ابعاد آنتروپومتریک در سطحی که ورزشکار طی رقابت کسب می کند اثر زیادی دارد، و همچنین در مهارتهای اجرای تکنیکی ورزشکار دخیل هستند. اهداف مربیان برای انتخاب بازیکن باید حساب شده و دقیق باشد، ابتدا اندازه طول اندامها و محیط اندامها و همچنین میزان چاقی باید در نظر گرفته شود و سپس قدرت و وزن آنها و سپس سطح مهارت اجرای آنها باید در نظر گرفته شود. ابعاد آنتروپومتریکی اساس و پایه مهارتهای ورزشی هستند و ویژگیهای حرکتی را تحت تأثیر قرار میدهند، در طول پروسه انتخاب بازیکن در این رشته ،عواملی همچون اندازه میزان چربی، عضلات و استخوانها نیز اطلاعاتی به مربیان میدهد (22).
تعیین اندازه های آنتروپومتریک برای انتخاب بهترین ورزش برای بازیکن مورد نیازهستند و پیش بینی میشود که رسیدن به سطح بالای اجرا در آینده با توجه به این اطلاعات برای تیمها برای هر رده سنی می تواند مفید باشد. (12)
حال این سوالات در مورد رشته والیبال مطرح است که :
آیا رابطه ای بین ویژگی های آنتروپومتریک و اجرای والیبالیست ها وجود دارد؟
آیا در پستهای مختلف رابطهای بین ویژگیهای آنتروپومتریک بازیکنان با عملکرد آنها وجود دارد؟
این پژوهش در پی پاسخ به سوالات فوق طرح واجرا شد.
لذا با توجه به موارد یاد شده فوق این پژوهشگر در نظر دارد تا رابطه برخی از ویژگیهای پیکری با عملکرد بازیکنان والیبال مرد نخبه را مورد مطالعه قرار دهد.
1-3ـ ضرورت و اهمیت پژوهش:
به دلیل نیاز باشگاهها و کشورها به پرورش بازیکنان با استعداد جوان، در کنار مربیان، مأموران استعدادیابی و مدیران که هر کدام عنصر کلیدی در فرایند استعدادیابی و پرورش استعدادها بشمار میروند، حضور دانشمندان علوم ورزشی نیز می تواند نقش مهمی در این فرایند داشته باشند.
از سوی دیگر شفافیت ارتباط بین ساختارهای نوع پیکری و اجرای ورزشی بهینه در سنین بزرگسالی می تواند به کسب نتایج بهتر و هدفمند در زمینه استعدادیابی والیبال و کاهش خطای اجرا در سنین بزرگسالی کمک شایانی بکند. دانشمندان علوم ورزشی باید مراحل کلیدی در فرایند استعدادیابی و ارتباط ساختارهای بدنی به ویژگیهای روانی و سایر حیطههای مربوط به والیبال نوین را آموزش دیده و با آن آشنایی لازم را داشته باشند تا به مفاهیم علمی والیبال تسلط یابند.
در بیشتر موارد کشف استعدادها و پرورش آنها بر عهده افرادی قرار دارد که آموزش ندیدهاند و یا دارای آموزش اندک در زمینه شناخت رشد و بلوغ و ویژگیهای بدنی و آثار بالقوه آنها بر فرایندهای انتخاب و اجرا هستند.
مهارتهای پایهای والیبال که در سنین نونهالی و نوجوانی آموخته میشوند، میتوانند در بزرگسالی تحت تأثیر رشد جسمانی و تغییرات بدنی قرار گیرند که این می تواند حتی حرکت ورزشکار را تثبیت کرده و یا تغییر دهد. بنابراین ضروری بنظر میرسد تا با درک ارتباط بین عوامل پیکری و اجرای ورزشی والیبال از از بین رفتن انرژی و استعداد جلوگیری کرده و از کسب نتایج مطلوب اطمینان حاصل کرد.
یک تیم والیبال مانند سایر ورزشهای توپی نه تنها به مهارتهای تکنیکی و تاکتیکی نیاز دارد بلکه با آمادگی جسمانی نیز سروکار دارد.
در طول یک فصل، مربیان والیبال بر روی اهداف تکنیکی و تاکتیکی تمرکز می کنند و حجم تمرینات قدرتی را پایین میآورند که این ممکن است موجب تغییرات ناخواسته در تیم شود. (27)
والیبال از ورزشهای اینتروال با شدت تناوبی میباشد و در این ورزش تلاشهای ناگهانی، انفجاری و کوتاه مدت از حدود 2 تا 20 ثانیه معمولاً مورد نیاز است و از این رو ورزشکاران سطح بالا به وسیله توان عضلانی بالا در قسمت تنه و اندامها مشخص میشوند.
والیبال شامل پرش، فرود، حرکات جانبی است و این حرکات باید متناوب و بدون استراحت در طول یک مسابقه 60 تا 120 دقیقهای انجام شود.
قدرت و توان برای موفقیت دراین رشته ضروری است. مربیان سطح بالا معمولاًبه تقویت آمادگی جسمانی اهمیت میدهند. پس باید در نظر داشت علاوه بر
بالا بردن سطح مهارتها، فاکتورهای آمادگی جسمانی نیز تقویت شوند. (23)
نکتهی قابل توجه در مورد شاخص توده بدن (BMI) در این است که این شاخص، میزان درصد چربی و یا اضافه وزن را مشخص نمی کند و به این علت کاربرد آن محدود است همچنین مانند جدول قدـ وزن ممکن است شاخص توده بدن یک شخص عضلانی (بدون چربی زیاد) مانند یک فرد چاق شود.
به هر حال BMI نسبت به جدولهای قد و وزن دقیقتر بوده ولی نسبت به اندازه گیری چربی زیرپوستی ضعیفتر عمل می کند. با این حال حداقل دو خلاصه پژوهش جدید در دسترس است که در آنها نتیجه گیری شده، شاخص توده بدنی در ارزیابی چاقی نسبت به جدول وزن ـ قد از اعتبار بیشتری برخوردار است و نسبت به دیگر شاخصهای قد و وزن ارتباط قویتری با چربی بدنی دارد. ارتباط بین BMI و چربی بدنی تحت تأثیر عوامل از قبیل سن و جنس قرار میگیرد به عنوان مثال افراد مسنتر ممکن است چربی بدنی بیشتری نسبت به جوانترهایی با همان BMI داشته باشند.
مطالعات کمی در مقالات ذکر شده اند که با مشخصه های مورفولوژیکی والیبالیستهای زن سروکار داشته باشند و کل طیف آنها را بررسی نکرده اند چرا که اینها با کمبود معیارهای سنجشی برای اندازه گیری ساختار بدنی یا ترکیب بدنی یا سنجشهای گوناگون بدن انسان مواجه بوده اند.
در برخی مطالعات تنها جرم و ارتفاع بدن گزارش شده است و برخی دیگر تنها شاخصهای ترکیب بدن را ذکر کرده اند و تعداد اندکی از این مطالعات هم به توصیف متغیرهای ساختار بدنی پرداخته اند.
1-4ـ اهداف پژوهش:
1-1-4هدف کلی:
هدف از این مطالعه تعیین رابطۀ برخی از ویژگیهای آنتروپومتری با عملکرد والیبال در والیبالیستهای مرد نخبه می باشد.
این مطلب را هم اگر خواستید بخوانید :
2-1-4اهداف ختصاصی عبارتند از:
1- تعیین رابطه بین سن بازیکنان با عملکرد اسپک بازیکنان والیبال مرد نخبه
2- تعیین رابطه بین قد بازیکنان با عملکرد اسپک بازیکنان والیبال مرد نخبه
3- تعیین رابطه بین وزن بازیکنان با عملکرد اسپک بازیکنان والیبال مرد نخبه
4- تعیین رابطه بین BMI بازیکنان با عملکرد اسپک بازیکنان والیبال مرد نخبه
5- تعیین رابطه بین سن بازیکنان با عملکردسرویس بازیکنان والیبال مرد نخبه
6- تعیین رابطه بین قد بازیکنان با عملکردسرویس بازیکنان والیبال مرد نخبه
7- تعیین رابطه بین وزن بازیکنان با عملکردسرویس بازیکنان والیبال مرد نخبه
8- تعیین رابطه بینBMI بازیکنان با عملکردسرویس بازیکنان والیبال مرد نخبه
9- تعیین رابطه بین سن بازیکنان با عملکرد پرش عمودی بازیکنان والیبال مرد نخبه
10- تعیین رابطه بین قد بازیکنان با عملکرد پرش عمودی بازیکنان والیبال مرد نخبه
11- تعیین رابطه بین وزن بازیکنان با عملکرد پرش عمودی بازیکنان والیبال مرد نخبه
12- تعیین رابطه بینBMI بازیکنان با عملکرد پرش عمودی بازیکنان والیبال مرد نخبه
13- تعیین رابطه بین سن بازیکنان با عملکرد دریافت بازیکنان والیبال مرد نخبه
14- تعیین رابطه بین قد بازیکنان با عملکرد دریافت بازیکنان والیبال مرد نخبه
15- تعیین رابطه بین وزن بازیکنان با عملکرد دریافت بازیکنان والیبال مرد نخبه
16- تعیین رابطه بین BMI بازیکنان با عملکرد دریافت بازیکنان والیبال مرد نخبه
17- تعیین رابطه بین سن بازیکنان با عملکرد دفاع بازیکنان والیبال مرد نخبه
18- تعیین رابطه بین قد بازیکنان با عملکرد دفاع بازیکنان والیبال مرد نخبه
19- تعیین رابطه بین وزن با عملکرد دفاع بازیکنان والیبال مرد نخبه
20- تعیین رابطه بین BMIبا عملکرد دفاع بازیکنان والیبال مرد نخبه
21- تعیین رابطه بین سن بازیکنان با عملکرد لیبرو
22- تعیین رابطه بین قد بازیکنان با عملکرد لیبرو
23- تعیین رابطه بین وزن بازیکنان با عملکرد لیبرو
24- تعیین رابطه بین BMI بازیکنان با عملکرد لیبرو
25- تعیین رابطه بین سن بازیکنان با عملکرد پاسور
26- تعیین رابطه بین قد بازیکنان با عملکرد پاسور
27- تعیین رابطه بین وزن بازیکنان با عملکرد پاسور
28- تعیین رابطه بین BMI بازیکنان با عملکرد پاسور
1-5)فرضیه های پژوهش:
5-4-2. پیشنهادهای پژوهشی.. 108
منابع و مآخذ
فهرست منابع…………………………………………………….112
پیوستها
پیوست…………………………………………………………………………………………126
جوامع امروزی از طریق کسی یا راهی با داشتن هویتهای مختلف از قبیل ورزشکاران، مربیان، اعضای سازمانهای ورزشی، طرفداران سازمان یافته از یک باشگاه ورزشی، خبرنگاران ورزشی با ورزش سرو کار دارند. جهان ورزش اغلب به عنوان یک جهان کوچکتر از جامعه در نظر گرفته میشود و ارزشهای اجتماعی، باورها و هنجارهای جامعه به صورت گستردهتر در آن منعکس میشود. در عین حال این جهان کوچکتر نیز ارزشها و قواعد خاص خود را ایجاد می کند که گاهی اوقات به جامعه منتقل میشود. بسیاری از گروههای مختلف طرفدار ورزش هستند و بین این گروهها مرزهایی میباشد، که نشان میدهد افراد در چه موقعیتی در گروهها تعاملشان شروع میشود و در چه وضعیتی به پایان میرسد. جامعهشناسان، بسیاری از گروههای هوادار را به عنوان پلی میان فرد و جامعهای بزرگتر در نظر میگیرند، چرا که آنها ممکن است به عنوان ابزار قدرتمند برای کنترل اجتماعی و یا حتی تغییرات اجتماعی خدمت کنند (کلومنیز[1]، 2005). همچنین رهبران ورزش اظهار میدارند که به طور کلی تماشاگران در عمل ورزش مؤثر هستند. لارسون[2] بر این عقیده است که هواداران مؤلفهی اصلی در ورزش هستند چرا که آنها به طور مستقیم یک محیط اجتماعی برای ورزشکار فراهم می کنند (به نقل از کامکاری و همکاران، 2013). ورزش عواقب مثبت و همچنین عواقب منفی برای افراد و گروهها در سراسر جهان دارد. ورزش به طور جدی زندگی روزمره مردم، وضعیت آنها، روابط نژادی، سبک لباس، زبان و ارزشهای اخلاقی آنها را تحت تأثیر قرار میدهد. همانطور که در جنبه های دیگر زندگی اجتماعی می تواند رفتار منحرف وجود داشته باشد، در ورزش نیز شاهد گسترش بسیار این پدیده هستیم. رفتار منحرف به آسانی در دنیای ورزش مشاهده شده است. از مشکلات رایج جامعه در جهان ورزش کجرفتاری تماشاگران است. بسیاری از رفتارهای منحرف در داخل و خارج از ورزشگاه، همچنین بین افراد و گروه تماشاگران به تدریج در حال افزایش هستند. انواع بسیاری از انحرافها از قبیل جرم و جنایت، استفاده از مواد مخدر، مواد سمی و خشونت و پرخاشگری وجود دارد. در بین رفتارهای منحرف، پرخاشگری تماشاگران به عنوان عنصر اساسی بسیاری از رویدادهای ورزشی در نظر گرفته شده است (کلومنیز، 2005). مسابقات ورزشی ممکن است تماشاگران را در موقعیتهایی قرار دهد که شرایط، قوانین و هنجارها به راحتی نقض شود و منجر به مواجهه با پرخاشگری و خشونت شود (هنری و همکاران، 2011). هر چند خشونت و پرخاشگری در ورزش پدیدهای نو ظهور نیست اما امروزه افزایش یافته به طوری که ممکن است خطر نابودی فرهنگ ورزش را در پی داشته باشد (وثوقی و خسروی نژاد، 1388). بنابراین توجه به عواملی که موجب پرخاشگری هواداران میشود امری ضروری است. از طرف دیگر، تنها نباید به عواملی که خشونت را در هواداران تشدید می کند، تأکید کرد؛ بلکه ضروری است به عواملی که موجب بهبود رفتارهای ناهنجار و منحرف هواداران میشود توجه کافی نمود. این پژوهش در صدد است تا به شناسایی عواملی که در بهبود رفتار هواداران هندبال مؤثر است، بپردازد.
