دانلود متن کامل پایان نامه های کارشناسی ارشد

پایان نامه و مقاله آماده - فرمت ورد- همه رشته ها -دانلود متن کامل پایان نامه های ارشد

دانلود متن کامل پایان نامه های کارشناسی ارشد

پایان نامه و مقاله آماده - فرمت ورد- همه رشته ها -دانلود متن کامل پایان نامه های ارشد

پژوهشکده علوم شناختی پایان نامه کارشناسی ارشد در رشته روان­شناسی شناختی موضوع:

نمودارشماره2. درصد مشکلات فیزیکی از نظر بیماران……………………………………………………………………………………………………………………88

نمودار شماره3. درصد مشکلات شناختی از نظر بیماران………………………………………………………………………………………………………………..89

نمودار شماره4. درصد مشکلات اجتماعی از نظر بیماران………………………………………………………………………………………………………………..91

نمودار شماره5. درصد کل مؤلفه­ها از نظر بیماران…………………………………………………………………………………………………………………………..92

نمودار شماره6. درصد مؤلفه­ها از نظر متخصصین……………………………………………………………………………………………………………………………96

نمودار شماره7. درصد کلی مؤلفه­ها از نظر متخصصین و بیماران…………………………………………………………………………………………………..97

نمودار شماره8. مقایسۀ درصد کل مؤلفه­ها از نظر بیماران و متخصصین……………………………………………………………………………………….98

منابع

منابع فارسی 114

References 118

پیوست‌ها

پیوست 1. 133

پیوست 2. 136

  1-1 مقدمه

اسکلروز متعدد[1] که اختصاراً به آن “ام اس” گفته می‌شود، درمجموع شایع­ترین علت ناتوانی غیرتروماتیک در جوانان در جهان به‌حساب می­آید (اختیاری و همکاران، 1386). علل بیماری تاکنون مشخص نشده است. در مطالعه کورتزک[2] گزارش شده است که مجموعه ­ای از عوامل خطر و مستعد کننده از قبیل نارسایی سیستم ایمنی، استعداد ژنتیکی فرد، زمینه فامیلی، منطقه جغرافیایی، عفونت­های ویروسی و حتی فشارهای روانی در ایجاد بیماری دخیل هستند (کورتزک، 1997؛ به نقل از رضایی و پناهی، 1384). علائم عصبی در بیماری “ام اس” به دلیل درگیری قسمت­های مختلف دستگاه عصبی مرکزی (CNS)[3] متنوع می‌باشد و به علائم حرکتی، شناختی و نوروسایکوژیکی منجر می­شود که تمام این علائم مستقل از یکدیگر رخ می­ دهند (چیارلوالوتی و دلوکا[4] ، 2008). گزارش شده است که نقص­های شناختی ازجمله مشکلات رایج در بیماران مبتلا به اسکلروز متعدد است که تأثیر زیادی را بر روی کارکردهای روان‌شناختی، شغلی و اجتماعی بیماران دارد.

نقایص شناختی در بیش از 50 درصد بیماران مبتلا به ام اس حتی در مراحل اولیۀ بیماری اتفاق می­افتد (بارائو و همکاران، 2011؛ به نقل از چهره‌نگار و همکاران، 2012). اگرچه شدت و تعداد مشکلات شناختی در این بیماری، در افراد مختلف متفاوت است، اما اصلی­ترین کارکرد­های شناختی که تحت تأثیر قرار می­گیرند شامل عملکردهای اجرایی، حافظه و سرعت پردازش اطلاعات می­باشند (کالبرس[5]،2006؛ پراکاش6 و همکاران، 2008؛ و دوک7و همکاران،2008). اما معمولاً زبان و عملکرد هوشی شخص بیمار محفوظ می­ماند. ویشارت و شارپ[6] (1997) طی بررسی­های خود به این نتیجه دست یافتند که نشانگان جسمی بیماری به‌تنهایی نمی ­تواند به‌عنوان متغیر پیش­بین خوبی برای آسیب­های شناختی در نظر گرفته شود. به‌عنوان‌مثال  بیمارانی که از نشانگان متعدد و شدید جسمانی رنج می­برند، شکایت چندانی از نقص در عملکردهای شناختی خود ندارند و بالعکس بیمارانی که درگیر مشکلات شناختی متعددی می­باشند، نشانگان جسمانی اندکی دارند. بر اساس چندین مطالعه هیچ رابطه­ا­ی و یا رابطۀ کمی بین ناتوانایی­های فیزیکی و نقایص شناختی وجود دارد (انجمن ملی ام‌اس ،2006). بنابراین برای سنجش مشکلات شناختی این بیماران نمی­توان به مشکلات جسمانی آن‌ها اکتفا کرد.

علاوه بر این، مشکلات عاطفی و خلقی نظیر افسردگی نیز در این بیماران بسیار معمول است. اغلب به نظر می­رسد افسردگی با اختلال شناختی همراه است، هرچند رابطه بین اختلالات عصبی و افسردگی نامشخص است (دمار[7] و همکاران،2003). ارتباط مثبت پایداری بین افسردگی و عملکرد شناختی، به‌ویژه با حافظه کاری (آرنت[8] و همکاران، 1999)، توانایی­های یادگیری، برنامه ­ریزی (آرنت و همکاران،2001) و سرعت پردازش (لاندرو[9] و همکاران،2004) ضعیف

 وجود دارد.

با توجه به نقش برجسته عملکردهای شناختی (حافظه، توجه، سرعت پردازش اطلاعات، ادراک دیداری فضایی، یادگیری و….) بر جنبه­ های مختلف زندگی انسان­ها و شیوع شکایات شناختی در بیماران ام اس برای تهیۀ یک پروتکل توان‌بخشی کامل تعیین جایگاه شکایات شناختی بیماران لازم است. پیدایش هرگونه مشکل و اختلالی در این زمینه­ها مسبب مشکلات متعددی در زندگی روزمره، شغل و روابط اجتماعی افراد می­گردد. هدف این مطالعه تعیین جایگاه شکایات شناختی در بین مؤلفه­ های شناخته‌شده برای توان‌بخشی بیماران ام اس عودکننده­ – بهبود یابنده می­باشد.

1-2 تعریف و بیان مسئله اصلی پژوهش

شواهد قوی نشان می­دهد که ام اس یک بیماری خود ایمنی است که در آن آنتی‌بادی‌های فرد علیه میلین یا الیگو دندروسیت­های CNS عمل می­ کند. آسیب به آکسون به علت دمیلینه شدن اتفاق می­افتد که ممکن است باعث ایجاد ناتوانی دائمی شود (کیگان[10] و نوسورثی[11]، 2002).

رائو و لئو(1991)، نقل می­ کنند که در مراحل اولیۀ این بیماری اختلالات شناختی ممکن است به‌صورت خفیف وجود داشته باشد، ولی با پیشرفت بیماری در تعداد کمی از بیماران اختلالات شدید شناختی گزارش شده است. اختلالات موجود در ام اس به‌صورت یک کاهش هماهنگ در کل شناخت نیستند بلکه بیشتر حیطه­های حافظه، توجه، عملکرد اجرایی، سرعت پردازش را شامل می­شوند و این در حالی است که حیطه­های زبان و هوش کلامی کمتر درگیر می­شوند (رائو و همکاران،1991). مشکلات شناختی در نوع عودکننده – بهبود یابنده ام اس در مراحل اولیه پدیدار می­شود که بیشتر بر توجه، سرعت پردازش اطلاعات، حافظه، بازداری و مفهوم‌سازی تأثیر می­گذارد (دلویر[12] و همکاران،2005). سایمیونی[13] و همکاران (2007)، گزارش کردند که حافظۀ آسیب‌دیده با اضطراب، افسردگی، خستگی و سلامت و کیفیت زندگی مرتبط است. امروزه با پیشرفت درمان­های دارویی که طول عمر بیماران ام اس را بالا برده است پرداختن به مشکلات روان‌شناختی و شناختی برای بالا بردن کیفیت زندگی جایگاه پیدا می­ کند.

افراد مبتلا به ام‌اس که مشکلات شناختی را تجربه کرده­اند باید مورد ارزیابی عصب‌شناختی قرار گیرند. این می ­تواند به ارزیابی علل مشکلات شناختی

این مطلب را هم اگر خواستید بخوانید :

بهترین مقاصد گردشگری تایلند کدامند؟

 (واکنش روانی یا ارگانیک)، کمک کند تا راه­های مناسب جهت کاهش نتایج این آسیب­ها به فرد ارائه گردد (گلدینگ و هنز، 2012). در حال حاضر ابزار ارزیابی عملکرد شناختی افراد مبتلا به ام‌اس (MACFIMS[14]) به زبان فارسی هنجاریابی شده است (اسحاقی و همکاران،2012).

با توجه به اینکه اغلب مطالعات انجام شده به روش کمی صورت گرفته است و همچنین به دلیل اهمیت درک و شناخت متخصصین از شکایات این بیماران در برنامه ­های توان‌بخشی، مطالعه حاضر به روش کیفی طراحی و اجرا گردیده است. در این پژوهش از روش مصاحبه عمیق استفاده شد. این ابزار، ارزیابی عمیق­تر ادراک­ها، نگرش­ها، علایق و آرزوهای آزمودنی­ها را امکان‌پذیر می­سازد. از سوی دیگر مصاحبه ابزاری است که امکان بررسی موضوع­های پیچیده، پیگیری پاسخ­ها یا پیدا کردن علل آن و اطمینان یافتن از درک سؤال از سوی آزمودنی را فراهم می­سازد. ازاین‌رو نسبت به روش کمی و استفاده از ابزارهایی همچون پرسشنامه که تنها به پاسخ­های سطحی آزمودنی­ها وابسته است، از طریق روش کیفی، می­توان اطلاعات پرمایه‌تر و عمیق­تری به دست آورد. از امتیازات مهم مطالعۀ کیفی قابلیت تولید فرضیات متعدد می­باشد. همان‌طور که در این پژوهش نیز آمده است در بخش پیشنهاد‌ها در غالب پیشنهاد به این فرضیات اشاره شده است. مسئلۀ مهم برای تأیید این فرضیات طراحی و انجام مطالعات کمی چندمرکزی با حجم نمونۀ بیشتر می­باشد.

