زیاد دیگری هم وجود دارند که بر نتایج و بازده کار نظام آموزشی تأثیرگذار هستند؛ یکی از این عامل ها خود دانش آموزان هستند. به هر حال با توجه به اینکه رضایت شغلی معلم ها کیفیت بازده نظام آموزشی را عمیقاً تحت تأثیر قرار می دهد و با توجه به آنکه شناخت عامل های اثرگذار بر رضایت شغلی معلم ها می تواند به مسئولین و برنامه ریزان کمک کند تا به نحو شایسته دست به اقدام عملی برای افزایش رضایتمندی شغلی معلم ها بپردازند، انجام تحقیقی در این زمینه بسیار مفید و سودمند خواهد بود؛ زیرا نتایج آن می تواند دستیابی به هدف فوق را آسان سازد.

 

 

 

1-4 هدف های تحقیق

1-4-1 هدف کلی تحقیق

  1. شناسایی دیدگاه معلم های دورۀ ابتدایی شهر رامسر دربارۀ عامل ها مؤثر بر رضایتمندی شغلی ایشان

1-4-2 هدف های جزئی