1-2. بیان مسأله
امروزه ورزش از ضروریترین نیازها و اساسیترین نهادهای جوامع بشری است، به طوریکه کمتر کشوری را میتوان یافت که فاقد سازمان ورزشی باشد (وثوقی و خسروی نژاد، 1388). ورزش و فعالیتهای مربوط به آن، بخش عمدهای از زمان و انرژی افراد هر جامعه را به خود اختصاص داده و جایگاه مهمی در فرهنگ جوامع پیدا کرده است. چنانکه بررسی ورزش در یک جامعه، بدون آگاهی از ارزش و کیفیت ریشه های فرهنگی آن امکان پذیر نیست (شفر[3]،1992). شناخت انسان به عنوان اصلیترین عنصر تشکیلدهنده سیستم اجتماعی همواره مورد توجه محققان بوده است. اینکه چرا انسان به گونههای مختلفی رفتار کرده و در شرایط مشابه رفتارهای متفاوتی را از خود نشان میدهد، در حیطه انگیزش قرار دارد. انگیزش شاخصی از هیجان و گرایش رفتاری است که به صورت مستقیم با فعالیتهای تبلیغاتی، فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و به طور غیر مستقیم با تجربههای شخصی به وجود آمده و موجب بروز رفتار میگردد. نظریهپردازانی نظیر هرزبرگ[4] (1950)، انگیزش را به عنوان یک عامل اثرگذار بر رفتار انسانها در برآورده کردن نیازها و خواستههایشان اعلام کردهاند. چلیپ[5] (2000)، اظهار میدارد که عوامل انگیزشی، عواملی هستند که بر تمایلات افراد اثر داشته و سبب حضور آنان در مسابقات میشوند (به نقل از تجاری و ترک فر، 1390). مطالعات نیز نشان داده است که ورزش بر انگیزش انسانها اثرگذار و باعث افزایش ارتباط، غرور اجتماعی و اتحاد اجتماعی در بین گروهها شده و تماشاگران نیز به عنوان ارکان اصلی مسابقات ورزشی با خصوصیات رفتاری و اجتماعی متفاوت به تماشای مسابقات میروند (پارکز[6] و همکاران، 2003 ). انسانها، ورزش را به دلایل مختلفی تماشا می کنند. برای برخی از تماشاگران، رویدادهای ورزشی سرگرمی فراهم می کند. برای دیگران، تماشای ورزش یک فعالیت اجتماعی است که در آن افراد از زمینه های فرهنگی و ملی مشابه جمع میشوند تا یک تجربهی اجتماعی داشته باشند. برای برخی از طرفداران متعصب، تماشای ورزش مورد علاقه یا تیمشان شبیه به یک تجربهی مذهبی است (جول[7] و همکاران، 2011). به طور معمول گروهی از هواداران یک تیم ورزشی، با هماهنگ کردن کوششها و فعالیتهای خود سعی می کنند توفیق بیشتر تیم خود را دنبال کنند و تحقق بخشند. این کار برای آنها یک ارزش است. آنان گاهی در این هدفگیری از هیچ کوششی حتی به قیمت ایجاد ناهنجاری و آسیبهای اجتماعی فروگذار نمی کنند (کاظمی و همکاران، 1386). هواداران، افرادی هستند که به ورزش، تیم و یا ورزشکار خاصی علاقه دارند و امور مربوط به آنها را دنبال می کنند. اکثر افرادی که یک مسابقه ورزشی را تماشا می کنند، هوادار یکی از بازیکنان، یکی از دو تیم و یا در کل ورزش موردنظر هستند، ولی عدهای از تماشاچیانی که رویدادهای ورزشی را از نزدیک یا از طریق وسایل ارتباط جمعی مشاهده می کنند اغلب میل ندارند که به یک تیم یا ورزشکار نسبت داده شوند. در واقع
هواداران، با ورزش و تیم مورد نظر خود رابطه هیجانی برقرار می کنند. صفابخش (1382) اظهار نمود که 7/67 درصد از تماشاگرانی که برای تماشای مسابقات به ورزشگاه میروند، هوادار نیز هستند (به نقل از واعظ موسوی و مسیبی، 1386). حضور در جمع باعث مىشود تا افراد نسبت به اعمال خود کمتر احساس مسئولیت کنند. به بیان دیگر، جمع آنها را در مقام افراد از نظرها پنهان مىسازد. بنابراین هنگام همکاری با دیگران شاید مایل باشند اعمالی انجام دهند که به تنهایی مستعد و قادر به انجام آنها نباشند، در نتیجه هر چه افراد به عنوان فرد، کمتر قابل تشخیص باشند بیشتر احتمال دارد که اعمال پرخاشگرانه از خود بروز دهند (کوئن[8]، 1990). به عبارت دیگر هنگامی که هواداران از یکدیگر جدا باشند جلوهی خشونت کمتر خواهد بود (آبالاسی[9] و کوجوکاریو[10]، 2012). امروزه تماشاگران جایگاه ویژهای یافتهاند که این موضوع باعث شده است بررسی ابعاد مختلف حضور آنان در ورزش بیش از پیش اهمیت پیدا کند. یکی از این ابعاد، رفتار تماشاگران در ورزشگاهها در زمان برگزاری بازیهای مهم و حساس و نیز بعد از این بازیهاست که همواره بیشترین توجه را در این زمینه به خود اختصاص داده است، زیرا این رفتارها به دلیل پیروی از هنجارهای خاص “رفتارهای جمعی”، گاه منجر به آسیبهایی شده اند. (فتحی نیا، 1389). در واقع تماشاگران ممکن است در زمان مسابقات حساس، در موقعیتی قرار بگیرند که رفتارهای ناهنجار و پرخاشگرانهای از خود بروز دهند. خشونت و پرخاشگری پدیدههای روانی- اجتماعی هستند. از نظر مفهومی پرخاشگری، هرگونه رفتار هدایت شده نسبت به افراد است که با قصد آسیب رساندن باشد (آندرسون[11] و بوشمن[12]، 2002). خشونت و پرخاشگری ورزشی را میتوان رفتاری دانست که خارج از قواعد و هنجارهای ورزشی رخ میدهد، موجب آسیب عمومی میشود و ارتباط مستقیمی با اهداف رقابت ورزشی ندارد (تری[13] و جکسون[14]، 1985). پدیده خشونت در سه سطح قابل تحلیل است: سطح اول مربوط به خشونت و پرخاشگری تماشاگران و هواداران مسابقات است که در قالب هواداری از تیمهای محبوبشان علیه یکدیگر و گاه در مورد اموال و داراییهای عمومی انجام میپذیرد، سطح دوم خشونت و پرخاشگری علیه بازیکنان است و سطح سوم خشونتی است که بین بازیکنان در زمین مسابقه روی میدهد. در بین سطوح سهگانه ذکر شده، سطح اول به دلیل دامنه و عواقب وسیعتر، در پژوهشها بیشتر مورد توجه قرار گرفته است (فتحی نیا، 1389).
لینچ[15] (1991) اظهار میدارد که شروع با تأخیر، یکی از دلایل برای رفتار ناشایست تماشاگران فوتبال است. همچنین ویکفیلد[16] و همکاران (1996) نتیجه گرفتند که تجمع، راحتی صندلی و کیفیت اسکوربورد می تواند به اندازه کافی تماشاگران را راضی نگه دارد تا با میل و علاقه، دوباره به ورزشگاه برگردند. در کشور ما نیز چندین تحقیق در این زمینه انجام شده است. رحمتی و محسنی ( 1382) متغیرهای اهمیت و حساسیت بازی، رتبه تیم مورد علاقه در جدول مسابقات و حرکات خشونتآمیز و پرخاشجویانه بازیکنان را از عوامل اصلی پرخاشگری کلامی در میان تماشاگران معرفی کردهاند. نورعلی وند
این مطلب را هم اگر خواستید بخوانید :
خرید و دانلود پایان نامه جانداران
(1386) مهمترین عوامل اثرگذار بر رفتارهای اوباشگرانه تماشاگران را هیجانطلبی، گروه همسالان و تحریک مطبوعات ورزشی معرفی کرده است. هرچه ورزش در کشور ما به سمت جلو حرکت می کند، بروز خشونت، ناهنجاری و مشکلات در میان تماشاگران افزایش پیدا می کند که این موضوع به یک معضل اساسی در جامعه ورزش تبدیل شده است. روند رو به رشد ورزش و افزایش چشمگیر استقبال تماشاگران از این رویداد اجتماعی محققان را بر آن داشته که شیوهها و اصولی را طراحی نمایند که معایب ورزش را کاسته و بر جنبه های مثبت آن بیافزاید (حسینی و همکاران، 1389). یکی از جنبه های مثبت در ورزش تقویت رفتار بهنجار و مثبت هواداران از قبیل «احترام به قوانین حاکم بر سالن و رعایت نظم، عدم استفاده از الفاظ زشت و رکیک ، توجه و حفظ اموال عمومی ورزشگاه و …» میباشد (شیلدز و همکاران، 2005).