1-3 ضرورت و اهمیت انجام پژوهش

متأسفانه بیماری ام اس در کشور ما هم رو به رشد است و در طول دهۀ گذشته تعداد بیماران افزایش یافته است (صحرائیان و همکاران، 2010). ازاین‌رو بیماران مبتلا ممکن است در آینده نیاز به توان‌بخشی شناختی داشته باشند. در بیماری اسکلروز متعدد که دارای علائم وسیع و تابلوهای کلینیکی متفاوت است، هر بار عود بر میزان ناتوانی بیمار می­افزاید و به‌تدریج باعث محدودیت شدید می­­­­­­­­شود. یکی از بهترین راه­ها برای کاهش میزان ناتوانی توان‌بخشی است. استفاده از برنامه ­های توان‌بخشی در هر بیمار بر اساس نوع عوارض متفاوت است و باید برای هر بیمار برنامه­ای خاص در نظر گرفت. لازم است برای نیل به این هدف میزان ناتوانی ایجاد شده در هر زمان، از طریق ارزیابی­های مکرر از بیمار، تعیین شود، این اقدامات، بلافاصله پس از درمان دارویی مرحله حاد بیماری شروع می­شود، بنابراین توان‌بخشی یک جزء جدانشدنی از طرح درمان در بیماران ام اس است (عظیمیان، 1379).  چون  در جریان بررسی­های کتابخانه­ای و میدانی، پروتکل ارزیابی و توان‌بخشی جامعی که دربردارنده ابعاد مختلف بیماری باشد، یافت نشد، بنابراین انجام پژوهشی  برای  شناسایی و اولویت‌بندی مداخلات درمانی مؤلفه­ های شناختی، روان‌شناختی و اجتماعی در توان‌بخشی بیماران مبتلا به اسکلروز متعدد عودکننده – بهبود یابنده  ضروری و مهم به نظر می­رسد.

1-4 اهداف پژوهش (هدف کلی و اهداف ویژه)

1-4-1 هدف کلی:

بررسی جایگاه مداخلات شناختی در پروتکل توان‌بخشی بیماران مبتلا به اسکلروز متعدد عودکننده – بهبود یابنده.

1-4-2 اهداف ویژه:

  1. شناسایی مؤلفه­ های شناختی، روان‌شناختی و اجتماعی در بیماران مبتلا به اسکلروز متعدد عودکننده – بهبود یابنده.

دانشکده­ی علوم تربیتی و روان­شناسی گروه آموزشی روان­شناسی پایان نامه برای دریافت درجه­ کارشناسی ارشد

خودشناسی[4] عبارت است از آگاهی لحظه به لحظه فرد نسبت به حالات روان­شناختی و توان تمایز نهادن و تحلیل محتوای تجارب کنونی و نیز پردازش شناختی فعال درباره­ی خود و معطوف به رویدادهای گذشته است که نتیجه آن ایجاد دید وسیع­تر برای هدایت رفتار و تشکیل طرحواره­های فردی پیچیده­تر و کامل­تر است (طهماسب، 1384).

ارتباط خودشناسی با زمینه ­های مختلف، از جمله پژوهش­های روان­شناسی اجتماعی، خانواده و ناسازگاری تأمل پذیر است (ویلسون و دان[5]، 2004). با توجه به مطالب ارائه شده و از آن جایی که در شرایط حاضر نوجوانان و کودکان با مشکلات بسیاری در زندگی خویش مواجه هستند و این مشکلات موجب مسائل روان – تنی بسیاری چون اضطراب، تنش، ناکامی و آشفتگی عاطفی در زندگی روزمره می­شوند و نیز، با توجه به این ­که بخش عظیمی از جمعیت کشورمان را نوجوانان و دانش­ آموزان به خود اختصاص داده­اند و این افراد در آینده عهده­دار وظایف و مسئولیت­های مختلف جامعه خواهند بود؛ بی­توجهی به نیازهای ضروری این قشر، صدمات جبران ناپذیری به پیکره­ی اجتماع وارد خواهد ساخت. بنابراین، این مطالعه با هدف بررسی رابطه بین بلوغ عاطفی و خودشناسی در دانش­ آموزان انجام گرفت.

12 بیان مسئله

     مبحث بلوغ و بلوغ عاطفی از جمله مفاهیمی است که توجه روان­شناسان و متخصصان علوم تربیتی را به خود جلب کرده است. به اعتقاد بسیاری از متخصصان، بلوغ عاطفی از جمله متغیرهایی است که روی عملکرد تحصیلی دانش­ آموزان تأثیر می­گذارد.

محققان مختلف، بلوغ عاطفی را این گونه تعریف کرده­اند: بلوغ عاطفی عبارت است از خروج کودک از انگیزه­های کودکانه، و نشان دادن عواطف خود به شکل بزرگ­ترها، آن­ چنان که عاطفه­اش جهت­دار و در­ خط تعدیل و کنترل باشد. بلوغ نقطه عطف و دوره بحرانی انتقال از کودکی به بزرگسالی و زمان اکتساب قدرت باروری است. به عبارت دیگر، بلوغ دوره­ای از رشد روانی، جسمی، ذهنی، عاطفی و اجتماعی فرد است که ثبات و تکوین شخصیت در آن صورت می­گیرد (نجفی و همکاران، 1390). مورگان (1934؛ به نقل از سینک و بهار­گاوا) «می­گوید یک نظریه­ی کارآمد درباره­ی بلوغ عاطفی باید تمام حیطه­ی فردیت، نیرو­ها و توانایی لذت بردن از این نیروها را در نظر بگیرد.» از نظر والتری، دی و اسمیت سون (1974؛ به نقل از سینک و بهار­گاوا) «بلوغ عاطفی جریانی است که طی آن شخصیت فرد مداوماً برای احراز بیش از پیش سلامت عاطفی، از لحاظ روانی و فردی می­کوشد».

مطالعات نشان داده­اند افرادی که از بلوغ عاطفی پایین برخوردار هستند، نمی­توانند در شرایط مختلف واکنش مناسبی نشان دهند و هم­چنین آن­ها نمی­توانند خود را به جای دیگران بگذارند، اما افرادی که از بلوغ عاطفی بالایی برخوردارند، قادر هستند که در شرایط دشوار هم، کنترل هیجانی و عاطفی خود را حفظ کنند (مهین­ترابی و همکاران، 1390). در تعدادی از تحقیقات دیگر، این نتیجه به دست آمد که عدم بلوغ عاطفی می ­تواند باعث ایجاد مشکلاتی در زندگی زناشویی شود. زوج­هایی که از بلوغ عاطفی پایینی برخوردارند، نمی­توانند در شرایط مختلف واکنش مناسب نشان دهند، هم­چنین، نمی ­تواند خود را به جای طرف مقابل بگذارند. از این رو اختلافات در زندگی مشترک افزایش می­یابد. اما در صورتی که زوج­ها از بلوغ عاطفی بالایی برخوردار باشند، قادر خواهند بود در شرایط دشوار زندگی هم کنترل هیجانی و عاطفی خود را حفظ نمایند. آن­ها هم­چنین، ضمن شناسایی نیازهای خود و طرف مقابل، برای برآورده سازی این نیازها در جریان زندگی مشترک تلاش می­ کنند. هم­چنین نشان داده شد، که بلوغ عاطفی بالا موجب افزایش رضایت­مندی زندگی زناشویی و کاهش نارضایتی زناشویی می­شود (مهین­ترابی و همکاران، 1390).

هم­چنین تحقیقات نشان داده­اند که بین بلوغ عاطفی و سلامت روانی و عمومی ارتباط معناداری وجود دارد. به این ترتیب، افرادی که از بلوغ عاطفی بالایی برخوردار بودند از سلامت روانی و عمومی خوبی نیز برخوردار بودند و به هر میزان که آگاهی آن­ها از دوران بلوغ بیشتر بود، سلامت روانی و عمومی آن­ها نیز در سطح­ مطلوب­تری قرار داشت (آقا یوسفی و همکاران، 1388).

از میان تمامی پیشرفت­ها و پژوهش­های علمی هیچ یک به اندازه­ شناخت انسان توجه او را به خود جلب نکرده است. آدمی از دیرباز کوشیده است تا افکار، عواطف، و احساسات خود و هم نوعان خود را دریابد. علاقه­ همیشگی اکثر مردم به افسانه­ها، داستان­ها، سرگذشت­ها و شرح حال­ها گویای این نظر است­ (پارسا،1377).
نقش خود­شناسی به عنوان سازه­ای شخصیتی که واجد ملاک­های رفتاری معین است، در تبیین و پیش ­بینی فرایندها و سازه­های مختلف روان­شناختی، در پژوهش­های پیشین به تأیید رسیده است (قربانی و همکاران، 2005). در دو دهه­ی اخیر بیش از پیش به نقش خود­آگاهی در بهداشت روانی توجه شده است.

برخی از محققان بر آنند که خود­آگاهی پیامد­های منفی برای بهداشت روانی فرد دارد. نتایج مطالعات آنان نشان داده است که اشتغال فکری با شکست­ها و محرومیت­ها، به­ ویژه هنگامی که توأم با احساس نگرانی از حضور در کنار دیگران باشد، منجر به استمرار و تشدید افسردگی می­گردد (نالن – هاکسما[6]، 1990؛ هاکسما و گروگاس[7]، 1994؛ پیزنسکی و گرینبرک[8]، 1987).

هم­چنین نتایج پژوهش نشان داده است که خود­آگاهی و اجزای آن با اختلالات روابط بین­ ­فردی رابطه دارد (لطیفیان و سیف، 1386). گنجاندن مفهوم خود­شناسی در میان هر چیز، به ویژه درباره­ی مسائل مرتبط با زندگی زناشویی پیامدهای مهمی دارد. مکاتب و روش­های مشاوره­ای و روان­درمانی و حتی

 آموزه‌های دینی، افراد را به تدبر در خویشتن فراخوانده­اند (برن[9]، 2007). از این منظر، خودشناسی مقدمه ارتباط مؤثر با دیگران تلقی می­شود (باتلر و وامپلر[10]، 1999). باتلر وامپلر (1999) طی پژوهشی به این نتیجه دست یافتند که آموزش مهارت­های ارتباط به پیشرفت­های چشمگیری در ارتباط افراد با یکدیگر می­شود و هم­چنین میزان خود­شناسی را نیز افزایش می­دهد.

موسوی و قربانی (1385) طی پژوهشی که روی 151 نفر از دانشجویان دانشگاه تهران انجام دادند به این نتیجه رسیدند که بین خود­شناسی و آسیب­های روان­شناختی همبستگی منفی وجود دارد. با توجه به نقش تسهیل­گر فرایند خودشناسی در همسانی درونی، ویژگی خود نظم­دهنده­ی آن (هیگنز[11]، 1996)، و تأثیر آن در بهزیستی روانی (قربانی و همکاران، 2003)، می­توان پیش ­بینی کرد، هر چه میزان خود­شناسی بالاتر باشد، همسانی درونی بیشتر و مشکلات روان­شناختی کم­تر است. نتایج پژوهش­های اخیر حاکی از آن است که شدت و وضوح خودآگاهی در تعامل با ماهیت افکار، عواطف و باورها به ویژه احساس نومیدی و نیز ارزشی که فرد برای خود به عنوان یکی از اعضای اجتماع قائل است، می ­تواند به انحای مختلف بر بهداشت روانی فرد تأثیر بگذارد (سیمون و هارتر[12]، 1998).

فهم ذهن دیگران و خودآگاهی (آگاهی بر حالات ذهنی خود) به موازات یکدیگر پیش می­رود، دانش در مورد ذهن خود به دانش در مورد ذهن دیگران مربوط است (گوپنیک[13]، 1993). از این رو، آنان که شناخت گسترده­تر و عمیق­تری از خود دارند، دیگران را نیز بهتر می­توانند درک کنند و پیش ­بینی دقیق­تری از افکار خود و سایرین خواهند داشت و بدین ترتیب مشکلات کم­تری را در ر­ابط بین فردی با دیگران تجربه خواهند کرد.