بیشک ورزشهای گروهی نسبت به سایر ورزشها از تعداد هواداران بیشتری برخوردار میباشند. بدیهی است هندبال به عنوان یک ورزش تیمی، یکی از پرطرفدارترین رشتههای ورزشی در ایران و بسیاری از کشورهای دیگر میباشد که در مسابقات، افراد زیادی برای تماشای بازی در سالن حضور مییابند. سالن هندبال نیز مانند استادیومهای فوتبال یکی از مکانهایی است که خشونت و پرخاشگری هواداران در آن به وفور دیده شده است.
با توجه به شواهد موجود، تحقیقات قبلی تنها عوامل اثرگذاری که موجب خشونت و پرخاشگری تماشاگران میشود را مورد بررسی قرار دادهاند و کمتر پژوهشی در زمینه شناسایی عوامل مؤثر بر بهبود رفتار پرخاشگرانه هواداران ارائه شده است. بنابراین تحقیق حاضر سعی دارد تا به شناسایی عوامل مختلفی که موجب بهبود رفتار هواداران مسابقات لیگ برتر هندبال میشود، بپردازد. همچنین با تعیین اینکه کدامیک از این عوامل بیشترین تأثیر را در بهبود رفتار هواداران ورزش در مسابقات لیگ برتر هندبال دارد، به مسئولین و مدیران این امکان را خواهد داد که اقدامات لازم را به منظور بهبود رفتار هواداران رشته هندبال در پیش گیرند و رفتار مثبت را در آنها تقویت کنند. لذا هدف اصلی از پژوهش حاضر، شناسایی عوامل مؤثر در بهبود رفتار هواداران ورزش در مسابقات لیگ برتر هندبال و در نتیجه کمک به فرهنگسازی در جهت اجرای هر چه بهتر مسابقات ورزشی میباشد.
1-3. اهمیت و ضرورت تحقیق
ورزش و فعالیتهای مربوط به آنها در جوامع امروزی بسیار مهم هستند. در میان پدیدههای اجتماعی، ورزش به دلیل جاذبههای خاص مخاطب بیشتری دارد. یکی از مهمترین پایه های ورزش که شناسایی شده است، هواداران میباشند (کامکاری و همکاران، 2013). خشونتها و اغتشاشات در ورزش کشور و به خصوص در میان هواداران در حال رشد است. خشونت در ورزش چه توسط بازیکنان و یا تماشاگران، علاوه بر محدودیتهایی که برای یک تیم یا یک کشور از طرف مجامع ملی و بین المللی بوجود میآورد، تبعات منفی اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و اجتماعی را نیز به همراه دارد. از نظر فرهنگی اینگونه برخوردهای ناشایست می تواند وجههی فرهنگی مردم یک جامعه را نزد دیگر جوامع تغییر داده و سبب ارائه تصویر نامناسب از ارزشهای یک جامعه گردد. علاوه بر آن ممکن است ضررهای مالی و جانی به همراه داشته باشد (لهساییزاده و همکاران، 1387). در حالیکه نهادهای حاکم بر ورزش، بسیاری از استراتژیها را برای رسیدگی به رفتار ناشایست تماشاگران ابداع کردهاند، تحقیقات کمی بر روی ماهیت رفتار تماشاگران در سطح جامعه ورزشی برای اطلاع رسانی این استراتژیها انجام شده است. پرداختن به رفتار ناشایست تماشاگران باید به سمت افزایش ورزشهای سازمانیافته و تفریح و سرگرمی و مشارکت داوطلبانه اداره و هدایت شود (هوی[17]، 2005). با ناهنجاریهای موجود در محیطهای ورزشی باید به صورت منطقی، خردمندانه و علمی برخورد کرد. چه بسا پارهای تدابیر نامناسب نه تنها جو مسابقات و هواداران را بهبود نمیبخشد بلکه باعث بروز تشنج و درگیریهای حاشیهای نیز میگردد. بنابراین در درجه اول باید هواداران موجود در محیطهای ورزشی را از نظر خصایل عرفی، اجتماعی و روانشناختی مورد بررسی و بازبینی دقیق قرار داد و بر مبنای شناخت درست نسبت به آنان برای رفع ناهنجاریها تلاش نمود. از طرفی تنها تلاش برای کاهش ناهنجاریها چندان اثربخش نخواهد بود بلکه توجه به رفتارهای بهنجار و تقویت آنها به همراه رفع ناهنجاریها، تأثیر بسزایی بر رفتار هواداران خواهد داشت. اینکه چه عواملی بر رفع ناهنجاریها و بهبود رفتار هواداران تأثیرگذار بوده و اینکه چه عواملی موجب بروز رفتار مثبت میشود، سؤالی است که ذهن مدیران باشگاهها و مسئولین ورزشی را به خود مشغول کرده است. علاوه بر شناخت عواملی که موجب بهبود رفتار هواداران میشود، اولویتبندی کردن این عوامل نیز کمک بسیاری به مسئولین خواهد کرد. پژوهشهای گذشته تنها عواملی را که موجب خشونت هواداران میشود مورد بررسی قرار دادهاند و مطالعات محدودی در زمینه رفتار هواداران هندبال انجام گرفته است. با توجه به اهمیت این موضوع، پژوهش حاضر در نظر دارد عواملی را که موجب بهبود رفتار هواداران مسابقات لیگ برتر هندبال میشود و رفتار مثبت و بهنجار را در آنها افزایش میدهد، شناسایی و مورد بررسی قرار دهد تا با شناخت و اولویتبندی این عوامل، راهکارهای جامعی را در اختیار مسئولین ورزش قرار دهد. همچنین با بهره گرفتن از نتایج این پژوهش، امکان برنامه ریزی بهتر به منظور برگزاری مسابقات هندبال فراهم گردد و نیز موجب ارتقاء فرهنگ و ارزشهای جامعه ورزش و بالطبع محیط اجتماعی شود.
1-4. اهداف تحقیق
1-4-1. هدف کلی
هدف کلی از انجام این پژوهش، شناسایی عوامل مؤثر در بهبود رفتار هواداران لیگ برتر هندبال است.
1-4-2. اهداف اختصاصی
1-5. سؤالات تحقیق
1- چه گویههایی تبیینکننده عوامل مؤثر در بهبود رفتار هواداران ورزش است؟
2- آیا میتوان ابزاری معتبر برای تعیین عوامل مؤثر در بهبود رفتار هواداران ورزش ارائه نمود؟
3- مهمترین گویههایی مؤثر در بهبود رفتار هواداران ورزش کدام است؟
4- مهمترین عوامل مؤثر در بهبود رفتار هواداران ورزش کدام است؟
5- در زمینه عوامل مؤثر در بهبود رفتار هواداران ورزش میتوان پیشنهاد نمود؟
1-6. محدودیتهای تحقیق
1-6-1. محدودیتهای قابل کنترل
1-6-2. محدودیتهای غیر قابل کنترل
عنوان صفحه
3-6-1-5- توان هوازی……………………………………………………………………………………………………………………………….73
3-6-1-6- ضربان قلب………………………………………………………………………………………………………………………………..73
3-6-1-7- فشارخون…………………………………………………………………………………………………………………………………..74
3-6-1-8- شاخصهای ریوی……………………………………………………………………………………………………………………74
3-6-1-9- توان بیهوازی عضلات پا………………………………………………………………………………………………………..74
3-6-1-10- انعطافپذیری………………………………………………………………………………………………………………………..75
3-6-1-10-1- انعطافپذیری بشین و برس…………………………………………………………………………………………….75
3-6-1-10-2- انعطافپذیری خیزتنه………………………………………………………………………………………………………75
3-6-1-11- قدرت دست…………………………………………………………………………………………………………………………..76
3-7- روش انجام تمرینات…………………………………………………………………………………………………………………………76
3-7-1- گروه ایروبیک……………………………………………………………………………………………………………………………….76
3-7-2- گروه یوگا……………………………………………………………………………………………………………………………………..77
3-8- روشهای آماری……………………………………………………………………………………………………………………………….78
فصل چهارم: یافته های تحقیق
4-1- مقدمه……………………………………………………………………………………………………………………………………………….79
4-2- یافته های توصیفی تحقیق……………………………………………………………………………………………………………….79
4-3- آزمون فرضیه های پژوهش………………………………………………………………………………………………………………81
فصل پنجم: بحث و نتیجه گیری
5-1- مقدمه……………………………………………………………………………………………………………………………………………..97
5-2- خلاصه تحقیق………………………………………………………………………………………………………………………………..97
5-3- یافته های تحقیق……………………………………………………………………………………………………………………………..98
5-4- بحث…………………………………………………………………………………………………………………………………………………99
عنوان صفحه
5-4-1- عوامل ترکیب بدنی……………………………………………………………………………………………………………………….99
5-4-2- توان بیهوازی و توان هوازی……………………………………………………………………………………………………..101
5-4-3- فشارخون سیستولی و فشارخون دیاستولی………………………………………………………………………………103
5-4-4- ضربان قلب…………………………………………………………………………………………………………………………………104
5-4-5- شاخصهای ریوی……………………………………………………………………………………………………………………..106
5-4-6- انعطافپذیری…………………………………………………………………………………………………………………………….107
5-4-7- قدرت دست………………………………………………………………………………………………………………………………109
5-5- نتیجه گیری………………………………………………………………………………………………………………………………….110
5-6- پیشنهادهای تحقیقی……………………………………………………………………………………………………………………110
این مطلب را هم اگر خواستید بخوانید :
5-6- پیشنهادهای کاربردی…………………………………………………………………………………………………………………..110
پیوست1. رضایتنامه………………………………………………………………………………………………………………………………111
پیوست2. مشخصات فردی نمونهها………………………………………………………………………………………………………..112
منابع ومأخذ……………………………………………………………………………………………………………………………………………113
امروزه توجه به کیفیت زندگی و تلاش برای ارتقاء سطح تندرستی و پیشگیری از امراض مختلف از اولویتهای ملی است و نه فقط مجامع علمی، تخصصی و طبی، بلکه عامه مردم نیز بطور روزافزونی از تأثیرات عمیق شیوه زندگی بر میزان سلامت جسمی و روحی و کیفیت زندگی، آگاه شده اند. اهمیت فعالیت بدنی به عنوان بخش مکمل یک زندگی سالم گسترش یافته است. علاوه بر این، شواهد علمی دال بر فواید سلامت بخشی تمرین و ورزش در حال افزایش است (1). تمرین در پیشگیری از بیماری فقر حرکتی مؤثر است. بیماری فقر حرکتی ناشی از فعالیت جسمانی کم است. بیماران مبتلا به فقر حرکتی به کاهش انعطافپذیری، انحطاط قلب و عروق، ضعف عضلات و استخوان، سوء عملکردی روده و مثانه دچار میشوند. عدم فعالیت جسمانی عامل خطرناکی در آمادگی برای امراض قلبی و سکتهی قلبی است. به علاوه فشارخون و چاقی از عوامل مهم و خطرناک مرتبط با امراض قلبی هستند که با تمرینات بدنی منظم قابل کنترل هستند(2).