با توجه به این که متغیرهای بلوغ عاطفی و خود­شناسی در زندگی فرد از اهمیت به سزایی برخوردار است اما در ادبیات پژوهشی به این متغیرها و رابطه­ آن­ها با هم توجه زیادی نشده و تحقیقاتی که در این زمینه، چه در داخل و چه در خارج صورت گرفته محدود می­باشد. بنابراین، در این پژو­هش مسئله اصلی بررسی رابطه بین بلوغ عاطفی و خود­شناسی در دانش­ آموزان مدارس دولتی و نمونه ­دولتی می­باشد؛ و ما می­خواهیم بدانیم که آیا بین متغیرهای بلوغ عاطفی و خود­شناسی در بین دانش­ آموزان رابطه وجود دارد یا نه؟

13 دلایل توجیهی و ضرورت انجام تحقیق

این مطلب را هم اگر خواستید بخوانید :


دوران بلوغ یکی از مهم­ترین دوران­های زندگی است. در این دوره بزرگ­ترین تغییرات فیزیولوژی و روانی در فرد ایجاد می­شود و شناخت این تحولات و تغییرات در رفتار و کردار نوجوانان بسیار ارزشمند است.

دانش­ آموزان از مهم­ترین اقشار جامعه و جزء روشن­فکران آن محسوب می­شوند که نگرش و عملکرد آن­ها در کل جامعه تأثیر دارد. هر چه این قشر از نظر رفتاری، عملکردی و شناختی پویاتر و انعطاف پذیرتر باشند، به همان اندازه جامعه در دست­یابی به اهداف و پیشرفت موفق­تر خواهد بود. با وجود آن که همواره پرسش­هایی بنیادین در باب ماهیت ذهن انسان و توانایی وی در شناخت خود مطرح بوده است، اما مفهوم خودشناسی تا­کنون جایگاه اصلی خود را در روان­شناسی به عنوان موضو­عی عمده و اساسی به دست نیاورده است.

ارتباط خود­شناسی با زمینه ­های پژوهشی مختلف از جمله سنت روان پویشی، پژوهش­های شخصیت که در آن صفات شخصیتی به واسطه پرسشنامه­های خود سنجی ارزیابی می­شوند و پژوهش­های روان­شناسی اجتماعی در زمینه ماهیت خود پنداشت قابل تأمل است (ویلسون و دان،2004). هم­چنین بلوغ عاطفی با بسیاری از جنبه­ های زندگی فرد ارتباط دارد. پس با توجه به اهمیت بلوغ عاطفی و خود­شناسی در زندگی انسان، نتایج این پژوهش می ­تواند در زمینه ­های بهداشت و سلامت روان مورد استفاده قرار گیرد و از اهمیت به سزایی برخوردار است. هم­چنین، نتایج این پژوهش در زمینه ­های برنامه­ ریزی تحصیلی در مدارس نیز از اهمیت بالایی برخوردار است. از جمله ضرورت­های دیگر این پژوهش انجام تحقیقات کم در زمینه موضوع پژوهش می‌باشد؛ و انجام این تحقیق از بُعد افزایشی در ارتقای پژوهش­های مربوط به سلامت روان دانش­ آموزان اهمیت به سزایی دارد.

1-4 اهداف تحقیق

141 اهداف کلی

  • بررسی رابطه­ بلوغ عاطفی و خود­شناسی در دانش­ آموزان مدارس دولتی و نمونه دولتی.
  • مقایسه بلوغ عاطفی و خودشناسی در دانش­ آموزان مدارس دولتی و نمونه دولتی.
  • پیش بینی میزان خودشناسی دانش­ آموزان براساس مؤلفه­ های بلوغ عاطفی.

142 اهداف جزئی

تعیین رابطه بین بلوغ عاطفی و خود­شناسی در دانش­آموزان.
تعیین رابطه بین مؤلفه­ های بلوغ عاطفی و خود­شناسی در دانش­آموزان.
تعیین رابطه بین بلوغ عاطفی و مؤلفه­ های خود­شناسی در دانش­آموزان.
تعیین تفاوت بین بلوغ عاطفی و خود­شناسی در دانش­ آموزان مدارس دولتی و نمونه دولتی.
تعیین تفاوت بین بلوغ عاطفی و خود­شناسی در دانش­ آموزان دختر و پسر.
تعیین تفاوت بین مؤلفه­ های بلوغ عاطفی در دانش­ آموزان دختر و پسر.
تعیین تفاوت بین مؤلفه­ های خود­شناسی در دانش­ آموزان دختر و پسر.
تعیین تفاوت بین بلوغ عاطفی و خود­شناسی در دانش­ آموزان پایه دوم و سوم تحصیلی.
تعیین توان مؤلفه­ های بلوغ عاطفی در پیش بینی میزان خود­شناسی دانش­آموزان.
تعیین توان مؤلفه­ های بلوغ عاطفی در پیش بینی میزان هر یک از مؤلفه­ های خود­شناسی در دانش­آموزان.

15 فرضیه­ های تحقیق

بین بلوغ عاطفی و خود­شناسی دانش­ آموزان رابطه معنی­داری وجود دارد.
بین مؤلفه­ های بلوغ عاطفی و خود­شناسی دانش­ آموزان رابطه معنی­داری وجود دارد.
بین بلوغ عاطفی و مؤلفه­ های خود­شناسی دانش­ آموزان رابطه معنی­داری وجود دارد.

بین بلوغ عاطفی و خود­شناسی دانش­ آموزان مدارس دولتی و نمونه ­دولتی تفاوت وجود دارد.
بین بلوغ عاطفی و خود­شناسی دانش­ آموزان دختر و پسر تفاوت وجود دارد.
بین مؤلفه­ های بلوغ عاطفی در دانش­ آموزان دختر و پسر تفاوت وجود دارد.
بین مؤلفه­ های خود­شناسی در دانش­ آموزان دختر و پسر تفاوت وجود دارد.
بین بلوغ عاطفی و خود­شناسی در دانش­ آموزان پایه دوم و سوم تحصیلی تفاوت وجود دارد.
مؤلفه­ های بلوغ عاطفی میزان خودشناسی دانش­ آموزان را پیش ­بینی می­ کند.
مؤلفه­ های بلوغ عاطفی میزان هر یک از مؤلفه­ های خود­شناسی در دانش­ آموزان را پیش ­بینی می­ کند.

16 متغیرهای تحقیق

بلوغ عاطفی

خودشناسی

17 تعریف مفهومی متغیرها

– بلوغ عاطفی: بلوغ عاطفی جریانی است که طی آن شخصیت فرد دایماً برای احراز بیش از پیش سلامت عاطفی، از لحاظ روانی و فردی می­کوشد. مفهوم رفتار عاطفی در هر سطحی، حاصل رشد طبیعی عاطفی است (والتری، دی و اسمیت سون، 1974).

– خودشناسی: خود­شناسی عبارت است از آگاهی لحظه به لحظه فرد نسبت به حالات روان­شناختی و توان تمایز نهادن و تحلیل محتوای تجارب کنونی و نیز پردازش شناختی فعال درباره­ی خود و معطوف به رویدادهای گذشته است که نتیجه آن ایجاد دید وسیع­تر برای هدایت رفتار و تشکیل طرحواره­های فردی پیچیده­تر و کامل­تر است (طهماسب، 1384).

دانشگاه الزهرا (س) دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی پایان نامه

ادراک از خود منفی، تمایل زیادی به نسبت دادن شکست ها به ناکارآمدی خود دارند، شکست هایی که بعضاً ناشی از تبعات دارا بودن یک بیماری نورولوژیک است و این حس ناکارآمدی و درماندگی را به سایر تجارب خود نیز منتقل نموده و عملاً بسیاری از فرصت های عملکرد موثر را از خود می گیرند و به جای حل صحیح مسأله به انزوا و درماندگی روی می آورند. صرع، باورها و نگرش های زیربنایی ناکارآمدی ایجاد می کند که مهارت های سازگاری و توانایی مقابله با مشکلات خاص یک بیماری مزمن را تحت تأثیر قرار می دهد. بیمار مصروع، باورها و نگرش هایی در مورد خود شکل می دهد که از عقاید یک فرد عادی متفاوت است و این نگرش ها به وسیله تجارب منفی مربوط به ابتلاء به صرع تقویت شده و منجر به سطوح بالای افسردگی و اضطراب مزمن می شود (صالح زاده، 1390). به عبارتی، این بیماران در معرض طیف وسیعی از اختلالات روانی شامل اضطراب، اختلالات شخصیتی و سایکوز قرار دارند (پاولی[22]، استیفان[23]، 2009). بدین ترتیب ابتلاء به صرع، کیفیت زندگی وابسته به سلامتی را در فردِ مبتلا مورد تهدید قرار داده و بررسی سطوح کیفیت زندگی را در این بیماران آشکار می سازد (منتظری و همکاران، 1389).

بطور کلی 40 درصد از بیماران مصروع، مبتلا به اختلال روانپزشکی همراه هستند که یکی از علل آن مواجه شدن فرد با استرس ناشی از بیماری است (بیرقی، 1391). همچنین روابط بین فردی ضعیف و سبک های ارتباطی غلط (اغلب پرخاشگر یا منفعل) منجر به طرد شدن از سوی دیگران و افزایش انزوای اجتماعی، خلق منفی و تقویت ادراک از خود منفی بیماران است (صالح زاده،1390). صلاحیت اجتماعی نامطلوب (آلمان[24]، 2014؛ و محولاتی، 1391) می تواند علت و نیز معلول این موضوع باشد. در واقع، سازگاری و صلاحیت اجتماعی ضعیف در این بیماران ناشی از عملکرد خانواده، عوارض نامطلوب دارو درمانی، شدت علائم و خیالبافی های نادرست کودک و والدین درباره ماهیت این اختلال است. به عبارت دیگر صرع تجربه استرس زایی است که تکامل و سازگاری فرد را تحت تأثیر قرار می دهد (مظاهری، 1388). در زمینه عملکرد خانواده می توان به اشتباهاتی اشاره کرد که تقریباً همیشه در تربیت کودک مصروع تکرار می شود؛ گاه پرستاری مبالغه آمیز و اتکاء زیاده از حد کودک به والدین و گاه برخورد خشن و تنبیهی با کودک. این رفتارهای متضاد والدین مرتباً تکرار می شود و کودک که از لحاظ جسمی و روانی ضعیف است نمی تواند با این تعارضات بیرونی مقابله و آنها را حل کند؛ نتیجه این فرایند اختلال رفتاری است (مقدسی،1380).