گسترش شناخت رابطه روح، جسم و ذهن به تمایل فزایندهی انجام تمرینات سلامتی سنتی از قبیل یوگا منجر شده است. لغت یوگا[1] خود به ذهن دانا و حکیم اطلاق میشود، و به معنی وحدت و یگانگی است (3). هاتا یوگا از دو واژه تشکیل یافتهاست. (ها) به معنای خورشید و (تا) به معنای ماه که به ترتیب به منزله روح و فکر آدمی میباشند. در واقع این دو اشاره به انرژی مثبت و منفی بدن آدمی دارند که در یوگا به تعادل میرسند (4). بیشتر سبک های یوگا بر اساس مسیر هشت گانهای شامل حرکات بدنی، تمرینات تنفسی، گامهای موثر بر تمرکز حواس، مراقبه و رفتارهای اخلاقی است، که در جهت تقویت تمرکز و آرام کردن فکر عمل می کند. اگر ورزش یوگا به طور صحیح انجام شود می تواند بر سطوح ساختاری، فیزیولوژی، احساسی- روانی و روحی اثرات قابل توجهی بگذارد (5). تنفس خوب تأثیرات زیادی در کیفیت زندگی انسان میگذارد. در واقع نه تنها ضامن سلامتی فیزیکی است, بلکه باعث تقویت حالات احساسی و هیجانی شده و تعادل روحی, روانی را نیز به دنبال دارد (6). به اعتقاد سانگ[2] فشارهای ذهنی و جسمی اساس نتیجه تنفس سریعتر، ضربان قلب تندتر و انقباض رگهای خونی می باشند که سبب میشوند تا قلب سختتر کار کند و فشار خون بالا برود. در تمرینات یوگا به دلیل برقرار کردن ارتباط منظم با انجام آگاهانهی تمرینات بدنی، جریان خون تحریک شده و فشار خون بالا کاهش مییابد (7). روش های یوگا می تواند برای نیازهای مردم با هر وضعیت جسمی و هر سنی از 5 سال به بالا مناسب باشد. حتی اگر برخی از افراد نتوانند بعضی از فعالیتهای فیزیکی لازم را انجام دهند، باز هم قادر خواهند بود تا از تکنیکهای، تنفسی و تفکری آن بهرهمند گردند (8). اصول یوگا آرامش روانی، تعادل و هماهنگی ارکان روان انسان را تامین مینماید و نوید دهندهی بهبود معنیداری در بهزیستی جسمی و روانی است (9). چاقی یک مشکل همهگیر تندرستی است و تقریبا 20 % بزرگسالان تا حدی دارای وزن زیادی هستند. چاقی و اضافه وزن رول مهمی را در بیماریهای گوارشی و مسائل بهداشتی و یا کوتاه شدن زمان زندگی بازی می کنند (10). یوگا بهترین روش شناخته شده در ایجاد وضعیتی مناسب برای کنترل وزن محسوب میشود. در این ورزش به گردش خون، تنفس و غده تیروئید که در کنترل وزن نقش اساسی دارد توجه شدهاست. تمرینهای کششی و تنفسی یوگا علاوه بر تسکین عضلات و سیستم عصبی، مستقیما بر هضم غذا تأثیر میگذارد و به متعادل شدن وزن کمک می کند. علارغم توصیه پزشکان بر استفاده از پروتئین در کاهش وزن، یوگا بر آرامش فکری تاکید می کند (11). عواملی همچون استقامت و قدرت عضلانی برای سلامتی مهم هستند. این عوامل در حفظ وضعیت قامت و بهبود ظاهر شخص مفید هستند؛ زیرا قدرت عضلانی محافظت کننده ای نیرومند برای مفاصل است و از آسیبهای مفصلی میکاهد. میلیونها نفر از مردم از کمر درد رنج میبرند و ضعف عضلات شکم و فقدان انعطافپذیری در این عارضه مؤثر است. تقویت عضلات و توسعهی انعطافپذیری به بهبود کمر درد کمک می کند(3). کاهش در انعطافپذیری حتی موجب اختلال در حفظ راستای قامت و به دنبال آن بروز درد میشود که در نهایت محدود شدن دامنهی حرکتی و یا درد مفصلی مزمن را به دنبال دارد. همچنین افزایش قدرت به بهبود و حفظ عضلات و مقدار سوخت و ساز پایه، کاهش خطر آسیبها، جلوگیری از پوکی استخوان، کاهش کمر درد، تسکین دردهای آرتروز، بهبود سلامت روانی و احتمالا کاهش و کنترل فشارخون، بهبود سطح کلسترول و به ویژه کنترل قند خون کمک می کند(1). تحقیقات زیادی نشان دادهاندکه یوگا قدرت عضلات و انعطافپذیری را افزایش میدهد(12, 13, 14, 15). همچنین امروزه متخصصان مختلف اروپایی و آمریکایی به این نکته پی بردهاند، که یوگا به دلایل علمی تسکین بخش اعصاب است، زیرا بیشتر ارگانهای بدن به وسیلهی اعصاب کنترل میشوند، که سرچشمهی آنها در ستون مهرهها قرار دارند. همچنین اغلب دردهای مفصلی به وسیلهی برخی از مهرههای تیره پشت تولید میگردند؛ و یا جابجاشدن مهرهها باعث ایجاد فشار بر روی سلسله اعصاب میگردد (16).
یکی دیگر از ورزشهایی که اخیرا در کشور ما بخصوص در بین زنان طرفداران زیادی پیدا کرده است، ورزش ایروبیک میباشد. ورزش ایروبیک[3] یا حرکات موزون به عنوان یکی از شیوه های تمرینی برای کسب آمادگی جسمانی به کار میرود. این شیوه تمرینی امروزه به شکل ورزشی مفرح و مهیج و پرطرفدار جلوه کرده و در دههی ۱۹۶۰ سالهای آغازین خود را سپری کرد و در سال ۱۹۸0 در زمرهی پر طرفدارترین ورزش دنیا به حساب آمد (17). این تمرینات علاوه بر ایجاد سازگاریهای قلبی- تنفسی به کارایی دستگاه تنفس میافزاید. تمرین هوازی مداوم و با شدت متوسط به بالا علاوه بر کاهش تنش عضله (تنش عضله ممکن است، ایجاد درد کند) با کاهش در حالت اضطراب، فشارخون و ضربان قلب همراه است (18). مدارک قابل توجهی نشان می دهند که شرکت در تمرین ایروبیک فواید فیزیولوژیک و روان شناختی مهمی دارد (19). همچنین ورزش ایروبیک سبب افزایش سطح بتا اندورفین که باعث بهبود افسردگی و مشکلات روانی میشود، خواهد شد (20).
به نظر میرسد یکی از روشهای تعاملی که بر ابعاد جسمانی انسان به خوبی تأثیر گذاشته و باعث پرورش آنها میشود، تمرینات یوگا و ایروبیک باشد. از اینرو میتوان از این روشها برای بهبود بعضی اختلالات و بیماریهای روحی و جسمی افراد و یا به عنوان روش کمکی در درمان استفاده نمود. با توجه به اینکه این دو ورزش در کشور ما هواداران زیادی پیدا کرده، لذا این پژوهش می تواند اطلاعات مفیدی را در حیطهی تمرینات یوگا و ایروبیک و اثرات آن در اختیار محققین و متخصصان تربیت بدنی و علوم ورزشی قرار دهد.
1-2- شرح و بیان مسئله
پیشرفت تکنولوژی فعالیت انسان را از بدنی به فکری هدایت کردهاست. انسان امروز به میزان زیادی عدم فعالیت را تجربه می کند که یک امر مهم در پیدایش بیماریهای مختلف است. این امر موجب به خطر افتادن سلامتی و کاهش عملکرد اعضای حرکتی، قلبی- عروقی، دستگاه تنفس و دیگر اندامهای بدن میگردد. کاهش تواناییهای عملکردی بدن انسان در دنیای مدرن، با افزایش بیماریهای فشارخون و چاقی همراه است. این بیماریها از جمله مواردی هستند که با فعالیتهای بدنی منظم میتوانند درمان شوند (21).
یکی از روشهای جدید که در این زمینه می تواند مؤثر واقع شود، ورزش یوگا است. تمرینات یوگا باعث بهبود قابل ملاحظهای شاخصهای سلامت عمومی و قلبی- عروقی و همچنین موجب بهبود جنبه های مرتبط با سلامتی و آمادگی جسمانی میگردد، بدون اینکه دارای اثرات جانبی نامطلوب خاصی باشد (22). همچنین تمرینات یوگا در بهبود عوامل روانی و کاهش اضطراب و استرس اثرگذار است (23). بر طبق نتایج تحقیق شستوپال[4] شرکت دانشجویان درکلاسهای یوگا فواید جسمانی و روانی مثبتی را از طریق افزایش تغییرات در خود پنداری و عزت نفس و مولفههای انعطاف پذیری و استقامت فراهم میآورد(24). تمرینات یوگا علاوه بر بهبود چشمگیر در انعطاف تنه و همسترینگ (25)، سبب افزایش قدرت و بهبود کارایی تنفس میشود(26، 27). در بیماران مبتلا به سرطان، انجام تمرینات یوگا می تواند علائم بیماری را کنترل کرده، استرس را کاهش دهد و کیفیت زندگی بیماران را ارتقاء بخشد (28). تمرینات یوگا باعث کاهش فعالیت سامانهی عصبی مرکزی و خودکار در طی تمامی حالتهای پراسترس میشود و با کاهش فعالیت سامانه عصبی سمپاتیک سبب کاهش کاتکولامین پلاسما می شود، حتی در برابر برخی از تمرینها مانند پرانایاما، بسیاری از عوامل زیستیـ شیمیایی مانند کولین استراز سرم، لیپید سرم، کلسترول سرم و قند خون کاهش پیدا می کند(29). در اغلب فعالیتهای بدنی، هدف انجام حرکات جسمانی بدون دخالت فکر است، اما در یوگا چنین نیست زیرا هدف نهایی انجام هر حرکت در کمال هوشیاری فکر میباشد یا به عبارتی با اندیشه متمرکز، هر حرکت با بهره گیری از فکر و فارغ از هر احساس دیگری انجام میشود به همین جهت روح و جسم در تمرینات یوگا توام میشوند (11). در طول جلسات یوگا تمرین ها در وضعیتی اجرا می شوند که در یک زنجیره از توالی حرکات به یکدیگر متصل هستند که این زنجیرهها بدون تکرار است. شواهد نشان میدهد که اجرای منظم این توالی حرکات باعث بیشتر شدن انعطاف پذیری جسمی، قدرت عضلات و افزایش زندهدلی و کاهش فشارهای روانی میشود و بیماری قلبی- عروقی را کاهش میدهد (30).
اساس ورزش ایروبیک از حرکات موزون و سنتی کشورهای اروپایی است. شیوه تمرینی ایروبیک موجب توسعه و افزایش آمادگی هوازی میشود و این مسأله موجب افزایش قدرت، سرعت و هماهنگی بین اعصاب و عضلات، انعطاف پذیری و چابکی میشود. در اجرای حرکات ایروبیک تمرکز ذهنی از اهمیت بسزایی برخوردار است. این مسأله موجب رشد ذهنی و توسعه خلاقیت میشود (31). بررسیها نشان میدهد که فعالیت بدنی (هوازی) با تکرار، شدت و مدت مناسب و بر اساس برنامه های منظم، مزایای چشمگیری در برداشته و در مواردی موجب پیشگیری از گسترش برخی بیماریها میشوند. اگر چه تمرینات هوازی می تواند موجب بهبود عملکرد سیستمها و بخشهای مختلف بدن از قبیل تنفس و انتقال اکسیژن، قلب و عروق، سیستم عصبی، سیستم غدد داخلی، حجم خون عضله و ترکیب بدن میشود ولی اغلب از بعد سلامتی نیز مورد توجه است و می تواند منجر به کاهش فشارخون، چربی، کلسترول و تریگلیسرید، ناراحتیهای ارتوپدی و بیماریهای قلبی شود (1). کوپر محقق و فیزیولوژیست معروف معتقد است که، تمرینات ورزشی هوازی کلیدی است برای گشودن دری که آن را تندرستی جسمانی و روانی مینامند. به نظر تعدادی از محققان همچون بلو[5] و کاواناف، نقش معجزه آمیز دویدن در کاهش افسردگی انکارناپذیر است(32). شرکت در فعالیتهای بدنی ریتمیکی، هماهنگی همهی اندامها و دستگاههای بدن را بالا می برد و نقش محافظتی بر توانایی عملکردی قلبی- عروق، دستگاه تنفس، غدد، اعضای حرکتی و دستگاه عصبی دارد. طبق تحقیقات انجام شده توسط نویسندههای مختلفی همچون دوراسکویک و همکاران[6] (1992)، پاتون و همکاران[7] (1996)، اسچمیت و همکاران[8] (2001)، چمبلیس[9] (2005) و کوستیک و همکاران[10] (2006) تأثیر مثبت فعالیتهای بدنی ایروبیک در جهت بهبود کیفی تواناییهای عملکردی، ترکیب بدنی و قدرت عضلات را تأیید کردهاند (21).
با توجه به توسعهی زندگی شهر نشینی و بیماریهای ناشی از آن و اثرات مختلف تمرینات یوگا و ایروبیک روی سیستمهای مختلف بدن، نیاز به انجام تحقیقات بیشتری در این زمینه احساس میشود، لذا در این تحقیق، محقق برآن است که تأثیر تمرینات ویژهی یوگا و ایروبیک را روی میزان ترکیب بدنی، توان هوازی، فشارخون، ضربان قلب، شاخصهای ریوی، توان بیهوازی، انعطافپذیری و قدرت دست زنان غیرورزشکار دچار اضافه وزن را را مورد مطالعه و اثرات این دو ورزش را باهم مورد مقایسه قرار دهد. با شناخت تأثیرات مثبت فیزیولوژیکی این ورزشها میتوان گام مثبتی در جهت پیشگیری و درمان برخی بیماریها برداشت و باعث ارتقاء سلامت جسمی و روانی شد.
1-3- اهمیت و ضرورت تحقیق
پایه و بنیان یک زندگی موفق و سرشار از تلاش و سازندگی، سلامتی است. طبق تعریف سازمان بهداشت جهانی, سلامتی عبارت است از سلامتی جسمانی, روانی و اجتماعی فرد. سلامتی همواره به عنوان تعادل فیزیولوژیکی و تعادل پویای عناصری که شکل دهنده و عمل کننده ارگانیسم وجودی انسان در رابطه با نیازمندیهای بیرونی هستند, تعریف شده است. این تعادل پویا با نیروی جسمانی و روانی و با کارائی بیومکانیک غدد مترشحه داخلی و با قدرت منسجم, غیر ارادی دستگاه عصبی به حیات خود ادامه میدهد (18). کاهش قابل ملاحظهای در فعالیتهای بدنی افراد جامعه به علت داشتن زندگی ماشینی دیده میشود. مردم روز به روز بیتحرکتر شده و بسیاری از افراد فقط در اوقات فراغت امکان انجام فعالیتهای بدنی و ورزشی را پیدا می کنند. این امر علاوه بر اینکه منجر به آتروفی عضلات و ضعف جسمانی کل ارگانیسم انسان میشود, احتمال ابتلا به بیماریهای قلبی- عروقی ناشی از تصلب شراین را برای آنها شدید مینماید, لذا تحرک فیزیکی از وسایلی است که برای این افراد ارزش بالایی پیدا می کند (1). از طرف دیگر, بررسی عوامل فیزیولوژیکی و آمادگی جسمانی نه تنها به دلیل پیشگیری از بیماریهای جسمانی و روانی بلکه به دلیل بروز مشکلات اجتماعی و اقتصادی نیز دارای اهمیت است. روشن است که ارزش اقتصادی فشار روانی و عدم تناسب عوامل فیزیولوژیکی بدن افراد، در مواردی چون مخارج مربوط به دوران غیبت از کار، هزینه ترخیص بیمار و صورت حساب بیمارستان و غیره، کاملا در خور توجه است (33). همچنین تمرینات یوگا و ایروبیک برای زنان که نمیتوانند در محافل عمومی ورزش کنند، می تواند مفید باشد.
فعالیت بیش از اندازه سیستم عصبی سمپاتیک باعث تنش، بیخوابی ونهایتا انواع بیماری مهلک مانند سرطان میشود. هاتایوگا قادر به کنترل فعالیت سیستم سمپاتیک خواهد بود که با کنترل این سیستم میتوان ضربان قلب را آهسته کرد (34). بدن با عملکرد طبیعی ریهها، اکسیژن موردنیاز خود را دریافت و دیاکسید کربن را دفع می کند. با وجود این در افراد زیادی دیده شده است که اختلال در عملکرد ریوی باعث میشود که انتقال اکسیژن در خون مختل و تحمل فعالیت ورزشی آنها محدود میشود. علت اختلال در عملکرد ریوی می تواند آسم، انواع حساسیتها، نایژه تنگی ناشی از ورزش و غیره باشد. یوگا باعث عمیق نفس کشیدن و موزون شدن آن میشود و اختلالاتی مانند پرتهویهای و تنگی نفس را درمان یا از پیشرفت آن جلوگیری می کند (35). با انجام فعالیت بدنی که توام با دقت و تنفس باشد، احشا و غدد مترشحه داخلی تحریک و عملکرد آنها بهبود مییابد. حرکت و تنفس توام جریان خون را بهبود میبخشد و در مرحله اول بر دستگاه اعصاب مرکزی و خودکار اثر گذار است (36). اثرات تمرینات یوگا بر افسردگی، اضطراب، اختلالات مرتبط با استرس (37) و نیز بیخوابی مزمن به روشنی بیان گردیده است (38). شاواسانا به عنوان قسمتی از تمرینات یوگا قادر به افزایش توانمندی فرد در موقعیتهای استرس زا میباشد (39).
شرکت کردن در تمرینهای بدنی ریتمیک، عملکرد همه اندامها و دستگاههای بدن را بالا میبرد و به محافظت تواناییهای عملکردی قلبی_عروقی، دستگاه تنفس، غده، اعضای حرکتی و دستگاه عصبی کمک می کند. علاوه بر آن، فعالیتهای فیزیکی که در حین تمرین انجام میشوند یک اثر کاهنده بر فشارخون سرخرگی و بیماری پرفشارخونی دارد(21). کالج طب ورزش آمریکا، توصیه می کند که همه کسانی که میخواهند تواناییهای قلبی-تنفسی خود را حفظ و بهبود بخشند، باید 5-3 بار در هفته با بهره گرفتن از فعالیتهای ریتمیک ایروبیک که گروه زیادی از ماهیچهها را فعال می کند، از قبیل راه رفتن، دویدن، دوچرخهسواری، رقصهای ایروبیک به تمرین بپردازند، شدت تمرین باید حدود 65- 55 % حداکثر ضربان قلب و مدت تمرینات باید 60-20 دقیقه باشد. اگر شدت تمرین کمتر از این مقدار باشد، طول مدت تمرین باید افزایش یابد (40).
تحقیقات زیادی در مورد منافع و اثرات مثبت یوگا و تمرینات هوازی به ثبت رسیده است. بهبود بسیاری از بیماریهای نظیر آسم، سل ریوی، سندرم رودهی تحریک پذیر، افسردگی خفیف، پرفشارخونی، استئوآرتریت و دردهای مزمن کمری، توان بخشی بیماران پس از سکته قلبی، سندرم یائسگی، دیابت، بیماریهای قلبی – عروقی و بهبودی بیماران پس از انجام تمرینات یوگا گزارش شده است (41). همچنین نتایج قابل ملاحظهای در مورد اثرات تمرینهای هوازی بر افزایش بهره هوشی، افزایش سطح انرژی به منظور انجام فعالیتهای طولانی مدت، بهبودی در هضم غذا، اثربخشی در کنترل و کاهش وزن بدن، کنترل افسردگی، اضطراب و هیجانها و همچنین روشی مؤثر برای مقابله با عوارض قلبی و عروقی مشاهده شده است (42).
امروزه بیشتر از پیش اثرات تمرینات ورزشی یوگا و ایروبیک بر همه آشکار شده است. با توجه به اثرات تمرین یوگا و ایروبیک بر روی سیستمهای مختلف بدن, در این تحقیق سعی شده است که تأثیر این تمرینات ورزشی بر روی پارامترهای گوناگون ترکیب بدنی، فیزیولوژیکی و آمادگی جسمانی زنان غیر ورزشکار مورد بررسی و اثرات این روشها با هم مورد مقایسه قرار گیرد. با توجه به توسعه روزافزون ورزش یوگا و ایروبیک در داخل کشور، به نظر میرسد، تعیین اثرات تمرینات یوگا در مقایسه با تمرینات ایروبیک بر عوامل فیزیولوژیکی و شاخصهای آمادگی جسمانی از اهمیت برخوردار باشد تا با توجه به اهداف تمرین کردن, یک برنامهی تمرینی مناسب برای افراد گوناگون تدوین گردد. این پژوهش می تواند ضمن بررسی علمی تمرینات یوگا و ایروبیک و اثرات آن، توجه اندیشمندان داخلی کشور را جلب کرده و اطلاعات مفیدی در اختیار متخصصان تربیت بدنی و علوم ورزشی قرار دهد.
1-4- اهداف تحقیق
1-4- 1- هدف اصلی
مقایسه تاثیر تمرینات یوگا و ایروبیک بر برخی عوامل فیزولوژیکی و آمادگی جسمانی زنان غیر ورزشکار.
1-4- 2- اهداف جزئی یا فرعی تحقیق
1- مقایسه اثر تمرینات یوگا وایروبیک بر وزن بدن زنان غیر ورزشکار.
2- مقایسه اثر تمرینات یوگا وایروبیک بر درصد چربی زنان غیر ورزشکار.
3- مقایسه اثر تمرینات یوگا وایروبیک بر وزن چربی زنان غیر ورزشکار.
4- مقایسه اثر تمرینات یوگا وایروبیک بر وزن بدون چربی زنان غیر ورزشکار.