بکارگیری این یافته ها برای مصروعین مشکل آفرین است؛ به عبارت دیگر این افراد در امر تشکیل خانواده، اداره خانواده و مدیریت روابط خود با مشکلاتی روبرو هستند. از طرف دیگر، حمایت خانوادگی بر روند درمان، چرخه معیوب اختلالات روانپزشکی همراه و مقاومت به داروها در بیماران اثر می گذارد. متأسفانه ناآگاهی و باورهای غلط درباره صرع حتی در بین خانواده اصلی این بیماران شایع است. میزان اطلاعات محدود خانواده بر کیفیت زندگی، حمایت اجتماعی ادراک شده و سازگاری اجتماعی بیماران موثر است. طبق مطالعات، حمایت والدین پیش بینی کننده مثبتی برای سازگاری زناشویی[25] در بین مصروعین است. حمایت بر روابط زناشویی مخصوصاً در شروع آن اثرگذار است. از طرفی بیماران مصروع حمایت اجتماعی پایین تری را گزارش می کنند، و همچنین نتایج تحقیقات نشان دهنده سازگاری زناشویی پایین در بین این بیماران است (چن[26]، 2013). به نظر می رسد رابطه بین حمایت و سازگاری متقابل باشد. لذا حمایت اجتماعی از ازدواج بر سازگاری با صرع تأثیر مثبتی دارد (الیوت[27]، 2011). نتایج پژوهش ها نشان می دهد هنگامی که همسران احساس امنیت عاطفی می نمایند، عملکرد ارتباطی آنان تقویت شده و رضایت زناشویی آنان افزایش می یابد. کیفیت رابطه زناشویی منعکس کننده ارزیابی کلی فرد از رابطه است (کرولی، 2006). اختلالات جنسی نیز می تواند بر سازگاری زناشویی موثر باشد. مبتلایان به صرع لوب گیجگاهی، با وجود داشتن میل جنسی زیاد، از لحاظ جنسی ناتوان اند (مقدسی، 1380). حرکات تکرار شونده غیرارادی جنسی حین یا بلافاصله بعد از حمله تشنجی که بیشتر به صورت حرکات خود ارضایی یا صحبت های جنسی است (با منشأ لوب پیشانی) نیز در این بیماران وجود دارد. از سویی فعالیت زناشویی (به ویژه تنفس های شدید حین روابط زناشویی) نیز احتمال تشنج را افزایش می دهد که می تواند منجر به کاهش میل جنسی در زنان و مردان مصروع شود (نبوی، 1389). پس با توجه به حمایت اجتماعی کمتر، افسردگی بیشتر و وجود اختلالات جنسی در مبتلایان؛ سازگاری زناشویی پایین تر در این بیماران قابل انتظار است (چن، 2013 ). در خانواده، رضایت زناشویی یکی از مهمترین عوامل پیشرفت و دستیابی به اهداف زندگی و تحت تأثیر ثبات عاطفی زوجین است. رضایت از زندگی زناشویی سهم عمده ای در تداوم زندگی و تربیت نسل بعدی دارد (به نقل از فاتحی زاده و احمدی، 1384). بدون شک، خانواده یکی از محوری ترین محیط های تربیتی است که در حفظ سلامت روانی، اجتماعی و جسمانی فرد نقشی بسزا دارد. شرایط روانی خانواده مانند روابط عاطفی والدین نسبت به فرزندان در ایجاد سازگاری و سلامت روانی، رشد مهارت های اجتماعی و پیشرفت و موفقیت تحصیلی و شغلی فرزندان نقش تسهیل کننده یا بازدارنده دارد (کرامتی، مرادی، کاوه، 1384). طبق نظر رابین اسکینر[28]، مادری که از رفتار مناسب مادرانه بهره نبرده است و یا پدری که در حد رضایت بخشی در حقش پدری نشده باشد، وقتی قرار است به ایفای نقشی بپردازدکه برای آن هیچ سرمشق درونی در اختیار ندارد؛ رفتار نامناسب و ناهمخوانی خواهد داشت (گلدنبرگ وگلدنبرگ ،1389، ترجمه حسین شاهی برواتی و همکاران). از سویی، والدینی که به دلایل مختلف دچار تنیدگی هستند، می توانند تسهیل کننده و یا گسترش دهنده مشکلات رفتاری کودکان خود باشند (مصطفوی و همکاران، 1391). به طورکلی، والدینی که در ارتباطات خود متزلزل، فاقد اطمینان خاطر و بی ثباتند، در نحوه تربیت فرزندان با یکدیگر توافق ندارند، از الگوهای فرزندپروری مبتنی بر طرد، حمایت افراطی با اغماض یا تسلط، انضباط دوگانه، سستی موازین اخلاقی، کمال جویی های غیرمنطقی و عصبانیت و بی ثباتی عاطفی استفاده می کنند، رفتارهای نوروتیک را در کودکان تثبیت می کنند و سبب می شوند که کودکان از نظر هیجانی و عاطفی نیازمندتر شده و در چنین شرایطی از حس اعتماد و امنیت که اساس تحول هیجانی سالم محسوب می شوند، ناکام بمانند. تحقیقات بر روی سازگاری کودکانی که والدین آنها دچار درد مزمن بودند، نشان دادند کودکان این گروه از والدین، مشکلات رفتاری بیشتر و شایستگی اجتماعی کمتری دارند (خدایاری فرد، 1382). در نهایت باید توجه داشت که مشکلات رفتاری کودکان با تنیدگی مادران و تنیدگی موجود در روابط زناشویی (کیدرون[29]، لندرث، 2010)، افسردگی (فورهند[30]و همکاران، 1982؛ به نقل از مصطفوی و همکاران، 1391)، اضطراب (فانتزو[31]و همکاران، 2006) و کناره گیری که همگی در زندگی بیماران مبتلا به صرع به وفور دیده می شود.

بنابراین با توجه به مهارت های اجتماعی ضعیف (مظاهری، 1388)، وجود اختلالات روانپزشکی (نجفی، 1389)، اختلافات زناشویی بیشتر (چن و همکاران، 2013)، سلامت روان نامناسب خانواده مصروعین (صفوی، 1389) و تقابل و تعامل این عوال با کیفیت زندگی فرد مصروع و خانواده اش و باتوجه به اینکه شرم و خجالت مداوم (به دلیل داشتن بیمار مصروع در خانواده) بر پویایی ها و الگوهای ارتباطی بین اعضای خانواده تأثیر گذار است، به نظر می رسد صرع به

 عنوان یک بیماری مزمن دارای تأثیرات اقتصادی-اجتماعی زیادی بر فرد مبتلا و خانواده اوست و روابط فرد مبتلا را تحت تأثیر قرار می دهد. در این پژوهش بر آنیم تا تأثیرات صرع را بر کیفیت زندگی، کیفیت روابط

با همسر و کیفیت روابط با فرزند بررسی کنیم.

مدل مفروض درباره روابط بین متغیرهای پژوهش در شکل زیر ارائه گردیده است.

1-3 اهمیّت پژوهش

انجمن صرع ایران ادعا می کند که در ایران هر ساله بیش از 30 هزار نفر، دچار صرع می شوند (مسرور و همکاران ،1390). با توجه به گستردگی روزافزون این بیماری، باید تمامی ابعاد زندگی این افراد بررسی شده و زمینه بهبود شرایط زندگی را برای ایشان فراهم نمائیم.

کیفیت زندگی یکی از نگرانی های عمده برای متخصصان بهداشت است. ارزیابی کیفیت زندگی کمک می کند تا مشکلات بیماران به طور بنیادی تر مورد توجه قرار گرفته و روش های درمانی مورد تجدیدنظر قرار گیرند (مرکوریس[32] و همکاران، 2009). به عبارت بهتر، دستیابی به اطلاعات کیفیت زندگی نه تنها راه گشای درمان های مؤثرتر و پیشرفت های آینده است، بلکه در ارتقای برنامه های حمایتی و اقدامات توانبخشی بسیار مؤثر است.

همچنین درون هر خانواده روابطی وجود دارد که درک آنها به درک مشکلات خانواده می انجامد (افقری، 1391). در واقع، خانواده یکی از محوری ترین محیط های تربیتی است که در حفظ سلامت روانی، اجتماعی و جسمانی فرد نقشی بسزا دارد. شرایط روانی خانواده مانند روابط عاطفی والدین نسبت به فرزندان، فرزندان نسبت به یکدیگر، و والدین نسبت بهم در ایجاد سازگاری و سلامت روانی، رشد مهارت های اجتماعی و پیشرفت و موفقیت تحصیلی و شغلی فرزندان نقش تسهیل کننده یا بازدارنده دارد. در این سامانه تربیتی والدین نقش اساسی و سرنوشت سازی در زندگی فرزندانشان دارند (کرامتی، مرادی،

این مطلب را هم اگر خواستید بخوانید :

سایت دانلود پایان نامه – تحقیق -پروژه و مقاله

 کاوه، 1384).

وقتی ازدواجی تیره می شود تنها زن و شوهر نیستند که آسیب می بینند، بلکه فرزندان آنها هم در این رهگذر آسیب می بینند. این کودکان در مقایسه با سایر همسالان خود، از افسردگی و رفتارهای مسأله دار بیشتری رنج می برند و عملکرد درسی شان در مدرسه ضعیف تر می شود. لذا با شناسایی عوامل خطرزا در زندگی زناشویی می توان آینده روشنی را برای خانواده و در نهایت برای جامعه رقم زد.

1-4 اهداف پژوهش

1- بررسی رابطه بین سن ابتلاء به صرع و روابط عمومی با همسر در افراد مبتلا به صرع

2- بررسی رابطه بین سن ابتلاء به صرع و روابط خصوصی با همسر در افراد مبتلا به صرع

3- بررسی رابطه بین روابط عمومی با همسر و رابطه مثبت با فرزند در افراد مبتلا به صرع

4- بررسی رابطه بین روابط عمومی با همسر و تعارض با فرزند در افراد مبتلا به صرع

5- بررسی رابطه بین روابط عمومی با همسر و وابستگی به فرزند در افراد مبتلا به صرع

6- بررسی رابطه بین روابط عمومی با همسر و روابط خصوصی با همسر در افراد مبتلا به صرع

7- بررسی رابطه بین روابط عمومی با همسر و کیفیت زندگی در افراد مبتلا به صرع

8- بررسی رابطه بین روابط خصوصی با همسر و کیفیت زندگی در افراد مبتلا به صرع

9- بررسی رابطه بین رابطه مثبت با فرزند و کیفیت زندگی در افراد مبتلا به صرع

10- بررسی رابطه بین رابطه مثبت با فرزند و تعارض با فرزند در افراد مبتلا به صرع

11- بررسی رابطه بین رابطه مثبت با فرزند و وابستگی به فرزند در افراد مبتلا به صرع

12- بررسی رابطه بین وابستگی به فرزند و کیفیت زندگی در افراد مبتلا به صرع

13- بررسی رابطه بین تعارض با فرزند و کیفیت زندگی در افراد مبتلا به صرع

14- بررسی مدل ساختاری رابطه بین سن ابتلاء به صرع، روابط عمومی با همسر، روابط خصوصی با همسر، رابطه مثبت با فرزند، تعارض با فرزند، وابستگی به فرزند و کیفیت زندگی، در افراد مبتلا به صرع

1-5 فرضیات پژوهش

فرضیه 1- بین سن ابتلاء به صرع و روابط عمومی با همسر در افراد مبتلا به صرع، رابطه‌ معنادار وجود دارد.