5- مقایسه اثر تمرینات یوگا وایروبیک بر نسبت کمر به لگن زنان غیر ورزشکار.
6- مقایسه اثر تمرینات یوگا وایروبیک بر توان هوازی زنان غیر ورزشکار.
7- مقایسه اثر تمرینات یوگا وایروبیک بر فشار خون زنان غیر ورزشکار.
8- مقایسه اثر تمرینات یوگا وایروبیک بر ضربان قلب زنان غیر ورزشکار.
9- مقایسه اثر تمرینات یوگا وایروبیک بر ظرفیت حیاتی اجباری زنان غیر ورزشکار.
10- مقایسه اثر تمرینات یوگا وایروبیک بر حجم بازدمی بافشار در یک ثانیه زنان غیر ورزشکار.
1-4 اهمیت موضوع تحقیق و انگیزش انتخاب آن
پارگی لیگامنت متقاطع قدامی یکی از آسیبهای رایج در بین ورزشکاران بخصوص در بین ورزشکاران بسکتبال و فوتبال میباشد.(Schiltz & Etal, 2009, 45) با افزایش بروز این آسیب در بین ورزشکاران بررسی روشی که در مدت زمان کمتری ورزشکار به عملکرد ورزشی خود بازگردد و جلوگیری از استئوآرتریت نیاز به بازسازی آن میباشد.(عابدی، 1386، 10) از اهمیت ویژهای برخوردار است.
مهمترین اهداف درمان بیماران مبتلا به آسیب ACL عبارتند از:
1- کاهش میزان ناپایداری زانو
2- برگرداندن حرکت و قدرت مفصل زانو
3- بهبود عملکرد فیزیکی حداقل به میزان قبل از جراحی بازسازی لیگامنت متقاطع قدامی (Aagaard & Etal, 1998, 233)
بین سالهای 1963تا1983 یعنی در طی 20 سال 65 روش جراحی مختلف برای ACL مطرح شده است.(Libid, 720) با کمک روش های جدید جراحی حدود 90% بیماران قادر خواهند بود که ظرف شش ماه به ورزشهای شدید بازگردند.(Libid, 810) در این تحقیق حاضر به مقایسه دو تکنیک جراحی TTوTP می پردازد با تعیین برتری هر یک از این دو تکنیک بر عملکرد ورزشکاران، می توان آن را به عنوان تکنیک برتر معرفی کرده. همچنین رواج این روش به صورت یک الگو برتر در بین جراحان و مربیان میتواند در صورت بروز این آسیب، فرد در مدت زمان کمتری به میادین ورزشی بازگشته شود.
1- 5 سئوالات و فرضیه های تحقیق
1-5-1 سئوالات تحقیق
به دنبال دو نوع تکنیک جراحی TT و TP در ورزشکاران :
1-5-2 فرضیه های تحقیق
در مقایسه دو تکنیک جراحی TT و TP در ورزشکاران:
1-6 مدل تحقیق
| نوع عملکرد مورد ارزیابی در ورزشکاران گروه ترنستیبیا | نوع عملکرد مورد ارزیابی در ورزشکاران گروه ترنسپورتال |
| لاکسیتهی زانو | لاکسیتهی زانو |
| قدرت عضلانی | قدرت عضلانی |
| پرش ضربدری | پرش ضربدری |
| پرسشنامهی IKDC | پرسشنامهی IKDC |
مدل تحقیق عبارت است از مقایسه رابطه بین ستونهای هر ردیف میباشد.
1-7 تعاریف عملیاتی متغییرها و واژههای کلیدی
1-7-1متغییرهای تحقیق:
این مطلب را هم اگر خواستید بخوانید :
دو تکنیک جراحی لیگامنت متقاطع قدامی زانو متغییر مستقل است و عملکرد ورزشکار متغییر وابسته است که در این تحقیق عملکرد ورزشکار را به عنوان قدرت عضلات اطراف زانو، میزان جا به جایی قدامی تیببیا نسبت به فمور و پرش مورب متوالی تعریف میشود.
1-7-1-1 وضیعت سلامت:
تعریف مفهومی :
آیا مورد عمل جراحی بازسازی لیگامنت متقاطع قدامی قرار گرفته است یا سالم بوده.
تعریف عملیاتی:
زانوی دارای دامنه حرکتی و قدرت عضلانی نرمال طبق روش نرمال Daniel و دارای میزان جا به جایی نرمال تیبیا نسبت به فمور که در مقایسه با اندام مقابل اختلاف جا به جایی کمتر از 3 میلیمتر داشته باشد را به عنوان زانویی سالم و زانویی که تحت عمل جراحی قرار گرفته بعنوان بیمار ACLR محسوب میشود.( سیدمحسنی، 1384، 45)
1-7-1-2 تکنیک بازسازی لیگامنت متقاطع قدامی زانو:
تعریف مفهومی:
روشی که زانوی فرد دنبال پارگی لیگامنت متقاطع قدامی مورد جراحی بازساری قرار گرفته است.
تعریف عملیاتی
از بین تکنیکهای متفاوت جراحی دو تکنیک:
در این تکنیک از گرفت تاندونهای راستداخلی و نیموتری استفاده میشود ولی در محل برش فمور در ساعت 30/11 تا 12 برای پای راست و در ساعت 12 تا 30/12 برای پای چپ زده میشود
در این تکنیک نیز از گرفت تاندونهای راستداخلی و نیموتری استفاده میشود ولی تونل فمور در محل قدامی-میانی، Foot print ACL قرار میگیرد.(Tsuda & Etal, 2009, 1048)
1-7-1-3 حداکثر گشتاور مفصل زانو:
تعریفمفهومی:
تواناییعضلهیاگروهعضلانی زانوبرایاعمالحداکثرگشتاورحرکتیبر علیهیکمقاومتدرسراسردامنهحرکتیرامیگویند.(رجبی و گائینی، 1386، 75)
تعریف عملیاتی:
حداکثر گشتاور ایزوکنتیک اکستنسوری و فلکسوری کانسنتریک و اکسنتریک زانو در طی دامنه ی 90 تا 10 درجه اکستنشن در سرعتهای 60 و 180 درجه در ثانیه که با دینامومتر اندازه گیری میشود.
1-7-1-4 لاکسیتهی قدامی زانو:
تعریف مفهومی:
تفاوت در میزان جا به جایی قدامی تیبیا نسبت به فمور بین زانوی سالم و جراحی شده.(همان منبع،100)
تعریف عملیاتی:
اختلاف بین زانوی سالم و جراحی شده در میزان جا به جایی قدامی تیبیا نسبت به فمور که با بهره گرفتن از”لقی سنج شریف” در زاویهی 5±30 درجه فلکشن زانو، با نیروی 89 نیوتن توسط محقق اندازه گیری میشود.
1-7-1-5 آزمون عملکردی:
تعریف مفهومی:
آزمونهایی که جهت اندازه گیری هماهنگی و قدرت و توان عضلانی بکار میروند.( Ellenbecker & Etal, 2000, 425)
تعریف عملیاتی:
در این پژوهش از آزمون پرش ضربدری استفاده شد
که برای اینکار خطی به عرض 15 سانتیمتر و طول 6 متر مشخص میگردد. فرد یک با اندام درگیر و یک بار با اندام غیر درگیر پشت خط شروع میایستد و پس از سه بار تمرین، لیلیکنان چهارپرش متوالی با حداکثر قدرت به گونهای که در هر بار پرش خط را قطع کند، انجام میدهد و سپس طول پرش ثبت میشود. این آزمون دوبار و با فاصلهی یک دقیقه انجام میشود و حداکثر آن ثبت میشود. نمرهی این آزمون به عنوان متغیر وابسته و کمی(گسسته) در نظر گرفته میشود.(Dvir, 2004, 120)
1-7-1-6 پرسشنامهی IKDC:
تعریف مفهومی:
روش هایی که تلقی بیمار از وضیعت سلامت خود را اندازه گیری می کنند.(Irrgang &Etal, 2001, 600)
تعریف عملیاتی:
پرسشنامهای که در سال 2001 میلادی در کمیتهی بین المللی اسناد و مدارک زانو تهیه شده است و توسط فعالیت سطح فیزیکی بیماران با مشکل زانو با توجه به اظهارات بیمار امتیاز گذاری میشود. این امتیاز به عنوان یک متغییر وابسته، کمی(گسسته) در نظر گرفته میشود.(Aagaard & Etal, 1996, 125، Libid, 234)
1-8 روش تحقیق
دراینتحقیقازروشبررسیمقطعی Cross Sectional استفاده شده است.
1-9 قلمرو تحقیق
1-9-1 معیارهای ورود به مطالعه
مردان ورزشکار در دامنه سنی 18تا35سال که حداقل ششماه و حداکثر دو سال از جراحی بازسازی لیگامنت متقاطع قدامی با دو تکنیک ترنستیبیا و ترنسپورتال آنها گذشته بود. دوره ی فیزیوتراپی خود را در یک برنامهی مشترک گذارنده و به سطح فعالیتبدنی قبل از آسیب لیگامنت متقاطع خود رسیده است داشتن دامنهی کامل فلکشن و اکستنشن زانو در اندام درگیر، توانایی حفظ تعادل بر روی پای مبتلا شرط ورود به این پژوهش بود
1-9-2 معیارهای خروج از مطالعه
وجود درد و التهاب در زانوی مبتلا، ضایعه همراه درد مینیسک و یا سایر لیگامنتها که منجر به جراحی شده باشد، درگیری به صورت دو طرفه، سابقه شکستگی یا هر گونه آسیب به استخوانهای تیبیا و فمور در سمت سالم یا مبتلا، وجود درد در کمر، ران یا مچ در چهار هفته پیش از زمان اجرای آزمایش به صورتی که نیاز به مداخله درمانی داشتند، یا ناتوانی در تکمیل آزمایشات به هر علتی که میبود. تمام عوامل فوق منجر به خروج فرد از مطالعه میشد. تمامی معیارهای ذکر شده برای هر دو گروه TTوTP مشترک میباشد.
1-10 جامعه و حجم نمونه
جامعهآماریاینتحقیقرا ورزشکاران که عمل بازسازی زانو را توسط پزشک ارتوپد مشاور طرح انجام داده، تشکیلدادهاند. پسازدرنظرگرفتنمدت زمان گذشته از عملومدت زمانی مشخص با برنامهی مشترک که به فیزیوتراپی اختصاص دادهاند مشخص شد.
شرکتکنندههاشامل 19 نفر از ورزشکارانی هستند که توسط مشاور طرح با دو تکنیک متفاوت بازسازی زانو جراحی شده اند، و دورهی فیزیوتراپی خود را در یک برنامهی مشترک گذرانده بودند. تمام ورزشکاران ،که توسط مشاوره طرح تحت بازسازی لیگامنت متقاطع قدامی با دو تکنیک ترنستیبیا و ترنسپورتال قرار گرفته بودند، و شرایط ورود به طرح را دارا بودند، اندازه گیری شدند.