فرضیه 2- بین سن ابتلاء به صرع و روابط خصوصی با همسر در افراد مبتلا به صرع، رابطه‌ معنادار وجود دارد.

فرضیه 3- بین روابط عمومی با همسر و رابطه مثبت با فرزند، در افراد مبتلا به صرع، رابطه معنادار وجود دارد.

فرضیه 4- بین روابط عمومی با همسر و تعارض با فرزند، در افراد مبتلا به صرع، رابطه‌ معنادار وجود دارد.

فرضیه 5- بین روابط عمومی با همسر و وابستگی به فرزند، در افراد مبتلا به صرع، رابطه‌ معنادار وجود دارد.

فرضیه 6- بین روابط عمومی با همسر و روابط خصوصی با همسر، در افراد مبتلا به صرع، رابطه‌ معنادار وجود دارد.

فرضیه 7- بین روابط عمومی با همسر و کیفیت زندگی، در افراد مبتلا به صرع، رابطه‌ معنادار وجود دارد.

فرضیه 8- بین روابط خصوصی با همسر و کیفیت زندگی، در افراد مبتلا به صرع، رابطه‌ معنادار وجود دارد.

فرضیه 9- بین رابطه مثبت با فرزند و کیفیت زندگی، در افراد مبتلا به صرع، رابطه‌ معنادار وجود دارد.

فرضیه 10- بین رابطه مثبت با فرزند و تعارض با فرزند، در افراد مبتلا به صرع، رابطه‌ معنادار وجود دارد.

دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی دانشکده روانشناسی و علوم اجتماعی ، گروه علوم تربیتی

خلاصه ، نتیجه گیری و پیشنهادات.. 111

بررسی سؤالات پژوهش.. 112

نتیجه گیری.. 118

پیشنهادات.. 120

پیشنهادات کاربردی :.. 120

منابع.. 122

پیوست.. 128

مؤلفه های شهروندی آکسفام.. 129

Abstract 132

       

فصل اول

کلیات پژوهش

 آموزش و پرورش مبدا توسعه کلان کشور است. برای توسعه باید از آموزش و پرورش شروع کرد و این خود نیازمند آن است که ما آموزش و پرورش توسعه یافته داشته باشیم. که بدون یک نظام آموزش توسعه یافته، نمی توان به توسعه یافتگی نایل شد و هم بدون تربیت نسل آینده که هم توسعه یافته باشند، هم قطارهای توسعه را بر دوش ریل توانمندی های خود حمل می کنند، دستیابی به توسعه مسیر نمی شود . توسعه درون زا با اتکا بر توان داخلی و ظرفیت های درون سیستمی و با اتکاء بر منابع مادی و معنوی و با رسیدن به مدل بومی می تواند هم قابلیت اجراء داشته باشد و هم تداوم پیدا کند آموزش سنگ بنای نوسازی انسان است و نوسازی آموزشی یکی از ارکان مهم توسعه همه جانبه محسوب می شود)اسکندری و رفیعی فر، 1384)

شهروندی یکی از مهمترین مفاهیم و ایده های اجتماعی است که در بازخوانی رابطه فرد و جامعه کارایی دارد. تعاریف متفاوتی از شهروندی شده ولی تعبیر مشترک از آن وجود دارد که عناصر اساسی آن حقوق و وظایف می باشد.

شهروندی رابطه بین فرد و جامعه را در قالب حقوق و مسئولیت ها بازنمایی می کند شهروندی هر دو عنصر فردگرایانه و جمع گرایانه را در خود دارد بدین ترتیب که شهروندی از یک طرف با اعطای حقوق، معنای لازم را به فرد می دهد که فارغ از هرگونه دخالت، منافع خود را دنبال نماید و همچنین فرد را قادر می سازد که دستی در شکل دادن به نمادهای حکومتی عمومی داشته باشد و از طرف دیگر بر مسئولیت هایی که باید برای پایداری جوامع سیاسی و محیط طبیعی مان بپذیریم تاکید می کند بنابراین تنها در بستر اجتماعی است که روابط انسانی پایدار بوده و حقوق قابل تحقق است (فالکس، 1381)

شهروندی به عنوان رویکردی که به انواع حقوق انسانی در جامعه اشاره می کند و تعامل بین فرد و جامعه را جهت می دهد.( پارکر، 2002)

بنابراین زمانی آموزش وپرورش در رسیدن به اهداف و آرمانهایش موفق خواهد بود که بتواند شهروندی آگاه مسئول و خلاق بپروراند و این امر میسر نیست مگر از طریق آموزش بهینه شهروندی و نیز ارتقا فرهنگ شهروندی، شهروندی یک فرایند مربوط به تمام عمر است و به همین جهت همه ی افراد در طول زندگی خود نیازمند آموزشهای متناسب با شهروندی در مراحل گوناگون زندگی هستند البته این امر زمانی جامه عمل می پوشد که فضای آموزش جامعه فضای دموکراتیک بخود بگیرد و این ممکن نیست مگر به شرط استقرار نظام سیاسی مردم سالار، در این فضای دموکراتیک دانش آموزان نیز نیازمند آن هستند که در زمینه های اخلاقی رشد اجتماعی و دانش و درک درست و عینی از جهان آموزش ببینند در تمام تصمیم گیری های مربوط به خودشان در خانه و مدرسه و جامعه مشارکت کنند و به عنوان یک شهروند به صورتی فعال در مناسبات اجتماعی متناسب با احوال خودشان قرار گیرند.

با توجه به این که دوره ی تعلیمات ابتدایی 7-12) سالگی(مناسب ترین دوره برای آموزش بسیاری از مطالب آموختنی است، مشروط به این که روش آموزش

 بر خصوصیات فکر کودک در این سنین منطبق باشد در چنین شرایطی با اندک غفلتی ممکن است فعالیت های آموزشی از مسیر صحیح منحرف شود و نیروهای موجود صرف یادگیری مطالبی شود که مفید نیست.

در این میان نخستین مظهر فلسفه در آموزش و پرورش برنامه ی درسی و مدارک است که نقش کلیدی را در تبیت شهروندان برعهده می گیرد برنامه درسی شامل اساسی ترین خط مشی اجرای برای دستیابی به هدف های آموزش و پرورش هستند بدین جهت باید در تهیه و اجرای آنها نهایت مراقبت و دقت نظر اعمال شود تا به حد مطلوب با ویژگی های شهروند مطلوب مطابقت داشته باشد(جباری، 1382)

بیان مساله:

نظام تعلیم و تربیت در هر جامعه ای یک عامل پایه و بنیادی است که وظیفه آموزش و پرورش آن جامعه را برعهده دارد و پیشرفت هر جامعه به میزان موفقیت برنامه ریزی های آموزش و پرورش آن جامعه بستگی دارد و اهمیت آن تا بدان جاست که برای آموزش و پرورش قرن بیست و یکم تقویت و تمرین روحیه دموکراسی و مردم سالاری در کلاس درس و برداشتن دیوارهای مدارس برای اجتماعی بار آمدن دانش آموزان لازم و ضروری لحاظ می شود(صانعی، 1380)

آموزش شهروندی دانش آموزان را به مهارت هایی همچون رشد اعتماد به بیان عقاید شخصی، رشد مهارت های تشخیص دیدگاه ها، تجارب شخصی و گروهی رشد مهارت های تفکر انتقادی در مباحث، رشد مهارت های همکاری و حل تعارض اعتماد به نیروی خلاقیت، رشد مهارت های مشارکت دموکراتیک و به دست آوردن تجربه از عمل برای تغییر مجهز می کند(کلوگ و فولدن، 2002)

برنامه های تربیت شهروندی به یکی از دو شکل زیر ارائه می شود:

  • آموزش مستقیم تربیت شهروندی در این شکل برنامه های آموزش شهروندی با توجه به ماهیت برنامه های دومی طراحی و درمرحله اجراء ارائه می
  • این مطلب را هم اگر خواستید بخوانید :
  • دانلود پایان نامه ارشد با موضوع تعدد جرم، قانون مجازات
  •  شود.
  • آموزش ضمنی تربیت شهروندی: در این شیوه مفاهیم واصول آموزش شهروندی از طریق فعالیت های متنوع دنبال می گردد. در برنامه ریزی درسی برای آموزش شهروندی، باید بحثی شود که اهداف محتوا و روش های تدریس و ارزشیابی متناسب با عناصر تربیت شهروندی باشد. بنابراین لازم است که این  مولفه ها را در زمینه آموزش شهروندی مورد تاکید قرار دهد (فتحی واجارگاه، 1381)

یکی از جدیدترین مطالعاتی که در سطح بین المللی و با مشارکت 20 کشور جهان انجام شده و تحت عنوان « مطالعات شهروندی» منتشر شده است نشان می دهد که اغلب جوامع دارای این نگرانی عمیق هستند که چگونه کودکان، نوجوانان و جوانان خود را برای زندگی در جوامع معاصر آماده کنند و چگونه راه و رسم مشارکت در مسائل اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی را به آنها بیاموزند (دیبا و اجاری، 1381)

شهروندی از جمله مباحث مهم در حیطه مطالعات اجتماعی است. شهروندی مفهومی است که درصدد اشاعه اصول اساسی دموکراسی در بین افراد جامعه است(میگلر1998)

تربیت شهروندی عبارت است از توسعه دانش، مهارت و نگرش ها و ارزش هایی که دانش آموز را قادر می سازد تا به عنوان یک شهروند فعال و آگاه در جامعه دموکراتیک در شرایط ملی و بین المللی مشارکت جویند. (کیرن،2003)

افراد در طول دوران تحصیل از مقطع ابتدایی تا تحصیلات عالیه از طریق کتب درسی نیز با مفاهیم و ارزش های مورد قبول جامعه آشنا می شوند در کشور ما فعالیت های آموزش در چهار چوب کتاب درسی تحقق می یابد در تمام کشور برای هر موضوع درسی در هر پایه تحصیلی یک کتاب تالیف می شود و در بین مدارس توزیع می گردد. معلمان فعالیت های خود را بر محور کتاب درسی متمرکز کند. امتحان و ارزشیبای عمدتا محدود به مطالب کتاب درسی است از این رو وسیله آموزش در نظام تعلیم و تربیت دارای نقش بسیار مهمی است و کتاب های درسی به خاطر اهمیت زیادی که درتحقق اهداف آموزشی دارند کانون توجه تمامی دست اندرکاران آموزشی و پرورش می باشد. ( یارمحمدیان، 1377)

در نظام آموزشی ایران با توجه به متمرکز بودن آن ، کتاب درسی مهم ترین و پرکاربردترین رسانه آموزشی محسوب می شود . بنابراین کتاب درسی باید براساس اهداف آموزش و پرورش و متناسب با شیوه های نوین به منظور ارتقاء کیفیت رشد دانش آموزان  در تمام ابعاد و زمینه ها به ویژه ارزش های مطلوب حامعه ، تدوین و تالیف گردد.

مفیدی (1386)   در بررسی خود با عنوان آموزش شهروندی و مردم سالاری به کودکان ارائه نموده است. او در پژوهش خود نیاز به شهروندانی  آگاه و مسئول را از مهم ترین دلایل برقراری و اجباری نمودن سیستم آموزشی در سطوح پایه می داند. محقق مذکور ، آموزش شهروندی و دموکراسی را اکتساب حد وسیعی از گرایش ها ، اخلاقیات و پرهیزگاری ها می داند که کودکان آن ها را نه تنها از طریق کلاس های علوم اجتماعی و مدنی بلکه در کل سیستم  آموزشی می داند . مفیدی نظام تعلیم وتربیت ایران در              زمینه های آموزش های مذکور چندان موفق نمی داند و این در حالی است که تحولات پرشتاب جهانی ایجاد می کند که کودکان و دانش آموزان در مراکز یادگیری علاوه بر یادگیری مهارت های اولیه با رفتارها و قابلیت های شهروندی و توانایی زیستن در یک جامعه مرد م سالار آشنا شوند .

(منوچهری 1386)در بررسی خود با عنوان مقایسه ای محتوای کتب درسی مقطع ابتدایی با ویژگی های  شهروند جهانی در سال تحصیلی 86ـ1385 ارائه نموده است جامعه آماری مورد پژوهش کتاب های درسی دوره ی ابتدایی می باشدنتایج این پژوهش نشان داده که  کتاب های درسی مورد نظر به صورت ناقص و گذرا به آموزش ویژگی های شهروند جهانی پرداخته اند.

با توجه به اهمیت حقوق شهروندی در ایران امروزه با توجه به اهداف آموزش و پرورش در تربیت شهروندی آگاه، مشارکت جو و فعال و نیز از آن جا که اهداف از جامعه پذیر کردن آماده کردن ایشان برای زندگی در جامعه امروز ایران است پژوهش حاضر درصدد است تا به بررسی میزان برخورداری مفاهیم آموزش شهروندی در کتابهای اجتماعی دوره ابتدایی بپردازد تا مشخص شود به چه میزان برای آشنا کردن دانش آموزان در این کتاب ها با مولفه های شهروندی تلاش صورت گرفته است.

اهمیت و ضرورت

یکی از دغدغه های مفهومی و ذهنی بین المللی جدید در عرصه آموزش و پرورش طی چند سال اخیر مساله آموزش مولفه های شهروندی است. (آشتیانی و دیگران،1385)

آموزش شهروندی هم یک حق است و هم یک اجبار است.  هر شهروند از حقوق مدنی، سیاسی، اجتماعی خاص برخوردار است.  آموزش شهروندی راهی است برای زندگی با یکدیگر که در آن فرد در مسئولیت اجتماعی جامعه خود مشارکت می کند به عبارتی می تواند منافع خود را تشخیص دهد و برای دستیابی به آن تلاش کند.  ( کدیور، 1382)

برمبنای موج جدیدی که امروزه در مباحث علوم انسانی در معنای عام و علوم اجتماعی در معنایی خاص ایجاد شده است. تداوم حیات و پیشرفت جامعه تنها در سایه ی وجود شهروندی فعال، مشارکت جو آگاه و کنشگر و در یک جمله انسانهای عامل ممکن است. امروزه حل بسیاری ازمسائل و مشکلات جامعه در گرو آگاهی و رفتار اعضای جامعه است چرا که ایشان را در استیفای حقوق خویش تواناتر می سازد. با آگاه شدن افراد و بویژه دانش آموزان از حقوق خویش بالطبع افراد با مسئولیت خود در قبال جامعه و یکدیگر آشنا می شوند و بدین وسیله نظم اجتماعی روند رو به رشدتری بخود می گیرد با آگاهی دانش آموزان از حقوق شهروندی خود می توان امید داشت جامعه به جامعه ای پویا و فعال تبدیل شود به این صورت که دانش آموزان با نگاهی از حقوق خویش می توانند، تعاملات اجتماعی خود را با یکدیگر و نظام سیاسی حاکم بر جامعه مشخص سازند و از این طریق در نهادینه کردن شهروندی نقش مهمی ایفا کند.

آموزش و پرورش ابتدای نقطه شروع حرکتی طولانی و مهم از زندگی انسان است و چنان چه به برنامه ریزی این مرحله از آموزش و محتوای مندرج در کتاب ها به خوبی توجه شود و اصول و معیارهای صحیح به اجرا در آید. گامی بزرگ برای تربیت انسان های مطلوب و شهروندی متناسب با جهان امروز و موقعیت های آینده او برداشته شده است. بنابراین کتاب های درسی یکی از عوامل انسانی در رشد و توسعه یادگیری شناختی کودکان در جهان امروز به حساب می آیند که تحلیل کتاب های درسی می تواند دست اندرکاران آموزش و پرورش را در اتخاذ تصمیم های عاقلانه هنگام تهیه کتاب درسی برای استفاده در کلاس ها توانا سازد. (امام جمعه، 1386)

از سوی دیگر، عوامل متعددی لزوم توجه به تربیت شهروندی را در برنامه های درسی توجیه می کند از آن جمله می توان به تغییرات سریع سیاسی مهاجرت های گسترده، وضعیت نامساعد اقتصادی، گسترش ارتباطات جهانی شدن، حقوق بشر و محیط زیست اشاره کرد که هر یک از آنها می تواند به عنوان یک آسیب و چالش دوام و بقاء هر جامعه را تهدید کند باشد اگر بدرستی با عوامل فوق برخورد نشود نمی توان از این

دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی دانشکده روانشناسی و علوم اجتماعی

الف : انگیزه لازم و قوی به حضور در فعالیتها

ب : حضور مرتب و منظم در اکثریت جلسات آموزشی

ج : بهره گیری از اساتید مجرب و مبرز

د : اعطا گواهینامه معتبر به شرکت کنندگان

ه : حضور در آزمون و امتحان پایانی ( در صورت برگزاری )

و : انتخاب آگاهانه و هدفمند فعالیت

ز : انجام فعالیت به صورت فردی و گاه گروهی و مشارکت جویانه

ح : منتهی شدن به کسب مهارت و توانایی

ط : داوطلبانه ، غیر اجباری و توأم با نشاط و تفریح و سرگرمی و نشاط و هیجان

ی : فعال ، متعال و دارای ساختار و انسجام

ک : ایجاد کننده دستور ذهنی، توانمند ساز، ایجاد عادات مثبت و کمک به سلامت روحی و جسمی فرد

 1ـ3 هدفهای تحقیق

هدف کلی

هدف کلی انجام تحقیق بررسی تأثیر نحوه گذران اوقات فراغت و فعالیتهای فوق برنامه و مکمل در طول تابستان و آغاز سال تحصیلی بر پیشرفت تحصیلی دانش آموزان در دوره متوسطه است .

اهداف جزیی

هدفهای جزیی به بررسی انگیزه و علل شرکت دانش آموزان در برنامه های اوقات فراغت می باشد . چنانچه نحوه گذران اوقات فراغت بر پیشرفت تحصیلی دانش آموزان موثرباشد می توان به نحوه گذران اوقات فراغت نظارت بیشتری اعمال نموده و بر اجرای بهتر آن مدیریت کرد. تأثیرات استفاده بهینه از اوقات فراغت بهتر اعمال گردد. این تحقیق تأثیر اوقات فراغت را بر پیشرفت کلی تحصیلی و همچنین تأثیر خاص بر بعضی از دروس خواهد سنجید.

1ـ4 سوالات یا فرضیه های تحقیق ( بیان روابط بین متغیر های مورد مطالعه ) :

1ـ آیا نحوه گذران اوقات فراغت( فعالیتهای فوق برنامه )در پیشرفت تحصیلی دانش آموزان ( به طور کلی ) تأثیر دارد؟

2ـ آیا نحوه گذران اوقات فراغت ( فعالیتهای فوق برنامه )در پیشرفت تحصیلی دانش آموزان درس مطالعات اجتماعی تأثیر دارد؟

3ـ آیا نحوه گذران اوقات فراغت ( فعالیتهای فوق برنامه )در پیشرفت تحصیلی دانش آموزان و ورزش تأثیر دارد؟

4ـ آیا نحوه گذران اوقات فراغت ( فعالیتهای فوق برنامه )در پیشرفت تحصیلی دانش آموزان در درس زبان انگلیسی تأثیر دارد؟

1ـ5 مبانی نظری اوقات فراغت

الف: تعریف لغوی


اوقات فراغت از دو کلمه اوقات و فراغت تشکیل شده است و در فرهنگ لغتهای مختلف تعاریف متفاوتی از هر کدام آورده شده است که در زیر به چند مورد اشاره می شود .

وقت: مقداری از زمان که برای امری فرض شده، هنگام، عهد، عصر، موقع و جمع آن اوقات است . [1]

وقت : زمان ، هنگام ، زمانیکه بوسیله ساعت و معمولاً براساس نصف النهار یک نقطه تعیین می شود ، فرصتی که برای کاری در اختیار باشد .[2]

وقت  : وقت ، زمان ، فرصت ، مجال ، موقع ، هنگام ، گاه ، باز [3]

فراغت : پرداختن از فراغ ، آسایش ، استراحت ، آسودگی ، آرامش ، در لغت عربی به معنی اضطراب است و « فراغ » به معنی آسایش است . ولی در فارسی فصیحان آن را به معنی آسایش و آسودگی بکار برده اند . بی اعتنایی ، وارستگی ، فرصت ، مجال . [4]

فراغت : آسودگی ـ فرصت آسودگی یا آزادی از کار .

فراغت  : آسودگی ، فرصت ، مجال ، وقت کافی ، فراغت ، فراغ بال ، بتفضیل .[5]

همچنین لغت دانان جدیدتر چون اوژه پایه گذار لاروس برای فراغت مفهومی جدیدتر و محدودتر قابل شده اند و آن عبارت است از : « سرگرمیها ، تفریحات و فعالیتهائیکه به هنگام آسودگی از کار عادی با شوق و رغبت با آن می پردازد .» و نیز در لغت نامه لویتر ، لغت نویس معروف فرانسوی آمده است : « فراغت

این مطلب را هم اگر خواستید بخوانید :

انواع قارچ های خوراکی + خواص و عوارض قارچ جدید ۹۸ | تغذیه سالم - سایت فروش فایل

 فرصت و زمانی است که پس از اتمام کار و شغل روزانه باقی می ماند » [6]

ب) تعاریف عملیاتی :

اوقات فراغت

مجموع فعالیتهایی است که شخص پس از رهایی از تعهدات و تکالیف شخصی، خانوادگی و اجتماعی با میل و اشتیاق به آن می پردازد و هدفش استراحت، تفریح، توسعه دانش، به کمال رسانیدن شخصیت خویش، به ظهور رسانیدن استعدادها، توانمندی ها و خلاقیت هاست.

پیشرفت تحصیلی:

به میزان رشد وترقی تحصیلی دانش آموزان در یک مدت زمانی خاص پیشرفت تحصیلی گفته می شود( که در این ملاک پیشرفت تحصیلی معدل دانش آموزان در یک ترم تحصیلی است( نیمسال)

فعالیتهای فوق برنامه:

به مجموعه فعالیتهای سازمان یافته و پیش بینی شده ای گفته می شود که به منظور تعمیق یادگیری بیشتر دانش آموزان و آگاهی بیشتر جهت ورود به اجتماع در نظر گرفته شده تا به رشد و تعالی و شکوفایی استعدادها و مشارکت در برنامه های کاربردی کمک نمایند. در این تحقیق به آن دسته از برنامه ها که برای تکمیل آموزشهای مدرسه ای تنظیم می شوند و استفاده از آنها برای شاگردان نشاط آور است فعالیتهای فوق برنامه گفته می شود.