1-11 محدودیتها و مشکلات تحقیق
از آنجا که تکنیکهای جراحی در این تحقیق جدید بود و محدودیت تعداد نفراتی که دارای شرایط ورود به تحقیق بودند و نیز هماهنگی و فراهم نمودن ابزارهای متعددی برای اجرای طرح از دیگر مشکلات این پژوهش بود که با معرفی استاد راهنما و پیگیری های لازم برطرف شد. افراد مورد بررسی در این تحقیق ورزشکاران حرفهای بودند که فراخوانی آنها برای اجرای طرح با مشکلاتی روبهرو شد که توسط مشاور طرح مرتفع شد
2-1 مقدمه
در این تحقیق که به بررسی تأثیر دو تکنیک جراحی بر عملکرد حرکتی زانوی ورزشکاران می پردازد. در این بررسی عملکرد حرکتی زانو ورشکاران که در دو گروه ، تکنیک جراحی ترنسپورتال و تکنیک جراحی ترنستیبیا، قرار گرفتند را از نظر حداکثر گشتاور زانو، لاکسیتهی قدامی زانو، پرش ضربدری و پرسشنامهی IKDC ارزیابی شدند. برای اینکه بتوان این بررسی را انجام داد باید در مورد زانو، لیگامنت متقاطع قدامی و انواع تکنیکهای جراحی اطلاعات کافی در اختیار داشته، و نیز مطالعاتی که در این زمینه و یا زمینه های مشابه انجام شده است را مورد بررسی قرار داده به همین علت در ادامه توضیح اجمالی در این موارد داده میشود.
2-2 مفصل زانو
مفصل زانو، بزرگترین و پیچیدهترین مفصل انسان است که برای حرکت و ثبات طراحی شده است. با اینکه این مفصل، یک مفصل لولایی محسوب میشود، اما در سه صفحه حرکت دارد.(همان منبع، 250) مفصل زانو همراه با مفصل ران و مچ پا، بدن را در وضیعت ایستاده حمایت کرده و به عنوان واحد عملکردی اندام تحتانی در هنگام فعالیتهایی همچون راه رفتن و دویدن به حساب میآید.( Pearle & Etal, 2005, 353) با توجه به نقش زانو در فعالیتهای عملکردی، وجود ثبات مطلوب در این مفصل کاملاً بدیهی و ضروری میباشد و موفقیت ورزشکار وابسته به توانایی او در دویدن، پریدن و تغییر جهت دادن با نرخ و سرعت بالا، مطابق با تغییراتی که در محیط اتفاق میافتد میباشد.(Williams & Etal, 2001, 545)
ایجاد نقشهای ثبات و حرکت زانو به ساختار و عملکردش بر میگردد.(Libid, 385) این در حالی است که مفصل زانو چون از یک طرف در بین دو اهرم بلند بدن( استخوان های فمور و تیبیا) قرار گرفته و از طرف دیگر توسط لیگامنتها و عضلات بسیاری احاطه شده است.(Libid, 367) این ساختار پیچیده برای به وجود آوردن اثر متقابل بین نقشهای حرکتی و ثباتی مفصل ضروری است.(Libid, 387) وجود این خصوصیات در زانو باعث میشود همواره با نیروها و گشتاورهای بسیار شدیدی مواجه باشد. تأمین ثبات مفصل در طی چنین فعالیتها و شرایطی، به عنوان “ثبات دینامیک و عملکردی” زانو تعبیر شده و عبارت است از توانایی حفظ ثبات در مفصل زانو در مواجه با تغییرات سریع نیروهایی که در زمان فعالیت بر این مفصل اعمال میشود.(Libid, 546، Griffin & Etal, 2005, 149) و در اکثر موارد، ترکیب و ادغام عضلات خمکننده و بازکننده مفصل زانو با لیگامنتهای قوی آن موجب استحکام خوب و مؤثر مفصل زانو میشود.(همان منبع، 249)
حال به بررسی این ثبات عملکردی زانو میپردازیم، به ترکیبی از نیروهای استاتیک و دینامیک که در این ثبات مشارکت دارند میرسیم(Libid, 142) در واقع ثبات عملکردی مفصل حاصل مقاومت غیرفعال لیگامنتها، طرح هندسی (ژئومتری) مفصل، عضلات فعال و نیروهای فشاری وارد بر استخوانهاست.(Jacobs, 2005, 205) که در توضیح آن میتوان بیان کرد لیگامنتهای اطراف زانو به صورتی غیرفعال از مفصل حمایت می کنند زیرا فقط در اثر کشش متحمل بار(فشار) میشود و موجب فراهم کردن ثبات و پایداری استاتیکی(ایستا) مفصل زانو میشود، در حالیکه عضلات، فعالانه از مفصل محافظت می کنند و بار تنش بر آنها تحمیل میشود که این به خودیخود باعث ثبات و پایداری دینامیکی زانو میشود.(Majewski & Etal, 2006, 185)
2-3 ثبات عملکردی زانو و عوامل مؤثر آن
ثبات غیر فعال زانو از سوی چهار لیگامنت که شامل دو لیگامنت جانبی و دو لیگامنت صلیبی تأمین میشود که اینها از مفصل فمور-تیبیا(ران-درشتنی) محافظت می کنند. این لیگامنتها به حفظ وضعیت نسبی درشت نی و ران(تیبیا و فمور) کمک می کنند، به گونهای که سطح تماس آنها در زمان و مکان مناسب حفظ شود.(Libid, 187)
دو لیگامنت خارجی که در دو طرف مفصل زانو قرار دارند، عبارتند از:
لیگامنتهای صلیبی که در درون مفصل، در فضای بین دو لقمه قرار دارند، عباتند از:
چگونگی به کارگیری فیبرها در هر کدام از این لیگامنتها بسته به زاویه و صفحهای که در آن، مفصل زانو تحت بار قرار میگیرد، متفاوت میباشد و در اکثر موارد چندین لیگامنت به صورت همکار در تأمین ثبات مفصل زانو شرکت دارند، اما با توجه به شرایط یکی از آنها بیشترین مقاومت را در یک راستا تحمل می کند. (Libid, 546، Bulter & Etal, 1980, 260، Kirkendall & Etal, 2003, 65) مثلاً لیگامنت صلیبی قدامی 85% مقاومت پسیو در مقابل جا به جایی قدامی تیبیا بر روی فمور را تحمل می کند. (Libid, 189)
2-4 لیگامنت متقاطع قدامی
لیگامنت متقاطع قدامی و لیگامنت متقاطع خلفی از لیگامنتهای خیلی مهم مفصل زانو هستند که از یک طرف به استخوان فمور و از طرف دیگر به استخوان تیبیا متصلند و به صورت متقاطع (ضربدری) از بخش داخلی
شیوه دادرسی اطفال و نوجوانان دارای وجوه افتراق متعددی با شیوه دادرسی بزرگسالان می باشد. از جمله اینکه پلیس و قضاتی که منحصراً یا غالباً در دادرسی اطفال فعالیت دارند باید از طریق ایجاد دوره های آموزشی با علوم مختلفی از قبیل روانشناسی کودک، مددکاری اجتماعی و جرم شناسی آشنایی کاملی داشته باشند. دادرسی باید کاملاً غیر علنی و با حفظ حریم اطفال انجام گیرد.
قانونگذار ایران در سال 1338 با تصویب قانون تشکیل دادگاه اطفال بزهکار بر انجام این امر مهم همّت گماشت و بدین ترتیب دادگاه اطفال تشکیل گردید و کانون اصلاح و تربیت به جای زندان و دارالتأدیب مأمن اطفال بزهکار شد در حال حاضر مواد 219 به بعد قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری (مصوب 1378) با تأسی به قانون سال 1338 در رسیدگی به جرایم اطفال، شرایطی را به نفع کودکان در نظر گرفته است از جمله تشکیل دادگاه ویژه، الزام قاضی به انجام تحقیقات مقدماتی، الزام به تعیین وکیل برای طفل بدون سرپرست یا بدسرپرست و غیر علنی بودن دادرسی.
در این راستا، لایحه رسیدگی به جرایم اطفال و نوجوانان که در حال گذراندن فرایند تصویب می باشد و هنوز به صورت قانون لازم الاجرا در نیامده است، می تواند در شناخت و معرفی دادرسی منصفانه اطفال و نوجوانان بزهکار با راهکارهای جدید و اتخاذ روش های مؤثرتر کمک شایان ذکری بنماید.
قوانین کیفری شکلی، ناظر به کیفیت جرم، تعقیب متهمان، تحقیقات مقدماتی جرایم، نحوه محاکمه، سازمان و صلاحیت مراجع قضایی، طرق شکایت از آراء کیفری و چگونگی اجرای احکام جزایی است که مقنن با لحاظ اصول دادرسی منصفانه و منطبق با دستاوردهای کنوانسیون حقوق کودک و اسناد بین المللی سازمان ملل متحد در زمینه دادرسی اطفال و نوجوانان بزهکار باید منافع عالیه کودک و نوجوانان را رعایت نماید لذا بررسی اسناد سازمان ملل متحد و قوانین کیفری ایران در این زمینه می تواند در جهت اصلاح قوانین موجود در مورد دادرسی اطفال بزهکار و نظام عدالت ویژه کودکان، مؤثر واقع شود.
کلید واژه ها:
بزهکاری، اطفال و نوجوانان بزهکار، رسیدگی و دادرسی منصفانه، قوانین و مقررات کیفری ایران، اسناد بین المللی، سازمان ملل متحد.
مقدمه:
کودکی دوران پایه گذاری شخصیت انسان است و طفل در دنیای امروز از جایگاه فردی ویژهای برخوردار میباشد و به عنوان یک موجود انسانی کامل و مستقل از بزرگسالان ، شخصیت ، روان و جسم وی در حال شکل گیری و رشد است ، لذا به همین لحاظ در برابر بزهکاری ، کژ مداری و بزهدیدگی از دیگر افراد جامعه آسیب پذیر تر میباشد.
اطفال در مقاطع سنی خاصی مشمول قواعد حقوق کیفری میباشندو از این رو در مقابل اعمالی که برخلاف قانون انجام میدهند دارای مسئولیت کیفری هستند و همچنین حد فاصل بین سن بلوغ طفل و سن مسئولیت کیفری تام ، بهترین زمان برای ارایهی اقدامات اصلاحی و تربیتی است . از طرفی دیگر ناتوانی جسمانی و عقلانی ایجاب میکند که قانونگذار حمایتهای حقوقی خاص خود را نسبت به آنان روا دارد . تبلور این حمایتها را به ویژه در مرحلهی دادرسی میتوان مشاهده کرد، اگر چه در حال حاضر برخورداری متهمین از دادرسی عادلانه در حقوق غالب کشورها به عنوان اصل مسلمی پذیرفته شده است اما تضمین این اصل در مورد اطفال بزهکار به لحاظ ویژگیهایی که در آنها وجود دارد بیشتر مورد توجه است.