فعالیتهای خارج از مدرسه:

آن دسته از فعالیتهایی است که دانش آموز خارج از چهارچوب فعالیت و وظایف مدرسه انجام می دهد، که ممکن است زیر نظر سازمانها باشد که احتمالاً وظایف تربیتی هم به عهده دارند: مانند کلاس های هنری و غیره ..

بخش اول

مقدمه

نشاط و سرور لازمه زندگی است و پژمردگی و کسالت زایل کنندۀ استعداد ها و تواناییهای انسان می باشد . در فضایی که نوجوانان و جوانان و حتی بزرگسالان فرصت تحرک و تلاشی می یابند و فارغ از کارها و امور عادی و رسمی به تفریح و سرگرمی مورد علاقۀ خویش می پردازد ، می توان به استمرار فعالیتها و شکوفایی استعدادها دل بست . به عبارت دیگر در جایی که مجالی برای فراغت یافت نمی شود، افسردگی و رخوت به سراغ انسان خواهد آمد. امروزه پرداختن به اوقات فراغت از مهمترین و جدّی ترین مشکلات خانواده ها و مدارس به شمار آید و توجه به این امر مهم گره گشای بسیاری از تنگناهای تربیتی و راهبردی برای برنامه ریزی در جهت تعالی دانش آموز می باشد.

بسیاری از جامعه شناسان و نیز اقتصاد دانان بر این باورند که تحول جوامع انسانی به سوی تمدن فراغت در حرکت است ، به همین جهت توجه به چگونگی بهره گیری از اوقات فراغت روز به روز آشکارتر و از اهمیت بیشتری برخوردار می گردد . هر چند همۀ افراد خانواده به اوقات فراغت نیاز مبرم دارند ، اما در این میان جوانان و نوجوانان با توجه به نقش حساس و سازنده ای که در ساخت فرهنگی ، اجتماعی و اقتصادی کشورها به عهده دارند ، نیازمند توجه دقیق تری در این ارتباط هستند . متجاوز از بیست میلیون کودک و نوجوان در کشور ما زندگی می کنند که مسئولیت توجه به اوقات فراغت آنان متوجه خانواده ها می گردد ، به این دلیل آگاهی خانواده ها از اهمیت نقش اوقات فراغت و چگونگی پرداختن به آن ، از ضروریتی خاص برخوردار است . (شرفی ، 1374، ص 11)

جالب است بدانیم که بسیاری از اختراعات و اکتشافات بشری که بوسیلۀ دانشمندان و متفکران صورت گرفته است ، محصول تفکر و قوه ابتکار و خلاقیتی است که در زمان فراغت حاصل شده است . در کشور ما دانش آموزان حدودیک ششم جمعیت کشور را تشکیل میدهند و بیشترین نیاز را به بهره گیری از اوقات فراغت دارند . آنان بطور متوسط 6 ساعت در روز به امر تحصیل اشتغال دارند و حدود 8 ساعت در شبانه روز را هم به استراحت و رفع نیازمندیهای ضروری در منزل می پردازند . اگر اشتغالات تحصیلی و انجام تکالیف درسی را برای آنان 2 تا 4 ساعت در روز محاسبه نماییم ، جوان و نوجوان بیش از 6 ساعت در روز وقت فراغت دارد . البته اگر سایه تعطیلات از جمله تعطیلات نوروز و تابستان و سایر ایام تعطیل به مناسبتهای مذهبی و ملی را هم اضافه کنیم هر فرد در شبانه روز حدود 8 ساعت وقت آزاد دارد که باید برای استفادۀ مطلوب و بهره وری از آن برنامه ریزی لازم صورت پذیرد . بنابراین اگر ما برای اوقات فراغت فرزندانمان برنامه ریزی لازم انجام ندهیم ، قطعاً آنان برای پر کردن اوقات فراغت خود اقدام خواهند نمود که در آن صورت ممکن است بدآموزیها و مشکلات تربیتی حاصل گردد . پیامبر گرامی ما می فرمایند : اگر پدران و مادران به تربیت فرزندان خود اهتمام ننمایند ، روزگار آنان را تربیت خواهند نمود . در حقیقت مراد رسول گرامی اسلام آن است که چنانچه والدین در امر تربیت فرزندان خود برنامه ای نداشته باشند ، حوادث و شرایط پیش آمده که ممکن است برخلاف موازین تربیتی هم باشد ، تربیت فرزندان را سازمان دهد .(شرفی ، 1374،ص 13)

اکنون ببینیم چه نیازهایی در هنگام گذران اوقات فراغت ارضاء می گردد .همان گونه که می دانیم انسان در اوقات فراغت به کار یا فعالیت مورد علاقه اش می پردازد .پس در حقیقت در هنگام فراغت و پرداختن به سرگرمی یا کار مورد علاقه ی خویش، نیازهای درونی وی تأمین می گردد.(یوسفی ،1371،ص57)

روانشناسان معتقدند که تأمین نیازهای درونی فرد به شادی ، نشاط و سرور او خواهد انجامید و این امر به شکوفایی خلاقیت فرد منجر خواهد گردید و شخصیت او را که متشکل از ابعاد فکری ،عاطفی ، اجتماعی و جسمی است ، تعالی خواهد بخشید . در فعالیت فرد در اوقات فراغت که براساس تمایل و علاقۀ درونی شخص انجام می گیرد ، او یا به فعالیت عقلانی می پردازد ، یا به فعالیت جسمی ( بازی و ورزش ) مشغول می شود و یا به انجام فعالیتی اجتماعی ( فعالیت جسمی ) مبادرت می کند و در حقیقت فعالیت عاطفی هم انجام می دهد . بنابراین گذران مطلوب اوقات فراغت ، نیازهای عاطفی ، جسمانی ، عقلانی و اجتماعی فرد را ( که ابعاد شخصیت او را تشکیل می دهد ) برآورده می کند .

2ـ1 انواع اوقات فراغت

اوقات فراغت را می توان به شیوه های گوناگون تقسیم بندی کرد . نظر به اینکه چه عواملی را مبنای تقسیم بندی قرار دهیم می توانیم تقسیم بندی های متفاوتی ارائه دهیم . اکنون برخی تقسیم بندی های اوقات فراغت می پردازیم :

الف ) اگر محل و مکان را مبنای تقسیم بندی قرار دهیم می توانیم دو حالت کلی را تفکیک کنیم :

1ـ منزل : زمان فراغتی که در منزل سپری می شود مثل گفتگو با اعضای خانواده ، تماشای تلویزیون ، بازی و سرگرمی های خانوادگی

2ـ خارج از منزل : زمان فراغتی که خارج از منزل سپری می شود : که طیف وسیعی از فعالیتها را شامل می شود مانند : گردش در پارک ، رفتن به سینما و….

ب ) اگرزمان را مبنای تقسیم بندی قراردهیم می توانیم حالتهای مختلفی رانشان دهیم مثل:

1ـ اوقات فراغت لحظه ای: مثل ساعت تفریح مدارس که معلم و شاگرد می توانند هر فعالیتی که دلخواه آنان است در این وقت انجام دهند .

2ـ اوقات فراغت ساعتی : مثل ساعت بیکاری که بین دو شیفت کاری انجام می شود مثلاً برای یک معلم در یک مدرسه دونوبته مشغول به کار است می تواند ساعت بیکاری بین دو نوبت را به دلخواه سپری کند .

3ـ اوقات فراغت روزانه : زمان فراغتی که پس از پایان کار روزانه بوجود می آید و در همه جا معمول است .

4ـ اوقات فراغت هفتگی : در پایان هفته یک یا دو روز تعطیلی وجود دارد که بخش قابل توجهی از اوقات فراغت می باشد .

5ـ اوقات فراغت سالیانه : در پایان سال یا فصل خاصی از سال تعطیلات سالیانه وجود دارد مثل تعطیلات عید نوروز کشور ما .

ج ) اگر سن را مبنای تقسیم بندی قرار دهیم می توانیم انواع دیگری از اوقات فراغت را ارائه دهیم که کاملاً از یکدیگر متمایزند مانند :

  • اوقات فراغت ویژه کودکان قبل از ورود به دبستان
  • اوفات فراغت ویژه کودکان و نوجوانان
  • اوقات فراغت ویژه جوانان
  • اوقات فراغت ویژه میانسالان
  • اوقات فراغت ویژه سالخوردگان

بدیهی است وقت فراغت کودکان قبل از ورود به دبستان و نحوۀ سپری کردن این وقت فراغت با جوانان و سالخوردگان کاملاً متمایز است بنایراین تقسیم بندی می تواند کاملاً واقع بینانه باشد .

د ) اگر عامل جنس که در تحقیقات اجتماعی به عنوان یک متغیر مهم محسوب می شود را مبنای تقسیم بندی قرار دهیم با توجه به ویژگیها، نیازها و طبیعت دو گروه جنسی (مرد ـ زن ) می توان دو نوع برنامه فراغتی خاص را از هم تفکیک و ارائه نمود :

  • اوقات فراغتی ویژۀ مردان
  • اوقات فراغتی ویژۀ زنان

هـ ) اما تقسیم بندی ها به همین جا ختم نمی شود و می توان تقسیم بندی های دیگری بر مبنای جنس ، شغل و حتی سلسله مراتب شغلی ارائه کرد . برای مثال بر مبنای شغل می توان تقسیم بندی وسیعی ارائه کرد که به برخی از آنها اشاره می کنیم :

  • اوقات فراغت ویژه کارگران
  • اوقات فراغت ویژه معلمان
  • اوقات فراغت ویژه دانشجویان
  • اوقات فراغت ویژه دانش آموزان

و ….

ر) اگر عوامل ، وسایل و ابزار ها ، منابع و سازمانها و نهادهای مربوط به نحوۀ گذران اوقات فراغت را مبنا قرار دهیم انواع فعالیتهای فراغت را از لحاظ عوامل ایجاد کننده ارتباط و کنش می توان به دو دستۀ کلی «فردی» و «گروهی» تقسیم نمائیم .

فراغت با تصمیم و حضور صرف عامل یا فراغت گر که می توان آن را فعالیت فردی نامید.

( فعالیتهای فراغتی مثل تماشای تلویزیون ، صحبت با افراد خانواده ، گوش دادن به نوار و رادیو ، مطالعۀ کتاب ، روزنامه ، مجله و … )

فراغت با حضور و تصمیم فراغتگران و افراد ، سازمانها و …. که آن را می توان تحت عنوان فراغت گروهی نامگذاری کرد. ( فعالیتهایی همچون ورزشها و بازیهای گروهی ، رفتن به سینما ، شرکت در پایگاه های بسیج ، رفتن به پیک نیک ، هیئت های مذهبی و …). (فربد ،محمدصادق ، 1380)

آنچه در این تحقیق مورد نظر است اوقات فراغت ویژه دانش آموزان دختر و پسر مقطع متوسطه است که بیشتر به میانگین وقت فراغت در طول یک روز عادی و نحوۀ گذران آن توجه می شود .