در این راستا ، رعایت دادرسی عادلانه در مورد اطفال نیازمند یک سیاست افتراقی و متفاوت در مقایسه با بزهکاران بزرگسال میباشد و پیش بینی تشکیلات خاص همراه با تشریفات ویژه رسیدگی به بزهکودکان در حقوق کیفری شکلی نشانگر به رسمیت شناختن نظام عدالت ویژه کودکان است
در ایران پس از قانون مجازات عمومی 1304 که طی چند ماده به بیان نحوهی دادرسی اطفال نابالغ و اطفال ممیز پرداخته اولین قانون مربوط به تشکیل دادگاه های اطفال بزهکار در سال 1338 به تصویب رسید و مورد توجه دادگاه ها و استفاده احکام آنها قرار گرفت . بعد از پیروزی انقلاب اسلامی قانونگذار با الگو پذیری از حقوق اسلامی با اتخاذ شیوهای جدید در قانون مجازات اسلامی مصوب 1370 و آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری مصوب 1378 رویکرد جدیدی را نسبت به بزهکاری اطفال و نوجوانان نشان داده است، اما اهمیت توجه به اطفال و نوجوانان بزهکار و دادرسی عادلانه نسبت به آنان اقتضای آن را داشت ، که یک قانون مستقل در رابطه با نحوهی رسیدگی به جرایم اطفال و نوجوانان با راهکارهای جدید و اتخاذ روشهای مؤثرتر به تصویب برسد که این اندیشه باعث ارائه لایحه قانون رسیدگی به جرایم اطفال و نوجوانان گردید
لایحه قضایی « رسیدگی به جرایم اطفال و نوجوانان » که چند سالی است فرایند تصویب را میگذارند و تا به حال تصویب نشده است دارای نو آوریهای شکلی مربوط به سازمان و تشکیلات قضایی رسیدگی به جرایم اطفال و نوجوانان و همچنین تشریفات رسیدگی از جمله پیش بینی دادسرا و دادگاه های ویژه اطفال و نوجوانان، واگذاری تحقیقات مقدماتی به دادسرا و منع دخالت ضابطین دادگستری ، قابل گذشت دانستن کلیه جرایم تعزیری و باز دارنده اطفال و نوجوانان ، رفع آثار کیفری آنان ، الزامی نمودن حضور وکیل در جرایم سنگین و اجازه تعویق صدور رأی دادگاه و … است میتواند برخی معیارها و ملاکهای
شیوههای رسیدگی عادلانه اطفال بزهکار باشد.
در بعد بینالمللی نیز، سازمان ملل متحد از سال 1959 تا کنون ، اسناد متعددی را در قالب اعلامیه ، قطعنامه و معاهده به طور اختصاصی و تفصیلی به کودکان و نوجوانان ناسازگار و بزهکار اختصاص داده است و سیاست جنایی افتراقی سازمان ملل متحد در قبال اطفال بزهکار غیر قابل انکار است. بنابراین جهت تشریح دادرسی عادلانه در تمامی مراحل رسیدگی میتوان از اسناد بین المللی سازمان ملل متحد همچون « کنوانسیون حقوق کودک » ، « قواعد حداقل استاندارد سازمان ملل متحد برای دادرسی ویژهی نوجوانان » یا « قواعد پکن»، «استانداردهای سازمان ملل متحد برای حمایت از نوجوانان محروم از آزادی» بهره گرفت . لذا تشکیل پرونده شخصیت ، غیر علنی بودن محاکمه ، قابل انعطاف بودن دادرسی ، تنوع تدابیر و پاسخها که ویژگیهای بارز آنها پرورشی ، امدادی ، حمایتی ، مراقبتی و نظارتی بودن آنهاست، از جمله خصوصیات مهم حقوق کیفری اطفال در این اسناد محسوب میشود.
1)با مطالعه ویژگیهای دادرسی منصفانه به صورت تطبیقی در قوانین کیفری ایران و کنوانسیون های بین المللی مربوط به حقوق کودک جایگاه ایران را در رعایت اصل دادرسی منصفانه نسبت به اطفال بزهکار مشخص نماید.
2)در پی ارائهی پیشنهادات و راهحلهایی باشیم تا قانونگذار بتواند با بهره گرفتن از آن شیوهای از دادرسی را در مورد اطفال بزهکار به کار گیرد که کمترین آسیب متوجه اطفال بزهکارشده و به فرایند اصلاح و باز پروری آنها کمک نماید.
4-سوالات تحقیق:
میزان انطباق دادرسی اطفال بزهکار در آیین دادرسی کیفری ایران با شیوه های دادرسی مندرج در اسناد بین المللی مربوط به حقوق کودک چگونه است ؟
این مطلب را هم اگر خواستید بخوانید :
5-فرضیه های تحقیق:
آنچه مسلم است اینکه مقررات مربوط به دادرسی اطفال در آئین دادرسی رسیدگی به جرایم در ایران در بسیاری از موارد منطبق، هماهنگ و همسو با شیوههای دادرسی مندرج در کنوانسیونهای بین المللی در مورد اطفال است.
6-روش تحقیق:
روش انجام پژوهش، توصیفی – تحلیلی میباشد و تبیین مفاهیم، پیشینه و اصول دادرسی عادلانه نیز جنبه توصیفی دارند . به همین منظور، برای انجام کار با مراجعه مکرر به مراکز دانشگاهی و کتابخانه های معتبر، کتب مورد نیاز شناسایی و مورد مطالعه قرار گرفت.
اطفال موضوع دادرسی منصفانه
موضوع دادرسی اطفال با سه گروه از اشخاص زیر 18 سال مرتبط است و حمایت ها نسبت به سه دسته از اطفال و نوجوانان به شرح ذیل در سیستم دادرسی اعمال می شود.
2- اطفال و نوجوانان قربانی و شاهد جرم
3- اطفال و نوجوانان بزهکار
طبیعی است هر کدام از این اطفال نیازمند توجه خاص و ارائه حمایت ها و کمک های ویژه هستند که ممکن است با دسته دیگر فرق نماید.
گفتار اول: اطفال و نوجوانان در معرض خطر
برخی از اطفال همچون اطفال بد سرپرست و اطفال در شرایط فقر، اطفالی که والد یا والدین معتاد دارند و نسبت به وضعیت طفل خود بی توجه هستند و یا از او سوء استفاده می کنند در معرض خطر بزهکاری قرار دارند. با توجه به اینکه این اطفال هنوز مرتکب جرمی نشدهاند، لذا نمی توان بر اساس قانون کیفری با آنها مواجه شد. بنابراین با توجه به وضعیت آنها ضروری است که اقدامات و تدابیری در جهت پیشگیری از بزهکاری آنها اندیشیده شود.
سازمان ملل متحد در رهنمودهای خود برای پیشگیری از بزهکاری نوجوانان تدابیر خانوادگی، آموزشی، اجتماعی، رسانه های گروهی و… را ذکر نموده و در تدابیر آموزشی با توجه خاص به اطفال و نوجوانان در معرض خطر نظامهای آموزشی را مکلف می کند که برنامههای خاص پیشگیری، برخورد و ابزار تربیتی و آموزشی را تهیه و مورد استفاده قرار دهند.[1]
برای حمایت از این اطفال و پیشگیری از بزهکاری آنها با توجه به این که خانواده واحد مرکزی و مسئول اولین مرحله پرورش اجتماعی اطفال میباشد، باید تدابیری اتخاذ شود تا خانواده ها فرصت آموزش، نقش و وظایف خود را به عنوان سرپرست در امر رشد و مراقبت از اطفال بیابند و همچنین والدین را نسبت به مسائل اطفال و نوجوانان هوشیار کرد.[2]
و در صورتی که تلاش جامعه برای کمک به خانواده با شکست روبرو شد باید خانواده جایگزین و نظام فرزند خواندگی مورد توجه قرار گیرد تا رشد سالم و صحیح اطفال در یک محیط خانوادگی با ثبات و مساعد، تامین و از خطر بزهکاری نجات یابد.[3]
گفتار دوم: اطفال و نوجوانان قربانی و شاهد جرم
اطفال و نوجوانان قربانی و شاهد جرم نیازمند اقدامات پیشگیرانه نیستند و مرتکب تخلفی نشدهاند بلکه نیازمند ارائه حمایت خاص هستند. این اطفال که به طور ویژه آسیب پذیر هستند، نیاز به حمایت خاص، کمک و حمایت متناسب با سن بلوغ و نیاز های مشترک شان به منظور پیشگیری از فشارهای روحی بیشتر که ممکن است از مشارکتشان در فرایند دادرسی کیفری ناشی شود دارند.[4] این امر موجب شد که قطعنامه 27/2004 در مورد اصول راهنمای دادرسی برای کودکان قربانی و شاهد جرم توسط اعضای سازمان ملل متحد تصویب شود. در این اصول در ماده 9 کودک قربانی و شاهد جرم به شرح ذیل تعریف شده است: «کودک قربانی و شاهد جرم به معنای کودکان نوجوانان زیر 18 سال یعنی کسانی که قربانی جرم یا شاهد جرم بدون توجه به نقششان در تخلف یا اقدام مجرمانه یا گروه مجرمان متهم هستند، میباشد.» و در ادامه سند مذکور، حقوقی مانند :1) حق داشتن رفتاری توام با احترام و از سردلسوزی با کودک 2- حق محافظت شدن در برابر تبعیض 3- حق مطلع شدن 4- حق دفاع از خود و بیان دیدگاه ها 5- حق زندگی خصوصی 6- حق محافظت شدن در برابر فشارهای طول فرایند دادرسی 7- حق سلامت 8- حق جبران خسارت 9- حق اقدامات پیشگیرانه ویژه و… در طی فرایند دادرسی برای این اطفال و نوجوانان لحاظ شده است.[5]
در میان این اطفال برخی در حین قربانی شدن شاهد جرم علیه خویش بوده اند، برخی شاهد جرم توسط دیگری علیه فرد دیگر بوده و برخی نیز به عنوان ابزار در دست مرتکب واقعی جرم قرار گرفته اند.[6]
گفتار سوم: اطفال و نوجوانان بزهکار
برای تعیین حدود و ثغور مفهوم «طفل بزهکار» تعریف جامع و کامل از طفل بزهکار و نیز بزهکاری اطفال، امری ضروری است. در گفتار حاضر برای پی بردن به منظور واضعان اسناد بین المللی، به بررسی این ماموریت می پردازیم.
الف. طفل
طفل یا صغیر در اصطلاح حقوق به کسی گفته می شود که از نظر سن به نمو جسمی و روحی لازم برای زندگی اجتماعی نرسیده باشد.[7] البته در حقوق داخلی کشورها سن معینی برای اطفال در نظر گرفته می شود که نشان دهنده رشد جسمی و روحی است.
از نظر معاهده حقوق کودک، منظور از طفل، فرد زیر 18 سال است مگر اینکه سن بلوغ طبق قانون قابل اجرای داخلی کمتر تشخیص داده شود.[8]
بنابر این طبق این معاهده تشخیص این که طفل کیست، نسبت به قوانین داخلی هر کشور متفاوت خواهد بود. البته باید توجه داشت در بعضی از کشورها، طفل شخصی است که از نظرسنی پایین تر از معیار مشخص شده در معاهده حقوق کودک است و این مساله خود، موجب نادیده گرفتن حقوق طفل خواهد شد.
در معاهده مذکور اصطلاح طفل به کار برده شده است، ولی در دیگر اسناد سازمان ملل متحد که ناظر به اطفال بزهکار میباشد اصطلاح نوجوان جایگزین گردیده و در هنگام تعریف مقرر شده است. « نوجوان، کودک یا فرد جوانی است که در نظام حقوقی خاص، ممکن است به علت ارتکاب جرم، به نحوی با او رفتار شود که متفاوت با نحوه رفتار با بزرگسالان باشد.»[9] و در جایی دیگر آمده است: «هر شخص زیر 18 سال نوجوان نامیده میشود.»[10] در معاهده حقوق کودک سن طفل، زیر 18 سال تبیین شده ولی چون منوط به حقوق داخلی در این زمینه شده است بنابر این باید معیارهای مناسب ملی در نظر گرفته شود و منافع اطفال نیز لحاظ گردد.