2ـ2 مقایسه مفهوم «اوقات فراغت »با چند واژه دیگر

برداشتی که افراد جامعه از مفهوم یک واپه یا کلمه دارند نقش مهمی در چگونگی کاربرد و استفاده از آن در زندگی روزمره آنها خواهد داشت . به بیانی دیگر اگر افراد جامعه در بحث موردنظر ما « اوقات فراغت »را فرصتی مناسب برای تأ مین بهداشت جسمی روانی و بستر مطلوبی برای شکوفایی خلاقیت ها و استعدادهای خود و….بدانندو یا اینکه «اوقات فراغت رامترادف با زمان بیکاری » خود در نظر بگیرند و یا «اوقات فراغت را به معنای تفریح و سرگرمی »تلقی نمایند ویا ….

بدیهی است که چگونگی استفاده برنامه ریزی و نهایتاً بهره وری از آن در هر یک از موارد یاد شده کاملا متفاوت خواهد بود. از این جهت ضروری است که مقایسه ای را بین «اوقات فراغت »وچند واژه دیگر انجام دهیم.

الف ) فراغت و بیکاری :

ـ مردم اغلب اوقات فراغت را معادل زمان بیکاری در نظر می گیرند باید دانست که اوقات فراغت با بیکاری تفاوت دارد .

ـ بیکاری: ایامی است که فرد شغل خود را به طور موقت یا دائم از دست می دهد .

ـ فراغت : هنگامی است که فرد شاغل زمانی از وقت خودرا «فارغ از کار » به طور دلخواه می گذراند[7]

ب) فراغت وکار :

ـ کار­ و فراغت مفاهیمی هستند که با « وقت وزمان » ارتباط دارند، ولی کار: گذران وقت برای فعالیت خاص وبا هدف خاص است ( که مبتنی بر اجبار اقتصادی ،اجتماعی ،اخلاقی ،و….است)

فراغت: وقت آزادی است که فرد ( مجبور به انجام ) فعالیت خاصی نیست[8] و(مبتنی بر میل و رغبت وانتخاب آزاداست).

توجه : در تعریف ارائه شده برای فراغت توسط نویسنده محترم ، به نظر می رسد که بهتر است لفظ «اجبار » در عبارت گنجانده شود زیرا که در غیر این صورت با ارائه این تعریف ( فراغت:وقت آزادی است که فرد به فعالیت خاصی مشغول نیست ) جای این اشکال خواهد بود که :«بسیاری از افراد در اوقات فراغت به انجام فعالیتهای خاص مشغول هستند که بر اساس میل و رغبتشان صورت می گیرد .»

ج) فراغت و تفریح سالم :

ـ دکتر «جی . بی .نیش» درکتاب «فلسفه فراغت و تفریحات سالم»در تعریف فراغت نوشته است :

فراغت : مربوط به اوقاتی از زندگی انسان می شود که از کار کردن آزاد است یا در خواب نیست  تفریحات سالم : مربوط به « نحوه استفاده » و برداشت از این فراغت است .[9]

2ـ3فواید اوقات فراغت

استفاده صحیح از اوقات فراغت آثار تربیتی بسیار مناسبی خواهد داشت که برخی از آنان بشرح زیر است :

  • خودسازی : خوسازی و پرورش نفس از ضروری ترین امور است ؛ زیرا سعادت دنیا و آخرت بستگی به این مرحله دارد ( مصطفوی ، 1380 )
  • شکوفایی استعدادها : یکی از فواید دیگر اوقات فراغت شکوفایی استعدادها و توانمندی های بالقوه در انسانها است که هر فرد را با برنامه ریزی و شناسایی توانایی خود می تواند از اوقات فراغت در جهت بروز و ظهور استعدادها و جهت نمودن آنها استفاده کند ( مرکز مطالعات و تحقیقات حوزه نمایندگی ولی فقیه ، 1386 ).
  • با برنامه ریزی برای اوقات فراغت هم آسایش روحی و روانی افراد تأمین می شود و هم شخصیت آنان رشد می کند . با نگاه به عصر جاهلیت در می یابیم دو رکن ، پر کردن اوقات فراغت مردم آن روزگار نوشیدن شراب و قمار بوداها است که آیات قرآن از این حقیقت تلخ پرده برداشته و مردم را برحذر می دارد « امنا یرید الشیطان ان یوقع بینکم العدوه و البغضاء فی الخمر و المسیر » ( المائده ، آیه 91 ) توجه به این دو فعل حرام که هنوز دامن بسیاری از جوامع را در بر دارد ، نه تنها سبب آسایش فرد شده بلکه باعث برانگیختن دشمنی و کینه می شو (پور اسماعیل ، 1385 )
  • جلوگیری از هدر رفتن نیروها ، که در صورت عدم هدایت صحیح ممکن است موجب بزهکاری های فردی و اجتماعی گردد .
  • در اثر فعالیتهای نا سالم نه تنها از فرصت های بیکاری و در بعضی اوقات بزهکاری کاسته می شود ، بلکه اشاعۀ فرهنگ عمومی را در پی داشته و نشاط را در جامعه افزایش می دهد ، چیزی که امروز در بیشتر جوامع به چشم نمی خورد . پیشوایان دین ، ما را به پر کردن اوقات فراغت توصیه کرده اند . امیرالمومنین علی (ع) می فرمایند :« ان یکن الغل مجهده فاتصّل الفراغ مفسده » ( شیخ مفید ) یعنی : اگر تن دادن به شغل مایۀ زحمت است ، بیکاری دائم نیز باعث فساد است .
  • با گذراندن مناسب و برنامه اوقات فراغت ، افراد مختلف جامعه با ترمیم خستگی های روحی و روانی ، سر زندگی و نشاط لازم را برای ادامه ی فعالیتهای آتی کسب کرده و به همین دلیل در انجام فعالیتهای آینده توفیق بیشتری خواهند داشت .
  • هر چه فعالیت انسان در قالب برنامه باشد ، بازخستگی ها را به دنبال خود دارد ؛ از سویی انسان وقتی به شکل مستمر با کار واحدی سروکار داشته باشد به لحاظ روانی از آن خسته شده و این اوقات فراغت است که موجب ترک خستگی و تجدید قوای انسان می گردد ( پور اسماعیل ، 1385).

از فواید اوقات فراغت این است که فرد با انجام فعالیتهای مختلف در این اوقات به درک زیبایی ها و لذت بردن از آنها دست می یابد . خواه این زیبایی طبیعی باشد و خواه دست انسان باشد اکثر مردم از دیدن کارهای هنری ، شنیدن موسیقی ، تماشا یا انجام رقص و نظاره و مناظره طبیعی لذت می برند .

اوقات فراغت یکی از مهمترین جنبه های زندگی مدرن است . این پدیده می تواند بین فشار کاری ، درگیری های شدید خانواده و محیط نا مناسب کاری تعادل ایجاد کند ( سوقندی ، 1388) .

2ـ4 کارکردهایی که باگذران اوقات فراغت محقق می شوند :

  • خلاقیت : مطالعات انجام شده توسط سبسک [10] (1985) درزمینه ویژگیهای افرادخلاق نشان می دهد که آنان علاوه براینکه ازهوش سرشار ، صداقت ، صراحت وانعطاف پذیری برخوردارهستند،

از اوقات خودحداکثربهره راگرفته ، باآزاداندیشی وتفکر .اگرامسائل مختلف رابررسی می کنند

وبه راه حلهای نودست می یابند.

  • توسعه مهارتهای شناختی : هرگاه فرد بدون اینکه تکلیف خاصی را برعهده داشته باشد با علاقه وانگیزه شخصی بخواهددرزمینه های متنوع آموزشی فعالیت داشته باشد،مسلماتلاش وی مطلوب وخوشایند ذهن وروان بوده ، منجر به فراگیری پایدارخواهدشد.
  • تقویت مهارتهای حسی- حرکتی : تاثیر مهارتهای حسی- حرکتی وفعالیتهای ورزشی برفعالیتهای ذهنی وعاطفی به گونه ای است که بسیاری ازروان شناسان تعلیم وتربیت عقیده دارند که این قبیل فعالیتها می بایست دردرجه اول جزوبرنامه های موظف آموزشی دانش آموزان قرارداده شودوآشنایی افراد بافعالیتهای حسی وحرکتی نه تنها سبب تقویت فعالیتهای ذهنی ، بلکه موجب نشاط روانی وسرزندگی ، تقویت اعتمادبه نفس وبالطبع بهداشت روانی خواهد شد.تاثیر مهارتهای حسی – حرکتی وفعالیتهای ورزشی برکنشهای ذهنی وایجاد تحول روانی (امروزه مورد تائید وتاکید روانشناسان وکارشناسان تعلیم وتربیت می باشد. [11]

(احمدی، سیداحمد)درکتاب ((روانشناسی نوجوانان وجوانان ))نیزتاثیرورزش درتقویت

مهارتهای حسی ، حرکتی وقدرت تفکررامورد تائید قرارمیدهدواظهارمیدادکه :

ـ ورزش غیرازآنکه فعالیت بدنی وفعالیت اجتماعی وگروهی است ، نوعی بازی هم به حساب

می آید. وبرای مذتی انسان راازواقعیت های اطراف ونگرانیهاودلواپسی ها دورمی سازد وفرد

را متوجه بدن ونقاط مثبت خویش می کند.بازیهارامعمولابه سه دسته تقسیم می کنند.

الف : بازیهای که به پرورش جسم کمک می کنندومهارتهای جسمی وحرکتی راتقویت می کنندمانند: دوچرخه سواری ، والیبال ، فوتبال

ب : بازیهایی که قدرت تفکرراپرورش می دهند مانند شطرنج

ج : بازیهایی که قدرت راپرورش می دهند مانند : مجسمه سازی ، نقاشی و…[12]

بنابراین :

  • ورزش ضمن آنکه یک عمل تفریحی ونشاط آور وسرگرم کننده درساعات اوقات فراغت است . ازطرفی دیگر وسیله ای موثردرحفظ سلامت بدن ونیرومندی جسم است .[13]
  • وازبعدی دیگرتقویت کننده مهارتهای حسی وحرکتی درفردونهایتا اینکه می تواند موجب افزایش قدرت تفکر فردگردد.

[1] معین ، محمد (1371) ـ فرهنگ فارسی ( متوسط ، جلد چهارم ، چاپ هشتم ، موسسه انتشارات امیرکبیر تهران .

[2] صدری افشار، غلامحسین (1373) ، فرهنگ فارسی امروز ، نسرین حکمی ، ویرایش 2 ، تهران ، موسسه نشر کلمه .

[3] آریانپور کاشانی ، عباس (1375) ، فرهنگ کامل جدید انگلیسی ـ ارسی ـ جلد پنجم ، موسسه انتشارات امیرکبیر ـ تهران ، چاپ هفتم .